The first 200 lines.
هيچ احساسي حتي به اندازه يك موج هم نميتواند حالت خود را حفظ كند
هوايي كه تنفس ميكنم محصول 2007
هميشه نگران پروانه هايي هستم که پيله امن خودشون ترک مي کنند
واقعاً اونها چطوري تبديل به چنين موجود زيبايي ميشن؟
ايا هنور هم فکر مي کنند کرم ابريشم اند؟
وقتي بچه بودم يه رازي راجع به خوشبختي مي دونستم
طبق قوانين بازي کن، تو درس خوندن تمام تلاشت را بکن
اگر تو مدرسه خوب درس بخوني، جايزت اينه که بري کلاسهاي بالاتر
اگر در پايان تحصيلات بهترين باشي
انوقت روزگار به تو پاداش مي ده
...شغل، پول و آينده
و تلاشهايي بي انتها براي کسب پيشرفت
...و اينجا جايي بود که من زندگي مي کردم
تا خوشبختي را پيدا کنم
...به اونهايي که هيچوقت دنبال اين سوالها نبودند حسوديم مي شد اما من
نياز به يک راه نجات داشتنم
مثل هميشه حتماً
يه چيزي دارم که دوست دارم يه نگاهي بهش بندازيد
چيزي شده؟ نه
روند پيشرفت شما خيلي خوبه
و تعداد بردهاي شما هم خيلي زياده
ما ميتونيم ... شما ميتوني سرمايه گذاري بيشتري بکني
نه همين مقدار کم خوبه نميخوام زياد پيچيده بشه
چطوري اين کارو ميکني؟
بعضي وقتها ريسک کردن تنها انتخاب آدمه
ولي به نظر نمياد مال تو همش شانسي باشه
راجع به خودم صحبت نکردم
ببخشيد حق با شماست . اين موضوع ربطي به من نداره
لطفاً خودتون را نگران فضولي من روي شرط بنديهاتون نکنيد ديگه اين کارو تکرار نمي کنم
نگران نيستم وميدونم که هيچوقت اين کارو نمي کني
پس اين دگرگوني از کجا شروع ميشه
و وقتي اتفاق مي افته، چطوري متوجه مي شيم
زنه هنوز هم داره مي ناله "ميگه :" خواهش مي کنم، اون آسيب ديده
يکي طلب تو بي خياله دختره
هي فاميل ما چطوره؟ امشب يه سري بهش مي زنيم خوب گوش کنيد
يه معامله واقعاً حساس داريم
حواستون به همه چيز و همه جا باشه بيخودي هم پرسه نزنيد
ميريم داخل؛ شرط بنديمون رو ميکنيم؛ پولها رو جمع ميکنيم؛ بعد ميزنيم به چاک
قرارمون اينه، اون اسم اسب برنده رو مي ده
بعدش سريع دستمزدشو ميگيره به اعداد 8 تا 1 کاري نداريد
باشه همه چيز مرتبه ساعت 7 پايين پله ها همديگه رو مي بينيم
دهناتونو هم مي بنديد مخصوصاً تو مادر به خطا
نگران نباش، کارمونو خوب بلديم
هي، اسم اسب برنده چيه؟
اسمش پروانه است
چيزي مي خوايي؟
ميخوام روي اسب پروانه شرط بندي کنم
تو مسابقه بعدي
کارت اعتباري قبول مي کنيد؟ - بله -
چقدر مي خواهيد شرط ببنديد
لطغاً 10 هزار دلار
صبر کنيد، 20 تا - 20 تا -
بکنش 15 هزارتا
اول خوب حساب و کتاباتو بکن
تا يه وقت مجبور نشي وسايل خونت را هم بفروشي
ميشه هارو رو ببينم
هي لوييس
بسيار خوب، 15 تا روي اسب پروانه
حالا اسبها در جايگاه هستند
حالا حرکت مي کنند "جللو " توي شروع از همه جلو افتاده
"آلفا " و "سنتانا" درست پشت سرش اند
پشت سر اونها هم " پرپتراتور، ستاره درخشان، پروانه و اكرو هستند
اينطرف "آلفا" سرعتشو بيشتر کرده
اون شونه به شونه "جللو" حرکت مي کنه
صبر کتيد "پروانه " از راه رسيد اين يه مسابقه مهيجه و واقعاٌ دور از انتظاره
اون از "آلفا" هم داره جلو ميزنه از "جللو" رد شد، "پروانه " الان اوله
وارد پيچ مي شن، اين "پروانه اس، دنبالش هم "آلفا" و "جللو" هستند
واي خدا، اون خورد زمين چه بد شانسي
حالا "آلفا" از روش رد ميشه خانمها و آقايان، چه تصادف وحشتناکي
حالا "جللو" از خط پايان رد ميشه ” جللو " برنده ميشه
اينجا را از کجا پيدا کردي
چه طوري پيدا کردي ... با تو حرف ميزنم اين يه سوال ساده س
واسه پليس کار مي کني؟ نه
من فقط مي خواستم شرط بندي کنم فقط همين
مي خواستي شرط بندي کني؟
هيچ کس اينجا واسه شرط بندي نميايد چونکه وقتي ميان متوجه ميشن مثل شرط بندهاي بدبخت مي شن
خواهش مي کنم، من متاسفم من نمي خواستم فرار کنم، من مي خواستم برم ..
تو روي پروانه شرط بندي کردي آره
تو راجع به مواد نيروزا مي دونستي؟ نه ... من
به من دروغ نگو، چطوري؟
يالا، زود باش، زود باش چجوري قضيه مواد نيرو زا رو فهميدي؟
من يواشکي از همکارم شنيدم ..
من پروانه ها رو دوست دارم...
تو چي دوست داري؟ پروانه ها رو
من پروانه ها رو دوست دارم
اون پروانه ها رو دوست داره, پس اسمه اسبش پروانه س ..
اون مياد اينجا و روي يه اسب دوپينگي شرط بدي ميکنه
ميدوني چرا به من ميگن "انگشتي" نه
خوب اما آقاي "پارک" که اينجاس ميدونه چرا به من ميگن "انگشتي"
چونکه 2 هفته پيش اومد اينجا اونم قصد شرط بندي داشت
من نمي خواستم فرار کنم، من مي خواستم پول بيارم مي خواستم برم از خواهرم پول بگيرم مي خواستم برم سوارش کنم
اون باخته و بجاي پرداخت بدهيش چي داره به من بده؟
اون چکار کرده؟
ميخواسته فرار کنه من نمي خواستم فرار کنم
بخدا راست ميگم
اومدي اينجا، چند نفر با خودت اوردي يه اشتباه احمقانه کردي حالا چي
حالا من بايد يه آدمه بد بشم اين وظيفه منه؟ آره؟
من از اين اپراي لعنتي لذت نمي برم که بيام اينجا و يه ادمه بد بشم
تو فکر مي کني من از اين کار لذت مي برم؟ نمي دونم
نه من لذت نمي برم اونم يه آدميه شبيه تو..
و تو آقاي پارک ..
تو برام هيچ راه انتخابي نذاشتي.
نه، تو يه انتخاب داري خواهرم پول داره
تو 2 هفته وقت داري که پولو به من بدي
هر روز که دير کني، يکي از انگشتهاتو قطع مي کنم
جايي مي خواي بري
داري چمدونهاتو مي بندي
نه نمي خوام برم- بشين-
اين کارو به خاطر انگشتهات مي کني. نه؟
تو يه خونه قشنگ داري، يه شغل خوب داري
وضعت خوبه. ميخواي همه رو بريزي دور. چرا؟
خواهش ميکنم، نمي دونم - چرا اين کارو مي کني؟ -
احمق شدم، نتونستم فکر کنم
خوب چرا اين کارو مي کني؟
چرا اين کارو مي کني؟ - نمي دونم -
چرا مي دوني - نه نمي دونم -
مي دوني - نمي دونم -
به من بگو
اينو بگير. زود باش
تنها چيزيه که مي تونم بهت بدم
هي، من بايد با اين چکار کنم؟
ديگه نمي دونم
بعضي وقتها همه چيز انقدر بي حساب و کتاب ميشه که ميتوني تجارب بي حد و حصري بدست بياري
امروز همه چيز رو يه طور ديگه مي بينم
مي بينم که پولها اينجا ميان؛ مثل هر روز
دوربينهايي رو ميبينم که تمام حرکات منو زير نظر دارند
دکمه زنگ خطرو مي بينم که كارمند هنگام خطر براي پليس فشار مي ده
...وقتي اون دکمه فشار داده بشه ميدونم که
پليس زودتر از 4 دقيقه اينجا نمي رسه
که اين زمان کافيه تا من از مسيري که قبلاً طراحي کردم فرار کنم
و آخرشو ميبينم که يه کيف پر از پول از روي تسمه نقاله خارج مي شه
هيچ کس ديگه اي نمي تونه اون پولو ببينه اما من ميدونم که پولها اون تو هستن
هيچ کس تکون نخوره
هيچ کس تکون نخوره
"دود " اون يارو ديونه س تو حالت خوبه؟
پليس صحبت مي کنه شما محاصره هستيد.
سعي نکن که فرار کني يا حرکت اضافه اي انجام بدي
اسلحه ات را بنداز، دستات رو ببر بالا
برو به قسمت جنوبي پشت بام
اسلحه ات رو بنداز
اين آخرين هشداره، اسلحه ات رو بنداز وگرنه بتو شليک ميشه
آقا، ميتوني بهم بگي چه اتفاقي برات افتاده؟
نمي دونم آقا، يادت مياد چه اتفاقي برات افتاده؟
من نمي دونم . شما بهم بگين
تا اونجايي که يادم مياد تو هيچ دعوايي نباختم
زود باش ريس من ديگه نمي تونم بيام
من خوب نمي جنگيدم چون يا خيلي بزرگ بودم، يا خيلي سريع و يا بين ايندو
اما گاهي خوب مي جنگيدم و اين بخاطر اين بود که ميتونستم آينده رو ببينم
اما مشکل ديدن آينده اين بود که فقط مي شد يه قسمتي از اونو بطور گذرا ديد
مثل انعکاس نور از يه آيينه شکسته
وقتي که فکر مي کنم مي بينم که اون شبيه يه بازي کامپيوتري تو ذهنم بود
که اونقدر بازي کرده بودم که تمام حرکات رو مي دونستم
اما هيچ کاري نمي شد کرد، چون تقدير رقم خورده بود
و من نمي تونستم اونو عوض کنم
گاهي اوقات چيزهايي را که نمي توني تغيير بدي
سرانجام اونها ترو تغيير مي دن
انگشتي، اونا به حرف تو گوش مي دن، خواهش مي کنم يه چيزي بهشون بگو، خواهش مي کنم
من ديدم چه اتفاقي برات ميفته هيچ چيز نمي تونه اونو تغيير بده
کارش تمام شد خوبه، مي خوام بري دنبال يه نفر
از فرودگاه بياريش - باشه -
ميدوني، بابام سخت چسبيده به کار و تجارت و بي خيال خونه و زندگي شده، اما ميدوني من مي خوام دنيا را بگردم
مي دوني؛ عموم انگشتي، اون تمام ثروتشو تو فاميل پخش كرده
ميدوني چرا اون اسم "انگشتي" رو خودش گذاشته چون هر کاري که اون مي خواد مردم براش انجام مي دن
تنها کاري که اون انجام مي ده اينکه باانگشتاش بشکن بزنه
اين اسم لعنتي واقعاً برازندشه با اون انگشتاي لعنتيش بشکن ميزنه، لعنتي
ميدوني که عموم آدمه خونسرديه اما مي خوام بهت بگم که من فقط و فقط بخاطر يه چيز اينجا اومدم
دخترهاي خوشگل
مي دوني، امشب مي خوام برم خانم بازي
صداي آهنگ مورد علاقه عموم رو مي شنوم
چطوري عموجان؟ خوشحالم مي بينمت حالت چطوره "توني"؟
اون برادرزاده رييسه
هي "نيگا" ببين چه دم و دستگاهي
اون چي دوست داره؟ - خوب صحبت کنه -
افرادم حسابي مواظبت هستند- آره آره ما يه خورده با هم گپ زديم -
يه پسر جوون مي خواد بره تعويض روغني
به من گوش بده
پدرت ازم خواست از تو يه مرد حسابي بسازم تو هم بايد خودتو نشون بدي
فرصت زيادي براي کارهاي مختلف داريم اما بايد وقتمونو بذاريم براي
تجارت - دقيقاً -
خسته که نيستي، خوبه.
امشب حسابي مواظب توني باش شهر را بهش نشون بده و کارهامون را براش توضيح بده
آموزشهات رو شروع کن افرادت رو با خودت ببر
حتماً - خيلي خوب در ضمن -
دنبال دردسر نگردي ها دفعه آخري يادته؟
نه ديگه، قسم ميخورم، قول ميدم - خوبه حالا درست شد -
خيلي خوب، بزن برو ببينم يه کم کار دارم که بايد راجع بهش صحبت کنيم
بعداً مي بينمت
اون يه آدم شَرِه
فقط مواظبش باش دردسر درست نکنه شايد لازم باشه واسه يادگيري يه چيز دوبار بهش بگي
خوب، اما الان ديگه زمان تجارته
به اين گوش بده
نظرت چيه؟ - خوبه -
چي؟ خوبه؟ محشره راجع به چي حرف ميزني؟
راجع به موسيقي چيز زيادي نمي دونم
اينو يکي از بدهکارام بابت بدهيش بهم داده
بخشي از معاملمون، مديريت قراردادهاي اونه
اين اولين سي.دي اونه که وارد بازار شده خيلي اميدوار کننده است
متاسفم ولي من هنوز متوجه منظورت نشدم
الان چند وقته که داريم اين کارو انجام ميديم؟
خيلي وقته، من ديگه از باج گيري خسته شدم
No comments yet. Be the first to leave one.