The first 200 lines.
ازدواج سيتا و راما
42...
44... اين چيه؟-
گفته بودم موقع امتحانات درس بخون
!اما باز شروع به دعا کردي
حالا با اين چرخش نتيجه امتحانا همون ميشه که ميخواستي؟
45...
داور تشريف دارين؟ ماشين حساب هستم-
!اي خدا
هي! حرف نميزني؟
آهاي! تا وقتي نتايج اعلام نشه صداش در نمياد
چرا؟ امروز روز سکوته-
نميدوني سکوت چيه؟ کاملا ساکت
قسم خورده که کل روز ساکت باشه
نه بابا؟ آره-
انگليسي حرف زدنت افتضاحه
اون انگليسي بلد نيست
واسه همينه که معدهش داره از حسادت جوش ميزنه
اسيدي شده
هي! بيا اينجا
گفتنش به تو فايده نداره
تقصير پدرته که هرکاري کردي ازت حمايت کرد
کجاست؟
دختر عزيزم
نگران نباش، به درگاه خدا دعا کردم
قطعا شاگرد اول ميشي
قبول شدنش در ابهامه بعد تو ميگي شاگرد اول ميشه؟
پدر و دختر عين همديگه هستين
اوه پسرم مامان-
بازم بريز نمراتش ميره بالاتر
اوه! حتما
تبرک بردار
شوخي ميکنيد؟ هرگز نديدم لاي کتاب رو باز کنه
چطور قبول بشه؟
همونطوري که اين سه سال قبول شد آره-
بذار ببينم
نمرهها چي شد؟
دو ساعت پيش اعلام شد
از نمرات دخترم پرسيدم
همونطور که خواستين شاگرد اولش کردم
دختر عزيزم، شاگرد اول شدي
!واقعا
چطور ممکنه؟
ما هميشه برنده ميشيم
ميدونم
ببين! بابات الان هست که کمکت کنه
اما يه روز يه مردي مياد و يه درس حسابي بهت ميده
اونوقت ميفهمي
بابا! شنيدي چي گفت؟
بابام يه شوهر برام پيدا ميکنه
خواهيم ديد که لوس بارت مياره !يا با انضباط
بابا! من مامان لازم دارم؟
نميخواي؟
اگر موافق باشين از طرف خانواده عروس يه مامان جديد پيدا ميکنم؟
البته، ميتوني بگردي
منم از ديدن اين چهره در تمام اين سالها خسته شدم
هي! فکر کردي لياقتش رو داري که ازدواج مجدد کني؟
ميخواي سر من هوو بياري؟
چوب رو بده
..ميزن
چوب رو بده بدو-
داداش، دعوا بسه، داره ديرمون ميشه بايد بريم مراسم عروسي
داماد اومده بالاخره تشريف آوردن-
سلام سلام-
داداش.. زن داداش حالتون خوبه؟
آره، خوبيم
مراسم عروسي با اومدن شما حال و هواش عوض شد
براي مراسم اصلي هستيم
تو و دخترت ميتونيد مراقب باقي چيزها باشيد
بياين لطفا خوش اومديد
!عجب مقدماتي فراهم ديدن
بد نيست
اوه! مامان بزرگ خارجکي خيلي خوشحالم ميبينمت، سلام
!اوه خداي من
کنترل کردن ساري خيلي سخته
خيلي خارج نشو
هيجان زده درسته ميدونم-
ساريت عين چراغ راهنمايي رانندگي هر دقيقه مياد پايين
اول ببندش بالا
ببخشيد، فراموش کردم
مامانبزرگ شيطون! خيلي خجالت کشيدم
بجاي اين که ساريش رو درست بپوشه صورتش رو پوشوند
دختر احمق مادربزرگ، آبميوه بخور-
من آبميوه سرو ميکنم تو برو
بيا مامان، آبميوه بخور
ممنون، ميتوني بري
بگذريم.. دشمنت کو؟
آره.. دشمنمون کو؟
اومدن
اونجا رو درياب
!كدو تنبل
هي عروس! چطوري؟
خوبم، فکر کنم شما هم خوب باشيد
اون هم خوب بنظر مياد
يه خبرايي شنيدم
اوه، خبرايي که باد آورده؟ نه، خبراي ماهوارهاي-
بگين ببينيم
شنيدم اينبار هم شاگرد اول شده
بله
عين ويرات کوهلي هي رکورد ميزنه
من هم هميشه شاگرد اول ميشم
من هميشه اولم
!بس که خوش اقبالي
معدهت جوش ميزنه؟
چون فقط نمره قبولي رو گرفته
شايد شاگرد متوسطي باشم اما انتخابم هميشه تاپه
همسرم از فرنگ برگشتهست عين شاهزادههاست، افتاد؟
واسه همين بابام يه عروسي مجلل برام گرفته
نه؟ البته-
افتخار نکن
يه داماد خفني براي نوهام انتخاب کنم که تو خوابتم نديدي
همسرش با يه فرم باشکوه مياد
شيپور مقدس رو در آسمان به صدا در مياره
از طريق ابرها پيغامش رو ميفرسته
عين يه ستاره درخشان مياد
با خشمي همچون طوفان مياد
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا
لطفا بگو ما رو نزنه
ديگه زمينتون رو خراب نميکنيم قول ميديم
لطفا ما رو ببخش
کتاکا
ديگه نميزنيمتون لطفا از ما بگذريد
باشه
زمينتون رو خراب نميکنيم اشتباه کرديم
بجاي عذرخواهي زمين رو درست کنيد
بايد کارمون رو بکنيم
بيل رو بيار راست ميگي -
اهل کجائي؟
بنگلور
تو که اهل شهري از مايي که !روستايي هستيم بهتر کشاورزي بلدي
شايد درخت رشد کنه و بره بالا ولي ريشهش هميشه تو خاکه
واسه همين، هر جا بريم اصل ما همينه
عشق ورزيدن به زمين رو از بابابزرگم ياد گرفتم
عشق ورزيدن به مردم رو از پدرم
و درست کار کردن رو از بزرگاني همچون شما
خيلي قشنگ حرف ميزني مرسي که کمکمون ميکني
اين دنيا پر از آدمهاي خودخواهه
اما کشاورزاني مثل شما براي ديگران سخت کار ميکنند
شما بايد از طبيعت تشکر کنيد
فقط.. از ته دل دعام کنيد
خدا بهت برکت بده خدا عمر با عزت بهت بده-
خدا حفظت کنه
داماد رسيد آهنگ رو آتيش کنيد
!واو
درود سلام-
خيلي خوب رانندگي ميکني
خوشتيپي ها ممنون-
از برخوردت خوشم اومد
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
داماد خوشتيپه، نه؟
!آهاي
هي آريا
سلام عمو، سلام خاله سلام -
چرا تنها اومدي؟
داماد کجاست؟
اينجاست
اوه.. اونجاست
همسرم رو ببينيد عين شاهزادههاست
جلو همسرت شوآف ميکني؟
من وسط راه افتادم ولي تو ولم کردي
داد زدم که وايسا اما همينطوري اومدي
پدرم در اومد
پدرزن، وقتي افتادم سنگ بهم خورد
عمو! حداقل ببين خونريزي نکرده باشم
پوست من حساسه
ازت متنفرم بلند شو-
!احمق، چه بيحياست
مامان
داماد، لطفا بيا داخل
نايانا رو بفرست دارو بياره
دوش آب گرم بگيري خوب ميشي بيا
!اين ديگه جديد بود
سلام! موضوع چيه؟
از صبح چاي يا قهوه نخوردين؟
از تو نپرسيدم
فهميدم، ادامه بديد
بايد اسم آريا رو شنيده باشيد
کلي دختر اسمشو روي بدنشون تاتو کردن اوهو-
بله، اسم شما چيه؟
!غذاي تندي که با طپش قلب درست شده
اوه! گياهخواري؟
اسمم اينطوريه
اما اگر بخواي دخالت کني ميزنمت
داداش، خوشم اومد
،شنيدم يه چيزايي در مورد من ميگفتي ...که من
!بيريختي
شنيدي؟ دختران روستايي زود راه نميدن
خودم ميارمش تو راه
باشه آقا
هي ربات کوچولو
لباس پاره پوشيده اما بازم نازه
مگه نه؟
مهمونها منتظرن برو قهوه بهشون بده
اوکي برو تو برو-
فکر کردم بهت دست زد حالي به حالي شدي نگو برق گرفتهت
چطور بود؟ خانم-
اوه نه! بريم
الانا مياد
اگر با يه پسر خوشتيپ ازدواج کنيم همهش بايد چشممون بهش باشه
و بايد هي جاسوسيش رو بکنيم
No comments yet. Be the first to leave one.