Arrow

Arrow

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Arrow S06E14 XviD-AFG
Arrow S06E14 HDTV-LOL
Arrow S06E14 HDTV XviD-RMX
Arrow S06E14 480p x264-mSD
Arrow S06E14 HDTV x264-KILLERS
Arrow S06E14 Collision Course HDTV
Arrow S06E14 HDTV 720p x264-KILLERS
Arrow S06E14 HEVC 720p x265-MeGusta
Arrow S06E14 HDTV HEVC 720p x265-RMTeam
Arrow S06E14 HDTV 2CH 720p x265 HEVC-PSA
A Commentary by Dunham
► Dunham

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
Published on: 2018-03-02
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫اینا آدمای بی‌گناهن.

‫و تو می‌تونی نجاتشون بدی...

‫با هر شب واریز کردن ده‌میلیون دلار ‫به این حساب.

‫هفتاد میلیون دلار.

‫نه.

‫من مطمئن میشم

‫مرگ وینس ‫بیهوده نبوده.

‫من تا آخرین نفرشون رو می‌کشم...

‫و از لورل شروع می‌کنم.

‫لورل!

‫قسمتی از دختر من

‫جایی در درون تو ‫وجود داره.

‫و من به هر قیمتی شده ‫اون رو بیرون می‌کشم.

‫ازتون بابت تمام کارایی که انجام دادید

‫تا انتقام پسر من گرفته شه ‫متشکرم.

‫رئیس پلیس جدید

‫از من پول می‌گیره.

‫به پسرت سلام منو برسون.

‫"سرخرگ زیرترقوه‌ای قطع شده.

‫بدون زخم دفاعی."

‫چطور این اتفاق افتاده؟

‫بین انتقال به زندان ‫و پذیرش در آیرون‌هایتز،

‫یه زندانی وقتی حواس جیمز پرت بوده ‫بهش حمله کرده.

‫تا نگهبانا اومدن دخالت کنن، ‫دیگه دیر شده بود.

‫انگیزه‌ش چی بوده؟

‫زندانی یه روانی بوده ‫که قرصاشو مصرف نکرده بوده.

‫تا جایی که ما می‌دونیم، ‫اون فکر می‌کرده داره مادرشو می‌کشه.

‫قتل تصادفی کیدن جیمز--

‫خیلی تصادفی به نظر نمیاد.

‫به خاطر زمان‌بندی بد ‫و شانس بدتر بوده، جناب شهردار.

‫همین.

‫بسیار خب.

‫ولی حفاظت کردن از کیدن جیمز ‫مسئولیت من بود.

‫اگه می‌خوای کسی رو به خاطرش مجازات کنی، ‫منو مجازات کن.

‫من اینجوری کار نمی‌کنم.

‫فقط...

‫به کارِت ادامه بده.

‫یکی یکی صحبت کنین!

‫متشکرم.

‫من متوجه‌م شما عصبانی هستین.

‫منم عصبانی هستم،

‫ولی با داد زدن سر همدیگه

‫هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنیم.

‫تا جایی که من خبر دارم، ‫کیدن جیمز مُرده،

‫ولی شما هنوز پولی که ‫اون دزدیده رو در اختیار ندارین.

‫منظورت پولیه که بهش داده شد.

‫ما هنوز در حال باز پس گیریِ

‫پولی هستیم ‫که از شهر باج گرفته شد.

‫فقط به یه کم زمان بیشتر نیاز داریم.

‫ما در شُرُف فروپاشی مالی هستیم.

‫بدون به دست آوردن هرچه زودتر پول،

‫باید همه‌ی مدرسه‌ها، مراکز خدمات بهداشتی،

‫اورژانس، و همه‌چیز رو ‫تعطیل کنیم.

‫باشه. ما ظرف 48ساعت آینده ‫اون سرمایه‌ها رو پس می‌گیریم.

‫بهتون قول میدم.

‫به همه‌تون قول میدم.

‫متشکرم.

‫خیلی خب،

‫نه اینکه اعتماد به نفس و اینات رو دوست نداشته باشم،

‫ولی، درسته که ما از اینجور قول‌ها بدیم؟

‫همین الان حساب‌دارمون ‫داره

‫از کورتو مالتیز برمی‌گرده ‫و پولی که در حساب بانکیِ

‫کیدن جیمز ‫سپرده‌گذاری شده رو میاره.

‫می‌تونستی همینو بهشون بگی،

‫تا انقدر سوارت نشن.

‫من هیچ‌چیز قطعی‌ای بهشون نمیگم

‫تا وقتی که اون پول

‫به حساب‌های بانکی شهرداری ‫برنگشته.

‫نگرانی بزرگتر من ‫در حال حاضر پیدا کردن

‫همکارای کیدن ــه ‫پیش از اون که داینا پیداشون کنه،

‫چون اون قصد جنگ به راه انداختن داره.

‫آره.

‫موفقیتی داشتیم؟

‫جان داره روی چندتا ایده کار می‌کنه.

‫تا چند ساعت دیگه ‫باید اطلاعات بیشتری داشته باشیم.

‫نگران نباش. اونا نمیزارن ‫اتفاقی برای لورل بیفته.

‫آره، درسته.

‫حساب‌دار اومده.

‫بفرستش تو.

‫بسیار خب، ‫دیگه وقتشه من برم.

‫باید برم سراغ برنامه‌ریزی.

‫خوش اومدی.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫حساب‌داره ‫در حال حمل مدرکه.

‫من فقط دارم مطمئن میشم

‫یه وقت گم و گور نشه.

‫موفق باشی.

‫برنامه نداشتم امروز شما رو ببینم، ستوان.

‫منم چنین برنامه‌ای نداشتم،

‫ولی یه مشکلی داریم.

‫حساب بانکی کیدن جیمز ‫در کورتو مالتیز

‫تخلیه شده.

‫منظورت چیه که میگی ‫تخلیه شده؟

‫خالیه. همه‌ی هفتاد میلیون برداشت شده.

‫یکی پیش از اینکه ما برسیم

‫تمام سرمایه رو برداشت کرده.

‫می‌دونیم کار کی بوده؟

‫نخیر، ولی من سه‌تا حدس دارم.

‫من درخواست دادم تاریخچه‌ی برداشت حساب رو ‫بهمون بدن،

‫ولی احتمالش کمه.

‫اگه ما تا 48ساعت دیگه ‫اون سرمایه‌ رو نداشته باشیم،

‫خدمات شهری شهرداری

‫قطع میشه.

‫من متوجه‌م، ولی بانک‌های ‫کشورهای جهان سومی،

‫مانند کورتو مالتیز،

‫خیلی بابت شفافیت عمل ‫شناخته شده نیستن.

‫خیلی متاسفم، جناب شهردار.

‫چه بوی خوبی میاد.

‫این بویِ

‫همکاری سخت فیزیک، ‫ریاضیات، و شیمی ــه.

‫فلیسیتی داره بهم درباره‌ی ‫ترمودینامیک درس میده؟

‫درسته.

‫و دلمون شیرینی هم می‌خواست.

‫خبرچین!

‫تو معمولاً بعد از مدرسه ‫کلاس خصوصی نداری، رفیق؟

‫همه‌مونو فرستادن خونه.

‫خانم چو گفت ‫به خاطر بودجه و اینائه.

‫راسته که میگن ممکنه ‫مجبور شن مدارس رو ببندن؟

‫من دارم خیلی تلاش می‌کنم ‫مطمئن شم این اتفاق نیفته.

‫در واقع یه چیزی هست ‫که من می‌خواستم

‫با فلیسیتی درباره‌ش صحبت کنم.

‫من به پختن شیرینی‌ها ادامه میدم.

‫دستت درد نکنه.

‫از قیافه‌ت معلومه ‫روز خیلی بدی داشتی.

‫چه خبره؟

‫پولی که کیدن از شهر باج گرفت رو ‫یکی از حساب بانکی

‫خالی کرده.

‫اون "یکی" ‫یا آناتولی ــه، یا دیاز، یا لورل.

‫یا یه بازیکن دیگه ‫که ما هنوز ندیدیم.

‫ما از بانک درخواست کردیم ‫تاریخچه‌ی برداشت حساب رو بده، ولی--

‫چون کورتو مالتیز ــه ‫داره زیادی طول می‌کشه.

‫می‌خوای من تسریعش کنم.

‫نیاز دارم شبیه این باشه که ‫از طریق کانال‌های رسمی به دست ما رسیده.

‫آره، می‌دونم. دفعه‌ی اولی نیست که ‫با کورتو مالتیز سر و کار دارم.

‫حدود یه ساعت بهم وقت بده.

‫فکر نمی‌کنی اتفاقیه؟

‫این که یکی کیدن رو کشته

‫درست وقتی که ‫پول غیب میشه.

‫ممکنه همون کسی باشه که

‫بابت قتل پسر کیدن ‫برای تو پاپوش دوخت.

‫ممکنه. تنها چیزی که الان ازش مطمئنم

‫اینه که اگه من تا 48ساعت دیگه ‫اون پول رو به دست نیارم،

‫مردم این شهر ‫سرمو از تنم جدا می‌کنن.

‫موفق شدی آناتولی رو پیدا کنی؟

‫فقط آدمای براتوا رو پیدا کردم ‫که چیزی نمی‌دونستن.

‫شماها چی؟

‫رد پای دیاز ‫سردتر از زندگی عاشقانه‌ی من شده.

‫لورل هم همینطور.

‫اگه موجب آرامش خاطرتون میشه،

‫باید بگم دیگران هم موفقیتی نداشتن.

‫دیگ رو دیدم که داشت همون سر نخ بی‌فایده رو دنبال می‌کرد.

‫گمونم اونا اطلاعاتشون رو ‫با ما در جریان نمیذارن

‫البته ما هم چیزی رو با اونا ‫در میون نمیذاریم.

‫نمی‌تونیم بهشون اعتماد کنیم ‫که اطلاعاتشون رو با ما در میون بذارن.

‫واسه همینه که من خودم رو

‫مسئول پرونده‌ی وضعیتِ ‫بانکی کیدن جیمز کردم.

‫هر سر نخی که گیر بیاریم ‫می‌تونه ما رو برسونه

‫به اون آشغالی که باهاش کار می‌کرده.

‫فقط یه آشغال ‫یا چندتا آشغال؟

‫بله، دقیقاً دارم مسئله‌ی

‫بین تو و لورل رو پیش می‌کشم.

‫ما با هم رفیق جون‌جونی نیستیم، کرتیس.

‫ولی تو قصد انتقام گرفتن داری،

‫و من--

‫حس خیلی خوبی در این باره ندارم.

‫باید برم.

‫به نظر میاد یه سر نخ ‫درباره‌ی پول گمشده به دست آوردیم.

‫تو با این کاراش موافقی؟

‫اینکه دی دنبال شکار کردن لورل ــه؟

‫بیا اول از همه ‫نگران پول باشیم.

‫بعدش با داینا کنار میایم.

‫باورت نمیشه.

‫بانک همین الان تاریخچه‌ی برداشت حسابی که ‫درخواست کرده بودیم رو فرستاد،

‫به علاوه‌ی تصاویر دوربین‌های امنیتی.

‫باورنکردنیه.

‫چی داریم می‌بینیم؟

‫این زن از حساب برداشت کرده.

‫اسمش در تاریخچه‌ی برداشت حساب ‫به نامِ

‫سیو جِرک جای ‫ثبت شده.

‫تمام مبلغ حساب رو ‫به صورت اوراق قرضه برداشت کرده.

‫کارِت عالی بود، جِی.

‫از اینجا به بعدش با ما. ‫دستت درد نکنه.

‫ممنون.

‫حدس می‌زنم فلیسیتی ‫یه کارایی کرده.

‫آره، همینطوره.

‫در ضمن، ازت ممنونم که ‫خودتو توی این مورد دخالت دادی.

‫در غیر این صورت که ‫اطلاعاتی رو باهامون در میون نمیذاشتی.

‫نخیر، نمیذاشتم، ‫چونکه من

‫بهت اعتماد ندارم ‫کار درست رو انجام بدی.

‫کار درست چیه؟

‫مودبانه از لورل بخوایم ‫پولا رو پس بده؟

‫نکشتنش ‫کار درسته.

‫داینا، من متوجه‌م ‫داری عذاب می‌کشی.

‫درک می‌کنم.

‫این رو هم متوجه‌م ‫اعتبار زیادی ندارم اگه بخوام

‫به کسی بگم ‫مرتکب قتل نشه.

‫ولی شهر ‫در شُرُف فروپاشی اقتصادیه،

‫و ما همین الان کلید حل کردن این مشکل رو پیدا کردیم.

‫لورل هرگز اون پول رو بهت نمیده.

More Farsi Persian subtitles for Arrow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left