Release info

Thirty But Seventeen E31-E32 END sunflowermag ir
A Commentary by Aurora_1995
کاری از تیم ترجمه مجله آفتابگردان . مترجم: سپیده www.sunflowermag.ir

Tags

other
Published on: 2018-09-19
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اولین پیام

من و سو ری تا چند دقیقه دیگه از سئول راه می افتیم

،سو ری ماجرای طلاقتون رو فهمیده

و همش خودش رو بابت اتفاقی که افتاده سرزنش می کنه

اون حتی به سرزنش کردن شماها فکرم نمی کنه

تنها نگرانی اون داییشه

...اون مطمئنه که

...شما یه دلیلی برای ول کردنش

و فروش خونه عزیزتون داشتین

،اگه نفهمه داییش کجاست

تا ابد خودش رو سرزنش می کنه

،من می دونم اینکه آدم خودش رو سرزنش کنه چقدر می تونه ترسناک باشه

برای همین نمی خوام هیچ وقت احساس گناه کنه

...پس

لطفا ازش دوری نکنین

لطفا بهش بگین داییش کجاست

خواهش می کنم

حتما فکر کرده که ممکنه بیام دیدنش

احتمالا مغازه رو بسته چون نمی خواسته منو ببینه

همینجا منتظر بمون. میرم این دور و اطراف سوال کنم

منم باهات میام

سو ری

تو به هوش اومدی

خدا رو شکر

خدا رو شکر که به هوش اومدی

متاسفم، سو ری

متاسفم

دایی کجاست؟

داییم کجاست؟

بهم بگو. اون کجاست؟

چرا گریه می کنی؟

داییم کجاست؟

سو ری

گریه نکن و بهم بگو

کجاست؟

،اگه می دونستم همچین اتفاقی میفته

درمورد رفتن به سفر کاری بهت دروغ نمی گفتم

باید کنارت می موندم

باید اون روز می رسوندمت

باید جلوی سوار شدنت به اون اتوبوس رو می گرفتم

،هنوزم

مطمئنم که تو بیدار میشی

لطفا همینطور قوی بمون

من ازت مراقبت می کنم

بیا اول این خونه رو بفروشیم و جلوی ورشکستگی رو بگیریم

می دونی که این خونه چقدر برای سو ری مهمه

من نمی تونم این خونه رو بفروشم، و سو ری هم به زودی بیدار میشه

پس خودت می خوای چیکار کنی؟

اون از قصد بهت خیانت کرد. چطوری میتونی دنبالش بگردی؟

اون اینکارو نکرده. اون بیشتر از یه شریک کاریه

لطفا یه ذره دیگه هم طاقت بیار، می هیون. من هر طور شده یه راهی پیدا می کنم

الان دیگه سه ماه شده، ولی تو هنوز تو تختی

این روزا یه ذره اوقات سختی دارم

،با این حال بازم

هر طور شده خونه ت رو حفظ می کنم

هر جوری که شده

یه سالی میشه که با هم حرف نزدیم

از حالا به بعد، وقتی ناراحتم باشم مست نمی کنم

هر طور شده دوباره رو پای خودم وایمیستم

سو ری، تو به هم زودی بیدار میشی، نه؟

خبرای خوبی دارم

قراره پسر دایی دار بشی

...لطفا بیدار شو اونوقت همه می تونیم

کنار هم خوش بگذرونیم

...به بچه م

ویولن زدن یاد بده

...اگه تو به جای من

،همراه سو ری بشی

حداقل می تونیم این خونه رو حفظ کنیم

...نمی تونم بذارم

خونه سو ری به خاطر کار من فروخته بشه

هیون گیو

من حامله م

متاسفم، می هیون

اینا همش فرمالیته ست

هیچی عوض نمیشه

،تو، بچه مون

و سو ری

با تمام وجود ازتون مراقبت می کنم

خیلی یهویی اتفاق افتاد

خیلی سخت کار کرد تا جلوی ورشکستگی رو بگیره

،دکترا تشخیص دادن که التهاب شدید کبد داره

...و در کمتر از یک ماه

..گفتی که

اگه اینو داشته باشم دوباره می تونیم همدیگرو ببینیم

چطور تونستی اینکارو بکنی؟

...باید باور می کردم که

ولم کردی و داری یه جایی با خوبی و خوشی زندگی می کنی

نباید دنبالت می گشتم

خدایا، دایی بیچاره من

دایی بیچاره من

...نه

این رو زن داییت داد

،اگه برین به این آدرس

سو ری می تونه هر وقت بخواد ازش پول برداشت کنه

بعد فروختن خونه اصلا از اون پول استفاده نکرده

نتونست شخصا اینو بهت بده، برای همین سپردش دست من

چرا همون موقع خودشون رو از شر اون خونه خلاص نکردن؟

مثل احمقا کلی تو دردسر افتادن

دایی عزیزم

حتما کلی سختی کشیده

...سو ری

دوباره به آسمون خیره شده

"...تنها درمان غم و اندوه"

"فعالیته"

از جی اچ لوییس

هی، آقای گونگ وو جین ـه

کجا میری؟- میرم بیرون طراحی کنم-

گفتی کمکم می کنی اینو درست کنم

اگه سرت شلوغ نیست پیشنهاد میدم باهام بیای

میری بیرون طراحی کنی؟

فنگ، میخوای باهامون بیای و یه ذره پیاده روی کنی؟

...به نظرت برای طراحی کردن

خیلی جای دوری نمیریم؟

چرا، داریم میریم یه جای دور

فنگ، دریاست

!سلام

هی، این مال منه

پس تو هم می تونی با من بگی

!سلام

!سلام

اینجا هم جای خوبیه

یه دریای خوب برای سرحال اومدن، که خیلی هم دوره

فنگ، کجا میری؟ کجا میری؟

بیا. ما هم بیایم؟

یالا، بیا بریم ببینم

1, 2, 3.

1, 2, 3.

1, 2, 3.

1, 2, 3.

بیا. راستش قبلا درستش کردم

نمی دونم چی شده، ولی نتونستم این تیکه ش رو درست کنم

تا-دا

چی؟ دوک گو، تقصیر تو بود؟

یه چیز دیگه هم هست که تو درموردش نمی دونی

دستمو اشتباه کشیدی

خب؟

راستی، واقعا رو اون پل چیکار می کردی؟

دستت رو بده من

آرشه ی ویولن رو اینطوری می گیرن. این شکلی

...اگه به سمت ماه بیاریش بالا

چی؟

اینطوی می تونی خرگوشی که آرزوها رو برآورده می کنه بیاری بیرون

این چیزیه که وقتی کوچیک بودم مامانم یادم داد

این جاکلیدی هم اون بهم داد

،اولین باری که دیدمت دستت رو اینطوری گرفته بودی

برای همین واسم سوال شد داری چیکار می کنی

فنگ

فنگ. وایسا

خیلی هیجان زده ست

چیکار می کنی؟ می خوای کجا بری؟

می خوای کجا بری؟

ممنونم. از صمیم قلب

برای اینکه همیشه کنارمی

ممنونم. از صمیم قلب

برای اینکه همیشه میذاری کنارت باشم

نه، هنوز نه

بذارین تا آخر این ماه بهش فکر کنم

امیدوارم خبرای خوبی بشنوم

اون مربی تالار شهر سونگمو نبود؟

همون تیم شهر سونگموی فوق العاده؟- کلی حسودیم شد-

چرا گرم نمی کنین؟

!فقط چون بازیا تموم شده که نمیشه تنبلی کنین. برین، برین، برین

برو، برو، برو- بریم-

این که خبر خوبیه. این قیافه آویزون چیه؟

یه ذره برام سخته

هنوز حتی به حرفه ای شدن هم فکر نکردم

...رفتن به دانشگاه تربیت بدنی ده هان

،یا حرفه ای شدن

اونی رو انتخاب کن که بیشتر دوست داری

به هر حال که تصمیم درستیه

بذار ببینم

کی بهت آموزش داده؟ حتما کلی بهت افتخار می کنه

واقعا امیدوار بودم حقیقت نداشته باشه

مطمئنم اون الان جای بهتریه

راستش، اون یه فرشته بود

...همینطور، متاسفم که

دفعه آخر بهت دروغ گفتم

اشکالی نداره. می دونم به خاطر خودم بود که دروغ گفتی

ممنون

،بعد اینکه همه رفتن

...فکر می کردم

فقط منم که کنارت موندم

،وقتی به هوش اومدی

مطمئن بودم که کنار من می مونی

...برای همین بعد پیدا کردنت

دلخور شدم

بدون تو احساس بدی داشتم- اشکالی نداره-

"...چرا به جای من"

"اول رفت دیدن خانواده اش؟"

دیدمش. خیلی باحاله

"...چرا-" دوک سو گریه کرد-

"با اونا بیشتر احساس راحتی می کنه؟"

خیلی ناراحت شدم

ولی اونا...نه، منظورم خانواده ـتن

ازشون ممنونم

...اگه تو اون خونه نمی موندی

،و هیچ وقت اون آدما رو نمی دیدی

ممکن بود هیچ وقت نفهمم کجایی و چیکار می کنی

خیلی بد میشد

More Farsi Persian subtitles for Still 17

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left