The first 200 lines.
زخم
و حالا گزارش خبرنگار نيکيل چوپرا از شهر بمبئي
...شورش از چند روز گذشته در شهر شروع شده
و خيلي جدي پيش ميرود
حکومت نظامي در داراوي تاسيس شده جوگشواري نيز درگير شرايط است
پليس عنوان کرده وضعيت کاملاً تحت کنترل است
اما زماني که تيم فيلمبرداري ما به انجا رفت، اوضاع متفاوت بود
شورش اصلي در بمبئي زماني ... شروع شد که مسلمين
از آتش زدن مسجد بابري عصباني شدن
اگه اين درگيري بين دو حزب باشه
همچنان اين جنگ ادامه خواهد داشت
در حال حاضر 600 نفر صدمه ديدن و 240 نفر جانششان را از دست دادن
وقتي که به دهرامپارا رسيديم درگيريها خيلي شديد بود
...ماشينها را به آتيش کشيدن
آجي
ساعت چنده؟
کل شب رو کار کردي؟
اصلاً نخوابيدي، نه؟
ديشب وقتي داشتي ميخوندي حس صدات يه جوري بود
انگار خيلي فرق داشت
چي ميخوندي؟
برام بخون
من اينجا، تو اينجا، الان" " فصل دلهاي تازه عاشقه
"اما اون لحظهاي که عاشق هم شديم کجاست؟"
"عزيزم دوباره بيا قلبم رو بدزد"
اين حلقه رو مردي به مادرم داد که براي اون مثل خدا بود
مامانم اون رو براي تو فرستاده
"بيا دوباره اون حرفها رو تکرار کنيم"
"بيا دوباره اون شب رو تکرار کنيم"
"بيا دوباره اون حرفها رو تکرار کنيم"
"بيا دوباره اون شب رو تکرار کنيم"
"عشق من، جون من، جان جهانم"
من اينجا، تو اينجا، الان" " فصل دلهاي تازه عاشقه
"اما اون لحظهاي که عاشق هم شديم کجاست؟"
"عزيزم دوباره بيا قلبم رو بدزد"
"چقدر تو رو دوستت دارم"
"و چقدر به دنبال تو گشتم"
"چقدر تو رو دوستت دارم"
"و چقدر به دنبال تو گشتم"
..پيدات کردم اما" "همونجا که همديگه رو گم کرديم
من اينجا، تو اينجا، الان" " فصل دلهاي تازه عاشقه
سونيا من رو ترک نکن
تو ميدوني که من چقدر دوستت دارم؟
ترکت نميکنم فقط از اينجا دور ميشم
!فقط به خاطر آينده بچهمون
هزاران بچه اينجا به دنيا اومدن
...و اگه اين چهره واقعي کشور ماست
بذار بچهمون هم اين رو ببينه
اين عادلانه نيست
اصلاً عادلانه نيست
حالا که بليط من آماده شده و من حاضر شدم که برم
!دوباره شروع کردي
چرا من به اينکه از اينجا بريم فکر نکردم؟
ولي تو به اين فکر افتادي
چون از وقتي که از انگليس برگشتي خودت رو متعلق به اينجا ندونستي
حتي بعد از اينکه به خونهي من اومدي ..هميشه يه راهي رو باز گذاشتي
تا هر وقت لازم شد برگردي
هيچوقت تمام درها رو به روي خودت نبستي سونيا
!آره، من هيچوقت اين کار رو نکردم
اما تقصير من چيه؟
فقط اينکه نميخوام بچهم ...جايي به دنيا بياد که مردم
به اسم مذهب روي هم خنجر ميشکن
کجاي اين اشتباهه؟
ببين آجي، من نميخوام که بچهم ... اولين نفسش روي توي هوايي بکشه که
!پُر از نفرت شده
اين خواستهي زيادي براي توء؟
سونيا، اون بچهي منم هست
به خاطر همين ميخوام که تو هم ... همراه ما به انگليس بياي. ما ميتونيم
خونهي من اينجاست
اگه الان توي آتيش ميسوزه ...يا خودم خاموشش ميکنم
يا داخلش ميسوزم ولي به خونهي يکي ديگه پناه نميبرم
واي! تو چرا متوجه نيستي؟
اگه ما اينجا زندگي کنيم يا اونجا ..چه فرقي ميکنه؟ بگو
مادر و کشور هرگز عوض نميشن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: فاطمه و بينگسا
الو
من از خونهي سوبهود با شما تماس گرفتم برادرتون آناند ميخواد با شما صحبت کنه
يه دقيقه
هي پاتيل زود باش بيا
زود باش
،درود بر دين ..در راه پيشرفت
دين، سنت و فرهنگ رو فراموش کرديم
اما الان زمان ما فرا رسيده
برادرتون پشت خط ـه
..مي خوام از شما بپرسم
ما بايد اجازه بديم که خارهاي ... چشم مون رشد کنن يا
يا با کمک به نماينده جوان حزبمون آناند اونا رو از کشور بيرون کنيم
ببخشيد داداش پُشت خط موندي
ببخشيد رو براي چيز درست بگو تو اونجا چه کار ميکني؟
اين سوبهود ميخواد براي منافع خودش تو رو قرباني کنه
اون رو ول کن وگرنه توي دردسر بزرگي مياُفتي
داداش من بچه نيستم هر وقت دلت خواست من رو ترسوندي
من ميدونم چي برام خوبه اجازه بده خودم تصميم بگيرم
ميدوني اين تصميم تو براي !چند نفر مشکل درست ميکنه
گوشي رو به مامان بده ديوونه شدي؟-
دوباره شراب خوردن رو شروع کردي؟
دو روز پيش مامان رو با خودت خونه بردي
مامان پيش تو نيست؟
داداش، مامان ساعت 5 صبح از خونه رفت
مامان از صبح نيست و تو الان به من ميگي؟
من امروز جلسه داشتم داداش
تو لازم نيست هيچ کاري بکني بشين پيش سوبهود، من خودم ميرم دنبالش ميگردم
چي شده آجي؟
مامان الان توي اين شورشها باز هم کليسا رفتن رو يادش نميره
تو کجا ميري؟ کليسا ، دنبال مامان-
مراقب باش آجي
!داداش آجي بيا داداش عيسي رو آروم کن
حرفهاي عجيب غريب ميزنه ميخواد بره بليط هواپيما بگيره
اگه داداش عيسي ما رو ترک کنه به ما توهين ميشه، مگه نه؟
به حرف من گوش نميده تو بهش توضيح بده
چي شده داداش عيسي؟
اينجا ديگه براي زندگي کردن مناسب نيست
مشکلش چيه؟
پيروان سوبهود دنبال مردم ما هستن
ميدونم داداش عيسي اوضاع خوب نيست
اما اونقدر بد نيست که ما کنار همديگه نتونيم درستش کنيم
چطور ميخوايم درستش کنيم؟ چطور؟
اين رو ببين! ديشب يه نفر با سنگ پنجره خونه رو شکست و اين رو انداخت
:بخونش، نوشته برو پاکستان وگرنه ميري قبرستان
اونها ميخوان که من برم ميخوان داداش عيسي بره
سه نسل ما براي آزادي قرباني شدن
!اونوقت ميگن برو
باشه، ما هم ميريم ما نميخوايم توي اين کشور زندگي کنيم
ما از اينجا ميريم
!داداش عيسي تو عقلت رو از دست دادي !ديوونه شدي
کجا ميخواي بري؟ کجا ميري؟
از چي ميترسي؟ يه دقيقه صبر کن
الان درستش ميکنم
الان همه چي پاک شد نه ديني مشخص هست نه مذهبي
بيا؛ همهش رو سياه کردم
!بيا اين هم از اين
حالا هيچکي نميتونه بفهمه کدوم !خونه مسلمون هست کدوم هندو
حالا ديگه هويت هيچکي مشخص نيست !نه هندويي هست نه مسلماني
داداش عيسي عجب آدمي هستي براي چي نگراني؟
اقوامت که داخلن
کي ديگه جرات ميکنه وارد ساختمون بشه؟ چطور ميخواد داخل بياد؟
و اگه يه زمان يکي هم جرات کنه بياد اونوقت خنجر گورديال هم به کار مياُفته
داداش عيسي ميگن يه سيک با 125000نفر برابري ميکنه
رفيقت با 125000 نفر يکي هست
بهمن اعتماد داري؟ اعتماد داري؟
اگه به من اعتماد داري برو بشين پيش زنت و ذکر خداي خودت رو بگو
برو داداش عيسي برو، هيچ اتفاقي نمياُفته
برميگردم
داداش آجي گوش بده، آروم برو و مراقب باش بيرون اوضاع خوب نيست
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام جناب آجي، شما توي اين آشوب اينجا چه کار ميکنيد؟
شما هنرمند هستيد بشينيد توي خونه و آلبوم موسيقيتون رو بسازيد
شما نبايد به هيچ وجه از خونه بيرون بيايد
...من اومدم رفت و آمد اينجا ممنوع هست-
يه کم پيش چندتا پسر مسلمان يه پيرزن هندو رو به آتيش کشيدن
!چطور ميتونم توضيح بدم
يه جا هندوها دارن مسلمانها رو ميکُشن !يه جا مسلمانها هنديها رو
اگه خانوادهي اون پيرزن رو ميشناسيد بگين تا بهشون اطلاع بديم
الان کجاست؟
مردم اون رو به بيمارستان انجلس بردن
لطفاً اين ماشين رو پارک ميکني ممنونم
ببخشيد خانم
بخش سوختگي کجاست؟
اوضاع خيلي خرابـه ...من به عنوان خبرنگار خيلي چيزها ديدم
اما جنايتهاي وحشتناک اينجوري تو سطح جامعه رو اولين باره که ميبينم
تا يک ساعت ديگه گزارش رو فکس ميکنم
اين همون خواننده، آجي ديساي نبود؟ بله-
آجي
آجي
...مامانم
لطفاً بريد بيرون
هيچکي اجازه داخل شدن نداره
لطفاً بيايد
بيايد
مادرتون يه زن خيلي شجاعـه
با وجود سوختگي بالاي 80 درصد داره با مرگ مبارزه ميکنه
هيچکي همچين شجاعتي نداره !به جزء يه جنگجوي واقعي
زنده ميمونه؟
مطمئن باشيد لطفاً بشينيد، قراره طول بکشه
متشکرم خواهش ميکنم-
الو الو سونيا-
توي دفتر قرمزم شماره تلفن سوبهود مالگانکار هست
زنگ بزن و آناند رو پيدا کن
چي شده؟مامانت رو پيدا کردي؟ آره توي بيمارستانم-
!بيمارستان
بيرون کليسا يه چند نفر بدجوري زخميش کردن
!واي خدا
آناند رو پيدا کن بگو زود خودش رو به بيمارستان انجلس برسونه
من الان ميام آجي نه تو از خونه بيرون نمياي-
اگه لازم شد بهت زنگ ميزنم ...ولي من-
گفتم از خونه بيرون نمياي هر چي ميگم رو گوش بده
اين واقعاً ظالمانهست، از 2 شب گذشته تا حالا 6 تا مسلمان اينجا فوت کردن
من اَنورهاشمي يه خبرنگار ام
کلي چيزها تو روزنامه نوشتم از گُندههاشون هم نگذشتم
اين زن با شما چه نسبتي داره؟ مادرمه -
!مادر !حالش خيلي بد هست
وقتي بيمارستان آوردنش ديدمش بدنش کاملاً سوخته
جناب آجي، من يه چيزي رو نميفهمم
شما هندو هستيد
...و اون زن که مادر بهش ميگين
وقتي آوردنش چرا اسم الله رو ميآورد؟
مادر واقعي شماست؟ چي؟-
...مي خوام بپرسم که
آدمها موقع مرگ معمولاً دين و خداي خودشون رو به ياد ميارن
،ببينيد، ازتون خواهش ميکنم من الان اصلاً حالم خوب نيست
No comments yet. Be the first to leave one.