Season 1

Release info

[AnimWorld] Mushoku Tensei - Isekai Ittara Honki Dasu 19 [720p][MOMAN M111&P ax]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
Published on: 2021-11-21
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

.لعنتی

همین اول کاری لعن و نفرین می‌کنی؟ .یه ذره هم تغییر نکردی

.بالاخره تونسته بودم فراموش کنم

،با اینکه از آخرین باری که با هم گپ زدیم یه سال می‌گذره، بازم‌ بهم بی محلی می‌کنی؟

حتی با اینکه به لطف من .صاحب یه چشم شیطان شدی

،اگه توصیه بهتری بهم کرده بودی .آخرش کارم به هلفدونی نمی‌کشید

.با پائول هم دعوام نمی‌شد

.از دیدن ماجراجویی‌هات سیر نمی‌شم

ولی مطمئنی؟ که بابت همه چیز من رو سرزنش کنی؟

.لعنتی

،وقتی تو این اتاقم .به ظاهر قبلیم برمی‌گردم

!من یه فصل جدید از زندگیم رو شروع کردم !می‌دونم که از نو شروع کردم

!اه، لعنت

!ممنونم! ممنونت‌ام، باشه؟

!به لطف توئه که به اینجا رسیدم

!بفرما. خب دیگه، بنال !توصیه بعدیت چیه؟

عجب! خورشید از کدوم طرف !بیرون اومده که خودت ازم توصیه می‌خوای؟

ولی... الان فقط راجع به یه مسئله .توصیه می‌خوام. جایی که خانواده‌ام هستن

مگه خانواده‌ات تو یه دنیایی غیر از این دنیا، زندگی نمی‌کنن؟

.خودت رو به اون راه نزن .زنیس،‌ لیلیا و آیشا رو میگم

و اینکه اگه بشه می‌خوام جای .سیلفی، گیلنه، فیلیپ و سائورس رو هم بدونم

هـم... یعنی بگم؟ نگم؟

.شرمنده، شرمنده .زیادی نمک ریختم

،در این صورت .باید یه قولی بهم بدی

چه قولی؟

اگه توصیه بعدیم بهت کمک کرد ...که به خانواده‌ات برسی

.می‌خوام دفعه بعدی بهت اعتماد کنی

به تو اعتماد کنم که عروسک خیمه شب بازیت بشم؟

.نه، تا این حد ازت درخواست ندارم

فقط اینکه هر دفعه، این همه خصومت و جر و بحث داریم،‌ خسته کننده نیست؟

.همین طوریش بدون خصومت هم خسته کننده‌ست

من هی می‌خوام فراموش کنم ...که قبلاً چه ریختی بودم

ولی تو ریخت مبارکت رو نشون میدی .و غم عالم رو به دلم می‌نشونی

هر چند، اگه واسه‌ی وضعیت فعلیم .توصیه به درد بخوری بکنی،‌ بهش فکر می‌کنم

بهم اعتماد می‌کنی؟

.بستگی داره که چطور پیش بره

.حله! گرفتم .همین هم خوبه

خب دیگه،‌ بریم سراغ .توصیه این دفعه‌ی من

.رودئوس، خوب گوش کن

.اسم اون دختر آیشا گری‌رته

،تو توی این صحنه .اتفاقی بهش برمیخوری

ها؟ وایستا... چی؟

.ولی نباید اسم واقعیت رو بهش بگی

از یه اسم مستعار استفاده کن .و وضعیتش رو بهش توضیح بده

بعدش، یه نامه برای آشنایی که توی .کاخ سلطنتی شیرون داری، بفرست

صبر کن! چرا کسی که می‌شناسم... ؟

...اگه این کار رو بکنی

میتونی هم لیلیا و هم آیشا رو ...از کاخ سلطنتی شیرون نجات بدی... بدی

ها؟ لیلیا هم؟

،چرا؟ اگه اونا همچین جایی هستن ...اون حتماً باید تا حالا پیداشون می‌کرد

چی شده؟ رو به راهی؟

.خوبم

.فقط یکم از دریازدگیم مونده بود

کمکم کرد یه چشم شیطان بگیرم که بتونه اون صحنه رو بهم نشون بده؟

.سر در نمیارم

دنبال چیه؟

.بالاخره رسیدیم .قاره‌ی مرکزی

،اولین باره که می‌خورم !ولی این برنج هم چیز حقیه، ها

!رودئوس، تو هم امتحان کن !خیلی خوشمزه‌ست

.خیلی ممنون

علاف

تناسخ

اگه به یه برم می‌کنم

دنیای دیگه

تمام تلاشم‌رو

!پس پایتخت پادشاهی شیرون، اینه؟

هیتوکامی بهم گفت .به یکی که می‌شناسم" نامه بنویسم"

.درسته. احتمالاً منظورش روکسی بود

همچنین گفت که اینطوری .می‌تونم لیلیا و آیشا رو نجات بدم

،ولی اگه واقعاً لیلیا اینا، اینجا هستن .روکسی باید سال‌ها قبل پیداشون کرده باشه

استاد تو اینجا زندگی می‌کنه، مگه نه؟

چی شده، رودئوس؟

راستش، با توجه ...به اطلاعاتی که به دستم رسیده

اعضای خانوادم، یه جایی تو .تو این کشور زندانی شدن

واقعاً؟

عه؟ مادرت؟

.نه، لیلیا و آیشا .خدمتکار سابق ما و خواهر کوچکترم

خواهر کوچکتر؟

!ولی اون که تو میلیشیون بود .همون که تخس و از خود راضی میزد

.یه خواهر دیگه هم دارم

...پس اگه ممکن باشه

ممنون‌ میشم که شما دو تا هم .تو جمع کردن اطلاعات بهم کمک کنید

،اگه مسئله خانوادته .نمی‌شه کاریش کرد

.خیلی ازتون ممنونم

به هر حال، خدا رو شکر که ازم نپرسیدن .که اون اطلاعات رو از کجا گیر آوردم

تا وقتی که سر در نیارم .چی تو سر اون عوضیه سفید و شفاف میگذره، خوبه

یه حسی بهم میگه که باید .حواسم باشه با کی راجه بهش حرف می‌زنم

خواهشاً این نامه رو .به کاخ سلطنتی بفرستید

.این هم از این .یه نامه‌ی غیر منتظره

شرط می‌بندم روکسی .حسابی غافلگیر می‌خوره

حالا چی؟

...اگه به حرف هیتوکامی اعتماد کنم

باید این شهر درندشت رو بگردم .تا اون جایی که توی رویا نشونم داد، پیدا کنم

.ای بابا. سوزن در انبار کاهه

با این حال، چرا سربازها آیشا رو دستگیر کرده بودن؟

با توجه به حرف‌های هیتوکامی .آیشا توی کاخ نگه داشته میشه

کیه‌؟ رویجرد؟

نه، با توجه به ...مهارت رویجرد تو تعقیب

.روحم هم خبردار نمی‌شد

.اریس هم نیست

.اگه به اریس باشه،‌ دزدکی تعقیبم نمی‌کنه .بدون یه کلمه، دنبالم راه می‌افته

پس کیه؟

یعنی کسی تو این کشور ازم کینه به دل داره؟

.راه نداره .من تازه پام رو گذاشتم اینجا

چی؟

این... ؟

ها؟ چطوری این‌کارو کرد؟

!چی...؟ !نه! تمومش کن

!پسش بده

.سـ... ساکت باش

.خواهش می‌کنم

!نامه‌ام رو پس بده

.خواهش می‌کنم

.ببخشید. ولی داریم وظیفه‌مون رو انجام میدیم

!ا... اشتباه برداشت نکن !سوءتفاهم نشه

ها؟

...آ... نه، سوءتفاهم که چه عرض کنم

،گوش کن، پسر. باورت بشه یا نه .ما سربازهای پادگان کاخ هستیم

ما فقط اومدیم این دختر که .گم شده بود رو برگردونیم خونه

!ایـ... اینا نامه‌ام رو به زور گرفتن

چرا باید یه نامه رو از یه بچه‌ی گم شده بگیرید؟

.خب، زندگی واسه‌ی آدم بزرگ‌ها یکم پیچیده‌ست

!لـ... لطفاً نجاتم بده

!جادوی بدون ورد !نکنه تو... ؟

مقاومت بیجا نکن و .اون دختر رو تحویل بده

!بهت صدمه نمی‌زنیم

لطفاً سفت بچسب، باشه؟

ها؟

!من آیشا گری‌رت هستم

،بابت اینکه از اون مخمصه نجاتم دادید !صادقانه سپاس گذارم

عجب. اگه درست یادم باشه .الان شش سالش شده

.آداب معاشرتش که حرف نداره

ببخشید! باعث خوشحالیمه که !شما هم اسم‌تون رو بهم بگید

...ها؟ آ

!اسم من شوالیه‌ی سایه‌ی ماهه

!وای! خیلی باحاله، نه؟

،گستاخیه که بلافاصله بعد از این که نجاتم دادید درخواستی ازتون داشته باشم. مشکلی ندارید؟

.حـ... حتماً

...مادرم توی قلعه حبس شده

و می‌خوام یه نامه‌ برای !پدرم بفرستم و بهش خبر بدم

.که اینطور

.پس قضیه‌ی نامه اینه

،در کنار این کار و دایره‌ی لغاتش .دختر خیلی باهوشی هم بار اومده

ولی مادرت بهت یاد نداده که برای ارسال یه نامه به پول احتیاج داری؟

،مادرم بهم گفته که اگه یه دختر کوچولویی مثل من ..."در نهایت بانمکی التماس کنه که "می‌خوام برای بابام نامه بفرستم

!جوابه "حالا یه کاریش می‌کنم" از مردم می‌شنوه

.وای من، لیلیا سان .عجب آدم جلبی هستی

ولی تمام مدت تلاش می‌کردم که با پدرم .ارتباط برقرار کنم ولی آدمای قلعه جلوم رو می‌گیرن

به جز پدرت... خب، کس دیگه‌ای رو نداری که بتونی روی کمکش حساب کنی، نداری؟

.ندارم

مثلاً... یه خانوم مهربون که مامانت می‌شناستش و موهای آبی داره؟

آها... شایدم یه جایی یه داداش بزرگتر داشته باشی؟

،یه برادر بزرگتر دارم .ولی نمی‌تونم رو روش حساب کنم

آخه چرا؟! مگه همین دو دقیقه پیش !خیلی شیک و مجلسی نجاتت ندادم؟

مـ... میشه دلیلش رو بپرسم؟

!دلیلش؟ چرا که نه؟

تو خونه‌مون یه صندوق بود .که خیلی برای مامانم عزیز بود

.بهم می‌گفت "بهش دست نزنی‌، ها .توش رو نگاه نکنی، ها"، واسه همین ازش پرسیدم که چرا

بهم گفت یه چیزی که خیلی برای .برادرم ارزشمنده، اون تو نگه می‌داره

،وقتی مادرم خونه نبود .یواشکی یه نگاهی بهش انداختم

!و فکر می‌کنی چی اون تو پیدا کردم؟

چـ... چی بگم؟ یعنی چی می‌تونه باشه؟

!چند تا شورت

،برادرم تو سن چهار، پنج سالگی !خودش رو وقف یه جفت شورت زنونه کرده بود

!تازه سایزشم خیلی کوچیک بود

بر اساس محاسباتم .مال یه دختر حدوداً 14 ساله است

!محاسبات؟

!هوی هوی !این دختره زیادی باهوش نیست؟

!ها؟! تازه 6 سالشه، مگه نه؟

ولی احتمال سوءتفاهم هم باید درنظر بگیری، مگه نه؟

نه، مخفیانه این اطلاعات رو .از مادرم بیرون کشیدم

برادرم یواشکی ...حموم کردن اون دختر

More Farsi Persian subtitles for Mushoku Tensei: Jobless Reincarnation

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left