The first 200 lines.
« داسـتـان لـیـزی » «فصل اول، قسمت اول»
«بر اساس رمانی از استیون کینگ»
:تــــرجــــمــــه »:» AbG ســــــروش «:«
«هر زندگی مشترکی اسرار خودش را دارد»
اسکات لاندن
چرا انقدر واسهت مهمن؟
داستانها دار و ندارمـن
و حالا دیگه تو رو دارم
دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
تو تمام داستانهای منی
«باعث افتخارمـه که آقای «اسکات لاندن ...رو بهتون معرفی کنم
«نویسندۀ کتاب «عتیقهها و کتاب «دختر ساحل»، برندۀ جایزۀ پولیتزر
!ما عاشقتیم، اسکات
خب، اینو خوب اومدن ما واقعاً عاشق کارهای این مَردیم
این دنیا تا بهحال نویسندهای
به خودش ندیده که دنیای واقعی و خیالی رو اینطور بیمرز با هم تلفیق کنه
اسکات لاندن یک گنجینۀ ملیـه
،حال او به همراه همسر دوستداشتنیش، لیزت ...از ایالت مِین به اینجا سفر کردهاند که
!لیزا
تا کتابخانۀ شیپمن ما را افتتاح کنند..
،هماکنون در قرن بیستویکم هستیم و دنیا رو ظلمت فرا گرفته
،اما اگر هر کتابی حکم نور رو داشته باشه
پس هر کتابخانهای نیز آتش بزرگیست
که هر روزه ده هزار نفر برای گرمکردنِ خود دور آن جمع میشوند
!بدینوسیله این پروژۀ ساختمانی کلید میخورد
اسکات
طرف تفنگ دستشـه
دوسِت دارم
!اسلحه
«!عشق نازم»
شکار جادو، سرنخ اول» گفتم دکتر «آقای دکتر
الو؟
،اگه بازاریاب هستید لطفاً شمارۀ منو از لیستتون بردارید
لیزی؟ لیزی؟
آماندا؟ چرا به تلفن دفترم زنگ زدی؟
آخه بقیهی شمارههاتون رو.. امتحان کردم
چهقدر هم شماره دارین
،آره خب، اسکات که زنده بود ..شمارههای زیادی لازم داشتیم. ولی
آره، خب.. این آخرین شمارهتون بود
فکر میکردم تو و دارلا ناهار رو میاید اینجا
آره. دارلا رفته غذا بگیره
منم باید تا الان میرسیدم، ولی خوابم برد
عه.. خودشه، لیزی
دختر خوابآلودم، لیزی
تو.. اتاق کار اسکات خوابت برده بود؟
آره. دارلا بهت گفته؟
نه.. خودم میدونستم
بهخاطر اینکه.. اون واسهت نمُرده، درسته؟
حتی بعد از دو سالِ تموم
میگمـا.. تو خوبی؟
چارلی ازدواج کرد. خبر داشتی؟
آره، میدونم. شنیدم
آره، با یه مرتیکۀ فرانسوی از سنت جان والی
بدون شک.. یه فرانسویِ کثیف
آره، دارلا بهم گفت واقعاً.. متأسفم، عزیزم
و اونموقعی که با من بود با اونم بود
ببینم، حالت خوبه؟
!تمام مدتی که با من بود
داری.. چیکار میکنی؟
صدای چی بود؟ داری چیکار میکنی؟
چی بود؟ چیزی شکست؟
نه، نه بابا. چیزی نیست فقط قلبم شکسته
ماندا؟
..هی
هی، آماندا؟ آماندا؟
آماندا! چی شده؟ عزیزم، چی شد؟
لیزی؟ - سلام، دارلا -
غذا رو ول کن و سریع برو اونجا فکر کنم دوباره اونطوری شده
خدایا
سگ توش
عصرتون بهخیر، خانم لاندن من اتفاقی اومده بودم اینطرفـا
از محلهتون تنسی؟ بعید میدونم
خب، با خودم گفتم یهبار دیگه حضوری شانسمـو امتحان کنم
که سعی کنم نوشتههای همسر مرحومتون رو ازتون بگیرم
اونا جاشون تو کتابخونۀ شیپمنـه - ..استاد دشمیل -
..هر چی نباشه، خودشون - الان نمیتونم صحبت کنم -
یه مشکل خانوادگی پیش اومده میشه ماشینتون رو بردارید که من برم؟
خواهش میکنم، خانم لاندن
شهرت اسکات لاندن در دو سال گذشته
بعد از فوت نابهنگامشون رشد قابلتوجهی داشته
،و اون نوشتهها و آثار چاپنشده باید جمعآوری بشن
...بررسی بشن. این کار - ...جالبه. خیلی جالبه که -
همین امروز اومدین
چون همینالان داشتم عکستون تو سالنامۀ «هورلیکس» رو نگاه میکردم
عکسِ.. قهرمانی که جون نویسندۀ معروف رو نجات داد
ولی.. بهنظر من واقعیت این بود که شما مثل موشک فلنگـو بستی
خانم لاندن - البته، برگشتی -
که عکست رو بگیرن و ازت تعریف کنن
اینچیزا برای من مهم نیست تعریفِ مردم هیچوقت برام مهم نبوده
اصلاً برام مهم نیست ولی شما نمیتونی بری اون تو
و هرگز نمیتونی نوشتههاش رو ببینی
جنابعالی اونموقعی که چشمش رو گرفتی گارسونی بیش نبودی
صرفاً اینکه رو تختش خوابیدی
بهت این حق رو نمیده که کل دنیا رو از
نوشتههای چاپنشدۀ ایشون محروم کنی
واقعاً که
بمیر بابا
گور بابات. الان زنگ میزنم پلیس
خانم لاندن - ،اگه نمیخوای امشب بری بازداشتگاه -
،بهنفعتـه که تا برسن اینجا رفته باشی
خانم لاندن
خانم لاندن
از سر راهم برو کنار
جیم؟ راجر دشمیل هستم
..میشه.. ببینم تو تو امروز رفته بودی استخر؟
..نمیدونم، ولی اسکات اسکات از اون یکی استخره خبر داشت، نه؟
آره. خبر داشت
تو که.. تو.. میدونی میدونی، ولی.. به خودت دروغ میگی
..به خودت دروغ میگی. و این استعدادیـه که من هیچوقت نداشتمش
!ماندا
!ماندا
!ماندا
ای خدا. خدایا، ماندا چی شده؟
حالت خوبه؟
لعنتی
تو اتاقشـه. عملاً مجبور شدم کول کنم ببرمش. تو هم که اینجا نبودی
ببخشید. معذرت میخوام یه.. داستانی پیش اومده بود
عیب نداره
این بوی چیه؟ چیزی داره میسوزه؟
ماکارونی پنیریِ واموندهست
قرصهاشـو میخوره؟
چهارتا قوطی خالی تو آشغالها دیدم فکر کنم انداختدِشون دور
..حرف میزنه؟ یا مثل قبل - مثل دفعۀ قبل؟ نه. هنوز نه -
خب، هنوز.. الان که نه
ماندا؟
موقعی که داشتم تمییزش میکردم حرفهای زیادی میزد
سلام خواهرم، ماندای نازم؟
قربونت بشم
لیزی؟ لیزی؟ - بله -
خون وقتی به خوردِ چیزی میره دیگه پاک نمیشه
آره میدونم
چیزی میخوره؟ - اصلاً -
دفعۀ پیش هم همینطوری شد، یادته؟
اون دفعه حالش خوب شد ایندفعه هم خوب میشه
دفعۀ قبلی اسکات کمکش کرد - آره -
احتمالاً باید ببریمش بیمارستان
نه، نه.. بذار فعلاً صبر کنیم
،من امشب پیشش میمونم تا ببینیم فردا حالش چطوریـه
مطمئنی؟ - آره. آره، نوبت منه -
مَت کِی از کانادا بر میگرده؟
فعلاً تا دو هفته برنمیگرده کاش تا ابد همونجا میموند
نمیدونم. ببخشید
عیبی نداره، خستهای
تو خوبی؟
آره. اصلاً.. نمیخوامم برم خونه
چون اون دشمیلِ اسکل اومده بود اونجا
خب، اگه اوضاع بدتر شد بهم زنگ بزن - باشه -
اون عجوزۀ پردردسریـه، ولی عشقمـه
آره. عشق بیخ ریشمونـه، مگه نه؟
دفعۀ پیش که اینطوری شده بودی اسکات چیکار کرد؟
حتماً یهکاری کرده دیگه
..فقط بگو چیکار کنم
و من انجامش میدم
من.. کاکائو میخوام
باشه، ماندای نازم کاکائو هم برات میارم
آماندا؟
آماندا؟
لیزی هم میخواست بیاد
بهش گفتم نه این دفعه دیگه نه
این قضیه بین خودمونـه
خیلیوقت پیش یاد گرفتمش
وقتی که بچه بودم
این بین خودمون میمونه
بهتر شدی، نه؟
آبِ استخره
هیچی به گرد پاش نمیرسه
حداقل نه تو این دنیا
باید صحبت کنیم.. راجعبه لیزی
باشه، باشه
سلام، جیم
یوکو» لاندن هنوز جنسها رو وا نداده؟»
...والا داره
جندهبازی در میاره
بیادبیـه، ولی حقیقت داره
کمکم دارم فکر میکنم که میخواد اسکات فراموش بشه
نباید همچین اتفاقی بیفته موافقی؟
میدونی که هستم
یادته که یهبار درمورد فشار آوردن صحبت میکردیم؟
میگفتی که توی متقاعد کردنِ آدما تخصص داری
همینطورم هست، راجر. باور کن
و اینکه بهشون کمک کنم درک کنن
آخه خیلی مهمـه
،داستانهای کوتاه چاپنشدۀ لاندن شاید حتی یه رمان
بهش فکر کن، جیم بعد دختره عین چی خوابیده روشون
من میتونم کمکت کنم
واقعاً فکر میکنی بتونی؟
آره بابا
پول زیادی ندارم بهت بدم آدم پولداری نیستم
تو اصلاً نگرانِ اونش نباش، استاد
اسکات لاندن خودِ زندگیـه
کتابهای اون منو عوض کرد
اون نوشتهها رو برات گیر میارم
مادر نزاییده به من جواب منفی بده
..خیلی داغـه، پس برات نگهش میدارم - اسکات یه نوشیدنی بهم داد، ولی کاکائو نبود -
آب یخ بود. یه آب زیبا
گفت از آب استخره «استخرِ توی «قمر بویا
کدوم استخر؟
...ولی این دفعه کی قراره بهم نوشیدنی بده؟
شیرینترین آبی بود که به عمرم میخوردم
No comments yet. Be the first to leave one.