The first 200 lines.
و پنج شیش هفت هشت
دست مشت لگد دست مشت لگد
دست مشت لگد
و بکشید بالا
بالا
بالا و بیرون از تخت، عوضی تنبل.
مترجم: Negar FD
و به همین راحتی تمومه... دوباره خودتی.
فقط یه عوضی خیس عرق
که با کون خپلش منتظر جلسهی بعد میشینه.
چه قدر طول میکشه تا برگردی اینجا؟ بهاش چیه؟
بیشتر... زمان بیشتر، پول بیشتر.
زمان... پول...
زمان... پول...
تا حالا فکر کردی یه مربی دیگه بگیری؟
همهی کلاسارو خودت میچرخونی.
نمیتونی کسب و کارت رو گسترش بدی. باید یه مربی دیگه بگیری.
مثلا یکی مثل خودت؟
با وجود مغرور و از کون فیل افتاده بودنت
کلا دو هفتهست که میای کلاس
ولی تمام زندگیم میرقصیدم.
به هیچجام نیست.
ازمون دزدی کردی و الان
التماس میکنی تا مربی استودیوم بشی.
کاملا مطمئنم خل و چلی.
من یه زنم، و تو دردسر بودم.
نیاز به پول داشتم.
راهی برای اینکه پول خودمو در بیارم نداشتم، هنوزم ندارم.
الان باید دلم برات بسوزه
چون نتونستی به اندازهی نیازت ازمون دزدی کنی
حالا باید بزارم هنرجوهامم بدزدی؟
من هنرجوهای خودمو میارم، کمکت میکنم کسب و کارتو گسترش بدی.
همونطور که برای تایلر کار گیر آوردی... ولی هیچ خبری بهش نرسیده.
دقیقا مثل کارگردانای فیلمای پورنشی...
زیادی قول الکی میدی و کمترین عمل رو داری.
نمیدونم بانی... مگه تمام کارشون تو عمل نیست؟
منظورم گاییدن نیست! منظورم پول دادنه.
من به قولم به هردوتون عمل میکنم.
چی برای از دست دادن داری؟
ممکنه حق با اون باشه...
مگه درآمد بدون زحمت رویای آمریکایی نیست؟
مثلا لم بدی و آبجو با گل دستت باشه...
بزاری مرد خونه پول بیاره خونه...
یه امتحان، یه کلاس، فقط یه بار.
ولی از شر کفشای بالهت خلاص شو
داریم ورزش میکنیم، نه تمرین نمایش...
و... چندتا دستمال توالت بیار.
پول ندارم دوباره برم دکتر زنان...
اینو داشته باش
فقط به امضای هزارتا رای دهنده نیاز داریم...
و بعد اسممون میوفته سر جعبه رای
اوکی تنها بخش ضد حالش اینه
که وقت زیادی نداریم، اوکی؟
پس واقعا باید تمام سعیمون رو بکنیم
مناطقی که مسئولش هستین روی بورد زده شده
آم، شیلا اگر میخوای...
-اوه ببخشید -بوردها...
یادتون باشه، رای دهندهها...
باید حتما اسم دقیق شناسنامهشون رو بنویسن
و فقط میتونن به جای خودشون امضا کنن
آره، پس... حواستون باشه
کسی به اسم میکی موس، کلارک کنت و جیم براونز امضا نکنه...
اوه حتما!
اگر خرابکارا اسم یا تاریخ اشتباهی وارد کنن
باعث باطل شدن کل تقاضانامهتون میشه.
به علاوه، یادتون نره فقط خودکار آبی مجازه
-با من بگین! -فقط خودکار آبی!
خدای من...
و اگر میشه... فقط برای چند لحظه...
میدونم خیلیهاتون شنیدین که من تو کلاس بگم
دموکراسی فقط زمانی جواب میده که ما توش نقش داشته باشیم...
بهتون میگم الان تو اتاق پذیرایی خونم چی میبینم...
یه مشت دانشجو که نوک سینههاشون معلومه؟
دموکراسی در کار!
ممکنه ما به اندازهی بقیهشون پول نداشته باشیم...
ولی میتونم بهتون بگم که... شماها رو داریم!
کسایی که به پروسه و جایگاهشون داخلش ایمان دارن.
پس، از ته قلبم... ازتون خیلی ممنونم.
خیلیخب، بزنیم بیرون...
بیاید تمام اون شعارا رو به عمل تبدیل کنیم!
دنی یک نامزد دموکرات تائید شدهست
که"نجات موج ما" رو رهبری میکنی.
خیلیخب
اوه خدا
چه اجتماع خوبی عزیزم!
آره، باید بگم خیلی حس خوبی داره، میدونی...
نمیدونستم محبوبم... نمیدونستم اینقدر محبوبم.
فکر میکردی همینقدر محبوبی...
نظرت چیه بری یکم همکاری کنی؟
-میدونی من و سیمون... -"من و سیمون"؟
فکر میکردیم خوب باشه چون اونجا از قبل تو رو میشناسن
و یه پارک دقیقا کنار مدرسهی مایا هست...
راستش خیابون گردی تو برنامهم نبود...
چی؟ عزیزم، هممون باید نقشمون رو ادا کنیم.
تو خودت قراره امضا جمع کنی؟
اوه نه، من کاندیدم.
این کار به اعتبارم لطمه میزنه.
به علاوه، من سیمون قراره با هم بشینیم و ...
چندتا ایدهی استراتژیک رد و بدل کنیم...
من مایا رو دارم عزیزم...
و زندگی کوفتی خودم رو!
از پسش بر میای عزیزم، فکر کنم... نه؟
این بیسکوئیتها محشرن...محض اطلاع...
باید بزنم بیرون، دوست دارم، اوکی
-خیلیخب، حاضری؟ -آره بزن بریم
مامانی
الان میام
سلام، گرتا. ببخشید مزاحمت میشم...
نیاز دارم یه لطفی بهم بکنی
میشه لطفا امروز مراقب مایا باشی؟
متاسفم که اینو میخوام، ولی باید برای دنی امضای رایدهندهها رو جمع کنم.
همه دستا تو دست هم برای کمپین!
رقباش دستشون تو جیب کسب وکار بزرگ "جان بریم"ه
"لسانجلس سازی، ما داریم میایم!"
و نمیخوام بزرگش کنم
ولی چنین تغیراتی باعث کشتن موج میشه...
ساحل زیبامون پر میشه از پاساژ و فروشگاههای زنجیرهای...
دوست ندارین یه بیلاخ به یارو نشون بدین؟
از اراذل سرمایهدار دوری کن... نه مواد مخدر... درست نمیگم؟
خیلی دوست دارم، ولی فعلا نمیتونم.
ولی من و دنی جفتمون موافقیم که باید قانونیش کنن.
دنی قبلا دستگیر شده، و شب رو تو زندان گذرونده...
آره، هردومون.
به جنگ پرخاشگری در ویتنام اعتراض میکردیم
و دوباره هم انجامش میدیم.
کلی زن جوون و باحال بین حامیهامون هست، واقعا وایب بهروزیه...
انگار مادر بهتری هستی...
صبر بیشتری داری، وقت بیشتر...
ده تا امتیاز برای اون، هیچی برای تو. یه بازندهی به تمام معنایی.
مسیح لطفا به این غذا برکت بده
بگذار بدن مارو قوی و تقویت کنه
تا تیموتی بتونه تو مدرسه از پس قلدرها بر بیاد.
که امیدوارم بتونن در قلبشون راهی برای دوست داشتنش پیدا کنن.
و کمک کن تیم والیبالمون امشب دهن تیم رانچو پالماس رو سرویس کنه
تا به لیگ آواکادو صعود کنیم.
و همینطور به مادر انرژی برای راهنمایی کارگرها بده
تا اینبار بتونن اتاق کمدش رو درست بسازن.
و البته به پدر شجاعت و بینشی رو بده
تا به ساختن آمریکای بهتر ادامه بده
جایی که خانوادههای راستگو، قوی و پرعشق مثل ما همیشه در اولویتن.
-آمین -آمین
جملات زیبایی بود، پسرم.
از تو بخاطرشون سپاسگزارم، و همینطور برای...
برای...
اصلا برای چی داره دعا میکنه؟
همین الانشم رو هرچی چشم بندازه صاحبشه.
مگه یه مرد به چقدر پول نیاز داره؟
برای شما سپاسگزارم.
بخوریم.
بای.
فالگوش وایسادی؟
نه، منتظر بودم باهات راجع به کلاسم صحبت کنم.
راجع به چیش؟ ده تا هنرجو پیدا کردی؟
ده تا؟ اوه... تعدادی که قرارش رو گذاشتیم اینقدر بود؟
خب، باید ده نفر یا بیشتر باشن تا ارزش وقتم رو داشته باشه...
خوبه، مشکلی نیست.
و یادت باشه حتما ده تایی جمع کنی...
باید به 20 تا برسی تا بتونی تو سیستم سرشماری ثبتشون کنی.
آها
20 نفر؟ تو به زور 20 نفر تو عروسیت دعوت کردی.
اوه و شیلا
چندتا دستمال توالت کوفتی بگیر
اگر هنرجو نداشته باشی کلاسی هم نداری
و اگر کلاسی نداشته باشی
پس آخرش میتونی یکی از اونا باشی...
اه... پر کردن دهنت با مرغ سیبزمینی با پنیر و نودل... با پیتزا،
دونات، کورن داگ... با چربی نون خامهای...
تا زمانی که همهش منفجر بشه روت...
چه غلطا؟
عزیزم؟ اینجا... اینجا چیکار میکنی؟
-سلام. -سلام.
سلام... تو راه کتابخونه بودیم...
وقت داستان خوندن بود، قسم میخورم. تا اینکه
بداخلاق شدن چون یادم رفت اسنک بیارم
و بعد خودم بداخلاق شدم چون یادم رفت اسنک بیارم.
پس... اسنک گرفتیم.
اون اسنک نیست، اون دو پرس غذای بزرگساله.
اوه اشکالی نداره
تو لباس رقص اومدی دنبال امضا؟
اوه نه فقط...
قبلش داشتم امضا جمع میکردم و بعدش باید...
خب باید که نه، یه جورایی خجالتآوره.
اون نصف کورن داگو کرده تو دهنش، فکر کردی تو رو قضاوت میکنه؟
این چندوقت کلاس ایروبیک داشتم.
آموزش میدم در واقع.
از فردا شروع میکنم... عاشقشم.
داری کلاس ایروبیک درس میدی... عالیه.
تو عالی هستی.
خیلی عاشق حس آگاهیایم که بهم میده.
اوه آره درسته. به نظر عالی میاد.
معمولا خیلی خستم، انگار نیمهجونم.
یبار من و ارنی کوکائین امتحان کردیم...
ولی فقط باعث شد کلی برینم.
پس دویدن رو امتحان کردم...
و بعد همش به وایسادن فکر میکردم، پس وایسادم.
باید ایروبیک رو امتحان کنی، شاید خوشت بیاد.
باید بکنم نه؟ آره شاید...
تو... فکر میکنی خیلی تو جمع به چشم بیام؟
مثل کون خپلش میزنه تو چشم... نباید بزاری این اتفاق بیوفته.
نه
No comments yet. Be the first to leave one.