The first 200 lines.
پدر ، راستش اون اول نميدونستم مرتکب جنايت شدم يا نه
. اما الان بارِ گناه رو دوشمه
. الان دارم خيلي بد مجازات ميشم
. حتي تقاصشم پس دادم
... هنوزم که هنوزه
. نميتونم از زير بارِ اين گناه خلاص شم
. يه راه جلوي پام بذارين پدر
. تورو خدا
... گناه کردن و گناهکار بودن .تشخيص اينا به عهده ي آدميزاد نيست
. تصميم با عيسي مسيح ـه
. اون خيلي مهربونه
. نترس و به گناهت پيشِ من اعتراف کن
. خيلي ممنونم پدر
. الان ديگه خيالم راحت شد
براي اقرار به گناهم پيش حضرت مسيح ميشه دستاتونُ بگيرم و دعا کنم؟
... پدر
پدر؟
!پدر
مترجم : مژگان
"جنایت 23" ترجمه ای از سایت بالیوود وان
. مادر جون
. مادر جون بياين
. چي شده "آبهي" ، کار دارم - . بياين ديگه -
. بياين
. بابا، امروز سالگرد ازدواجمونه
. دانام" يادم انداخت وگرنه من پاک فراموش کرده بودم"
. سالگرد ازدواجتون مبارک
. مادر جون برامون دعاي خير کنين
حالا چند سال شد؟ پنج يا شش سال؟
. همه چي يادت رفته ها، 6 سال شده
. ايشالا هميشه شاد باشين
. خوش باشين - خوب دعا ميکني يه لبخندم بزنم -
فقط اينا خوش باشن کافيه؟
بقيه چي؟ دعا کنم نکنم چه فرقي داره؟
. دخترم ديگه اخلاقِ مادر شوهرتُ ميشناسي
. محل نده، بياين بريم غذا بخوريم
.اينهمه دعا کردم
از معبد "کاپاليشور" توي شهرمون گرفته .تا "کاشي" دست به دامن همشون شدم
. حداقل سال ديگه يه کاري کنيد نفر سوم بهتون اضافه بشه
. اومدم ديگه، اون نفر سوم منم
باز چه خبر شده؟
. هميشه مسخره بازي در بيار
. راستي ايشالا که ساليانِ سال زندگيِ خوبي داشته باشين
. ممنونم - . تبريک ميگم -
. "ممنون "وي جِي
حالا مهموني کجاست؟ بريم رستوران يا باربيکيو پارتيه؟
. ايدِلي، پونگال و پراتا بسه ديگه
. اينا به درد نميخوره زن داداش
خب ميخواي به جاشون بهت نودل بدم؟
. قربونِ دستت، همون "پِراتا" رو ترجيح ميدم
همينُ ميخورم، بعد اين مخلفاتش کو؟
راستي از دکتر وقت گرفتي؟ کِي ميخواين برين؟
. هنوز نه بابا
. فقط واسه هفته ديگه وقت داشتن
آبهي" برو يکم ديگه ايدِلي بيار" - چشم مادر جون -
= پدر جوزف از کليساي توماس به طور مرموزي به قتل رسيده =
. حالا هي برو دنبال بهونه باش که آدم بدا رو آزاد کني
اينکه بشيني خونه و روزنامه بخوني و اخبار ببيني . و بري بالاي منبر از قانون حرف بزني که کاري نداره
،ما هم دوست داريم هر کيُ دستگير ميکنيم يه گوله تو سرش بزنيم
. اما اون وقت کلي سوال بي جواب ميمونه رو دستمون
برو يه پرونده اي بگير دستت که بتوني راحت . طرفُ خلاص کني بازجوييم نخواد
ازش طرفداري ميکني؟
... زن داداش بگو ببينم
بالاخره بايد اين مورد رو دستگير کنم يا نه؟
بابا شده وکيل مدافع زنِ منم شده عضو هيئت منصفه؟
.خوبه والا - .نگاشون کن -
لازم نکرده، همينکه بذاري زن داداشت نقش مادرُ بازي کنه
. براش بسه
. کلي منتظر نوه موندم اما هيچي به هيچي
. حرفم که ميزنم بهشون بر ميخوره
آزار داري مامان؟
. ببين تو شروع ميکنيا
نميتوني جلوي زبونتُ بگيري؟
. خب دارم حرف حق ميزنم ديگه
فکر کردي فقط من ميگم؟
ديروز همسايه اومده بود براي . حموم بچـه ي نوه اش دعوتمون کرد
. گفتم باشه جفتمون ميريم
. بعد برگشت گفت نه فقط تو بيا
خب اينا يعني چي؟
حالا بذار من بگم، تو چرا اونطوري حرف ميزني؟
اگه به خودت به عنوان يه زن نگاه کني
. اون وقت ديگه روي اين و اون عيب نميذاري
. هي توام بسه انقد نخور، برو زنتُ دلداري بده
. صبح بخير قربان
. صبح بخير قربان
. صبح بخير "وي جِي". بشين
. ممنون قربان
قربان چرا ميخواستين منُ ببينين؟ - راستش امروز صبح -
. به دستم رسيده V. I. P شخصا يه دادخواست از يه آدم مهمِ
رئيس شبکه "آسمان" آقاي "گوگان"؟
. آره دادخواست داده ، انگار زنش دو روزه گم شده
نگفت به نظرش آدم دزديه يا يه چيز ديگه؟
. نتونست درست توضيح بده
... فقط مسئله اينه
ميترسه و نميخواد يه وقت شبکه هاي . ديگه از اين جريان خبردار بشن
. خبرت کردم تا بتونم محرمانه باهات صحبت کنم
. "ميتوني براي تحقيقات بيشتر بري سراغ آقاي "گوگان
شماره اش همينجا هست - چشم قربان -
. حتما
حالا ميشه بگين راننده ها و خدمتکاراي خونه ـتون
آخرين باري که ايشونُ ديدن کِي بوده؟
. چهارشنبه عصر
وقتي راننده کارش تموم ميشه ازش ميپرسه فردا کِي بياد
. اونم بهش ميگه مثل روزا ديگه
. از اون موقع ديگه کسي نديدش
اون موقع خودتون کجا بودين؟
. رفته بودم حيدرآباد براي يه جلسه با مديراي شبکه هاي تلوگو
آخرين باري که باهاش تماس داشتين کِي بود؟
، آخه از فردا صبحش
. گوشيش ديگه خاموش بود
اون اصولا هي گوشيشُ خاموش ميکرد
. واسه همين نگران نشدم
از کِي ديگه مشکوک شدين؟
. همون شب نبود
. نميخواستم فکر کنم مسئله مهميه واسه همين بازم صبر کردم
. ديگه بعدش رفتم سراغ رئيس پليس و اعلام کردم گم شده
. ممنونم قربان
شما چند ساله ازدواج کردين؟
. چهار سال
بچه؟
فعلا دست نگه داشته بوديم
. اما تو فکرش بوديم
عادت ها و فعاليت هاي شخصيِ همسرتون چيا بود؟
. طرفدار سر سخت کريکت ـه
. حتي رفته بوده کليسا براي بُرد تيم هند دعا کنه
. يعني تا اين حد ديوونه بود
همسرتون آدم با ايماني بود؟
. آره هر هفته بدون وقفه ميرفت کليسا
... يه وقتايي هم
. براي تصميماي مهم زندگيش از پدر مشاوره ميگرفت
کدوم کليسا؟
. کليساي سنت توماسِ ويلي واکارم
از مرگِ کشيشِ اونجا مطلع هستين؟
. بله
. خودمم از طريق اخبار تلويزيون خبردار شدم
ممنون بابت اطلاعاتتون . در کمترين مدت باهاتون تماس ميگيريم
. لطف ميکنيد
از کجا انقد مطمئني "وي جِي"؟
. جسيکا" آخرين بار چهارشنبه توي خونه ديده شده"
. قتل پدر "جوزف" هم روز پنجشنبه بوده
. پدر توي اتاق اعتراف به قتل رسيده
. پس يعني صبح داشته به اعتراف يه نفر گوش ميداده
.احساس من اينه که احتمالا "جسيکا" بوده
. صبح بخير قربان
. صبح بخير، بيا بشين
"وي جِي" - بله قربان؟ -
. ايشون بازپرسِ رسميِ مرگِ پدر "جوزف" ـه
. سلام قربان - . سلام -
... وي جِي" فکر ميکنه گم شدنه اون زن"
. احتمالا به وقتي که رفته توي اتاق اعتراف پيشِ پدر ربط داره
. امکانش هست
اما بعدش ديگه مجبوريم به همه شک کنيم . از نگهبان گرفته تا کسي که ناقوس کليسا رو ميزنه
. ساده اس
طي جستجوهامون توي کليسا و چيزايي که کشف کرديم فهميديم
ايشون يه عمل باي پسِ قلب انجام داده بوده . و يه عمل ديگه هم بايد ميکرده
و استرسِ ناشي از هزينه هاي . عمل باعث شده اين تصميم رو بگيره
. تمام علائم نشون ميده خودکشي بوده
شما نظرتون در مورد اين پرونده چيه؟
. من شک دارم پرونده ي پدر واقعا خودکشي باشه
روي چه حسابي اينُ ميگين؟
شايد به خاطر زندگيِ شخصيش استرس داشته . اما از طرفي ايشون يه مسيحيِ واقعي بوده
. يه مسيحيِ واقعي هيچوقت نميذاره خونش توي کليسا بريزه
ميتونست خودشُ توي خونه اش بکشه مگه نه؟
شما با انجيل بيشتر آشناييد يا پدر مقدس ؟
اينش ديگه مهم نيست . همين که دين مسيحيت رو ميفهمم کافيه
. براي بستن اين پرونده بايد مسئله ي "جسيکا" هم حل کنيم
قربان حالا که ايشون فکر کرده پيغمبره
. پس اين يکي پرونده هم بدين بهش
. درسته "استفان" نظر خودمم همينه
. بذار "وي جِي" اين پرونده رو حل کنه
قربان؟ - قربان چي؟ -
. همه مدارک مربوطه رو بهش منتقل کن
. چشم قربان
وي جِي"؟" - قربان؟ -
يکي از بچه هاي اداره هست به اسم "تيروپاتي" که از قبل توي اين پرونده بوده
. اون ميتونه بهت کمک کنه
.اما خيلي وراجه، حواست باشه
. حواسم هست قربان، ممنون
بپرسيد تا جواب بگيريد، طلب کنيد تا به شما ببخشاييم .در بزنيد تا در را به رويتان باز کنيم
. شما تقريبا هم سن و هم قد پدر هستي
. واسه همين دارم براي ارزيابي ازتون استفاده ميکنم
. بياين بيرون
آخه مگه منه بدبخت موشِ آزمايشگاهيتونم؟
... آخه به من چه که
. کجا پدر ميشسته، وايسميساده، مُرده و جايي که الان هست
اما فقط يه فرق بزرگي هست
. اينه که پدر مُرده اما منِ خاک بر سر هنوز زنده ام
. انگار کميسر راست ميگفت
مگه کميسر چي گفته؟
. همه چيُ
. نکنه اون جريانه "بانوماتي" رو گفته؟ آخه کسي ازش خبر نداره که
. يا شايدم جريانِ ترفيع گرفتنمو گفته
. نه بابا عمرا
ايشون ناقوس کليسا رو به صدا در مياره . اسمشم "آنتوني" ـه
. سلام سرکار - . هشت ساله که اينجا کار ميکنه -
.پدر ، خودش استخدامش کرده
معمولا پدر چه ساعتايي ميومد کليسا؟
. معمولا 7 صبح ، يکشنبه ها هم 5 صبح
. اگه مراسم يا برنامه ي خاصي هم بود باز 5 صبح ميومد
. پدر ساعت 6 صبح مُرده
No comments yet. Be the first to leave one.