The first 200 lines.
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان fb/BollywoodyHa
من برات کي هستم؟
محصول سال 1994 هندوستان کارگردان : سورج بارجاتيا
با هنرنمايي مادهوري ديکشيت
سلمان خان
" اين بي تابي که در نگاه منه "
" اثر عشقه "
...ديگه ساکت نميشم همينقدر ميگم که "
"براي تو من کي هستم...
"براي تو من کي هستم "
" خيلي خودمو کنترل ميکنم "
"اما بايد بهت بگم "
" چرا من عاشق تو شدم "
" من براي تو کي هستم "
" من براي تو کي هستم "
" اين بيتابي که در نگاه منه "
" همهاش تاثير عشقه "
.. براي اين زنده ام که از تو بپرسم "
"براي تو من کي هستم...
"براي تو من کي هستم "
" چطوري اين دل باختن رو توضيح بدم "
" اگر گاهي به چهره من يه نگاهي بندازي "
" سرخي شرم و حيا رو ميبيني "
"براي تو من کي هستم "
"براي تو من کي هستم "
"براي تو من کي هستم "
ترجمه و ارائه از: سامان.ک و محسن.گ ترجمه اشعار: غزال
همه حاضرين به پرم نيواس خوش آمد ميگيم
لالو پراساد به همه خوش آمد ميگه
بازي ميره تا دقايقي ديگه شروع بشه
بنده نيز گزارش زنده خواهم کرد
هوا کاملا عالي و تنها تعدادي ابر وجود داره
داور مسابقه تمامي موارد رو چک ميکنه
توپزن کاملا آمادست توپ گير هم در حالت آماده باشه
معرفي ميکنم، کسي که پرتاپ هاش از باد سريعتر ميره
همين پرتاب اول با آ6 شکستش ميدم
ضربه آ6 بزنم يا آ4؟
هي لالو ، هميشه توپ اول رو از دست ميدي؟
مي دونم، ولي اين تنها شانس پرتاپ کنندهست
نه، نوبت منه من هم بازي مي کنم
حتما ميدونيد چه بلايي سر ريتا اومد آخرين باري که چوب رو گرفت
اون پاي خودش رو شکست
پرم مربي من ميشه مگه نه پرم؟
من مربيت بشم؟ برو و رو خط بايست
هميشه بايد همين کارو بکنم
تو مرتب کردي و پرم هم بازي کرده تو هم برو توپ رو بزن
خط نگهداري در صورتي که پرم با چوبه
برو و بازي رو شروع کن
کپيل ديو، بيا کمکم کن
پرم، از خودت در مقابل حمله من محاظت کن
لالو با توپ چرخشي داره ميااااد
ريتا، توپ رو داشته بااااش
مُردم، آخ مُردم چيزي نشده-
کمرم شکست
متاسفم تو احمق اينجا چکار ميکني؟-
خاله، اين اومده اينجا کريکت ياد بگيره
کريکت، کريکت اين بازي شده بلاي جون ما
بچهاند ديگه.. بذار بازي کنند ساکت-
خاله برام آرزوي سلامتي کن
هي لالو چند بار بهت بگم منو خاله صدا نکن؟
نه تنها آدم ها بلکه سگ هاي اين خونه هم رو اعصاب ان
چرا اينجا وايستادي؟ دنبالم بيا
آخ مُردم عمو چرا خاله اينقدر دستپاچهست؟-
اومده اينجا تا با عموت در مورد عروسي راجش صحبت کنه
جدي ميگم، هرچي از راجش بگم کم گفتم
نه تنها من بلکه همه همين عقيده رو دارن
مديريت همچين دم و دستگاهي تو همچين سني شوخي نيست
مگه نه؟ درسته-
شما در مورد اين ازدواج فکر کنيد
دختر خوبي براش پيدا کرديد به من بگيد
دختر رو که من پيدا کردم جدي؟-
برادر بزرگ منو ديدي؟ پدر ريتا آره ديدم-
منظورم دختر بزرگشه، خواهر بزرگتر ريتا، سوييتي
سوييتي هميشه با پدرش تو دهلي بوده مثل ريتا که با منه
دختر خوشگل ، باهوش و نجيبيه
اينطور نيست؟ بله، ليسانسشو گرفته -
خيلي دختره امروزيـيه
دوبار هم نامزديش رو به هم زده، نه؟
که چي؟ در مورد خانواده بزرگ اش فکر کن کسب و کارشون ميليون ها ارزش داره
مراسم پرشکوهي خواهد بود
مهريه خيلي ارزشمندي هم مياره
اما شما از مشکلات زندگي چه ميدوني
هرچي باشه، شما استاد دانشگاهيد
اگر موافق باشي، به برادرم خبر بدم
ريتا، مهموني کيتي دير شد، بجنب بريم
ما رفتيم تشکر-
چي گفتي؟ هيچي-
من ميرم برادر تا بعد-
بريم، مثل خوک شدي
داداش پول و ثروت چشمش رو کور کرده
ما دختر بردار پولدارش رو نمي خواهيم داداش
بايد ديد قسمت چي ميخواد يک دختر دوست داشتني نصيب بشه
کسي که با عشق و محبتش به اين خونه برکت بده
که با جذابيت و اقتدارش اين خونه رو کنترل کنه
راجش و پرم خيلي کوچک بودن وقتي خواهرشون با شوهرش فوت کرد
درست رو رها کردي تا به اين بچهها برسي
با يک شغل کوچيک شروع کردي
و کُل عمرت رو صرف اينا کردي
حتي ازدواج هم نکردي
بچه هات رو عالي پرورش دادي واسه همين راجش اينقدر قابل احترامه
اين دليل موفقيت راجشه
پرم هم تو امتحانات ليسانس امسال اول شده
برادر من يک دختر براي راجش ميشناسم
چند وقت پيش براي کنفرانسي رفتم پونا
پروفسور چودري رو اونجا ديدم
منظورت پروفسور سيدارت چودريه؟ ميشناسيش؟-
تو يک کالج درس ميخونديم ما دوستان خوبي بوديم
چندي پيش دختر بزرگش رو ديدم
يه بار ديدمش ولي رفت تو دلم
من خيلي قبولش دارم براي همين يه عکس ازش دارم
اسمش پوجاست تحصيلات عالياش رو گذرونده
اونا زوج خوبي ميشن موافقم-
پروفسور با خانوادهاش به شهر رامتکدي براي زيارت رفته
به محض اينکه برگرده ترتيب ملاقات ميدم سفري 3-4 ساعته ميشه
فقط کافيه همديگه رو بپسندن مشکل اصلي همينه-
هر وقت اومدم در مورد ازدواج با راجش صحبت کنم، قسر در ميره
چطور ميتونم ترتيب ملاقات اين دو نفر رو بدم؟
يک راهي هست چرا ما هم به رامتکدي نريم؟
هم زيارته هم سياحت
با زن داداش هم آشنا ميشيم
ايول ايده خوبيه
حواسها بايد جمع باشه برادر نبايد از اين موضوع باخبر بشه
داش بزرگه اومد بريم عموجان
بالاخره برگشتي راجش ظاهرا جلسه طولاني داشتي
شرکاي خارجي چي ميگن؟
بحث مفصلي بود حالا گزارش ما رو مطالعه ميکنن
اگه همه چيز به درستي پيش بره
همون طور که گفتيد تو کشور هيچ کارخونهاي نميتونه جلو ما قد علم کنه
پرم، داداش بزرگت داره براي تو کارخونه بزرگي راه اندازي ميکنه
داداش، غذا آمادست
اي جان! شيرني، پودينگ جشنه يا خبريه؟
در واقع، داداش بزرگ... خب همه ما امروز خوشحاليم - خوشحال؟
در واقع داداش تصميم گرفتيم براي تعطيلات بريم رامتکدي
رامتکدي؟ اما پدر شما اصرار داشتي سفر کوير بريم
رامتکدي مکان خيلي مقدسيه عمو و عمهام هرساله ميرن اونجا
تعهد به هم رو قوي ميکنه برنامه قطعيه-
ضمنا، اينبار يه دستي به سر و روت ميکشيم
براي چي؟ ممکنه هر اتفاقي بيافته -
نظر شما چيه پدر؟ نشنيدم-
ما تو اين مسائل دخالت نميکنيم چاملي مقداري غذا بيار
جالبه هيچکس چيزي نميگه
چي بايد بهت بگيم داداش برزگ؟ که چرا ميريم به رامتکدي؟
آرومتر بابا
مامان اگه شما رو در حين همچين کاري تو اشپزخونه بگيره، پاک قاطي ميکنه
بذار عصبي بشه من ازش نميترسم
اگه متوجه اين شيرينيها بشه وسوسه ميشه تا روزهاش رو بکشنه
شنيدي؟ - چي شده؟- من نيستم، مامانه-
کي بطري رو شکست؟ چي؟- کي بطري رو شکست؟
پوجا، وقتي پروردگار رام قسمش به پروردگار شيو رو شکست
پروردگار شيو با عصبانيت پرسيد کار کي بود؟
پروردگار رام، با کمال آرامش و عشق پاسخ داد
اوه سرور زمين و بهشت تمام رفتار و کردار فروتنانه براي تو
خجالت بکش، دو تا دختر دم بخت داريم اونا چي فکر ميکنن؟
چي فکر مي کنن؟ عزيزم مگه چيز بدي گفتم؟
من که چيز بدي نگفتم
ما که از پس تو بر نميايم
اگه کسي باشه که زورش به تو برسه اون نيشاست
صبح بخير، عمو مدير
شيطون، تو هميشه مثل قطار سريعالسير ميايي
بابا اين کتابها رو برگردوند و تشکر کرد
برادر؛ صورت حسابت کو؟ اينم صورتحساب. کتاب هارو بردار-
نيشا، دخترم يه لطفي در حقم مي کني؟
اينارو بررسي ميکني تا ما از انبار برگرديم؟
شيطنت نکني
پاشو بريم، به چي خيره شدي؟
اينجا مهمانخانه نارايانه؟
تابلوي بيرون رو نخوندي؟ کجا بودم؟
چي ميخواي؟ ميتوني بگي اتاق استاد چودري کدومه؟
چرا؟ خب... باهاشون کاري دارم
فهميدم چي شد؟- بايست-
بايست،شما طول سال درس نميخونيد
و زمان امتحانات اضطراب و وحشت داريد
اومدي تا نمراتت رو بهبود بدي
شما بهتره نمره عينکتون رو عوض کنيد
پشت ميز مديريت نشستي ! فکرکردي کي هستي
خب... نيشا- واي خدا-
اومدم، خواهري
اينجا نشستي! مادر منتظرته
اينجا چکار ميکني؟ خب...من...من-
خوش اومديد عمو شما بريد من چمدونها رو جابهجا ميکنم -
شما دنبال استاد چودري بوديد، درسته؟
اينا دختراشن پوجا و نيشا
پوجا دخترم، ايشون آقاي کالشناست رفيق پدرتون
سلام - سلام
ايشون ميخواد استاد رو ملاقات کنه لطفا بفرمائيد-
واستون حسابش کردم
بسيار عالي، دمت گرم يه جايزه برات دارم
مديرجان، لطفا دوباره محاسبه کن
مردم ميگن دختراي خوشگل هميشه رياضيشون افتضاحه
چي گفتي؟ اوه نيشا خانم شکلات ميخوريد؟-
اسم من رو نيار
ايول، ايول استاد طعم شيرينيها فوق العادهست
داخلش ادويه مخصوصي داره که شما شيريني ماسورا رو هم فراموش ميکنيد
استاد
چه سورپرايزي، شما کجا اينجا کجا
پسر کوچيکم، پرم عمر درازي داشته باشي پسرم-
عموت يک شرط بندي رو باخته چي رو؟-
به من ميگفت فقط تو موهات ميريزه ! ببين خودش هم کچل شده
ببين کي اومده
سلام،بجا آوردين؟ خوبيد شما؟-
No comments yet. Be the first to leave one.