The first 200 lines.
sp1der
کي هستي؟- خودت کي باشي؟-
دزد- دزد؟-
خودت دزدي
واي خدا
اينجا چيکار ميکني؟
بازم تويي
منو تعقيب کردي؟
چت شده؟
نز..نزديک تر نيا
به پليس زنگ ميزنم
برو اونور
!!!!!نميري عقب
!!!!!!!!هي
بزار منم حرف بزنم
تو کي هستي؟
عين يه گربه دزد اومده بودي اينجا چيکار ميکردي؟
يعني چي گربه دزد؟
خودت چي،چي ميخواي درباره ي اوپا بدوني که تا اينجا تعقيبم کردي؟
تا کي ميخواي حقيقت رو پنهان کني؟
منو چي فرض کردي؟چي رو بايد بهت بگم اجوما؟
قبل از اينکه به پليس زنگ بزنم حقيقت رو بگو
تو مغازه ي يه نفر ديگه داشتي چيکار ميکردي؟
مغازه ي يه نفر ديگه اينجا مغازه ي منه
اين مغازه مال توئه؟
اينطوري نميشه بايد به پليس زنگ بزنم
اوکي قبوله زنگ بزن پليس
واي خدا
اجوما
چي شده؟
من يه دزد گرفتم
دزد؟
اي واي خيلي وقته نديدمت
بله خوب هستين
اون پسره رئيسه- هان؟؟-
اون زنو ميشناسي؟
شما دوتا اولين باره همديگه رو ميبينين؟
اون اينجا کار ميکنه
چي؟
من ديگه ميرم
مادرت زمان سختي رو ميگذرونه حواست بهش باشه
زياد بهش زنگ بزن
باشه بعدا مي بينممتون
اصلا مثل پدرش نيست
عوضيه بدردنخور
چه اتفاقي بين شما افتاده بود؟
داستانش طولانيه تو راه بهتون ميگم
....پدر هم واقعا
چطوري همچين زن بدردنخوري رو استخدام کردين؟
اون بدردنخور نيست
ادم هايي مثل اون اين روزا نادرن
به بزرگتراش احترام ميزاره
کارش رو بلده،سخت کار ميکنه
تنها چيز بدي که اون ميندازه دور مدفوعه
داريم غذا ميخوريم حالمون رو بهم زدي
شوهر يونگ شيل کي از زندان ازاد ميشه؟
به راي دادگاه بستگي داره
من نگران پدرتونم
اما وقتي به يون شيل فک ميکنم قلبم ميگيره
از اولش همم نبايد با اون مرد ازدواج ميکرد
لازم نيست نگرانش باشيد
راستش تو اين دوره زمونه کدوم عاشقي پيدا ميشه که
براي زني که دوسش داره کليه اش رو بده
عين رمان هاي عاشقانه اس
خيلي حسوديم ميشه
حسودي و زهرمار
....اون ادم رذل از اين حيله استفاده کرد
تا يون شيل باهاش ازدواج کنه
اي خدا
حواي منو باش مي خواستم اين انگور هارو به خانم چويي بدم
واي حيف شد
بايد بخورمشون
واي حيف شد
واي
اينا رو مادر شوهرم داده
زياد نيست نوش جونتون
ممنون خوب ميخوريم
اگه هنوز شام نخوردي بيا تو بخور و برو
نه،دير شده من ميرم
يون شيل چرا نمياي داخل
به نظر مياد مهمون داريد فردا دوباره ميام
مهمون نيست پسرمه زود باش بيا داخل
راس ميگه بيا داخل بخور بعد برو
بيا
بدو بيا تو
بيا تو
بيا تو
بشين يکم بخور
بيا بشين خواهر- نه لازم نيست-
زود باش بشين
خونه بودم خوردم
گذاشتت زير افتاب کار کني
صورتت افتاب سوخته شده
از اين به بعد اخر هفته ها هم کار ميکني؟
مادر شوهرم هوام رو داشت کلي استراحت کردم
خودم مادر شوهرت رو تو مراسم عروسي ديدم
فک کردي حرفت رو باور ميکنم
واااااا خيلي شيرينه
تو هم يکم ميخواي؟- نه ممنون
از انگور متنفرم
چرا؟خوشمزس که
راستي شما اولين باره که همديگه رو ميبينين؟
بهش سلام کن
اون غرور و شادي پدر ومادرم،برادر کوچکترم لي دونگ جينه
ايشون هم نا يون شيله که تو مغازه ي ما کار ميکنه
حالا که يه سر بهتون زدم ديگه ميرم
به اين زودي ميري؟
خسته ام امروز برم خونه استراحت کنم
شب خوش
چه صداي بلندي داد
سرت نشکسته
نه من خوبم
هي چرا هي اينکارو تکرار ميکني؟
حالت خوبه
البته من سرم خيلي محکمه
نکنه وقتي رفته تاکستان سنگ خورده تو سرش؟
چقدر خنگه
چرا جلوي اون خوردم به در؟
دختره خنگ
دارم ميام داخل
ببخشيد اينجا خونه ي لي من سوله؟
بله درسته
نکنه رئيس رو پيدا کردين؟
....بله پيداش کرديم ولي
خانم؛خواهر بياين بيرون
پليس اومده
رئيس رو پيدا کردن
وا....واقعا؟
واي خداي شکرت
الان کجاست؟
چون سن اقاي لي من سول زياد بود
ما احتمال داديم که به خاطر سنش باشه
...براي همين اونو توي ليست قرار داديم
و در حالي که تلاش کرديم باهاش تماس بگيريم رديابيش کرديم
چرا انقدر طولانيش ميکني
سريع برو اصل مطلب
الان پدرمون کجاست؟
حادثه اي اتفاق افتاده؟
نه نه
ايشون کاملا سالم هستن
اما اقاي لي من سول ازمون خواسته که
به خانوادش نگيم کجاست
فقط ازمون خواست اين نامه رو بفرستيم
بله
ايشون شخصا گزارش گمشده رو کنسل کردن
حالا که نامه رو رسونديم ديگه ميريم
ممنون
اين ديگه چه مدلي بود؟
اول نامه رو بخون خواهر
ها؟باشه
"همسر عزيزم گوک جي."
حتما خيلي شوکه شدي
متاسفم
اما لازم نيست نگران بشي
من کاملا سالمم و حالم خوبه
به غير از دل تنگيه تو مشکل ديگه اي ندارم
پس ديگه تلاش نکن منو پيدا کني
دونگ سوک و دونگ جين
من واسه يه مدت کوتاه مادرتون رو به شما ميسپارم
خوب مراقبش باشيد
حتي حيوانات هم زماني که متوجه ميشن اخر زندگيشون رسيده
براي مدت کوتاهي گله رو ترک ميکنن
من انسان هستم
الات تقريبا 80 سالمه
به زمان احتياج دارم تا برگردم به گذشته ي خودم
و خودم رو براي اينده اماده کنم
من از اينکه کسي رو ندارم که کار خانوادگي رو ادامه بده ناراحتم
اما بهش به عنوان يه بخشي از زندگي نگاه ميکنم
من شما رو مقصر نميدونم ...به جاش
خودم نميتونم به اين کار خاتمه بدم
همون طور که تو نامه ي قبلي هم گفتم
ميخوام که دونگ جين به جاي من مغازه رو ببنده
اگه تو اين کار رو با دست هاي خودت انجام بدي
اونوقت احساس گناهي که به اجدادم دارم
کمتر ميشه
ازت خواهش ميکنم
"نگران من نباشيد"
"لميدوارم بهترين تصميم رو براي ايندتون بگيريد"
"به زودي بر ميگردم"
خانم- مامان-
مامان
اون گفت خيلي حالش خوبه
ديگه لازم نيست نگران پدرتون باشيد
فردا سريع به بنگاه املاک زنگ بزنيد
بياين مغازه رو بفروشيم
مامان- دست منو بگيريد-
اروم باش مادر
حتما يه دليلي داره
من رئيس رو ميشناسم ادمي نيست که بي دليل اين کارو بکنه
اين موضوع خانوادگيه
به شما ربطي نداره
حتما يه اتفاقي افتاده
پس
شما پيتار اين اقا رو شکستيد
نه من نشکستمش
ايشون وقتي خوردن زمين گيتارشون شکست
شما من رو زديد و باعث شديد من بيفتم
يعني شما گيتار منو شکوندين
اينو يادم رفته بود
اينم به ليست جرايمش اضافه کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.