The first 166 lines.
چیساتو، مجله-
هیسس ساکت. اون شنوایی قویی داره.
گلوله تمام شد؟
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت نسخه ی اورجینال دنبال کنید anime_lord_ir مارا در فضای مجازی به آدرس
دیا چی شد؟
من ترکش کردم.
تو خیلی خنگی
از آسمون بالای انکوبوکو میتونیم توانیم زنی رو ببینیم که به نظر می رسه درگیر این مجموعه وقایعه.
آلفا 4 ماجیما رو پین کرده
این برج رادیویی قدیمیه!
چی؟ اونجا یه پاک کننده بگیر
ما پخش خودمونو از اونچیزیکه اول برای ارائه اطلاعات به تو برنامه ریزی شده بود تغییر میدیم
در حال حاضر به یه پاک کننده متکی هستی؟
درباره مجموعه حوادثی که اطراف انکوبوکو اتفاق افتاد.
بسه همه!
کسایی از شما که تو توکیو زندگی میکنه لطفاً به موندن داخل خونه ادامه بدید و از بیرون خارج نشید
بالاترین تصمیم گرفته.
لایکوریس دفع میشه.
آقای یوشی!
من میرم طبقه بالا رو ببینم
چقدر؟
فهمیدم.
ما در حالت آماده باش هستیم.
چی؟ ما عقب نشینی نمی کنیم؟
برنامه ات چیه؟
لیلی بل با اونا برخورد میکنه.
مایه تاسفه، اما هر لیکوری باید ناپدید بشه.
یخ زدگی.
آقای یوشی!
حال تو خوبه؟ تیر خوردی؟
من خوبم. فقط منو میچرخوند.
پس تو دنبال من اومدی، چیساتو.
یعنی بعد از دیدن همچین عکسی...
اوه من گوشیمو ندارم
اون مرده؟
ماجیما کسیه که باعث شد من این همه رنج بکشم. اونو کشتی؟
تو اونو به خاطر من کشتی، درسته؟
آقای یوشی.
تو اونو نکشتی؟
میدونم که انتظار تورو برآورده نکردم، اما -
این چیه؟ فکر می کنی مادر ترزا هستی یا چیزی؟
زندگی من توسط یه نفر نجات پیدا کرد من نمیتونم جون یه نفر دیگرو بگیرم.
انگار نمی فهمی.
ادم هایه کمی وجود دارن که هدفشون تویه زندگی مشخص باشه.
و تو هدفی داری.
تو نمیتونی چیزی شادتر از این بخوایی
خوشبختی.
میگی کشتن خوشبختی منه؟
در واقع. چون میتونی از اون برای کمک به بشریت و این جهان استفاده کنی.
من قبلا خیلی خوشحال بودم
اگه میشد میخواستم به ادم هایه دیگه کمک کنم.
درست مثل کاری که با من کردی
من چشمه های یک عروسک در حال مرگ رو برای همچین چیزی پر نکردم.
عروسک. یه عروسک، ها؟
این به نظر خنده داره، آقای یوشی.
اون اسلحه بهت نمیاد اونو برگردون.
لعنتی میکا همچین چیزی...
مهمات زنده همون چیزیه که برای تو مناسبه.
فوق العاده است.
یخ زدگی.
تفنگ بعدی بین ابروهای تو میره.
تاکینا، تفنگ رو بیار پایین
یوشیماتسو
من میدونم که تو کسی هستی که با ماجیما برای جذب چیساتو به اینجا همکاری کردی.
نه تنها که. تو حتی از ماجیما به نفع خودت استفاده کردی، نه؟
تو همه اون سلاح ها رو به ماجیما دادی.
تو کاری کردی که گردو به رادیاتا هک کنه، بعدش اونو کشتی.
اوه، و تو هم ماتسوشیتا هستی.
و قلب چیساتو رو نابود کردی.
اما همچین چیزهایی دیگه مهم نیست.
تا وقتی که بتونم اون کیف رو بگیرم.
کورومی اطلاعات رو به دست آورد. زندگی چیساتو داخل اونه .
تاکینا یه کم میدونی.
چیساتو
قلبی که تورو زنده نگه میداره، الان اینجاست.
برای گرفتنش به من شلیک کن
با اون، تو میتونی برای مدتی هنوز زندگی کنی.
حالا... دریغ نکن.
تو باید ارزش و زندگی خودتو دوباره بگیری
و برای این کار جونمو فدا میکنیم.
تو دیوانه ای.
چیساتو!
چطور میتونی همچین چیزی بگیی؟ هیچ راهی نیست که بتونم بهت شلیک کنم!
چی کار می کنی؟
اگه تو نمیتونی اونو انجام بدی، من انجام میدم.
موضوع این نیست! تاکینا آروم... آروم باش!
تو نمیتونی جلوی چیساتو، تاکینا، به من شلیک کنی.
من اون قلبو درست بیرون کشیدم!
منو ول کن، چیساتو!
تو...
از مهمات زنده استفاده کن، در غیر این صورت دوستت میمیره عجله کن و همین الان بکش
تاکینا!
بس کن!
آقای یوشی!
درسته. اینطوری باید باشد.
برو!
خوب گلوله از بدنش خارج شد.
این منو نمیکشه.
متنفرم از آدمایی که زندگیشونو تلف میکنن!
من از تو متنفرم آقای یوشی.
این به خاطر توهه چرا نمیفهمی؟
که درست نیست. این برای دنیاست، اینطور نیست؟
همین موضوعه.
من چیزهای زیادی دارم که از دنیا برام عزیزتره.
به لطف زمانی که به من دادی تونستم بفهمم.
من اینو به تو پس میدم.
من واقعاً از تو ممنونم آقای یوشی.
پس لطفا جای من سالم بمون
گلوله های تچ رو پس می گیرم.
تاکینا کجاست؟
من خوشحالم.
برو!
- تاکینا! بسه! - ولم کن!
دل در حال دور شدنه!
حتی اگه با کشتن آقای یوشی زنده بمونم، دیگه اونو من نبودم!
نه...
امکان نداره من جای آقای یوشی زندگی کنم.
من اون رو نمیخوام. من نمیخوام تو بمیری.
ازت ممنونم.
اما من کسی هستم که دیگه نباید اینجا باشم.
چون آقای یوشی منو زنده نگه داشت، تونستم تورو ملاقات کنم.
فقط من نیستم. زمان خداحافظی به همه می رسه.
اما امروز اینطور نیست.
این درست نیست؟
سلام بچه ها حالتان خوب است؟
میزوکی ساکت نمیشه، پس عجله کنید!
ای انسان، این باد بدی درست میکنه . الان دهن و چشمام خیلی خشک شده
یه درخواست؟
نجات لیکوریس؟ درخواست کیه؟
میتونی در این مورد از میکا بپرسی.
تچ کجاست؟
گفت یه کاری داره.
اوه، از من خواست این رو به تو بدم.
آه، مجلات! این خیلی کمک می کنه از زمانی که کیفم رو انداختم.
من اونو نگه می دارم.
آه، ممنون!
این درخواسته.
تیراندازی تو برج؟
درسته! چ- چیکار کنیم؟ همه در مورد لایکوریس میدونن
دیا میخاد از شر همه لایکوریس ها خلاص بشه.
همه لیکوری ها؟ اما چطوری؟
اونایی که همچین کارایی میکنن...
... لیلی بل هستن.
حدس می زنم نسخه پسرانه لایکوریس باشه؟
اگه کسی قصد شکار لیکوریس رو داشته باشه، اونه.
اونا قبلا اغلب برای قتل چیساتو به کافه می رفتن.
چرا از اومدن منصرف شدن؟
پیرمرد و کوسونوکی با روسای خودشون مذاکره کردن.
کوسونوکی آدم خوبیه.
اگر چه ما باید به دیا کمک کنیم.
گروه فوکی دچار مشکل شده
از شر همهلایکوری های بازمانده خلاص بشید میتونید اجساد رو همونجا ول کنید.
تیم لیلی بل، همه واحدها، مستقر شدن. هدف، انکوبوکو.
یه واحد مخفی؟ با کی شوخی میکنی
فوکی.
فوکی، آلفا لیکوری ها اینجا هستن.
اونا واقعاً یه فرار باریک انجام دادن.
تاکینا دوباره ما رو نجات داد.
منظورم این نبود! بیشتر شبیه...
تو واقعا یه لیکوری بی مصرفی
سرپیچی از دستورات.
دیگه هیچوقت به اینجا برنگرد
بیا حرکت کنیم.
اما دستورات ما در حالت آماده باشه.
هیبانا و اریکا، سومین لیکوریس رو رهبری می کنن و مجروحان دیگه تیم ها رو تو طبقه پایین میگیرن.
من نمیخوام دستورات رو نادیده بگیرم، اره؟
No comments yet. Be the first to leave one.