The first 200 lines.
....چهارم مِی
.چهارم مِی بود
،و در لنگر گاه ساحل نیوپورت
... مراسم سالیانه
.به نام "سینکو دیکادرو" در حال برگزاری بود
...روز تعطیل توسط عکس العمل بخصوص ِ نادرستی
.....توسط "لوسیل بلوث" جوان،به تعطیلی مکزیکیها
هنوز تختو مرتب نکرده ؟ .یعنی "سینکو دمایو" شروع شد...-
.نه،هنوز نشده- روزا"،واسه چی هنوز اینجا کثیفه؟"-
.گفتش روز "سینکو دمایو" ـه
.بقیه روز رو مرخصی گرفته
واقعاً اینو گفت؟- .آره-
بهش گفت سینکو دمایو؟- .آره،همینو گفت-
واسه چی نمیتونن بهش بگن پنجم مِی؟
!اینارو میگفتم ها
.همش جزیی از جنگ مکزیکی ها توی پنجم مِی ـه
.جنگ توی پنجم مِی.آره.میدونم- .آره-
....ولی حتی جرج ِ پدر ِ شکاک هم
.به زودی خودش رو تحت فشار یکسانی دید
!جورابای کوفتیم کجان؟
حالا زیادم خنده دار نیست،نه؟
.نه،خنده دار نیست
.باید واسه خودمون یه روز تعطیل راه بندازیم
،ببینین،اسپانیایی های نیوپورت .جشن سینکو رو خیلی دوست داشتن
،ولی اون بالا توی بزرگراه ساحلی .لوسیل بلوث" دوست نداشت"
.به نظر نمیرسه کارشون به این زودی ها تموم بشه
!و بعدش لوسیل یه فکر وحشتناک کرد
.فکری که بی فکری بود،و بهتر بود که نمیکرد
"...با یه پوزخند مزحک گفت : "چی میشه اگه
سال دیگه چی میشه اگه حتی مهمونی شروع نشه؟
... و همینطور مهمونی عصر
.پنجم مِی هم شروع شد
.که در اصل به منظور تمام کردن غذاهای جشن بود...
.جشن گیرندگان "سینکو دمایو" به این منظور جشن میگرفتن
.خلیجو با "کروزیو" پُر کنین
اگر چه طی سی سال،جشن رشد کرد
و به زودی توسط جامعه اسپانیایی ها .در آغوش گرفته شد
!میخری ،میشکنیش
.بخاطر دلایل اقتصادی
....و همینطور که جشن
توسط رژه ی قایق ها به نام ،فستیوال نورها" ادامه پیدا کرد"
،یه اسم دیگه که میخواستن اسپانیایی باشه
.یک مرد تقریباً به پایین ترین حد خودش رسیده بود
"مایکل بلوث" --700هزار دلار بدهکار--
!کواترو" مبارک" !کواترو" مبارک"
!بیا یکم دیگه نون ساندویچی پرت کنیم
!اولِی
سَلی" میتونم...؟"
.میخوام با "لوسیل 2"صحبت کنم
.اشکالی نداره "سَلی"،با مایکل صحبت میکنم
!این "لوسیل 2"هستش
"بستانکار:700هزار دلار" .حامی قدیمی خانواده بلوث
.من طبقه پایینم .... خودمو میزنم که چرا
!سالها پیش با تو ازدواج نکردم
مایکل،چیزی واسه من داری؟
خبر بد هم حسابه؟
!اینم از بذله گویی خانواده بلوث
.من عاشق خانوادتم
.اون قطعاً اینو اثبات کرده بود
...با بسیاری از مردهای خانواده
!بس کن داری گیجم میکنی
.حتی عاشق چندتاشون شده بود
اگرچه بعضی از افتادن هاش .بخاطر بیماری سرگیجه اش بود
.ولی همشون اینجور نبود
بابا؟- !نه،نه-
"ولی شوخی به کنار،با "باستر" و "جوب .خیلی خودمونی شده بود
.اون پولی که بهت غرض دادم رو لازم دارم
.وسط یه ستاد انتخاباتی اَم
.بدجور پولم رو واسه تبلیغات لازم دارم
.پولتو میگیری
.فقط یکم تمدیدش کن
واسه چی از خانوادت نمیگیری؟
.من به اونها احتیاج ندارم
.چیزی که احتیاج دارم تویی
چی داری میگی؟
.نه
!خیلی خُب! خیلی ناجور بودش
.چقدر دوست داشتنی هستی
.ممنون- .خیلی خُب-
سرت رو خم نکن.باشه؟
.و اون موقع بود که مایکل خودش رو پست کرد
چیکار میکنی؟
.میخوام واسه پول باهات سکس داشته باشم
....کمی عقب تر همون شب
بعد از اینکه "مایکل" کاری ،غیر قبل تصور کردش
.دنبال یه جا واسه قایم شدن بود
و به خونه نمونه ای که خیلی وقت بود .فراموش شده بود،برگشت
.خونه ای که فکر میکرد خالیه
.ممنون که دیر وقت اومدی ماریا
میدونم فردا تمیز کاری نمیکنی
.و بدجور توی اون اتاق کثیف کاری راه انداختیم
."مایکل" --( جورج اُسکار بلوث ( جوب--
.این برادر مایکل ، "جوب" ـه
.هیچکدوم توقع نداشتن همدیگه رو ببینن
.بعد از ناراحتی های اخیر
.توقع نداشتم دوباره ببینمت
.بعد از اون ناراحتی ها
.من کنترلم رو از دست دادم
.ببخشید
.... در واقع الان کاری کردم که
.نمیدونم چرا انجامش دادم
میخوای در موردش صحبت کنی؟
.نه،نمیخوام .همین الآنشم خیلی گفتم
.نمیتونی کمکم کنی
.خُب،نمیخواستم کمکت کنم
.میخواستم بکوبونم تو صورتت
.بخاطر اون ناراحتی ها
.گرفتم- لعنتی،میخواستم اینارو بندازم توی سطل آشغال-
.خدایا،اصلاً امسال حوصله کواترو رو ندارم
.من بودم که اشتباه میکردم.نه تو
و گذشته از این،نمیتونی حالم رو از این که هست .بدتر کنی
...خُب،حاظرم اجازه بدم
.... معذرت خواهیت رو پس بگیری
.اگه بذاری که امتحان کنم
....البته از یه سری چیزهایی که
ازشون خجالت میکشی باید .خبر دار بشم
.وگرنه باید همینجوری رو هوا حدس بزنم
،یه مثال بد:اگه از عاشق یه مرد بودن خجالت میکشی
،یه هویی این احساسات جدید رو کشف میکنی
:بعدش ممکنه یه چیزی بگم مثل "همجنس باز شدی؟"
.این نیستش- ."گفتم "مثال بد-
.رفتم "لوسیل2" رو ببینم
.و کنترلم رو از دست دادم
.کاری کردم که آروزمه فراموش کنم
.فکرشم نمیکنی چه حالی دارم
خُب،اگه در مورد کار خجالت آور با یه زن
.صحبت میکنی،پس نه،نمیدونم
.ولی باید بدونه
تقریباً دلیلی بود که راهی پیدا کرد
.که فراموشی رو شبیه سازی کنه
.هی،آخرین قرص "فراموشم کن"ـه
.در واقع کاری که کرده بود،همین بود
هی،منو یادته؟
جوب،همیشه یه قرص داشت
: که اسمش رو گذاشته بود ."قرص ِ "واسه اون کار فراموشم کن
.
.ولی به طور عامیانه اسمش "روفی" ـه قرصی که به کسایی که بهشون تجاوز میشه میدن که) (!!!فراموشی بگیرن
.فقط یدونه دارم
چطور ممکنه؟
!"مگر اینکه....."جان بیرد پسر
.نمیخوام تو این چیزها دخالت کنم
.اومدم اینجا چون فکر میکردم خونه خالیه
ولی میتونم برم یه جا دیگه.باشه؟
.هی ،گوش کن مایکل،اگه بخوای میتونیم نصفش کنیم- .نه-
.فکر میکنم چیزیه که نباید فراموش کنم
باشه،و باور کن این آخرین باریه که
....تورو بخاطر کاری که میکنی
.قضاوت میکنم
!یا خدا
این کسیه که تو باهاشی؟
.میدونستم.همیشه میدونستم
!اینو بخور مایکل،فراموش کن! فراموش کن .نه نه نه نه-
.ماسکت رو بزار .فراموش کن مایکل
.فراموش کن.فراموش کن مایکل- !جوب-
.فراموش کن.الان وقتشه
.حالا داری فراموش میکنی
.حالا داری فراموش میکنی- .خدایا-
.فراموش کردن خیلی راحته
...خیلی راحته
.مایکل احمق فراموش کار
حالا داستان خانواده ای
که آیندشون ناگهان نابود شد و پسری که
چاره ای نداشت جز اینکه همه رو کنار هم نگه داره
.این موانع سازندگی ـه مایکله
،شش ماه قبل از قرص فراموشم کن
مایکل،سرمایه گذاری کرده بود و رفته بود
.به دانشگاه فینکس
و اگرچه فینکسی که رفته بود،اینترنتی بود؛
هنوزم از تمام تجربه های دانشگاه
مثل خوابیدن توی خوابگاه دانشجویی .لذت میبرد
جورج مایکل،پسوردم چیه؟
.متاسفانه اتاق خوابگاه پسرش بود
.توی دانشگاه کالیفرنیا در ایروین
بابا،بیخیال،گفتیم چی مهم ترین چیزه؟
خانواده " رو امتحان کردم"
.ولی کار نمیکنه- نه،حریم خصوصی-
این پسر مایکل ـه
.جورج مایکل.یه پسر خوب
.کسی جز خودت نباید پسوردت رو داشته باشه
.حتی نباید بدونمش
.آره،حرفت رو متوجه شدم- واقعاً؟-
حرف من اینه که ما نباید- .رازی از همدیگه داشته باشیم
.ما همه چیز رو درباره همدیگه میدونیم
.مثل دوقلوها هستیم
من خودمون رو مثل دوقلو ها نمیبینم
.آره؟ تو یه چیز اسم ببر که مثل دوقلوها نباشیم
به نظر من باید توی احساسهایی
مثل اینکه جات کجاست .تقویت بشی
واقعاً؟
من میخوام تو هم شروع کنی به اینکه .احساس کنی متعلق به جایی هستی
.این یارو رو نگاه کن
.فکر میکنه موزیک دانه
میدونی،مثلاً باید یکم نسبت به خودت
.شوخ طبع تر باشی
.منو ببین
.مردم میگن من پیر نمیشم
.میدونی،مثلاً :" هی این یارو رو نگاه کن
".موهاش مثل نوجوون هاست
"و منم میگم "تمام زورت رو بزن
.چون به نظر من چیز خوبیه
No comments yet. Be the first to leave one.