The first 200 lines.
جوابهایی که دنبالشون میگردیم این تو هستن
این بخشِ اول به لاتینه
کسی بلده اون رو بخونه؟
آره، یکی مدرسهی غیرانتفاعی رفته
ای کاش منم لاتین بلد بودم
حکایتِ مرگ فرشته عدریئیل»
،به عنوانِ اولین راهبهی جنگجو
آریالا انجمنِ شمشیر کروسیفورم رو تشکیل داد
،با جمع کردنِ زنانی که به کلیسا متعهد بودن
«و راضی بودن به خاطر عقایدشون بجنگن و بمیرن
!دست نگه دارید
عدریئیلِ فرشته به آریالا افتخار میکرد»
اما عدریئیل با اهدای هالهی مقدسش به اون مجبور شد مانند یک انسان فانی زندگی کنه
و به عنوانِ انسان بمیره
بقایای جسدش در معبدی مجلل ،در مرکز نکروپولیس قرار گرفتن
که شهرِ باستانی مُردگانه
دههها مردم تابشِ نیروی شدیدی از مقبرهی عدریئیل حس میکردن
اونجا تبدیل به یک زیارتگاه شد
بعضیها بیماران و افراد رو به موت رو برای شفا گرفتن به اونجا میاوردن
،دیگران موجی از قدرت رو حس میکردن
که ازش برای شکست دادن رقبای خودشون استفاده میکردن
قدرتِ مقبره قابل استفاده ،برای نیتهای خیر و شر بود
و شهرتش به عنوانِ محلی مقدس ،تبدیل به افسانه شد
تا خواهران به نتیجه رسیدن که انرژیِ غیرمادی
فراتر از توان تحملِ مردم معمولیه
بقایای جسد عدریئیل در یک دخمهی ،عظیم سنگی پنهان شدند
و در ورودیِ سرداب سنگی ،غولپیکر قرار داده شد
و آرامگاه فرشته رو برای همیشه مُهر و موم کرد
،برای ترساندنِ گوردزدها
نمادهای هشداری متشکل از جملهی «ات دفانکتیس روکویم» حکاکی شد»
معنیش چیه؟
«بگذارید مُردهها در آرامش باشند»
،در طول زمان، مقبره به فراموشی سپرده شد»
،و توسط باد و باران و زلزله دفن شد
تا شهرِ جدیدی در این محل ساخته شد
«شهرِ واتیکان
ترجمه از سینا صداقت و آریـن .: SinCities & Cardinal :.
« راهبهی جنگجو »
شانون نوشته که انرژیِ غیرطبیعی استخونای فرشته میتونه شیاطین رو کنترل کنه
که در واقع چیزیه که شیاطین رو به دنیای ما وصل میکنه
لعنتی
اون حدس میزد که کلیسا تمامِ این مدت میدونسته
پدر، قبلاً این رو شنیدی؟
شنیدم
یه توافقِ شیطانی برای وابسته نگه داشتن مردم به کلیسا
،تا وقتی که تو دنیا تاریکی باشه
مردم برای نور رو به ما میکنن
من باور نکردم
ولی شانون باور داشت
کاملاً جور در میاد
دیوارهای مقبره ضخیمتر از اونن که کسی بتونه ازشون رد بشه
جز راهبهی جنگجو که میتونه از دیوارش رد بشه
،اگه دورتی پاپ بشه
میتونه به وارثِ هاله دستور بده از دیوارِ مقبره رد شه
و قدرتِ رو برای خودش برداره
به هر حال نمیتونه چنین دستوری بده؟
شاید دستور داده
ولی شانون هرگز چنین کاری نمیکرد - اون وارثِ هالهای میخواست که بتونه کنترل کنه -
واسه همین تمامِ کسایی رو که بهش وفادار نبودن رو بیرون کرد
حالا حرفم رو باور میکنی؟
هنوز درک نمیکنم تصاحبِ استخونا چه نفعی برای دورتی داره؟
«تو کتاب نوشته بود «سلطه
کسی که صاحبِ بقایای عدریئیل باشد» «اربابِ شیاطین خواهد بود
میتونه اونا رو تبدیل به سلاح کنه
ازشون برای تسخیر و نابود کردنِ دشمنهاش استفاده کنه
باید قبل از دورتی خودمون رو به اون مقبره برسونیم
اگه اون بقایا رو به دست بیاریم و ،همون چیزی باشن که شانون گفته
این برات مدرکِ کافیه؟
گمونم باید باشه
پدر، اگه استخونای عدریئیل واقعاً ،مردم رو به سمتِ دین سوق میدن
برداشتنِ اونا کل مذهبِ کاتولیک رو تضعیف نمیکنه؟
فرقِ بین ما همینه، بئاتریس
خواهرام برای من مهمتر از کلیسان
این اصلاً منصفانه نیست
اینجوری بهش نگاه کنید
اگه از شرِ دورتی خلاص شیم، میتونیم دوباره انجمنِ شمشیر رو متحد کنیم
ایوا، تو کتاب نوشته که دیوارهای مقبره 11.5 دیرا ضخامت دارن
این 6 متره. مسیر درازی برای رد شدنه
من وارد اتاق مخفی شانون شدم و ازش اومدم بیرون، یادته؟
یادته تو یه متر از دیوارِ کتزکریدل گیر افتادی؟
خب تمرین میکنم، خواهر حافظهی دقیق
و چطور قراره این مقبره رو که زیرِ قرنها خاک دفن شده رو
تو مارپیچی از دَخمههای باستانی زیرِ واتیکان پیدا کنیم؟
از یه متخصص کمک میگیریم
خدای من، برگشتید
آره
باید با کریستین شیفر حرف بزنیم
،خب، میخواید کمکتون کنم وارد واتیکان بشید
و مشکلاتم با کلیسا رو به میزانِ زیادی تشدید کنم؟
تو نه. اون
...خب
امیدوار بودیم آقای شیفر به ما کمک کنن مقبرهی عدریئیل رو پیدا کنیم
خب، یه جورایی به کمکِ تو هم نیاز داریم
من یه جایی برای تمرین لازم دارم
ما رو از خونههامون بیرون کردن
همچنین نیاز به آجرهایی برای ساختنِ موانع محکمی
،به ضخامتهای مختلف نیاز داریم از یک تا شش متر
چه نفعی برای ما داره؟
اگه استخونها به قدری که ،تو کتاب نوشته قدرتمند باشن
شاید بتونی ازش برای تأمین نیروی ماشینت استفاده کنی
این چیزی بود که خواستی، مگه نه؟ - آره -
نه، فقط غافلگیر شدم
تو یه آجرسازِ گُنده داری؟
ممنون، دکتر سالویوس
موفق باشید
میرم به خوندنِ کتاب ادامه بدم
خیلی خب
بریم تو کارش
!یوهو
!ایول! مثلِ آب خوردن بود
این چقدره؟ دو متر؟
یه متر
بازم، میدونی که ترکوندم
بعدش چیه؟
من از راه دور به آرشیو دیجیتالِ ،واتیکان دسترسی پیدا کردم
اونا رو با پردازندههای دادهمون ،سازماندهی کردم
و نقشهی نسبتاً دقیقی از دَخمههای زیر واتیکان به دست آوردم
خب، مقبره کجاست؟
خب، محققان فقط تونستن 37 درصد مقبرهها رو شناسایی کنن
مقبرهی عدریئیل بینِ اونا نبود
من که میگم شانسمون رو امتحان کنیم وقتی اونجاییم پیداش کنیم
این ماهها طول میکشه
خاندانِ مدیچی وقتی واتیکان ساخته شد نقشهای از نکروپولیس سفارش دادن
حالا، اون شاید محل تقریبیِ ،مقبره رو نشون بده
ولی... نقشه سالها قبل به امانت سپرده و دزدیده شده
میتونی نقشه رو توصیف کنی؟
میدونم چه شکلیه، ولی از دست رفته
خب، حتی برای این که دنبالش بگردی باید بازارِ سیاه رو بشناسی
فکر کنم... شاید بتونم کمک کنم
شما برید جای خواهرها تو محلهای دو و شیش
بهشون بگید کمی استراحت کنن
میخوام واسه شیفتِ بعدی سر حال باشن
واقعاً فکر میکنی خائنها برمیگردن؟
فقط میتونیم امیدوار باشیم
کسی اونجاست؟
بیرون اومدنش از دیوارِ دو بلوکی انقدر طول نکشید
باید نگران باشیم؟
!ایوا
فکر کنم یه ذره جیش کردم - اون تو چه اتفاقی افتاد؟ -
در اصل، بعد از چند قدم خیلی ناجور میشه
گیج شدم و جا زدم
انگار من جامدم و دیوارِ دورم تغییرِ حالت میده
مثل راه رفتن از وسطِ شیرهای چیزی
ولی تمامِ مدت میتونم جرمِ سنگ رو اطرافم حس کنم
،و هر چه بیشتر اون تو باشم
بیشتر به نظر میاد که سعی داره برگرده و جای من رو اشغال کنه
که لِهم کنه
اگه بتونم راهی برای هدایتت پیدا کنم چی؟
میتونم در این مورد کمکتون کنم
خب، کریستین گفت بازارِ سیاه
اینجا شبیه جاییه که والدینِ بئاتریس آثارِ پیکاسو رو خریدن
یه نفر اینجاست که میتونه به ما کمک کنه
حافظهی دقیقی در مورد تمام اشیای باستانی دزدی که خریده داره
و تو از کجا این یارو رو میشناسی؟
از یه زندگی دیگه
اینجا منتظر بمون
نه
باشه
دنبالم بیا
یه جورایی جذابه
میخوام استبان رو ببینم
شرمنده. تعطیل کردیم
...گوش کن، آقا
فقط بهش بگو وینسنت اینجاست
گمشو
کدوم وری بریم؟
اینجا چه خبره؟
سلام، استبان - وینسنته -
برو بیرون
من دنبالِ یه شیء کمیاب میگردم
باشه
بفرما
ردیابِ جیپیاس
و گوشیها؟
مطمئن نیستم چه واکنشی به عبور از بینِ بتن نشون میدن
صدام رو میشنوی؟
آره
من کنارتم
فقط واسه اون، این بار معرکه میکنم
یه متر رد شدی. همینطور مستقیم برو
دیگه حرکت نمیکنی
گُم شدم
دو قدم به هر جهتی برو
نود درجه به سمتِ راست بچرخ و به حرکت ادامه بده
میخوام بیام بیرون. منو بیار بیرون
فقط چند قدم دیگه
تو میتونی
ایوا؟
ایوا؟
چیزی نیست
موفق شدی
مرسی
...نمیدونم چه اتفاقی افتاد. انگار
...انگار هرچی بیشتر اون تو میمونم
قدرتت رو از دست میدی
داری انرژیِ هاله رو تخلیه میکنی
و متأسفانه، در این مورد اگه ...قدرتت رو از دست بدی
تو یه دیوارِ کوفتی گیر میوفتم
آره
اگه قرار باشه از یه دیوارِ 6 متری عبور کنم انرژیِ خیلی بیشتری لازم دارم
No comments yet. Be the first to leave one.