The first 200 lines.
ایستگاه نیمهشب دو ساعت پیش .باهام تماس گرفت
.ثبت شده که بدون اجازه عبور کردی
.سه مَرد مُردن
.هیچ عبوری تایید نشدهای دیشب ثبت نشده
.یکی میخواستـه تو رو بکشه
..اما هرکسی که دستورش رو داده
.میخواد بندازه گردن من
هاوارد برای تو کارمیکنه، پاپ؟
.قضیه تو نیستی، هاواردـه
.درگیر یه گندکاری شده
مقداری درگیری بین رهبران قدرت .در جهان من پیش اومده
چرا میخوان زن من رو بشکن؟ چرا زن خودت رو نمیکشند؟
.در دنیای من، بالدوین یک قاتلـه
اون یکی همزادش .به اسم نادیا فیرو، یک ویولونیستـه
باید قبل از اینکه ازش .برای به تو رسیدن استفاده کنند بکشیش
.آسون نخواهد بود - .شلیک کن -
.نه! صبرکن
اصلا میدونی که
چقدر اوضاع رو بهم ریختی؟ اجازه دادی یکنفر
!از اونطرف بیوفته دست پلیس
امیلی سیلک
.ببخشید، همسرم اینجاست
اسمش؟ - .امیلی سیلک -
.از گذشتهش اطلاعات میخوایم
چقدر بده؟
.اتاق عملـه
.توی مغزش تورم ایجاد شده - .خدای من -
قبلاَ عمل داشته؟
.وقتی بچه بوده آپاندیسش رو خارج کردن
،سه سال قبل... دستش شکست
.توی بازوش پلاتین گذاشتن
.باشه
حالش خوب میشه دیگه؟
.اطلاعات شخصی
میخوای به کسی تلفن کنیم؟
.نه، خودمون تنهاییم
.اتاق انتظار اونجاست
.میام پیشت
..اون ترفیعی که بهت گفتم میخوام بگیرم
..خب، معلوم شد
.بدستش آوردم
..امروز
!روز عجیبی بود
وقتی تو اینجا خوابیدی .تمام دنیا داره متحول میشه
:: مترجم: سـجاد مـارول ::
،فصل زمستان
.مهمترین زمان برای تجدید واکسیناسیون است
میتونید از طریق پزشکتون .یا نزدیکترین درمانگاه انجام بدین
.دوستانتون رو بیارید
.خانوادهتون رو همراه بیارید
،و به یاد داشته باشید
هنگامی که اجازه دهیم ،در برابر بیماریها آسیبپذیر باشیم
.عزیزانمون رو بهخطر میاندازیم
اگر کسی از آشنایانتون ،علائم بیماری بروز میده و درخواست کمک نمیکنه
.باید به درمانگاه محلهتون گزارش بدین
مجازات گزارش ندادن
زندانـه
.و قرنطینهی احتمالی
.سلامت فردی سلامت جامعه است
.شهروندان و خانوادهها برای یک اروپای سالم
.از فیلمتون لذت بببرید
دیگه بهم اعتماد نداری؟
.به اونی که ممکنه بجای تو بیاد اعتماد ندارم
.آسون بدست نیومد
تنها کد دستیابی که تونستم
.از ایستگاه نیمهشب بدست بیارم
مطمئنی درسته؟
همونیه که تو رو فرستاد
.اونشب همسرت رو دستگیر کنی
بعداَ توی اداره میبینمت؟
.همین چندساعت پیش اونطرف تیراندازی شده
.یک زن از دنیای ما دستگیر شده... یک قاتل
،مدیریت بدجور عصبانیـه .همه فراخوانده شدن
.هیچوقت اوضاع اینطوری نبوده
اسمش چیه؟
.بهش میگن بالدوین
.ممنون
سلام، کارا .کمک میخوام
.باید برم اونطرف
.یک افسر پلیس رو کشتی
.بیستتا از همکاراش بیرون این دَر هستن
.اثر انگشت قربانی متعلق به نادیا فیروـه
.مثل اثرانگشت تو
.مشابه هم هستن
دوست داری توضیح بدی چطور ممکنه؟
.زمانت دیگه داره تموم میشه
.باشه، لباس بپوش، آروم
.کویل هستم
دختره کیه؟
جانم؟
دیشب پلیس برلین یه دختر رو
که هویتـی نداره
و شباهت کاملاَ واضحی
با دختر مُردهای که .همراهش پیدا شده دستگیر کرده
دست پلیس افتاده؟
،فامیلاش تماس گرفتن میخوان که برای
.برگشتش مذاکره بشه، پس باید بدونم
دیشب تیمت اینجا دنبال فرد فراری بودن؟
.باید رو در رو صحبت کنیم
الان کجایی؟
.من الان توی دفترت ایستادم، پیتر
تو کجایی؟
.راستش دارم نرمش صبحگاهی میکنم
..لطفا بیا دفترم
.تا یک ساعت دیگه
..قیمتش فرقی نمیکنه
!چه آبت بیاد چه نیاد
.اجازه بده قضیه رو روشن کنم
چون که من آخرین نفری هستم که
.ازا ین ماجرا خبردار میشه
!فقط یک روز سپردمش دست شما
،گفتم دختره رو برگردونید، بکشین .اصلاَ برام مهم نیست
تنها راهی که میتونید گَند بزنید توش
.اینه که پلیس رو خبردار کنید
.که درضمن، الان پدرزنم هم وارد ماجرا شده
سیاستمداران خبردار شدن؟
واقعا هیچکدوم از شماها درک میکنید
چقدر شرایط داغون شده؟
.اینجات کبود شده
،خیلیخب، ببین ،اگه سیاستمداران خبردارن
یعنی طرف من الان با طرف شما تماس گرفته
.تا مذاکره کنند
.آره، و نه، نمیتونم متوقفش کنم
.طرف من میخوان با اطلاعات معاوضهش کنند
،آره، و پاش برسه دنیای من
..اونی که فرستادهش
.مطمئن میشه که اون دیگه هیچ جوابی نده
!دستگل شماهاست دیگه
!کار تیمیتون ایولا داره بابا
.باشه، اجازه بده برم سفارت
سفارت خودتون؟ - چرا؟ -
.کمی مذاکره رو به تعویق بندازم
ببخشیدا، اما فکرکردم
!حضورت در اینجا مخفیانهست
فکرنمیکنی کمی برای این حرفا
دیر شده؟
خبرچینت در پلیس امروز سرکارـه؟
.البته - .برو اونجا، ببین چی میتونی پیدا کنی -
،بالدوین میدونه کی پشت قضیهست
.یه چیزی ازش پیدا کن
.و اون یکی من رو ببر
.شرط جدید اینه که میخوام ترفیع بگیره
.به قسمت برنامه ریزی با دسترسی کامل - .اینکار اشتباهـه -
نگاه کن، اگه تقصیر آدم تو نبود
.الان توی این مخمصه نبودیم
از لان میخوام من .یا اون یکیم مراقب این یارو باشیم
ببخشید، اما اون چه فایدهای میتونه داشته باشه؟
عقلش سرجاشه، حداقل میتونیم مطمئن باشیم
.توی سالن کنسرت جنگ راه نمیاندازه
باشه، برو ایستگاه پلس .و اونو هم با خودت ببر
.این وقت تلف کردنـه - !این وقت تلف کردنـه -
!این تلف کردن وقتِ واموندهی منه
برو ایستگاه پلس .و اونو هم با خودت ببر
،و تو بهتره سفارتتون رو متقاعد کنی
..چون اگه دنیاهامون باهم توافق کنند
،دختره از دستمون میره .میره اونطرف، از دستش میدیم
،این قاتلـه که رفته اونطرف... بالدوین
.خیلی لاشیـه
.بیا هرچه سریعتر یه تیم رسیدگی بفرستیم اونجا
مدیران میخوان تا ،سیاستمداران مذاکره میکنند
.چندتا جواب بدست بیاری
.بهش رسیدگی میکنم
.امیلی برتون رو با خودت ببر
.اون صلاحیت عبور رو نداره - .میدونم -
!تا حالا عبور نکرده
.دستورش از بالا اومده
،ایندفعه رفته سراغ بالا دستیها
.کاری از دست من برنمیاد
چی دادی که تونستی راضیشون کنی؟
نمیخوام قربانی یهسری
.دعواهای مرموز داخلی بشم
.هاوارد اونجاست
خب که چی؟
.باید از آبروم دفاع کنم
.فقط اون میتونه کمکم کنه
.دلم نمیخواد اون دیوث نزدیکت بشه
.ایان
،شرمنده خودم رو بهزور وارد تیمت کردم ..اما تو رو خدا
.بخاطر من انجامش بده
..فکرمیکنم وسط یک مخمصه گیرافتادیم
!چه بخوایم چه نخوایم
.شنیدم سفیرتون خیلی یکدنده است
..فکرمیکنی چطور میخوا قانعش کنی
تا مذاکرات رو آروم پیش ببره؟
.اصلا نمیدونم
.فکرکنم فقط به خوشاخلاقی خدادایم تکیه کنم
.انتهای خیابون منتظرم باش
.باید با "کلود لمبرت" صحبت کنم
،اینجا ملک خصوصیـه .لطفاَ از نردهها فاصله بگیر
.بهش بگو از اونطرف اومدم
.هنوز هم 32 - مطمئنی؟ -
.احساس میکنم بلندتر شدم
اگه سیوسه بگیرم هفتهی دیگه .برمیگردی مغازهم تا کوتاهش کنم
.خیلی بد میشه
.بعداَ میبینمت
،از اونطرف اومده .الان وارد شد
.سیلک
.سیلک، درسته
.فکرکنم یکبار همدیگه رو ملاقات کردیم
.یک مهمونی عرقخوری در دنیای خودمون بود
No comments yet. Be the first to leave one.