Sunny

Sunny

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Sunny 2024 S01E10 ATVP WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-04
Downloads: 89
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫صدا رو از دور می‌شنوی؟

‫مردم دارن جمع میشن. ‫دارن آواز می‌خونن

‫با عجز و ناله میگن شیاطین برن بیرون...

‫شادی بیاد تو

‫چون امروز جشن ستسوبون ـه

‫جشنی که هر سال در ‫سرتاسر کشور برگزار میشه...

‫مردم میان تا روی سر ‫اونی سویا بریزن...

‫همون شیاطینی که نابودمون می‌کنن...

‫شادی و رویاهامونو ازمون می‌گیرن...

‫خونواده‌مونو می‌دزدن

‫یه اصطلاحی وجود داره، اونی نی کانابو

‫یعنی اگه به یه شیطان ‫یه میله فلزی بدی...

‫قوی‌تر میشه، آسیب‌ناپذیر میشه

‫اونی‌ها دارن میان

‫دنبال همون میله فلزی هستن

‫پس امروز باید جلوشونو بگیریم

‫باید برنده بشیم

‫البته مگه اینکه...

‫خیلی دیر شده باشه...

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫زن!

‫بهش دست نزن. نه...

‫زن!

‫عزیزم!

‫زن

‫عزیزم، دوستت دارم

‫عزیز دلم. دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم، باشه؟

‫قول میدم. قول میدم. دوستت دارم

‫خب، نگاش کن...

‫خدای من

‫منتظر چی هستی؟

‫تکون نخور. دستهاتو ببر بالا

‫نه، نه

‫بهش دست نزن!

‫دست به کار شو!

‫صبر کن. تو اینجا چی کار می‌کنی؟

‫صبر کن. ماسا اینجاست؟

‫اینجاست؟

‫خدای من

‫خدای من

‫پاکسازی سیستم در حال انجام. ‫لطفا منتظر بمانید

‫چه وضعشه؟

‫ساکت!

‫چه مرگش شده؟

‫یه اقدام امنیتی ـه؟ ‫سعی می‌کنم جلوشو بگیرم

‫زود باش، تاناکا

‫چی کار می‌کنی؟

‫صبر کن

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫باید ببرمش توی کامیون

‫نه. چی کار می‌کنی؟ کجا می‌بریش؟

‫ببرش پایین کنار بقیه

‫بهش دست نزن!

‫ماسا کجاست؟

‫می‌پرسی شوهرت کجاست؟

‫بله، زنیکه کثافت

‫کجاست؟

‫کفش‌هاشو برات می‌فرستم

‫آره، ولی...

‫بهت تسلیت میگم

‫تنها راهش همین بود

‫یکی این کثافت‌کاری رو تمیز کنه!

‫عجله کن! زود باش!

‫خدای من. خوبی؟

‫برو تو!

‫دستگاه‌تو رد کن بیاد!

‫دستگاه‌تو می‌خواد

‫نمی‌دونم. حتما انداختمش

‫ازم انتظار داری حرفتو باور کنم، زنیکه؟

‫بدش به من!

‫مجبورم نکن برگردم

‫باگ، خوبی؟

‫اگه خوب نباشی اشکالی نداره

‫هر حسی که داری اصلا ‫اشکالی نداره

‫باشه، می‌خواد بگی ‫چی توی دهنته؟

‫چون انگار یه چیزی ‫داره اونجا وول می‌خوره

‫زیاد مهم نیست

‫میشه ببینمش؟

‫به نظر من که خیلی مهمه

‫تا ده سالم نشد دندونی از دست ندادم

‫تو باید زن باشی

‫از دیدنت خوشحالم

‫ایشون هیرو و میکسی هستن

‫دوستامن

‫تو دوستی نداری

‫خیلی دوستش دارم

‫خب؟

‫خب، آقای ساکاموتو خیلی عوضی بود...

‫ولی پسر، چقدر خوب کد می‌نوشت

‫یه برنامه پاکسازی بسیار ‫سریع نوشته...

‫که همه چیزو از بین می‌بره

‫آخه کی این کار رو می‌کنه؟

‫ولی شانس اوردی...

‫کی دیگه اینقدر از برنامه ‫کامپیوتری سر درمیاره؟

‫اون عینک مسخره رو از صورتت بردار

‫کد رو از دست دادیم؟

‫اول از همه، عینک طبی ـه. و دوم...

‫فقط ۷ درصد اطلاعات رو ‫از دست دادیم قبل از اینکه وصلش کنم...

‫و انگار از قدیمی‌ترین فایل‌ها ‫هم شروع کرده

‫و این کدی که نیاز داریم خیلی جدیده

‫فکر می‌کنی بتونیم از زیرش رد بشیم؟

‫شاید

‫خب پس چی؟

‫دوباره بهم بگو. وقتی سانی بهت ‫حمله کرد توی خطر بودی؟

‫نه. چیزی نبود

‫داشتیم دعوا می‌کردیم

‫خدای من! چرا هنوز ‫داریم ازش حرف می‌زنیم؟

‫خفه خون بگیر!

‫فکر کنم همه‌ش از پیش چیده شده بوده

‫به نظرم تو رو اوردن اینجا ‫تا سانی ازت محافظت کنه

‫ولی نباید جواب بده

‫ربات‌ها نباید بتونن...

‫- چی کار؟ ‫- هیچی

‫هی، می‌خوای بازی کنی؟

‫کلی حال میده...

‫جارو دوست داری؟

‫روی کاغذ می‌تونی یه هوش مصنوعی ‫رو فراتر از برنامه‌ریزیش پیش ببری...

‫ولی باید قدم به قدم باشه

‫مجبورش کنی دروغ بگه

‫بعدش سرپیچی کنه

‫ولی یه فرآیند کُنده

‫- مگه اینکه... ‫- میشه لطفا...

‫نمونه اشتباه

‫میکسی

‫یه حقه قدیمی در برنامه‌نویسی ـه

‫اینکه هوش مصنوعی رو ‫مجبور کنی یه چیزه...

‫برای مثال این یه اسلحه‌س

‫داره میگه می‌تونی یه ربات رو گول بزنی ‫تا فکر کنه یه جارو اسلحه‌س

‫حتما همین کار رو با سانی کردن

‫باشه. بسیار خب، می‌دونی چیه؟

‫بهم گوش کن

‫این چیزها اصلا برام مهم نیست

‫فقط می‌خوام از اینجا برم بیرون ‫و پسرمو از اینجا ببرم

‫منم همینو می‌خوام، خانم سوزی

‫ولی الان، اونا سعی دارن این کد ‫کشتار رو از رباتت بیرون بکشن

‫وقتی این کار رو بکنن، توی ‫ربات دیگه‌ای واردش می‌کنن

‫هر رباتی که دلشون بخواد

‫فکر کنم ماسا در تلاش برای ‫جلوگیری از همین اتفاق مُرد

‫و مهمتر از همه، لطفا...

‫به بچه‌های زیر پنج سال سویا ندین

‫ممکنه خفه بشن

‫از اونا کارت شناسایی خواستی؟

‫باید بخوایم

‫چه نمونه خوبی

‫عموی شما نقش مهمی...

‫در جشنواره داشت

‫ولی اگه کسی بتونه جاشو بگیره...

‫من قرار نیست جاشو بگیرم...

‫ولی خوشحال میشم لباسشو بپوشم

‫موفق باشین

‫جناب رییس

‫ما عکس می‌گیریم

‫مهمون‌های افتخاری دیگه اینجا منتظرن

‫اینجاست

‫خب، آماده نیستیم

‫نه. بهش دست نزن

‫باید ربات این کار رو بکنه

‫چرا اینقدر طولش میدی؟

‫دارم با سرعت هر چه تمام کار می‌کنم

‫ولی آقای ساکاموتو کد رو دستکاری کرده

‫باید دستی درش بیارم

‫باشه، این باید جواب بده

‫معلوم هست چه خبره؟

‫نه. نه

‫لطفا، نه...

‫لعنتی!

‫عوضی سیستمم رو نابود کرد!

‫درگاه‌ها رو خراب کرد

‫حالا چی میشه؟

‫می‌تونم برم اون کامپیوتر دیگه‌مو بیارم؟

‫خونه دوست‌دخترمه

‫صبر کن، وایستا...

‫ببخشید، چی گفتی؟

‫ربات جین

‫اگه منو به رباتش برسونی، ‫فکر کنم بتونم انجامش بدم

‫باشه

‫ببینم چی کار می‌تونم بکنم

‫ساکت باش

‫ببخشید، مامان. کار دارم. ‫چطور نفس می‌کشه؟

‫هیرو می‌تونست ادای ‫سکته قلبی رو دربیاره

‫شوخی می‌کنی؟

‫اون عوضی از مردنش خوشحالم می‌شد

‫دردسرش کمتر می‌شد

‫باشه. پس پیشنهادت چیه؟

‫بازی رو طولانی‌تر کنیم

‫فریب بدیم بعد خراب کنیم

‫نه، نه، نه نمیشه طولش بدیم

‫دستگاه‌ته؟

‫کجاست؟

‫زن، تو دستگاه‌مو برداشتی؟

‫ببخشید. ‫نه، نه، نه. خوب کاری کردی، عزیزم

‫- کجاست؟ ‫- مخفی نگهش دار...

‫جواب بده، جواب بده

‫زندان زنان کیوتو

‫- خدای من ‫- تماس رو از این شخص قبول می‌کنید...

‫نوریکو ساکاموتو

‫بله، بله

‫دوربینت تاره، سوزی

More Farsi Persian subtitles for Sunny

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left