The first 200 lines.
،در امپراطوری بِیوِی ،اولین سال از سلسله یانهه
،لشکر اشغالگر روران
،یعنی ارتش آهنین، درست مثل هیولا بودند
.و به هر کجا قدم می گذاشتند، جنگی آتشین به پا می کردند
مردم در حال کشته شدن بودند .و صدای فریادشان از همه جای سرزمین شنیده میشد
.جنازه ها زیر خاک دفن شده بودند
.مردم به دست سلاخان کشته می شدند
.نجات دنیا حتی برای قهرمانان نیز سخت بود
.اما شرایط سخت، قهرمانان را به وجود می آورد
«مولانِ بی همتا» «زیرنویس اختصاصی فیلیمو»
«مترجمین: «زهرا حاجی پور، فهیمه داوری
.لطفاً بیاین داخل
سوالتون درباره ی چی هست؟
.ازدواج
چه شخصی؟
.دخترمون، هوآ مولان
.یالا
.حالا یه کم گِل زرد بهم بده
.باشه
.یواش تر
.صبر کن
.مودی، یواش تر
.خانم ژو، لباس ها رو شستم
.کارت خیلی خوبه
.مولان، یه کم سویا با خودت ببر
.بیا اینجا، زود باشه
.باشه
.باشه
.رئیس
.یواش تر، یواش تر
.لباس هایی که شستم
.ممنون به خاطر این همه سخت کوشی
.خواهر - .قابلی نداشت -
.ممنون
.آه
.مولان
چند روز نبودی و .مهارت های جنگیت بهتر شده
.تمام روش های هوآهو رو یاد گرفتی
.مواظب باش یه وقت ازدواج نکنی
.یواش بابا
.مولان، بیا اینجا
.پدرت تو اتاق ـه
.سریع برو داخل
.باشه
آقای لیانگ، حالت چطوره؟
.بازم که شما دو تا بوگندو اومدین اینجا
چی شده؟
امروز هم می خواین گوشت بدزدین؟
.نه، نه
.امکان نداره
چطور ممکنه؟
تو روز روشن و شلوغی شهر؟
.انگار سرتون شلوغه، من میرم
.یوآن هونگ
بوش خوبه؟
وقتی رسیدیم خونه میدم به بابام .تا یه چیز خوشمزه باهاش درست کنه
.یه کم ترسیده بودم .ندیدمتون
.عذر می خوام
.با کلی زحمت دزدیده بودمش
.هنوز یه گازم بهش نزده بودم، یوآن
!یوآن
چیکار می کنی؟
.می خوام یه درس درست و حسابی بهش بدم، برادر
مگه خواهرش رو نمی شناسی؟
.مودی، گریه نکن
.داداش
دردت گرفت؟
مگه هوآ مولان نیست؟
از چی می ترسی؟
.اون فقط یه دختره
.نمی تونه کتکم بزنه
.هیچ ازدواجی رو توی طالعش نمی بینم
نمی بینی؟
...تا وقتی که
.زمانش برسه
.اما جونش در خطرـه
.نگران نباشید
.تا وقتی که ماه و خورشید بهم برسن، صبر کنید
...آسمان قرمز خواهد شد
و سربازان جاودان به اون کمک می کنن .تا جلوی غارت و شورش رو بگیره
.نه، بیا برگردیم و ازش بپرسیم
..من
.بیخیالش شو .بیا بریم
...چند روز دیگه
.یه واسطه برای ازدواجش پیدا می کنم
...اما اون زنه گفت
.گفت مولان به یه مصیبت دچار میشه
.مصیبت
.مولان آدما رو می زنه
.مولان آدما رو می زنه
.مولان آدما رو می زنه
!مولان
!مولان
!مولان
!مولان
هنوزم واسه برادرم قلدری می کنی؟
.هوآهو، هوآهو، زود باش
.جلوی دخترت رو بگیر
!مولان - !مولان -
!بس کن
...ای دختره ی
رئیس اینجا کیه؟
.ارتش روران در حال غارت کشور ما هست
.مردم رو به کشتن دادن
...امپراطور دستور فرمودند
که تمام مردان به ارتش ملحق شده .و سربازان به پادگان برگردند
.و از نژاد و کشور خود دفاع کنند
.دستور را بپذیرید
!گونگ چان
!گونگ چان در خدمته
!یوآن پینژی
!یوآن پینژی در خدمته
!لیرونگ
!لیرونگ در خدمته
!هوچی
!هوچی در خدمته
واقعاً قصد داری بری؟
.ارتش روران حمله کرده
.کشور در خطره
بعنوان یه سرباز، چطور از زیر کار در برم؟
،می دونم نگران این هستی
.که به خونه برنگردم
.مولان، مودی
.ازت می خوام مراقبشون باشی
.باید یه مرد مناسب برای مولان پیدا کنی
...از الان به بعد
.دیگه بهش اجازه نده با شمشیر تمرین کنه
قراره بابا بره پادگان و نمی تونه دیگه برگرده؟
...میگن اگه بزرگتر بودم
.می تونستم جای پدر رو تو ارتش بگیرم
.مودی می خواد بره
.دلش نمی خواد پدر بمیره
.مودی پسر خوبی باش
.هیچ اتفاقی واسه پدر نمی افته
.بگیر بخواب
!همسرم
.اتفاق بدی افتاده
.اتفاق بدی افتاده
.مولان... مولان رفته
.با فرمان نظامی رفته
رفته؟
حالا چیکار کنیم؟
نام خانوادگی و نام؟
.فنگتانگباو، ژانگفو
.اردوگاه هفتم، یوههگوان
نام خانوادگی و نام؟
.یوهه، لیرو
.اردوگاه سوم، چانگ پینگ چانگ
.چشم
.اردوگاه دوم
.چشم
.داداش، دلم نمی خواد برم
چرا؟
می خوای پدرت رو بفرستن جنگ؟
شنیدم اون وحشیا مثل هیولا .گوشت و خون آدم رو می خورن
این حرفا یعنی چی؟
.مولان روستای خودمون هم مثل هیولاهاست
دیگه از اون ترسناک تر که نیست؟
،من و تو از دست اون جون سالم به در بردیم
اونوقت از روران می ترسی؟
.منطقی بود - نام خانوادگی و نام؟ -
.لی لیانگ
.یوآن هونگ
.ما با همیم
.میرید به چانگ پینگ چانگ
.ممنون
.داداش، چانگ پینگ چانگ دژ خط مقدم هست
.باشه حالا. همه جا مثل همدیگه اس
نام خانوادگی و نام؟
.یوهه هوآ مولان
.اردوگاه سوم، چانگ پینگ چانگ
داداش، این دیگه چیه؟
.سریع دنبالم بیاین
.ادامه بدین
،توباشو
اگه پدرت بازنشسته بشه ،و شهر لی شو تسلیم کنه
...و ارتشم
...به سلامت از کوه ژوشی عبور کنه
.نجات پیدا می کنی
.اونا هم نجات پیدا می کنن
.شماها وحشی هستین
.ارزش صحبت کردن درباره شرایط امپراطوری وی رو هم ندارین
.نه
.نه
.نه
.نه
.شاهزاده شو، دیگه راهی نیست
.پیش به سوی زندگی پس از مرگ
.نه
!نه! نه
!نه - .زنده باد امپراطوری کبیر وی -
!نه
.فرصت آخر رو بهت میدم
.برو به جهنم
...سربازای من
.هرگز تسلیم وحشی ها نمیشن
!زنده باد امپراطوری کبیر وی
!زنده باد امپراطوری کبیر وی
!نه
!زنده باد امپراطوری کبیر وی
No comments yet. Be the first to leave one.