The first 113 lines.
:ادیتور آرشین
شین هه وون، چندبار باید صدات بزنم بیای غذاتو بخوری؟
نمیخورم
ای بابا. هر طور میلته
شین هه وون
جدی نمیخوای هیچی بخوری؟
میرم مدرسه
سلام - صبح بخیر -
توی نگاه اول، من مثل یه دختر دانش آموز دبیرستانی عادی به نظر میام
ولی من یه تفاوتی با بقیه دارم
اینه که تا دوران ابتداییم
پسر بودم
!مامان! مامان! مامان
چیزی شده؟
چیکار کنم؟
چیشده؟
چیه؟ چیزی شده؟
مامان
بیا بریم بیمارستان
ینی دارین میگین...جنسیتش تغییر کرده؟
بله، جدی میگم
همیشه پوشکش رو عوض می کردم، مگه میشه ندونم؟
مطمئنین دوقلو نیستن؟ یا داداشی نداره؟
هه وون، تک پسره
که اینطور
...پس احیانا
بیمارستان دیگه ای رفتین؟
بله؟ چی گفتین؟
...آخه، منم
اولین باره با همچین چیزی مواجه میشم
مامانم فقط به توصیه های پزشکی بسنده نکرد
پول بیشتری میخوام
خدا عصبانی شده
پول؟
مامان، بیا بریم - وایسا ببینم -
گفتم بیا بریم
صبرکن
بیا اینجا بشین
من به این چیزا عقیده ای ندارم. بیا بریم
واقعا میخوای اینجوری زندگی کنی؟
بگیر بشین دیگه
پولتون رو نمیخوام. فقط برین
چند لحظه قبل که گفتین پول بیشتر میخواین
گفتم برین دیگه
چرا؟ پول بیشتر هست
تا به حال همچین چیزی ندیدم
همچین چیزی؟
خدا، بهت بدهی داده
هه وون، خوابت نمیبره؟
من متاسفم
از این به بعد، اصلا همچین جاهایی نمیرم
اخمات رو باز کن دیگه
هه وون
منم دلم میخواد دوباره مثل قدیما بشم
ولی میدونم که نمیشه
میدونی هر دفعه که همچین جاهایی میری، چقدر ناراحت میشم؟
چون فکر میکنم تقصیر منه
میترسم که نکنه به خاطر گناهی باشه که توی زندگی قبلیم انجام داده باشم
حداقل موقع دنیا اومدنم که عادی بودم
تقصیر تو نیس
تقصیر تو هم نیس
بگیر بخواب، باشه؟
یکم بعد میخوابم
باد شب سرده، حداقل پنجره رو ببند و بخواب
باد؟
باد
اون روزه
ته جو، این پارک میتونه آرزوی مردم رو برآورده کنه
اگه چشمات رو ببندی و دستات رو اینطوری ببری بالا
و برگ بیفته کف دستت
بعدش آرزوت برآورده میشه
با عقل جور در نمیاد
پس حتما همه ی آرزوها برآورده میشه
فقط آرزوهای صادقانه و خالصانه برآورده میشه
جدی؟ - حالا تو یه آرزویی بکن -
چون خالصانه آرزو نکردی اینجوریه. منو ببین
توی یه روزی که بادی نمی وزید
یهویی، باد شدیدی شروع به وزیدن کرد
اون روز
خدا بهت بدهی داده
پسش بده
شین هه وون رو بهم پس بده
چرا؟ چرا نمیشه؟ چرا آخه؟
اتفاقی که با علم و دین نمیشه توضیحش داد، برای من افتاد
!شین هه یون
هی، اینجا چیکار میکنی؟ جواب گوشیتو چرا نمیدی؟
عمه بهم گفت با تو برم مدرسه
هی، از خونه ما تا اینجا ده دقیقه هم راه نیس
بازم با هم بریم بهتره، مگه نه؟
راستی، اینو بهت گفتم؟
که خواب تو رو دیدم
چتری که دستت بود، تبدیل به اژدها شد
واسه همین رفتم تعبیرش رو سرچ کردم
نوشته بود، ناجیت رو ملاقات میکنی
من معمولا به خواب و اینا عقیده ندارم، ولی این یکی خیلی واضح بود
وقتی از خونه زدم بیرون و اون چتر رو دیدم، خیلی شکه شدم
به نظرت یکی رو ملاقات میکنی؟
فقط دو نفر درباره همه چیز من میدونن
مامانم و هم کلاسی و دخترداییم، شین جو هه
هی، گوشت با مه؟
من زودتر میرم
!صبرکن با هم بریم
!داره میاد
اینجا رو نگاه کنین لطفا - این طرف لطفا -
کنفرانس خبری برگشت رسمی بازیکن بیسبال، کانگ ته جو
آقای کانگ ته جو، برای همیشه برگشتین کره؟
،خیلی با جزئیات نمیتونم بهتون بگم
ولی فعلا برنامه دارم بمونم
شنیدم پیشنهادهای زیادی داشتین، چرا برگشتین کره؟
سازگاری با زندگی در خارج از کشور براتون سخت بود؟
نه، اومدم دنبال کسی بگردم
وقتی اون فرد رو پیدا کردین، برمی گردین؟
احیانا عشق اولتونه؟
No comments yet. Be the first to leave one.