Mr Bates vs The Post Office

Mr Bates vs The Post Office

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

MrBatesvsThePostOfficeS01E021080pWEBh264 Sdh
A Commentary by m7ohamad

Tags

web
1080
Published on: 2024-01-25
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خب، من معمولاً

‫این سیستم کامپیوتری که پُست آفیس ‫کلی براش هزینه کرده ایراد داره

‫اوه، خدای من، همین الان جلوی ‫چشمم دو برابر شد

‫من این پول رو ندارم

‫سیستم هورایزن داشت ‫درست کار می‌کرد

‫کسری‌ها باید توسط خطای ‫خود آقای کسلتون ایجاد شده باشن

‫چند تا رئیس شبعه‌ی پست ‫دیگه پیدا کردی؟

‫6 تا. که رسمی هستن

‫دارم فکر می‌کنم یه جلسه‌ای بذاریم، ‫دعوتنامه بفرستیم،

‫ببینیم کسی سر و کله‌ش پیدا می‌شه

‫پُست آفیس به ما گفت که ‫فقط شما هستین

‫اون یه دروغ بود

‫از این لحظه به بعد،

‫هیچکدوم از ما دیگه تنها نیستیم

‫فکر می‌کنم تو اشتباه کردی، سم

‫می‌دونم، اما اونا گفتن اگه اقرار به ‫گناهکاری کنم می‌تونم مغازه رو پس بگیرم

‫این چطوری جواب می‌ده؟

‫تو یه مجرم شناخته می‌شی

‫ببین، من شوهرتم، و باید در ‫مورد این چیزها توی روزنامه‌ها بخونم

‫توی بازجویی تنها بودم

‫فکر کردم دارم ‫کار درست رو انجام می‌دم

‫- جز، خواهش می‌کنم. ‫- تو یه زن بی‌گناهی

‫باید همونطوری که توافق کردیم ‫می‌گفتی بی‌گناهی

‫یالا. دیرمون می‌شه

‫بدون ما شروع کردن

‫باورکردنی نبود

‫بدترین روز زندگیم

‫سلام

‫ببخشید که دیر اومدیم

‫یکم گم شدیم. ببخشید

‫شما... این...؟

‫ما همه روسای شعبات پُستیم. ‫بیا. مشکلی نیست

‫خواهش می‌کنم... یه صندلی پیدا کن

‫من جز سینگ هستم

‫- من سم، از والسال. ‫- آره، والسال

‫خب، ما داریم ‫داستان‌هامون رو تعریف می‌کنیم...

‫- نمی‌دونم شما می‌خواین این کار رو بکنین... ‫- یالا. بگو

‫من مشکلی نداشتم تا وقتی که یه ‫پین پد هورایزن تازه برامون فرستادن

‫مسئله اینه که اونا قبول نمی‌کنن ‫که دستگاهه یه مشکلی داره

‫می‌گن من دارم دزدی می‌کنم...

‫با یه دست می‌رم سراغ دخل ‫تا حقوق بازنشستگی رو بدم

‫و با اون یکی دست پول خودم رو بردارم

‫گمون کنم بهتون گفتن شما تنها ‫کسی هستین که این مشکل رو دارین

‫و حدسم اینه که دقیقاً همین رو...

‫به تمام آدمای توی ‫این اتاق گفتن، درسته؟

‫خیلی احمقم که حرف‌شون رو باور کردم

‫من حرف‌شون رو باور کردم...

‫وقتی گفتن "فقط اعتراف کن ‫تو اون 5 تا رو برداشتی، سم،

‫نباید این کار رو می‌کردی

‫پین پد جدید بود. ‫تقصیر تو نبود

‫نبود... تقصیر اون نبود

‫راستش، منم اقرار به گناهکاری کردم

‫منم همینطور

‫شما هم؟ باورم نمی‌شه

‫فکر می‌کردم فقط ماییم، می‌دونین

‫دیگه نه

‫من یه مادرم. نمی‌خوام برم زندان

‫ببین. ما ادعات رو ‫عوض می‌کنیم، خب؟

‫گناهکار نیستی

‫و این بار، من باهات میام دادگاه

‫هی

‫حالا، اگه داری به دادگاه ‫رفتن فکر می‌کنی، مراقب باش

‫خب، آدمایی اینجا هستن ‫که زندون بودن

‫ما همه کسب و کار و پس‌اندازمون رو ‫از دست دادیم

‫سوال اینه که، قراره ‫در موردش چیکار کنیم؟

‫نماینده‌های مجلس، ‫نه کاربردی دارن نه قشنگن

‫بس کن

‫خوب رفتار کن. حداقل کاری کرده ‫اون مشکل مطرح بشه

‫- خانم همیلتون؟ ‫- منم

‫جیمز آرباتنات

‫ممنون که اومدین

‫- خواهش می‌کنم. ‫- بیاین تو

‫- مادر جو هستم. ‫- سلام

‫خب، درهرحال،

‫ما می‌خوایم به هر شکلی ‫شده مبارزه کنیم

‫حتی داشتیم فکر می‌کردیم ‫از پُست آفیس شکایت کنیم

‫دوست دارم ببینم ‫بدون پول چیکار می‌کنی

‫خب، صحبت کردن با ‫نماینده‌ی مجلس هیچ هزینه‌ای نداره

‫این خونگیه؟ ‫خوشمزه به‌نظر میاد

‫ممنون، خودم برمی‌دارم

‫حس کردیم شاید شما بتونین با ‫دولتی چیزی حرف بزنین

‫آره، درسته

‫دو تا پرونده‌ی دیگه فقط ‫توی حوزه‌ی من هستن

‫جدی؟

‫خیلی عجیبه، نه؟

‫منظورم اینه که، پُست آفیس یه ‫موسسه‌ی ملیه

‫فکر می‌کنی می‌شه بهشون ‫اعتماد کرد به حرف مردم خودشون گوش بدن

‫- شخصاً آقای آرباتنات... ‫- جیمز بگید، لطفاً

‫من بیشتر ترجیح می‌دم پرت‌شون ‫کنم دور تا بخوام بهشون اطمینان کنم

‫من از بقیه سوال می‌پرسم،

‫تا ببینم چند تا از اعضا ‫داستان‌های مشابه می‌شنون،

‫به مدیریت پُست آفیس در ‫بالاترین سطحش مراجعه می‌کنم

‫حس اینو دارم که ‫یه کمپین قراره راه بیفته

‫این خیلی خوبه

‫و برای همین موکل من، خانم کور،

‫تقاضا داره که دادخواستش رو ‫به بی‌گناهی تغییر بدین

‫این بخاطر اینه که هیچ وکیلی...

‫در طول بازجویی‌ و ‫بازداشت همراشون نبوده،

‫و چون یه مشکل تکنیکی هم در کاره...

‫که ممکنه شما در موردش ‫نتیجه‌گیری کنین مدارک کارشناسی...

‫مربوط به یه پین پد نیازه

‫اینجا چیزی نمی‌بینم

‫- پین پدش مشکل داشت. ‫- ساکت، لطفاً

‫بسیار خب، خانم کور، ‫دادخواست شما رو ملغی می‌کنم

‫حالا چه ادعایی دارین؟

‫گناهکار نیستی

‫خودشه؟ ‫به‌اصطلاح رئیس اتحادیه

‫عجب جراتی داره

‫آدم فدراسیون

‫یه عضو فدراسیون که ‫یهویی پیداش می‌شه

‫از کجا می‌تونیم بفهمیم ‫می‌شه بهش اعتماد کرد؟

‫نمی‌دونیم

‫- مایکل. ‫- سلام، آلن

‫- پیدامون کردی، پس؟ ‫- آره

‫هرگز در مورد فنی کامپتون رو نشنیده بودم

‫خیلی‌خب، دوستان، ‫شروع کنیم؟

‫شروع کنیم؟ ‫ممنون

‫خب

‫خب، به دومین جلسه‌ی...

‫عدالت برای اتحادیه‌ی ‫روسای شعبات پُست خوش اومدین

‫حالا، قبل از اینکه بخوایم ‫به آخرین اخبار کمپین‌مون برسیم،

‫یه مهمون داریم که ‫اجازه می‌خواد حرف بزنه

‫ایشون مایکل رادکینه، دوستان،

‫یه مامور اجرایی فدراسیون ‫ملی روسای شعبات پُست

‫دیگه نه

‫فدراسیون هزینه‌ی ‫عضویتم رو پس فرستاد،

‫گفتن که دیگه منو نمایندگی نمی‌کنن

‫به من گفتن یه وکیل جنایی خوب بگیرم

‫و این آخرین چیزی بود که ‫ازشون شنیدم

‫دست به‌اصطلاح اتحادیه‌ی من ‫سال‌ها با پُست آفیس توی یه کاسه بوده

‫من یا می‌تونم همونطوری ‫که وارد شدم خارج شم...

‫یا اینکه داستانم رو بهتون بگم

‫به نظر تو بستگی داره، رفیق

‫شما فکر می‌کنین ‫آدم کوچولوهایی هستین،

‫که با یه دشمن قدرتمند مواجه شدین؟ ‫اشتباه می‌کنین

‫پُست آفیس کامپیوترها رو نمی‌سازه، درسته؟

‫نه، اونا... کیتش رو ‫طراحی نمی‌کنن

‫اونا نرم‌افزار رو نمی‎‌نویسن، ‫اونا شبکه رو مدیریت نمی‌کنن

‫این کار فوجیتسوئه

‫یه شرکت چند ملیتی. ‫دفتر مرکزیش توی برکنله

‫من اونجا بودم. دیدم چیکار می‌تونن بکنن

‫دو سال قبل، یه دعوتنامه به ‫فوجیتسو برام اومد...

‫تا مسئله‌ی مربوط به تبادل ‫سهام خارجی رو بررسی کنم...

‫که همه باهاش دچار مشکل بودیم

‫مایکل رادکینم، ‫اومدم جرج دلف رو ببینم

‫ممنون، رفیق

‫19 آگوست 2008

‫- زنده‌باشی، ممنون. ‫- آقای رادکین

‫جرج دلف، سلام

‫- سلام. از دیدنت خوشحالم. ‫- منم همینطور

‫- به فوجیتسو خوش اومدی. ‫- ممنونم

‫اگه می‌شه دنبالم بیا

‫هورایزن بزرگ‌ترین سیستم ‫آی‌تی توی اروپاست

‫ما خیلی بهش افتخار می‌کنیم. ‫خارج از ارتش، منظورمه

‫یه میلیارد پوند هزینه‌ش شده

‫ما 40 هزار ترمینال ‫برای اعضای شما درنظر گرفتیم

‫پس تمام این جیمز باند ‫بازی‌ها بخاطر اینه، هان؟

‫کل چیزی که توقع دارم اینه که یه مقداری ‫آموزش بهم بده تا کارم رو راه بندازم

‫خیلی‌خب. همه چیز آخرین مدل روزه

‫برای همینه که خیلی از ‫مشتری‌های من در مورد...

‫کنترل تبادل سهام خارجی ‫آشغال‌تون شکایت کردن

‫ما می‌تونیم کمک کنیم

‫خیلی از اعضای من ‫پول‌هاشون رو از دست دادن

‫- ختم کلام! ‫- منم همینطور

‫با تیم عملیاتی مخفی صمیمی‌تون آشنا بشید

‫من وارد اونجا شدم، و این یارو منو ‫توی ترمینال هورایزن نشوند

‫خب، آسون‌ترین راه برای ‫کمک اینه که بهتون نشون بدم...

‫چطور به شکل دستی کنترل ‫سهام‌تون رو تنظیم کنین

‫و من بهش گفتم، ‫این جاریه؟

‫البته. به ساعت نگاه کن

‫خب، اگه شروع کنم به تغییر ‫این از استرلینگ به یورو

‫و من بهش گفتم...

‫تو داخل هورایزن یه رئیس شعبه‌ هستی،

‫و اون نمی‌دونه

‫اون گفت، آره

‫بله، همینطوره

‫پس چطوری می‌تونم ‫نشونت بدم چجوری می‌تونی انجامش بدی؟

‫و بعد، درست جلوی چشمام،

‫اون شروع می‌کنه به ‫تغییر اعداد رئیس شعبه

‫ببخشید

‫من سا‌ل‌هاست به اعضا می‌گم...

‫هیچکس دیگه‌ای به حساب شعبه‌ی ‫اونا دسترسی نداره

‫باشه. خب...

‫پس بهتره اعداد رو به حالت ‫قبل برگردونم،

‫یا اینکه امشب نمی‌تونن تسویه کنن

‫خانم‌ها و آقایون، ‫می‌دونین این یعنی چی

‫یعنی که می‌تونن توی ‫کارتون جاسوسی کنن،

‫اعدادتون رو عوض کنن، ‫گورشون رو گم کنن و هیچ ردی هم نذارن

‫دسترسی از راه دور

‫خب، منطقیه

‫اینطوریه که به‌روزرسانی و ‫تعمیرات باگ‌ها رو می‌فرستن

‫نه، نه. خط کمک. ‫اونا گفتن که...

‫گفتن که غیرممکنه

‫گفتن که حساب‌های شعبه کاملاً امنه

‫این چیزیه که به من گفتن

‫دروغ گفتن

‫اما اگه اونا دارن وارد ‫حساب‌هامون می‌شن

‫و دستکاری‌شون می‌کنن...

‫پس ادعای بزرگیه که بگن...

‫ما مسئولیت صددرصدی داریم ‫وقتی پولی گم می‌شه

Mr Bates vs The Post Office subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mr Bates vs The Post Office

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left