Release info

It's Okay, That's Love E09 2014 Kor
A Commentary by MonaMe
(MonaMe) ترجمه و زیرنویس از: مونـــا

Tags

other
Published on: 2014-08-23
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

گرچه این سریال بر پایه ی روانپزشکی عصبی ساخته شده، امّا تمامی .بیماران نمونه و روش های درمانی مربوطه ساختگی می باشند

« قسمت هفتـــم »

.آره، خوبم

چی شده؟

.آخه داری گریه می کنی

یادت نیست چی بهت گفتم؟

.که من از اونی که به نظر میاد مطیع ترم

چرا همه جای بدنت زخمه؟

.نمی دونم

. انقدر دیگه خودتُ زخم و زیلی نکن - .باشه -

تو... عاشق منی؟

.آره

.باور نمی کنم

.در ضمن من هنوز عاشقت نشدم

.اشکالی نداره

.چون مطمئنم بالاخره یه روز می شی

چرا داشتی گریه می کردی؟

.یاد یه چیزی افتادم

چی؟

...بعداً... وقتی جدی جدی عاشقت شدم

.بهت می گم

.اون موقع بهت می گم به چی فکر می کردم

...ضمناً بهت می گم

.من چه آدم خودخواه و مزخرفیم

...اگه اون موقع بازم بهم گفتی

...که با وجود همه ی اینها هنوزم عاشقمی

.اون موقع باور می کنم که واقعاً عاشقمی

.ولی تا قبلش نه

...اما

.با این حال عاشقتم

...ولی همونطور که گفتم

.من هنوز عاشقت نشدم

...درست مثل اکثر مردای دنیا

...فقط چون یه بار باهام خوابیدی، تو - ...من -

.فکر نمی کنم همه ی وجودتُ به دست آورده باشم

.دوستت دارم

.و خوابم میاد

.بخواب

.فقط یکم... فقط یکم می خوابم

::: کليه ي حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .::: مي باشد انتشار فايل هاي "Opus-Sub"به تيم ترجمه ي :::. .::: ترجمه بدون تگ هاي اختصاصي مجـــاز نــــمي باشــــد :::.

!هیونگ

وقتی تو بمیری... شرط می بندم .مامان خیلی ناراحت می شه

مگه نه؟

چی شده؟

...شکمم

.داره از شکمم خون میره

کابوس می دیدی؟

خواب بدی بود؟

...کانگ وو

...تصادف کرده بود

.هیونگ... منُ با چاقو زد

.متأسفم منُ ببخش، باشه؟

معذرت می خوام، پاک فراموش کرده .بودم تو فقط می تونی تو حموم بخوابی

.اشتباه کردم، معذرت می خوام

.چیزی نیست، همه چی درست می شه

.نفس عمیق بکش

،دو تا نفس کوتاه .یه بازدم بلند

یه نفس عمیق، باشه؟

.خوبم

.همیشه اینجوری میشم

.بریم تو - .نه، نه -

.یکم دیگه می مونیم تا حالت سر جاش بیاد

،منم دلم می خواست همین کارُ بکنم

.ولی مردم دارن میان این طرف

!نه، کسی نمیاد که - .چرا دارن میان -

.دو نفر

وای نه! چی کار کنیم؟

چی کار کنیم؟

!نه، از اون طرف نه .از این طرف

داری چیکار می کنی؟

خودت که داری می بینی، دارم .تختتُ برات آماده می کنم

...خیلی صحنه ی جذابی نیست وقتی ببینی

.مچاله شدم و تو وان حموم خوابیدم

.خب، حالا هر چی

اگه فقط چون سبک خوابیدنمُ دوست ،نداری بخوای باهام به هم بزنی

.اون وقت فکر کنم دیگه مجبوریم به هم بزنیم

.خیلی خب، حالا چشماتُ ببند

.تو هم باید بری اتاق و یکم دیگه بخوابی

.پروازمون امروز بعد از ظهره

.به اندازه ی کافی خوابیدم

.حالا نوبت منه که کمکت کنم بخوابی

.بخواب

.خوابم میاد

.فکر کنم هیچوقت نباید باهات بهم بزنم

.با تو خیلی راحتم

یه دفعه حس کردم دیگه .دلم نمی خواد این کارُ بکنم

.پا شو ببینم

.یه نگاهی به کفشام بنداز

.دکتر جو

هه سو کی بر می گرده؟

حالا هر وقت. اینطور که معلومه انگار .خیال نداره اونجا زندگی کنه

.این حرفُ نزنین

به نظر شما، جه یول قابل اعتماده؟

اونقدر قابل اعتماد هست که هه سوی من بخواد باهاش جدی قرار بذاره؟

.واقعاً که

اگه بعد سفر با هم بهم بزنن و هه سو این وسط ضرر کنه و لطمه ببینه چی؟

وقتی پای عشق به میون میاد .چیزی به عنوان لطمه و ضرر وجود نداره

چی می گین؟ .معلومه که وجود داره

عشق هم باعث خاطرات موندگار می شه .و هم دلیلی میشه واسه جشن گرفتن

زنای دیگه رو شاید ندونم، ولی .برای هه سوی مغرور اینطوریه

تا الان خواهرتُ نشناختی؟

.بله، راست می گین

جدی جدی دونگ جین خیال داره دیگه منُ نبینه؟

چیه؟ - !هی -

ام... خواهرت چی شد؟

.حق با تو بود

.خواهرم با مدیر فروشگاه رابطه داشت

فقط وقتی شوهر خواهرم مچشُ گرفت .سعی داشت از روبرو شدن باهاش طفره بره

فکر کنم برای همینم سعی داشت .بگه شوهرش دچار توهم شده

.همونطور که گفتی، من احساساتی برخورد کردم

خب، حالا چی می شه؟ - .قبول کردن برن پیش مشاور خانواده -

مشکل عدم اعتماد شوهر خواهرم ...و خیانت خواهرم

فکر کنم بهتره این مشکلاتشون رو .ریشه ای درمان کنیم

فکر نمی کنی من و تو باید همدیگه رو ببینیم؟

نمیتونیم که بذاریم دوستی بیست و چند ساله مون اینجوری تموم بشه، می تونیم؟

.وقی آماده بودم بهت خبر می دم

چرا اینجوری می کنی؟

،لباسی که برام خریدی نوئه .ولی کفشام خیلی زه وار در رفته و کهنه است

خودت که چشم داری، ببین

بعد خودت بگو آخه این کفشا به لباسی که برام خریدی میاد؟

،یا لباسی رو که برام خریدی پس بگیر .یا برام یه جفت کفش نو بخر

!خودت انتخاب کن، پارک سو کوانگ - .تو خیلی دختر بدی هستی -

.برات نمی خرم

!بخر برام - .براش بخر دیگه -

براش بخر! برای سو نیو !هر چی می خواد بخر

قبل اینکه بخوای احساستُ .خالی کنی باید جیبتُ خالی کنی

.براش بخر

.هرچی می خواد براش بخر

.بخر براش

.بیا ببینم

الان جَلدی لباسمُ عوض می کنم و میام زود بر می گردم، باشه؟

نوشته امُ؟

.نمی دونم

.فکر نکنم بتونم تا آخر سال تمومش کنم

چطور مگه؟

فکر کنم باید مشکل اُ.سی.دی .اختلال وسواس) ـت رو درمان کنیم)

چیه، تو می خوای درمانم کنی؟

.کاش خودم می تونستم، ولی نمی تونم

...چون حالا که داریم قرار می ذاریم

با وجود رابطه مون نمی تونم بی طرفانه .درمانت کنم و درگیر احساسات نشم

...داری می گی

انقدر بهم علاقمند شدی که نمی تونی بی طرفانه و منطقی باشی؟

.اه، ای زن باز

ولی چرا هر وقت بهت می گم سگ صفتِ زن باز هیچ وقت انکارش نمی کنی؟

چون می دونم که نیستم

،ولی نظر تو درباره ی من اینه .برای همین دارم بهت آزادی بیان می دم

پس داری می گی سگ صفت زن باز نیستی، آره؟

اونم وقتی دزدکی سینه ی یه زنُ دید می زدی؟

.خودم دیدم اینکارُ کردی

موقع گفتگوی تلویزیونی وقتی داشتی .سینه ی آرایشگره رو دید می زدی دیدمت

تازه هر زن خوشگلی که از کنارت رد می شه .تو بهش دید می زنی

فقط بدون به این خاطر از همه ی اینا چشم پوشی می کنم که آدم خیلی سخاوتمندیم، باشه؟

...اعتراف می کنم سر گفتگوی تلویزیونی

.سینه ی اون زن آرایشگرُ دید زدم

،خودش خوب می دونست مردی که جلوش نشسته به هر حال به آینه نگاه می کنه

،ولی با این حال، سینه اش رو پایین آورد تو فکر می کنی قصدش چی بود؟

.منُ هم به فکر وا داشت

وقتی این کارُ کرد، با خودم فکر می کردم

گمون کنم خیلی به خودش اعتماد داره، ولی مگه' '.چی داره که انقدر اعتماد به نفسش بالاست

و آره، اعتراف می کنم تو این سفر به هر زنِ .خوشگلی که از کنارم می گذشت نگاه می انداختم

و می دونی با خودم چی فکر می کردم؟ ' .وای، هه سوی من خیلی خوشگل تره '

پس منُ با زنای دیگه مقایسه می کردی؟

خب مقایسه کردن کجاش بده؟

بهتر از اینه که بعداً حس کنی دارم فریبت می دم و نفرینم کنی، مگه نه؟

من دلم می خواد و امیدوارم که تو همیشه .منُ با مردای دور و برت مقایسه کنی

،چون هر چی بیشتر منُ با بقیه مقایسه کنی .بیشتر غافلگیر و شگفت زده می شی

،از اینکه ببینی چه آدم جذاب و حیرت انگیزیَم .حسّابی غافلگیر می شی

...تو

واقعاً عاشمی؟

.آره

فکر نمی کنی خیلی زوده؟

.ما فقط دو ماهه که همدیگه رو می شناسیم

...خب اینکه بگی عاشقمی - احمقانه است؟ -

.خیلی زوده... باور کردنش سخته

،خب اگه نخوام بشنوم که هی بگی باور کردنش سخته

کِی باید بگم عاشقتم که راضی بشی؟

ما انقدر به هم علاقه داریم که همدیگه رو .می بوسیم و بغل می کنیم و با هم می خوابیم

...ولی اگه هنوز نمی تونم بگم عاشقتــم

پس کی می تونم؟

زمان مناسبش کیه؟

.نمی دونم، ولی الان خیلی زوده

.باشه

.پس الان عاشقت نیستم

.یه دفعه احساس کثیف بودن بهم دست داد - چرا؟ -

.چون همین الان بهم گفتی عاشقم نیستی

.دلم می خواد تو تخت باهات بخوابم

پس بیا اختلال اُ.سی. دی ـت رو درمان کنیم، باشه؟

.باشه واسه یه وقت دیگه

.راستی کانگ وو گفت میاد فرودگاه پس می تونی ببینیش

.می خوام بازم بیام اینجا

More Farsi Persian subtitles for It's Okay, That's Love (Gwaenchana, Sarangiya / 괜찮아, 사랑이야)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left