The first 200 lines.
"غیب گو"
=قسمت پنجم=
سلام آقای ماهاکاتینگ این روزا خیلی معروف شدین
کمکی از دستم برمیاد براتون؟
من یه چند تا اعتراض از مصاحبتون شنیدم
و یادمه گفتین با کمال میل مسئولیت کارهاتون رو به عهده میگیرین
واسه همین اومدم اینجا
یکی از افرادم ازت نگهبانی میکنه
تا روز حادثه
میترسی که فرار کنم؟
فقط دارم به وظیفم عمل میکنم مسئله رو شخصی نکن
وظیفه ی دولتیت یا وظیفه ی شخصیت؟
من هیچ مشکل شخصی باهات ندارم
به خاطر اینکه من رو تعقیب میکردی هیچ کینه ای ازت ندارم
از ماهاکاتینگ به خوبی مراقبت کنید
و کاری جز چیزی که بهتون سپرده شده انجام ندید
وگرنه ممکنه ادعا کنه که همش به خاطر کینه ی شخصیه
اومدم اینجا تا کول رو ببینم
بفرمایین
آقای ماها
اگه آماده نیستید احتمالا خوب باشه که الان نرید دیدن کول و مادرتون
بریم
آقای ماها
اونا میخوان دستگیرتون کنن؟
اگه من تنها کسی باشم که اونا میخوان، مشکلی نداره واسم
ولی نمیخوام که نزدیک خانوادم شن
برج ژنرال دومری ثوره
اون بی اعصاب و بی پرواست میتونه هرکاری انجام بده
ولی اگه هشداری که دادین به مردم کمک کنه
پس مطمئنا نمیتونن کاری بکنن
نمیدونم تا چقدر ممکنه به مردم کمک کرده باشم
من که نمیتونم از وقوع اتفاق جلوگیری کنم
بیشترین کاری که از دستم برمیاد اینه که از شدتش کم کنم
شما تو حادثه معدن به آقای راتافون هشدار دادید
از کجا فهمیدین این اتفاق تو اون منطقه میفته؟
اولش نمیدونستم فقط میدونستم که
حادثه خیلی وحشتناک خواهد بود
و چهره های معروف زیادی قراره بمیرن
پس طالع تک به تکشون رو بررسی کردم
و فهمیدم که طالع آقای راتافون تو منطقه مرگه
نرین تو اگه برین تو میمیرین
چه زری میزنی؟! ببرینش بیرون
آقا، آقا
که اینطور
و آقای راتافون اون روز تو معدن بودن
و واسه همین فکر کردین این حادثه اونجا رخ میده، نه؟
درسته
ولی این دفعه فرق میکنه ران
چیزی که میدونم اینه که قراره یه فاجعه عمومی از طریق آب رخ بده
که کلی مردم رو درگیر میکنه
خیلی مبهمه
شلوغه مغازه؟
من خریدام رو کردم
"یوتید"
دائو ، چرا تماسم رو جواب ندادی؟
چرا از دستم دلخوری؟
چرا داری نادیدم میگیری؟
باید از خودت بپرسی که چیکار کردی
لطفا از پشت ماشین برو اونور باید برم
دائو
مطمئن باش همشون رو سرجاشون میذاری منم میرم پیش مشتری ها
دائو
چیزی میخوای بهم بگی؟- هی دائو-
کلی حرف دارم باهات ولی الان وقتش نیست
پس هروقت تونستی بهم بگی بیا دیدنم
دائو
من دوست دارم
صورتت رو اینجوری نکن، خوشم نمیاد
منم از کاری که کردی خوشم نیومد
دائو بیا بریم تو یه اتاق بحرفیم
سلام؛ چند نفرین؟- دو نفر-
بعدا باهات حرف میزنم
خب کجا بشینیم؟
اونور خوبه- از این سمت لطفا-
چند لحظه صبر کنید- ممنون-
ما تازه نتایج آزمایش روی اسپرمی که داخل واژن خانوم آساوینی بود رو پیدا کردیم
و معلوم شد که متعلق به دو تا مَرده
این یعنی حداقل دو نفر بهش تجاوز کردن
به سوب وانگ گفتی؟
شک دارم که کمکی بکنه اینکار
پرونده به هر حال بسته شده
واقعا سوبات رو درک نمیکنم
چطور میتونه همینجوری یه پرونده بزرگی رو ببنده؟
ممکنه به خاطر این باشه که خودش توش دست داشته؟
اون مرد خوبیه
وقتی با بابام روی پرونده های مهم کار میکردن
با کلی آدم قدرتمند دعوا کرده بود
با بابام مچ بودن
یادمه بابام یه بار به شوخی بهش گفت که
پلیس هایی مثل ما یا تلاش میکنند یا میمیرن
چیزی که بابات گفته بود درسته
ولی آقای سوبات یه جوری شده
شاید عوض شده
بیا آب
سین درست مثل باباشه
کار کردن باهاش عین کار کردن با باباشه
اتفاقا ران هم میگه وقتی کنار سینه، انگار باباش هم همون دوروبراست
خوبه که اخلاق باباش رو به ارث برده
ولی اینکه آخرش مثل باباش بشه بده
باید بهش تذکر بدید که زیادی شجاع نباشه
فکر نکنم بتونم بهضش تذکر بدم خیر سرش پلیس مملکته
و اینکه خیلیم درسته که به وظیفه ش عمل کنه
میخواین اونم مثل سارن بمیره؟
اون مدال شجاعت رو به خاطر کارهاش به دست آورد
ولی در نهایت با ضربه گلوله وسط جاده مرد
و زن و بچش رو تنها گذاشت
ولی این شغل اون بود
اون عاشق شغلش بود و احتمالا واسه همچین روزی آماده بود
ولی من باز پای حرفام هستم
اما تو این مسیر
کسایی رو دیدم که تو شغلشون چندان پرشور نیستن
ما بی وقفه کار کردیم و به سختی ارتقا پیدا کردیم
وامی که میخواستم هنوز به دستم نرسیده و هنوزم همون ماشین قدیمی رو دارم
خیلی دلسرد کننده ست
هیچ وقت فکر نمیکردم که
این حرف رو از کسی که با سارن کار میکرد بشنون
اگه اون هنوز زنده بود احتمالا نظرش مثل من میشد
اینطور فکر نمیکنم
خب، ما نمیتونیم راجع به این موضوع کل روز رو بحث کنیم
دلیل اومدنم به اینجا این بود که
میخواستم راجع به سین باهاتون حرف بزنم
سارن، من بهترینم رو انجام دادم
با اجازه میرم دیگه
پلیسِ ندید من رو قربان
مطمئنین که پرونده متوقف شده؟
البته قربان
درباره ی حادثه دوم خیالتون راحت باشه
همه ی کاری که ماهاکاتینگ میتونه بکنه اینه که به مردم تذکر بده، همین
همونطور که بهتون گفتم
حتما این حادثه رخ میده
همین الان، هم ماه و هم مریخ
روی روند این حادثه تاثیر میذارن
و فعلا تو مدار خودشونن
باشه قربان
مکان حادثه دوم رو
واستون در میارم
برای پیدا کردن محل حادثه دوم
یه سفر تو برج سوفا و مشتری که به عنوان صاحب برج شناخته میشه رو بررسی کردم
و متوجه شدم که محل این حادثه یه جاییه که
مشتری به سمتش حرکت میکنه یا قرار میگیره
همین الان، مشتری
هنوز خودش رو پشت طالع شهر مخفی کرده
اگه این فاجعه آب، جنوب حرم شهر اتفاق بیفته
پس یعنی تو رودخونه چائو فرایاست
ولی نباید از دریا هم فاصله ی زیادی داشته باشه
و چون این رودخونه از مسیر مشتری دورتره
رودخونه چائو فرایا، ستون حرم شهر
و قسمت جنوب ستون حرم شهر
از مدرسه راجینی تا پل فرا پوتا یودفا
مشتری صاحب برج سوفاست
این ستاره شهر مشتری رو میکشونه سمت جنوب غربی
حرم شهر قرار میده
جنوب غربی رودخونه چائو فرایا
از اسکله تاماراج تا اسکله ی وورادیت
بهت گفتم که لازم نیست بیای
هیچی نصیبمون نمیشه گردش امروزم که کنسل شد
بهتر از اینه که بیکار تو دفتر بشینیم
کلی داریم جون میکنیم و به نتیجه ای نرسیدیم
دقیقا! یه ماه میشه و هنوز پرونده ای نگرفتیم
امروز هفدهمه- همم-
ماهاکاتینگ پیش بینی کرده بود که هفدهم یه حادثه از طریق آب اتفاق میفته
صبر کن؛ احتمالا اینجا اتفاق نیفته
اخبار رو دنبال میکنی اصلا؟ اونا گفتن کنار سد ها سیل تشکیل میشه
خودت بی خبری؛ اداره ی آبیاری گفت که
امروز صبح هیچ نگرانی بابت آب نباید داشته باشیم
سیستم های تخلیه آبشون به اندازه ی کافی تاثیرگذار بوده
ولی این همه آب تو دریا و رودخونه چائو فرایا مونده
هی، به هر حال که این کاری با ما نداره
ببین، یه گروه دیگم هست
بریم
"آقای یوتید"
به نظر میرسه روح هامون در ارتطباتن همین الان داشتم بهت فکر میکردم
منم همینطور
ای کاش امروز میتونستی برگردی
بذار یکم بیشتر کار کنم
بعدش صبح اول وقت برمیگردم پیشت
برات یه سوپرایز دارم
مطمئن باش که از گردنبند بیشتر شوکه کننده ست
میبینمت
"دائو"
خونه ای؟
دارم میرم یه مشتری رو ببینم پس فردا برمیگردم
بیا وقتی برگشتم حرف میزنیم
باشه، سفرت به سلامت
خانوم ران، رسیدین سر کار؟
صبح زود رسیدم مامانم نمیخواست از قایق استفاده کنم
واسه همین از سین خواستم من رو برسونه
فکر کنم از هشداری که دارید میترسه
خانوم ران، فهمیدم که حادثه دوم کجا اتفاق میفته
از مدرسه راجینی تا پل فرا پوتا یودفا
اوه، یه بازار به تازگی اونور باز کرده
من الان همونجام؛ نمیدونم چقدر میتونم کمک کنم به مردم
ولی لطفا این خبرو به هیچکس ندین- باشه-
راستی .. کول چطوره؟
دومین شیمی درمانیش رو هم انجام داد، نه؟
بله
دیشب میگفت سردرد خیلی بدی داره
واسه همین دکترم بهش قرص خواب داده بود
و تا الان بیدار نشده واسه همین نمیدونم حالش چطوره
خانوم ران، حدس میزنم امروز کلی آدم بهم زنگ میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.