The first 200 lines.
از 1970، برنامهی حفاظت از شاهدین فدرال
،هزاران شاهد رو جا به جا کرده
،بعضی مجرم، بعضی نه
به محلههایی در سراسر کشور
تک تکِ اون اشخاص یه صفتِ منحصر به فردی دارن
که باعث میشه با بقیهی جمعیتِ عمومی تفاوت داشته باشن
،و اون اینه که
یه نفر میخواد مُرده باشن
،سانفرانسیسکو، کالیفرنیا دو ماه قبل
میدونم خانم "بُرزُو". دیوانه کنندهست
آدمهامون در کابُل چند دقیقه
بعد از اینکه پسرتون جا به جا شد رسیدن
لطفاً، خانم "بُرزُو"، اینکه
والری" هنوز زندهست معجزهست"
باید ایمانتون رو حفظ کنید
اینجا در بنیاد کهنه سربازهای
جنگ افغانستان برای همه یه الهام هستین
...قول میدم یه تلاش امنیتی دیگه اجرا کنیم
به محض اینکه 50 هزار تا دیگه به دستمون رسید
خانم "برزو" شما یه قهرمان روسی واقعی هستین
بله، فقط پول رو به حساب معمول بفرستین
یله، به محض اینکه خبری بشنوم بهتون زنگ میزنم
نه، نه، نه، خانم "برزو"، ممنون از شما
."پنج هزار تا دیگه از خانم بُرزُو
چرا اینقدر کم؟
به نظرت زندگی پسرش همهش همینقدر براش ارزش داره؟
آقای "داماسلاو"، شیردوشی کردن هم حدی داره
دیگه جای شیر داره خون ازش میاد و خشک میشه
.حواست به قیمت باشه، سرگی
داریم بودجهی خونهم در "کارمل" رو جمع میکنیم
ما تو آمریکائیم. زندگی خوبه
،دفعه بعدی که باهاش سکس میکنی ...خوشحال باش
به تمام دوستات فکر کن که تو
اردوگاههای کارگری روسیه میپوسن
.منو به کشتن میدی
فکر میکنه با هم سکس داریم
داموسلاو" آدمی نیست که باهاش سر وکله بزنی"
چی گفت؟
،گفت وقتی باهات سکس دارم
باید به آدمایی که تو زندانن فکر کنم
...از اونجا که تو باهام سکس نداری
این چطوره
به من فکر کن
وقتی تو زندون با مردها سکس میکنی
هویت حفاظت از شاهدین: سرجی مینیچ
وضعیت: آماده برای شهادت مکان: آلباکرکی
:پروندهی درحال بررسی ایالات متحده علیه ایوان داموسلاو
روز حال
،علاوه بر این وضعیتت به عنوان شاهد حفاظت شده
مشروط به شهادتت علیه رئیس سابقته
"تحسین برانگیزه، "سرگی
"صدام کن "سرج
باشه... سرج
پس از چیزی که میبینی خوشت میاد، بله؟
واقعاً یه کُپهای که بخار ازت بلند میشه
این "کپهای که بخار ازش بلند میشه" چیه؟ - مدفوع -
گوه
،میگذریم، تمام ارتباطات با دوستان خانواده، همکاران شغلی
یا هرکس دیگه از گذشتهی شاهد
بعد از امضای این توافقنامه متوقف میشه
ردیفه
دوستای جدید پیدا میکنم
.عالی سوالی داری؟
فقط یکی
باید اسم اولین بچهمون رو چی بذاریم؟
فکر میکنه با من یه شانسی داره
هیچ شانسی نداری
"در واقع، جنازهی درحال فسادِ "جو استالین
شانسش تو به دست آوردن اون بهتر از توـه
آو، بعضی وقتا چقدر شیرین میتونی باشی
،حرفاش میگن نوچ
ولی چشمهاش میگه شاید "نه" نگم
مثل چوبِ توی نبات ازت استفاده میکنه. امضا کن
چوب توی نبات
بیا، بیسکوویت، کجایی؟
،بیسکوویت، خرس احمق اینجا چی کار میکنی؟
تقریباً حمله قلبی کردم
!برندی، بیا بیم
!دارم میام
آه، گندش بزنن
،قسم میخورم ...اگه از هواپیمات جا بمونی
میدونم. میدونم. یکیمون میمیره
میتونی حداقل تظاهر کنی
خیلی خوشحال نیستی که من دارم میرم
آره، اگه یه ساعت پیش ،همونجور که قرار بود حاضر میشدی
میتونستی ببینی تظاهر میکنم - به اندازه کافی منصفانهست -
!مامان، داریم میریم! بیا خدافظی کن
دو ساعت پیش خدافظی کرد
یه چیزی داشت که باید میرفت دنبالش
مامان ساعت 8 صبح چی کار داره؟ - بهم نگفت -
،قسم میخورم هر روز خُل و چلتر میشه
مطمئنی نمیخوای با خودت ببریش؟
..فکر کنم همهچی رو به راه بشه واسه خودم منظورمه
آره؟ چطور؟
نمیدونم
فقط حس میکنم دارم وارد یه وضعیت واقعاً خوبی میشم
آره؟
حس میکنی داری انرژی مثبت میدی بیرون و کائنات شروع کرده پس دادنش تو مسیرت؟
آره، دقیقاً
مامان مجبورت کرد برنامه راز" رو باهاش ببینی، مگه نه؟"
.مجبورم نکرد هیچ کاری بکنم هدیهی خدافظیش بود
اوه، خدا. هدیه نیست
.خب. یه نفرینه مخصوصاً برای تو
برندی، دنیا یه چراغ جادو نیست
،نمیتونی بمالیش و یه آرزو کنی
،و پووف، یه گونی پول ظاهر بشه یا سرطانت بره پی کارش
یا سگِ همیشه پارس کنِ همسایه بره زیر ماشین
.اونجوری کار نمیکنه جادویی در کار نیست
ما معمارهای زندگی خودمون نیستیم
،ما میمونهایی هستیم که بسته شدن به یه موشک
و تنها راهی که بشه هیچ تأثیری روی مسیرش گذاشت
با خیلی، خیلی سخت کار کردنه
خدا. چرا اصلاً زحمت میدم؟
مدیونی چیه، له، فراموش کن هرچی گفتم. بفرما. آرزو کن، بخواه، دریافت کن
.هر غلطی واست کار میکنه انجام بده منم فقط دهنم رو بسته نگه میدارم
چیه؟ - هیچی -
چیه؟ بگو چرا لبخند میزنی
لبخند میزنم چون
الان از کائنات خواستم کاری کنه تو دیگه حرف نزنی
مرسی که ردیفم کردی
و برای بلیط هواپیما - مشکلی نیست -
میدونی بهخاطر اینکه میخواستم از شرت خلاص شم نخریدمش، درست؟
آره. یه جورایی
چون اگه نخوای مجبور نیستی برگردی پیش چاک
اون دوستپسرمه - میدونم -
ولی نمیخوام برگردی
چون فکر میکنی تنها راهته
میدونم. فقط اینکه سابقه داریم با هم
.گذشته گذشتهست باید به آینده فکر کنی
برندی، حقته با کسی باشی که خوشحالت میکنه
آره. تو هم همینطور
من خوشحالم.. به اندازه کافی
صحیح
گوش کن، آه، میدونم راف گند زد و کارشم همینه
ولی باید اعتراف کنی کاملاً هم تقصیر اون نبود
میدونم
و مرد واقعاً خوبیه
و فقط فکر نمیکنم بتونی بهتر از اون گیر بیاری
آره. احتمالاً راست میگی
مرسی بابت نصیحت
.قابلت رو نداشت و مرسی که رسوندیم
و واسه همهچی - حتماً -
هی، سفر به سلامت، باشه؟ - خب -
تاکسی
تاشا" خیلی هیجانزدهست تا" دوستپسر جدیدش رو ببینم. واقعاً شیرینه
اوه، خدا، امیدورام برسیم بهش
نمیدونم چرا همیشه به اون که میرسه دیر میکنم
تأخیر همیشگی اکثراً در آدمایی که مشکل کنترل دارن ظاهر میشه
اوه، خدا
،با دیر رسیدن به قرار ملاقات برنامهریزی شده
باعث میشی شخصی که باهاش قرار ملاقات گذاشتی مجبور بشه برات صبر کنه
بنابراین کنترل کردن اون مرد/زن جزء رفتارشه
آسیب شناسی منفعل - تهاجمی کلاسیک
کِی شده منو شناخته باشی درباره چیزی انفعالی باشم؟
بزن کنار
باور دارم منظورت رو میتونستی بدون این به خطر اندازیِ بیباکانه برسونی
ببین
به نظر به موقع واسه دیدنِ دوستپسره رسیدیم
مگه تو شهر "کیو" اینجوری با پستچی سلام علیک کنن
یا امام، تاشا
آروم باش، پاستوریزه
اون حس رو یادت نمیاد وقتی رابطه جدیده
و نمیتونید دستهاتون رو از هم دور نگه دارین؟
...آره، ولی
،برخلاف آنالیزِ شبه روانکاویای که کردی
لازم نیست همیشه کنترل دستم باشه
فکر میکنم عالیه که اون بیرونه
.با قوانین خودش زندگی میکنه از خودش لذت میبره. محض رضای خدا
شاید تو با کاوش کردن یه زن جوان تو جنسیتش مشکل داری
،ولی، من یکی ..هیجانزدهم که پیدا کرده
"سرج"
باید انتظارش رو میداشتم
دیر کردی. دوباره
تقصیر مارشال بود. شرمنده
دوستپسرم رفت
قبل از اینکه بره سر کار باید یه چیزایی انجام میداد
شرمنده. واقعاً میخواستم ببینمش
کجا کار میکنه؟
تعمیرات کامپیوتر - تعمیرات کامپیوتر -
بعضی وقتا چیزا میان تو ذهنم
هرچی، یه نابغهی الکترونیکیـه
،از الان توی دو ماه شده دستیار کوچیکهی مدیر
و آمادهای که بهترین قسمت رو بشنوی؟
فکر کنم هستم
اون روسه - اون روسه -
امروز شماره درستُ گرفتم
آره، شاید باید قطع کنی
باورت میشه یه دوستپسر روسی معرکه اینجا تو آلباکرکی پیدا کردم؟
به نظر احتمالات رو به مبارزه میطلبه
...تاشا، بهش گفتی چیزی درباره
نه. من هیچی به کسی درمورد گذشته نمیگم
از قوانین پیروی میکنم. قسم میخورم
آره، باشه. باور میکنیم
خب شما دوتا کجا آشنا شدین؟ خفه شو
.خدمات دوست یابی مسخرهست، میدونم
،یه جورایی هست. یعنی چی درمورد این بابا میدونی؟
و این لباسه چیه؟ اینجا کار میکنی؟
.بله. "سرج"، کمک کرد کار پیدا کنم اونجا همین هفته پیش شروع کردم
نباید کاری که من برات پیدا کردم بدون اینکه اول باهام حرف بزنی ول میکردی، تاشا
از نگهداری کتاب متنفرم
No comments yet. Be the first to leave one.