Physical

Physical

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Physical S01E03 720p WEB-DL 30nama
Physical S01E03 1080p WEB-DL 30nama
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Published on: 2021-07-17
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫و پنج شیش هفت هشت

‫دست مشت لگد ‫دست مشت لگد

‫دست مشت لگد

‫و بکشید بالا

‫بالا

‫بالا و بیرون از تخت، عوضی تنبل.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫و به همین راحتی تمومه... دوباره خودتی.

‫فقط یه عوضی خیس عرق

‫که با کون خپلش منتظر ‫جلسه‌ی بعد می‌شینه.

‫چه قدر طول میکشه تا برگردی اینجا؟ ‫بهاش چیه؟

‫بیشتر... زمان بیشتر، پول بیشتر.

‫زمان... پول...

‫زمان... پول...

‫تا حالا فکر کردی یه مربی دیگه بگیری؟

‫همه‌ی کلاسارو خودت می‌چرخونی.

‫ نمیتونی کسب و کارت رو گسترش بدی. ‫باید یه مربی دیگه بگیری.

‫مثلا یکی مثل خودت؟

‫با وجود مغرور و از کون فیل افتاده بودنت

‫کلا دو هفته‌ست که میای کلاس

‫ولی تمام زندگیم می‌رقصیدم.

‫به هیچجام نیست.

‫ازمون دزدی کردی و الان

‫التماس میکنی تا ‫مربی استودیوم بشی.

‫کاملا مطمئنم خل و چلی.

‫من یه زنم، و تو دردسر بودم.

‫نیاز به پول داشتم.

‫راهی برای اینکه پول خودمو ‫در بیارم نداشتم، هنوزم ندارم.

‫الان باید دلم برات بسوزه

‫چون نتونستی به اندازه‌ی ‫نیازت ازمون دزدی کنی

‫حالا باید بزارم هنرجوهامم بدزدی؟

‫من هنرجوهای خودمو میارم، ‫کمکت میکنم کسب و کارتو گسترش بدی.

‫همونطور که برای تایلر کار گیر آوردی... ‫ولی هیچ خبری بهش نرسیده.

‫دقیقا مثل کارگردانای فیلمای پورنشی...

‫زیادی قول الکی میدی و کمترین عمل رو داری.

‫نمیدونم بانی... ‫مگه تمام کارشون تو عمل نیست؟

‫منظورم گاییدن نیست! ‫منظورم پول دادنه.

‫من به قولم به هردوتون عمل میکنم.

‫چی برای از دست دادن داری؟

‫ممکنه حق با اون باشه...

‫مگه درآمد بدون زحمت رویای آمریکایی نیست؟

‫مثلا لم بدی و آبجو با گل دستت باشه...

‫بزاری مرد خونه پول بیاره خونه...

‫یه امتحان، یه کلاس، فقط یه بار.

‫ولی از شر کفشای باله‌ت خلاص شو

‫داریم ورزش میکنیم، نه تمرین نمایش...

‫و... چندتا دستمال توالت بیار.

‫پول ندارم دوباره برم دکتر زنان...

‫اینو داشته باش

‫فقط به امضای هزارتا رای دهنده نیاز داریم...

‫و بعد اسممون میوفته سر جعبه رای

‫اوکی تنها بخش ضد حالش اینه

‫که وقت زیادی نداریم، اوکی؟

‫پس واقعا باید تمام سعیمون رو بکنیم

‫مناطقی که مسئولش هستین روی بورد زده شده

‫آم، شیلا اگر می‌خوای...

‫-اوه ببخشید ‫-بوردها...

‫یادتون باشه، رای دهنده‌ها...

‫باید حتما اسم دقیق شناسنامه‌شون رو بنویسن

‫و فقط میتونن به جای خودشون امضا کنن

‫آره، پس... حواستون باشه

‫کسی به اسم میکی موس، کلارک ‫کنت و جیم براونز امضا نکنه...

‫اوه حتما!

‫اگر خرابکارا اسم یا تاریخ اشتباهی وارد کنن

‫باعث باطل شدن کل تقاضانامه‌تون میشه.

‫به علاوه، یادتون نره فقط خودکار آبی مجازه

‫-با من بگین! ‫-فقط خودکار آبی!

‫خدای من...

‫و اگر میشه... فقط برای چند لحظه...

‫میدونم خیلی‌هاتون شنیدین که من تو کلاس بگم

‫دموکراسی فقط زمانی جواب ‫میده که ما توش نقش داشته باشیم...

‫بهتون میگم الان تو اتاق ‫پذیرایی خونم چی میبینم...

‫یه مشت دانشجو که ‫نوک سینه‌هاشون معلومه؟

‫دموکراسی در کار!

‫ممکنه ما به اندازه‌ی بقیه‌شون پول نداشته باشیم...

‫ولی میتونم بهتون بگم که... ‫شماها رو داریم!

‫کسایی که به پروسه و ‫جایگاهشون داخلش ایمان دارن.

‫پس، از ته قلبم... ازتون خیلی ممنونم.

‫خیلی‌خب، بزنیم بیرون...

‫بیاید تمام اون شعارا رو به عمل تبدیل کنیم!

‫دنی یک نامزد دموکرات تائید شده‌ست

‫که"نجات موج ما" رو رهبری میکنی.

‫خیلی‌خب

‫اوه خدا

‫چه اجتماع خوبی عزیزم!

‫آره، باید بگم خیلی حس خوبی داره، میدونی...

‫نمیدونستم محبوبم... نمیدونستم اینقدر محبوبم.

‫فکر میکردی همینقدر محبوبی...

‫نظرت چیه بری یکم همکاری کنی؟

‫-میدونی من و سیمون... ‫-"من و سیمون"؟

‫فکر میکردیم خوب باشه چون ‫اونجا از قبل تو رو میشناسن

‫و یه پارک دقیقا کنار مدرسه‌ی مایا هست...

‫راستش خیابون گردی تو برنامه‌م نبود...

‫چی؟ عزیزم، هممون باید نقشمون رو ادا کنیم.

‫تو خودت قراره امضا جمع کنی؟

‫اوه نه، من کاندیدم.

‫این کار به اعتبارم لطمه میزنه.

‫به علاوه، من سیمون قراره با هم بشینیم و ...

‫چندتا ایده‌ی استراتژیک رد و بدل کنیم...

‫من مایا رو دارم عزیزم...

‫و زندگی کوفتی خودم رو!

‫از پسش بر میای عزیزم، فکر کنم... نه؟

‫این بیسکوئیت‌ها محشرن...محض اطلاع...

‫باید بزنم بیرون، دوست دارم، اوکی

‫-خیلی‌خب، حاضری؟ ‫-آره بزن بریم

‫مامانی

‫الان میام

‫سلام، گرتا. ببخشید مزاحمت میشم...

‫نیاز دارم یه لطفی بهم بکنی

‫میشه لطفا امروز مراقب مایا باشی؟

‫متاسفم که اینو میخوام، ولی باید برای ‫دنی امضای رای‌دهنده‌ها رو جمع کنم.

‫همه دستا تو دست هم برای کمپین!

‫رقباش دستشون تو جیب ‫کسب وکار بزرگ "جان بریم"ه

‫"لس‌انجلس سازی، ما داریم میایم!"

‫و نمیخوام بزرگش کنم

‫ولی چنین تغیراتی باعث کشتن موج میشه...

‫ساحل زیبامون پر میشه از ‫پاساژ و فروشگاه‌های زنجیره‌ای...

‫دوست ندارین یه بیلاخ به یارو نشون بدین؟

‫از اراذل سرمایه‌دار دوری کن... ‫نه مواد مخدر... درست نمیگم؟

‫خیلی دوست دارم، ولی فعلا نمیتونم.

‫ولی من و دنی جفتمون ‫موافقیم که باید قانونیش کنن.

‫دنی قبلا دستگیر شده، و ‫شب رو تو زندان گذرونده...

‫آره، هردومون.

‫به جنگ پرخاشگری در ویتنام اعتراض میکردیم

‫و دوباره هم انجامش میدیم.

‫کلی زن جوون و باحال بین ‫حامی‌هامون هست، واقعا وایب به‌روزیه...

‫انگار مادر بهتری هستی...

‫صبر بیشتری داری، وقت بیشتر...

‫ده تا امتیاز برای اون، هیچی برای تو. ‫یه بازنده‌ی به تمام معنایی.

‫مسیح لطفا به این غذا برکت بده

‫بگذار بدن مارو قوی و تقویت کنه

‫تا تیموتی بتونه تو مدرسه ‫از پس قلدر‌ها بر بیاد.

‫که امیدوارم بتونن در قلبشون ‫راهی برای دوست داشتنش پیدا کنن.

‫و کمک کن تیم والیبالمون امشب ‫دهن تیم رانچو پالماس رو سرویس کنه

‫تا به لیگ آواکادو صعود کنیم.

‫و همینطور به مادر انرژی ‫برای راهنمایی کارگرها بده

‫تا اینبار بتونن اتاق کمدش رو درست بسازن.

‫و البته به پدر شجاعت و بینشی رو بده

‫تا به ساختن آمریکای بهتر ادامه بده

‫جایی که خانواده‌های راستگو، قوی ‫و پرعشق مثل ما همیشه در اولویتن.

‫-آمین ‫-آمین

‫جملات زیبایی بود، پسرم.

‫از تو بخاطرشون ‫سپاس‌گزارم، و همینطور برای...

‫برای...

‫اصلا برای چی داره دعا میکنه؟

‫همین الانشم رو هرچی ‫چشم بندازه صاحبشه.

‫مگه یه مرد به چقدر پول نیاز داره؟

‫برای شما سپاس‌گزارم.

‫بخوریم.

‫بای.

‫فالگوش وایسادی؟

‫نه، منتظر بودم باهات ‫راجع به کلاسم صحبت کنم.

‫راجع به چیش؟ ده تا هنرجو پیدا کردی؟

‫ده تا؟ اوه... تعدادی که ‫قرارش رو گذاشتیم اینقدر بود؟

‫خب، باید ده نفر یا بیشتر باشن ‫تا ارزش وقتم رو داشته باشه...

‫خوبه، مشکلی نیست.

‫و یادت باشه حتما ده تایی جمع کنی...

‫باید به 20 تا برسی تا بتونی تو ‫سیستم سرشماری ثبتشون کنی.

‫آها

‫20 نفر؟ تو به زور 20 ‫نفر تو عروسیت دعوت کردی.

‫اوه و شیلا

‫چندتا دستمال توالت کوفتی بگیر

‫اگر هنرجو نداشته باشی کلاسی هم نداری

‫و اگر کلاسی نداشته باشی

‫پس آخرش میتونی یکی از اونا باشی...

‫اه... پر کردن دهنت با مرغ ‫سیب‌زمینی با پنیر و نودل... با پیتزا،

‫دونات، کورن داگ... با چربی نون خامه‌ای...

‫تا زمانی که همه‌ش منفجر بشه روت...

‫چه غلطا؟

‫عزیزم؟ اینجا... اینجا چیکار میکنی؟

‫-سلام. ‫-سلام.

‫سلام... تو راه کتابخونه بودیم...

‫وقت داستان خوندن بود، قسم میخورم. تا اینکه

‫بداخلاق شدن چون یادم رفت اسنک بیارم

‫و بعد خودم بداخلاق شدم ‫چون یادم رفت اسنک بیارم.

‫پس... اسنک گرفتیم.

‫اون اسنک نیست، اون دو پرس غذای بزرگساله.

‫اوه اشکالی نداره

‫تو لباس رقص اومدی دنبال امضا؟

‫اوه نه فقط...

‫قبلش داشتم امضا جمع میکردم و بعدش باید...

‫خب باید که نه، یه جورایی خجالت‌آوره.

‫اون نصف کورن داگو کرده تو ‫دهنش، فکر کردی تو رو قضاوت میکنه؟

‫این چندوقت کلاس ایروبیک داشتم.

‫آموزش میدم در واقع.

‫از فردا شروع میکنم... عاشقشم.

‫داری کلاس ایروبیک درس میدی... عالیه.

‫تو عالی هستی.

‫خیلی عاشق حس آگاهی‌ایم که بهم میده.

‫اوه آره درسته. به نظر عالی میاد.

‫معمولا خیلی خستم، انگار نیمه‌جونم.

‫یبار من و ارنی کوکائین امتحان کردیم...

‫ولی فقط باعث شد کلی برینم.

‫پس دویدن رو امتحان کردم...

‫و بعد همش به وایسادن ‫فکر میکردم، پس وایسادم.

‫باید ایروبیک رو امتحان کنی، شاید خوشت بیاد.

‫باید بکنم نه؟ آره شاید...

‫تو... فکر میکنی خیلی تو جمع به چشم بیام؟

‫مثل کون خپلش میزنه تو چشم... ‫نباید بزاری این اتفاق بیوفته.

‫نه

More Farsi Persian subtitles for Physical

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left