SHY

SHY

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SHY-12 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2024-01-10
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 181 lines.

‫‫قسمت 12‫‫‫ وقتی سرفه میکنم، دوتامون هستیم

‫‫یونیلرد ‫‫‫اسم مستعار: یونیچی ‫‫‫ملیت: ??? ‫‫‫ علاقه مندی ها: آشپزی، تمیزکاری، سوپ ‫‫‫کسی که مسئولیت بقیه قهرمان ها را به عهده دارد ‫‫هیچکس چهره او را ندیده

‫‫شپلق

‫خدای من، شای اینجاست!

‫تو قهرمان ژاپنی، آره؟

‫تو روسیه چیکار میکنی؟

‫‫شای!

‫توروخدا وایسید یه دقیقه!

‫پشا

‫مثل اینکه کسایی که داخل بودن هم حالشون خوبه

‫دکتر ایساک داره بررسیشون میکنه

‫عالیه

‫ولی میدونی...

‫به نظرم تو واقعا یه قهرمانی

‫اینکه یکی اینو بهم بگه یجورایی خجالت زده ام مسکنه

‫‫بیخیال بابا!

‫ولی میدونستم...

‫چیو؟

‫میدونستم که یه روزی برای خودت کسی میشی

‫من؟ چرا همچین فکری میکردی؟

‫خب... چون لنیا خیلی دوستت داشت

‫مامان؟

‫ولی اشتباه نکنی ها

‫نمیگم همش به لطف اون بوده

‫لنیا کسی بود که من واقعا تحسینش میکردم

‫چی؟ اولین باریه که همچین چیزی میگی

‫خب، معلومه. چون اولین باریه که این حرفو میزنم

‫لنیا حتی وقتی که بچه بود هم رفتارش بچگانه نبود

‫حتی وقتی اتفاق بدی میفتاد، ‫‫ هیچوقت نمیدیدم که گریه کنه یا عصبانی بشه

‫فکر کنم بخاطر تربیت پدر و مادرش بود

‫اینطوری که "نه واسه کسی دردسر ‫‫ درست کن، نه روی کسی حساب کن"

‫ولی اگه بخوایم کاراشو در نظر بگیریم ‫‫خیلی برای بقیه وقت میذاشت

‫خیلی دختر فداکاری بود و هیچی در عوضش توقع نداشت

‫و مطمئنم که این رفتارش وقتی بزرگ شد هم عوض نشد

‫کسایی بودن که بخاطر این رفتارش ‫‫ بهش میگفتن احمق و مسخرش میکردن

‫اون خیلی سختی ها تحمل کرد

‫ولی حتی با این وجود، من...

‫من بابت اینکه اون مثل یه قهرمان بود که ‫‫ زندگیش رو وقف دیگران کرد تحسین میکردم

‫برای همین، حتی الان هم که یه قهرمان واقعی ای

‫هنوز خون اون و عشقی که بهت داد رو با خودت داری

‫وقتی که بهش فکر میکنم همچیز باهم جور درمیاد

‫به چشم من، تو و مادرت جفتتون قهرمانید

‫دو نسل دوست داشتنی

‫ناتالیا سان...

‫پپشا سان!

‫عزیزم

‫نجاتم بده! کمک!

‫عجب. مثل اینکه قهرمان ما تو دردسر افتاده

‫بچه ها، زودی برید داخل!

‫چشم!

‫نجاتم دادی...

‫ترو؟ ترو!

‫ای‌بی‌او سان؟

‫خداروشکر حالت خوبه

‫یه مدتی نتونستم باهات ارتباط برقرار کنم ‫‫واسه همین نگران شدم

‫حالم خوبه

‫من... خب، من و پپشا سان تونستیم شرایطو کنترل کنیم

‫که اینطور. یونیلرد براتون نیروی کمکی فرستاد

‫چی؟

‫شنیدم که موقعیت اضطراری پیش اومده...

‫ولی ظاهرا بهش رسیدگی شده

‫استارداست! لیدی بلک! شما اومدید به ما کمک کنید؟

‫آره. درست قبل از اینکه شما به اینجا برسید

‫ما از یونیلرد یه پیام دریافت کردیم

‫در حال حاضر، دولت ها و قهرمان های تموم کشورها

‫موافقت کردن که اطلاعاتشونو در اختیار هم قرار بدن ‫‫ و باهم همکاری کنن

‫و این یعنی دفعه بعد که آماراریروکو ظاهر بشه

‫همه کشورهای دنیا باهم همکاری میکنن تا مشکل رو حل کنن

‫تو همین حین خبری به ما رسید که به شما حمله شده

‫ولی ظاهرا به ما نیازی نبوده

‫بعدا خودم شخصا یونیلرد رو در جریان میذارم

‫تا وقتی مطمئن نشم که همه حالشون خوبه ‫‫ و امنیت دارن از اینجا نمیرم

‫که اینطور. کمکی از دست من برمیاد؟

‫اتفاقا یه مسئله ای هست

‫ببین

‫این حلقه... همونیه که آماراریروکو جا گذاشته

‫میشه اینو سریعا به دست یونیلرد برسونی؟

‫که اینطور. حله

‫خب، من دیگه برمیگردم

‫سرم خیلی شلوغه، میدونی که

‫‫میگم!

‫ممنون که اون دفعه راهنماییم کردی

‫بخاطر همون، من تونستم جون کلی آدمو نجات بدم

‫مدتی بود که میخواستم اینو بهت بگم، ولی فرصت نمیشد...

‫و... متاسفم

‫آها، تویی. همون دختره که توی سفینه بود

‫درسته، اون اتفاق افتاد، مگه نه؟

‫کاملا منو یادش رفته...

‫من کاری نکردم که بخوای بابتش ازم تشکر کنی

‫خودت تونستی خودتو قویتر کنی

‫اگه به چیزی تو زندگیتت رسیدی ‫‫بخاطر کس دیگه ای نیست

‫درست همونطور که وقتی هیچ کاری از دستت برنمیاد ‫‫تقصیر کس دیگه نیست

‫پس به خودت افتخار کن

‫وقتی به این نتیجه برسی که واقعا کسی رو نجات دادی

‫اون حس غرور و افتخار به قدرت بعدی تو تبدیل میشه

‫اگه یه قهرمان همیشه کمرش خم باشه ‫‫ (به نشانه عذرخواهی)

‫باعث میشه اون کسی که نجات پیدا کرده هم عذرخواهی کنه

‫بگه "ببخشید که مجبورت کردم منو نجات بدی"

‫خب، من دیگه برمیگردم

‫بقیش رو به تو میسپارم، لیدی بلک

‫باشه

‫میرم ببینم کسی مجروح شده یا نه

‫خیلی خب، شای. بررسی کردی ببینی کسی مجروح شده یا نه؟

‫اوه، خب...

‫بعضیا بخاطر حمله دشمن آسیب دیدن، بیا بریم نشونت بدم

‫خودت چی؟

‫من؟

‫من خوبم! پس لطفا به بقیه یه نگاهی بنداز

‫که اینطور

‫از این نگاه تو صورتت خوشم اومد

‫قیافت یجوریه که انگار یه کوه رو فتح کردی

‫به همین زودی میرید؟

‫حداقل شبو اینجا میموندید

‫نمیتونیم زیاد اینجا بمونیم و مزاحم بشیم

‫بازم بهتون سر میزنم

‫که اینطور، خیلی خب. موفق باشید

‫شای، اسپریت

‫ممنون که نجاتمون دادید

‫هممون فکرمون پیش توئه، پشا

‫ممنونم، ناتالیا سان

‫آماراریروکو...

‫موندم استیگما واقعا دنبال چیه

‫حس میکنم به چیز خیلی مهم اونجاست

‫حتی اگه ندونیم اون چیز چیه، ما قهرمانا باید براش کاملا آماده باشم

‫خیلی خب، بزن بریم!

‫باشه!

‫ولی قبلش...

‫یه مشروب فروشی که همیشه پیشش میرم همین نزدیکیاست

‫هان؟ ولی تازه با ناتالیا سان کلی مشروب خوردید

‫همین که الان سرپا وایسیدی مایه تعجبه...

‫اون که فقط یکم سرمو داغ کرد!

‫خیلی خب! قراره مشروب بخورم! ‫‫قراره تا خرخره بخورم!

‫انقدر بخورم که دیگه نتونم ادامه بدم!

‫آماراریروکو...

‫دنیای درون قلب مردم...

‫آرزوی استیگما که میخواد به واقعیت تبدیلش کنه ‫‫حتی اگه به بهای نابود کردن آرزوی دیگران باشه...

‫نمیدونم اون آرزو چیه، ولی من یه قهرمانم

‫و ازم خواستن که اونارو متوقف کنم

‫و این معنیش این نیست که صرفا اونا رو تو یه مبارزه شکست بدم...

‫ترو چان! جا نمونی!

‫اوه... اومدم!

‫دوباره میخوای بگی من خیلی مشروب میخورم؟

‫خب، خیلی میخوری دیگه

‫هان؟

‫حتی اگه جسم کسی از بین بره ‫‫قلبش تو این دنیا باقی میمونه

‫قلب ها ابدی هستن

‫و همیشه آزاد

‫واسه همین نباید ناراحت باشی، کوفوفو سان

‫تو، تزوتا چان، من، بقیه...

‫در نهایت، هممون یکی میشیم

‫شای ‫‫ (خجالتی)

‫صبح بخیر، مومیجیاما سان!

‫‫کویشیکاوا سان...

‫صبح بخیر

‫اون عروسک ماتریوشکا که برام گرفتی

‫داداش کوچیکه ام عاشقشه!

‫یکم پیش داشتیم راجع به این حرف میزدیم ‫‫ که کجای خونه بذاریمش

‫که اینطور...

‫انگار یکم حالت گرفته اس...

‫البته تازه برگشتی ژاپن ‫‫حتما هنوز خسته ای

‫خب... خیلی چیزا اتفاق افتاد، ولی حالم خوبه

‫هرچی نباشه من یه قهرمانم

‫مطمئنی حالت خوبه، مومیجیاما سا—

‫م-مومیجیاما سان؟

‫بله. انگار سرما خورده

‫حالش خوب میشه! من پیشش میمونم

‫بله. خدانگهدار

‫مومیجیاما سان، به مدرسه زنگ زدم

‫خب دیگه، امروز باید کلی استراحت کنی!

‫حداقل یکم دیگه هم پیشت میمونم

‫چی؟ ولی منم که حالم بده...

‫تو برو مدرسه... ‫‫نگران منم نباش...

‫چی داری میگی؟ ‫‫به زور سرپا موندی

‫حداقل تا خونه میبرمت

‫ولی...

‫میگم، کویشیکاوا سان، دقیقا چیکار داریم میکنیم؟

‫مگه اینجوری راحت تر نیستی؟

‫تاکسی کویشیکاوا آماده حرکت!

‫میگم، گفتی خونتون کدوم وری بود؟

SHY subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for SHY

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left