The first 200 lines.
آنچه گذشت
میدونی، من هر روز از خدا براش طلب بخشندگی میکنم
اسلحه
چون خودم بخشندگی ندارم
اوه، خدای من
کمک کنید
جری تیر خورده لو, آمبولانس خبر کن
همین الان باشه ، من کاپیتان لو گروور
همین الان به کمک اورژانس نیاز داریم، لعنتی
جری ؟ بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم درد میکنه
حالت خوب میشه، باشه؟ به نفس کشیدن ادامه بده
فهمیدی؟طاقت بیار
شنیدی چی گفتم؟ طاقت بیار جری، باشه؟
A-3.
باشه خب، اینم قسمتی از ناوگان منه
تو همین الان منو غرق کردی، مرد
داری تقلب میکنی، ها؟ داری تخته ی منو میبینی؟
وقتی چشمام رو میبندم، آره
میبینی، یه جورایی ترسناکه، جرمی
ببین ، تمام کاری که انجام میدم ، استفاده از عملکرد چگالی احتمالیته
که روش های مختلفی رو که می تونی
مهره ها تو بچینی در نظر می گیره
به خودت نگاه کن، مرد تو همین الانش هم مثل سابقت شدی
تو برای بیرون رفتن از اینجا آماده ای، رفیق
آ ره. منظورم اینه که، نمیخوام عجله کنم
میدونی نمیخوام وقتی بر میگردم به فایو او
کمتر از صد درصد باشم
همه چیز مرتبه؟
تیر خوردن مثل تو فیلمها نیست
زندگیت در مقابل چشمات مثل برق نمیگذره
وقتی اونجا دراز کشیده بودم تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم این بود که
چطور تایلور و موکو را رها کردم
و اونا هیچ وقت شانسی برای شکست ارتش او رکی
و گرفتن غول آتشنشانی پیدا نکردند چی؟
تیلور و موکو رفقای بازی سیاه چال و اژدها من هستن
وقتی من تیر خوردم،
ما وسط یه مبارزه شدید بودیم
فهمیدم به هر حال
باعث شد فکر کنم. منظورم اینه که،
اگه این چیزیه که وقتی من مرگ مواجه میشم بهش فکر میکنم
شاید به اندازه کافی زندگی نکردم
سلام، پسرا
سکوتی مبهوتکننده من باید بیشتر از این لباس بپوشم
. آره، باید اینکارو کنی
تو فوقالعاده به نظر میای ممنون. تو هم همینطور، جرمی، به هر حال
این لباس کهنه؟ آ ره
اوه ، جونز ، جونز ، جونز ، اشتباه کار تازه کارا رو کردی
همه کشتیها رو در لبه پرتگاه قرار دادی
همتون متخصصینا؟
خب خوشحال میشم که بهت اموزش بدم اما باید بریم
اپرا سی دقیقه دیگه شروع میشه من نمیدونستم شما دوتا
هم اپرا میرید من نه
جون در واقع عاشق اپرا ست نه، بابام رو سرزنش کن
راستش من بلیطها رو برای اون و مامانم گرفتم
ولی اون نمیخواست بره
خب، من به شخصه خیلی هیجان دارم که دارم برا اولین بار میرم
در واقع کل روز رو داشتم واقعا؟
آره، واقعاً. منظورم ای نه که
دیشب خیلی بد خوابیدم، .
بنابراین مشتاقانه منتظر سه ساعت چرت زدنم
شنیدم که صندلیها مخمل خواب داری داره
خیلی خب، رفیق فردا دوباره مسابقه میدیم
بله, دریاسالار. ناوگان من و من منتظر خواهیم بود.
خدافظ، جر
همه اینا خیلی خوب به نظر می رسه آره، همینطوره. قطعاً همینطوره
به چی فکر میکنی؟
نمیدنم.. هیچی
خب، در واقع
آه، راستش … من داشتم به این یکی از دوستام فکر میکردم
یه اتفاقی که سر کار برای یکی از دوستام افتاده
اون هم یه همکاره هم یه دوسته
و یه جورایی تیر خورده
منظورم اینه که، خب، اون من میگم اون یه جورایی تیر خورده
اون تیر خورده اوه، خدای من
حالش خوبه. اون حالش خوب می شه
این دیوونگیه، می دونی؟
چیزهایی که سر کار اتفاق میافته
آره … خوشحالم که همه حالشون خوبه
ممنون منً داشتم از چیزی که
در مورد سفارش شام فکر میکردی می پرسیدم
ولی ممنون که این رو با من در میون گذاشتی
مشکلی نیست... من، آه
یک چیزرو میدونی، بروک؟ باید با این قضیه کنار بیام باشه؟
آره فکر کنم بهتر باشه
آره - این اینجوری بهتره ممنون
بله؟
سلام اوضاع با بروک چطورپیش میره؟
رفیق نمیدانم
.. منظورم اینه که
فکر کنم شروع خوبی نداشتیم
منظورت چیه؟ نه، بهت که گفتم
اون تازه طلاق گرفت، تو چت شده؟
چکار کردی؟ من کاری نکردم
ما فقط داریم حرف میزنیم، همین
این خیلی مفیده. خوبه چی گفتی؟
نمی دونم... من ... کلمات یه جورایی، فقط
، اونا از دهنم در میرن. نمی دونم چرا
اصلاً هیچ برنامه ای داری؟
تو چت شده؟ حدس بزن چی شده؟
این کمکی نمیکنه، باشه؟
تو هر ۵ دقیقه زنگ میزنی تو داری ریتم منو میشکنی
اوه متاسفم. ریتمت رو؟ بله
ریتم من، روند من، باشه؟
تو دو بار زنگ زدی. ما حتی سفارش هم ندادیم
هی، اگه جواب پیامک هام رو بدی مجبور نیستم زنگ بزنم فهمیدی؟
خیلی خب، گوش کن دنی؟
. باید یکم آروم باشی
خیلی خب؟ فقط بذار کارم رو انجام بدم من فقط یه خورده خستم
بهت اجازه نمیدم که کارتو انجام بدی، کارای تو خیلی ضایع است
و مردم رو ناراحت میکنه. و تو همه چیزو خراب میکنی
و یه لطفی بهم بکن خواهش میکنم این رو برام عجیب نکن
باشه؟ چون هر بار که چارلی رو به مدرسه میبرم
قرار این زن رو ببینم
بله, باشه. بسیار خب.
من در واقع یه چیزی فهمیدم که
میتونه به این موقعیت کمک کنه
اوه، آره؟ اون چیه؟
الو؟
هی، من خیلی متاسفم
دیگه این اتفاق نمیافته مشکلی نیست
دنی بود. که من دوستش دارم
خیلی زیاد.. ولی بعضی وقتا یکم سخت میشه
اوه مثل شوهر سابقم به نظر میاد
می دونی، جالبه که اینو میگی
چون رابطه ی من و اون یه جورایی مثل یه ازدواج میمونه
یه جور ازدواج
نادرست و نا کار امد
خب، میدونی در مورد ازدواج چی میگن
نه نمیدونم
این که فقط یک دوستیه که توسط پلیس به رسمیت شناخته شده
خوشم اومد
ممنون خوبه
. بیا به سلامتیش نوشیدنی بخوریم
به سلامتی
... میشه دوباره شروع کنیم
و سفارش بدیم و عادی باشیم
بله. بیا شروع کنیم باشه, خوبه
فکر کردم تا حالا خوابیده باشی.
می دونم. تو و من هر دو.
اما, این موسیقی واقعاً زیباست
و لباسها واقعا شگفتانگیزن, و میدونید
من عاشق این هستم که اصلاً نمی دونم دارن چی میخونن
عزیزم، حالت خوبه؟
اوه خدای من. خانم, خانم, چی شده؟
جون یه نگاه به صندلیهای اونور بنداز
یه مشکلی پیش اومده
هی، فایو او - -- همونجا وایسو
بذار دستات رو ببینم! اسلحه
دیدی کجا رفت؟ آره، فکر کنم از راهپله ها رفت
من حراست اینجام چی شده؟ هی -. هی -. اینجا رو قفل کن
هیچکس وارد یا خارج نمیشه
هی، آه، ببخشید که تو رو از قرارت یبرو کشیدم
با اینکه داشتی خرابش میکردی، میدونی؟
خرابش میکردم؟ آ ره
اگه منظورت از خراب اینه که من یه قرار دوم دارم
پس، آره، فکر کنم داشتم خرابش میکردم
یه قرار دیگه هم گذاشتین؟ بریم، چی میدونیم؟
اسم قربانی بیلی ساتو ست
او رئیس گروه تراید ه
به نظر می رسه با یک اسلحه دوربرد بهش شلیک شده
و تیرانداز
تو اون راهپلهها ناپدید شده
و نیروهای امنیتی اونجا رو قفل کردن
خب تانی جونیور شما جمعیت رو کنترل کنید
خیلی خب؟ ما به گروههای دو نفره تقسیم میشیم
وجب به وجب اینجا رو میگردیم
تا اینکه این یارو را پیدا کنیم
دنی
من یه حرکتی دیدم
تماس بگیر
عالی شد، فرار کرد
میدونی چیه، داری مسخرهبازی در میاری
نه من فقط میگم که ده سال پیش
تو این پرش رو انجام میدادی من الانم پریدم
نه فقط انگشتات خوب پرید
بقیه بدنت، نه چندان تو ۴۰ سالته
پریدن از ساختمون بازی مردای جونه
چطور دفعه بعدی خودت وارد بازی بشی؟
کمتر حرف بزنی و بیشتر بدویی
حالا دیگه تو داری مسخرهبازی در میاری
هی, چی گیر اوردی؟
خب, برای شروع, این تصویر ترکیبی
از تیر انداز ماست که براساس توصیفات شاهد عینی
و دوربین مدار بسته اونجا ترسیم شده
این عکس به همه سازمانهای انتظامی در جزیره فرستاده شد
اون ماشینی هم که باهاش فرار کرد شناسایی کردیم
گزارش شده بود دیروز بعدازظهر دزدیده شده
چه سورپرایز بزرگی
گروور رفته که با صاحب ماشین حرف بزنه
در ضمن، تانی و جونیور، دارن کیلینیک های محلی رو بررسی میکنند
تا ببینند کسی مشخصات ظاهری تیرانداز ما مطابقت
داره که تیر خورده باشه
خیلی خب، خوبه صحنه جرم چی؟
فکر کنم گزارش واحد صحنه جرم رو گرفتیم
آره، اونا تفنگ رو پیدا کردن
همین طور هم این پوکه گلوله
رو توی سالن نمایش پیدا کردن
این پیکربندی تفنگ ،
با لوله تفنگ قابل جدا شدن بسیار نادره
اما من دیدم افردا ارتشی از یه همچین چیزی قبلا استفاده میکردن
No comments yet. Be the first to leave one.