The first 196 lines.
خوشگل شدی
مطمئنی با اینکه تب داره،حالش خوبه که بره؟- حالش خوبه -
مگر اینکه فکر میکنی که نباید ببرمش - نه،مشکلی نداره -
هر جور خودت فکر میکنی - !بابا -
!اینم حولت،سوپراستار بزن بریم،یالا
خداحافظ،بابا - بعداً میبینمت -
یالا،مامان! دیرمون میشه
شاید تا وقتی که برگردی بیرون باشم
کل هفته خونه نبودی.فکر کردم شاید - چند روز مرخص باشی؟ فقط فوتباله،جو -
خیلی خُب،فقط مطمئن شو که هَل قبل از رفتنت چایشو بخوره
دارم از دستت میدم؟
درمورد چی حرف میزنی،رایان؟ - !مامان -
الان میام،عزیزم
خیلی خُب،بچه ها.آماده گرم کردن هستین؟یالا
!و برو
!و برو
!و برو
!ادامه بده
!و برو
یه عددو انتخاب کن - 139 -
نه بین 1 تا 5 یک عددو انتخاب کن - خیلی خُب،ام،چهار -
باشه
،تا اونجا 2 ساعت راهه.وان داره سونا داره... میتونم رزروش کنم
بهمون یه ذره جا و زمان برای حرف زدن میده
چی شده؟ این دفعه چیکار کرده؟
میتونی بهم بگی.اشکالی نداره
نمیتونم...هر هفته نمیتونیم این کارو بکنم
چرا که نه؟به کی داریم ضرر میزنیم؟
به یکی برای حمایتت نیاز داری ولی اون به ندرت هستش
بخاطر شغلشه،نه خودش - ولی خودت گفتی که وقتی هست به زور حرف میزنه -
،اگر راضی یا خوشحالی چیزی هستی
پس چرا اینجایی؟
هر دو به این نیاز داریم:یکی که باهاش صحبت کنیم، یه ذره محبت
باید با کسایی که باهاشون ازدواج کردیم صحبت کنیم
قراره برای تولد امشب ایمی یه کادو بگیرم
تولد سورپرایز بزرگیه
یه عالمه پول بخاطرش خرج کردم چون که عذاب وجدان دارم
نمیخوام دیگه عذاب وجدان داشته باشم - برای همینه که باید اینو بس کنیم -
ده دقیقه دیگه،باشه؟
تا وقتی که بابات از فوتبال میاد بیدار نمونیا
هل؟ - حتماً نباید نگاهت کنم تا بشنومت-
!و قبلاً گفتی که زیستت خوب نیست! آهان؟
رایان هستم.نمیتونم فعلاً" "گوشیو بردارم.پیام بذارید.مرسی
سلام،منم
به این فکر میکردم که به مامانت زنگ بزنی و ببینی که میتونیم بریم و ببینیمش یا نه؟
اون میتونه از بچه ها مراقبت کنه و من و تو با هم وقت بگذرونیم
..راس میگفتی. من
،میخوام که بیشتر تلاش کنیم با هم دیگه بهتر باشیم
عاشقتم
شناگرای حرفه ای کورنفلکس نمیخورن. زیاد فیبر داره
درسته،مامان؟ - انقدر خواهرتو اذیت نکن -
لی؟- "خیلی خُب؟" - سلام عزیزم،جوئم.میدونم که احمقانه به نظر میرسه -
ولی امروز صبح خبری از رایان گرفتی؟ - نه نمیدونستم از لندن برگشته -
میخوای که از بچه ها بپرسم؟ - آره.میشه؟مرسی -
قرار بود امروزو با هم مرخصی بگیریم
هل،لطفاً برو و حاضر شو - ببین،خودش پیداش میشه -
.احتمالاً روی مبل یکی خوابیده بعداً بهت زنگ میزنم.باشه؟
درکتون میکنم،آقا،جدی
اگر مردم به نیروی انتظامی اعتماد نکنن - نیروی انتظای من -
به اطمینانشونو قانون و عدالت از دست میدن
خُب،منم همینو میگم"
"قدیما به پلیسا اعتماد داشتیم.دیگه نه
،آقا،از وقتی که رئیس افسر ارتش شدم"
شکایات تا 65 درصد کاهش یافته "...و اونایی که هنوزم شکایت دارن
.اقسر خبر رسانی خانوادگیتو ویکی گذاشتم فکر کردم که کسی آشنا رو بخوای
...تعداد کمی خبر دارن که رایان مرده
و قعلاً میخوایم که همونطوری بمونه
نمیفهمم
رایان 3 سال گذشته رو ...روی یه عملیات کار میکرد
و داریم پایانش میدیم - نه،نمیتونه درست باشه -
اون 3 روز در هفته میرفت لندن و افسر نظامی آموزش میداد
.این کاری نبود که میکرد،جو اون ماُمور مخفی بود
ازش خواسته بودن که خیلی مخفی نگهش داره. هیچکس خبر نداشت
جو،اگر چیزی میخوای،فقط بگو،باشه؟
همینجام، جاییم نمیرم
،هپبارن،نه هنوز اینجا پیش جوئم خیلی خُب،راست و ریسش کن
خیلی خُب،تو راهم
جو،میخوام که اینا رو پیش خودت به عنوان راز نگه داری،حداقل تا فردا
و بعدش تموم میشه،قول میدم
باید...باید به بچه ها بگم
فکر میکنیم که بهتره فعلاً چیزی بهشون نگی
نمیتونیم که بذاریم هل چیزی رو روی اینترنت پست کنه یا پیامی به یکی از دوستاش بفرسته
یا چیز دیگه ای.نمیتونیم ریسکشو کنیم
،خیلی متاٌسفم،جو،که همه چیز باید اینطور باشه
چونکه هممون دوست داریم تا بتونیم برای رایان عزاداری کنیم
باور کن،قول میدم،فردا همه ...اینا برات منطقی میشه
و به کاری که رایان کرده افتخار میکنی،بچه ها هم همینطور
قرار بود امروزو مرخصی داشته باشیم
صبح بخیر،خانوم - صبح بخیر،رئیس افسر ارتش -
افسر های صحنه جرم سر صحنه جبعه فشنگ 9 میلی متری پیدا کردن
با فشنگی که توی بدن رایان پیدا شده بود همخونی داره
حتماً یا بهش حمله شده یا دعوا میکرده،چون خون دماغ شده بوده،نشونیایی از درگیری بوده
ببخشید.الان زنگو گرفتم - افسر کلارک،لطفاً بشین -
چی شده؟ - فقط بشین -
!خدایا - یکذره صبر کن -
،هیچ دوربین خانگی یا جاده ای نزدیک اون انباره نیست
.ماشین 3 خیابون اونور تر پارک شده بوده ...باید پیاده بقیه راهو اومده بوده باشه،اما
رد تازه از لاستیک روی آسفالت هست - بقیه کجان،قربان؟ -
باید بیشتر از ما اینجا باشیم،ولی فعلاً برای چند ساعت آینده میخوایم مخفی نگهش داریم
رئیس هپبارن ازمون خواسته تا فعلاً فقط با پزشکی قاونوی و آزمایشگرا کار کنیم
،اگر پس ویدیویی از دوربین ندارین پس الان باید اون بیرون باشیم
یه عملیات بزرگ در حال انجامه. تا وقتی رئیس هپبارن اجازه نداده دستمون بنده
تا وقتی که اثار از بین میره؟ - یه افسر پلیس مرده،یه دوست -
نمیتونیم همینجوری دست رو دست بذاریم - ،ازت اینو نمیخوام،بهش رسیدگی میکنی -
ولی فعلاً برای چند ساعته بعد اوضاع رو آروم و سبک نگه میداریم
با گزارشای پزشکی قانونی و صحنه جرم کار میکنیم و منتظر دستورات بعدی میمونیم
ببینین،زیاد توی این ایستگاه نبودم ،برای همین باهاش کار نکرده بودم
ولی میدونم که گیلسپی دوست خیلیاتون بوده
ولی باید احساساتتونو از این موضوع کنار بذارید
کسی با خانوادش حرف زده؟
زنش جو گیلیسپیه - کی هست؟- اون یه ماٌموره قربان.یکی از ماست -
.قرار بود توی فوتبال باشه چیکار داشته میکرده؟
میتونی منو جایی که پیداش کردین ببری؟
جو،نمیتونم.بذار برسونمت خونه
لطفاً
آماده ای؟
جو؟
چرا آوردیش اینجا؟ - موبایلشو چک کردین؟ -
ساعت 10 و 40 بهش زنگ زدم و پیام گذاشتم میخوام ببینم که شنیدتش یا نه
برو خونه. نمیخوام این صحنه رو ببینی - باید ببینم. لطفاً بذار بیام تو -
،نه،باید بری خونه.خیلی خُب ،جو،بهم گوش کن
نه،جو - != جو
جو! نمیتونی بری اون تو
اینجا چیکار میکرد؟
بذار ببرمت خونه،جو،لطفاً - برای 2 سال تمام بهم دروغ گفت -
حتی نمیدونستم که اون کیه
...جو
به بچه ها چی باید بگم؟
9Movie Proudly Presents Translated By Shervinix and Sacred Black Work Episode 1
غذا چی داریم؟
نمیدونم
.میتونیم سر راهی بخریم بابا همیشه اجازه میده من سفارش بدم
!ملز بلز - میخوای بمونی؟پیتزا داریم - پس از جام جم نمیخورم -
جو - ببخشید،گیر افتاده بودم -
،بهت گفتم،میتونم تا خونه بیام فقط باید 2 تا اتوبوس بگیرم
نمیخوام اینکارو بکنی.بابات قانونو میدونه راستی کجاس؟باید تا الان اس ام اس میداد
رو به راهی؟ - آره،خوبم.فقط از دیر کردن بدم میاد-
یالا خل،خداحافظی کن - خدافظ مامان -
بابا کجاس؟
یه اتفاقی افتاده،مگه نه؟
تا راه خونه یه کلمه هم حرف نزدی
چی شده؟
...نمیتونم - مامان؟ -
موضوع باباتونه - آسیب دیده؟ -
فوت کرده
چی؟ - متاٌسفم.خیلی متاٌسفم -
بیاین بغلم.بیاین
کی به مامان میگی؟ - ،فعلاً نه،بهم گفته بودن بهتون نگم -
ولی وقتی اجازه بدن،بهش زنگ میزنیم،باشه؟
هل تا خوابم ببره،بمون
.آره.اینجاست رئیس هیپارنه
به بچها گفتم،مجبور بودم - ،سرزنشت نمیکنم و الان اشکالی نداره -
چون که گرفتیمشون،جو.7 نفرو توی یه عروسی دستگیر کردیم.همشون اینجا بودن
چی؟ کی؟ اونا کیَن؟
اونا گروهیَن که توی شمال شرقی سلاح میفروختن
سال ها دنبالشون بودیم
رایان روی این عملیات کار میکرد؟ - جو،بدون رایان نمیتونستیم بگیریمشون -
یکی از کسایی که گرفتین رایانو کشته بود؟
میفهمیم.سر هر افسری که بتونم رو برای پیدا کردنش خالی میکنم
"هر کسی که بوده،میگیریمش.مراقب خودتون باش
میخوای به مامان رایان زنگ بزنم؟
نه،مرسی،خودم میتونم
میتونی توی تختت بخوابم؟
البته که میتونی
میدونی چرا رایان گیلیپسی توی روز مرخضیش توی اون انبار بوده؟
هنوز نمیدونیم - ولی نوشته های دفترچشو دیدین؟ -
...تکه تکه شدن.هفته پیش
با رایان چند لحظه ارتباطمون قطع شد
واقعاً باید امیدوار باشم که چیزی برای نگرای وجود نداره دیگه؟
رایان یکی از بهترین شناگرای توی عمق من بود
مطمئنم که هرکاری که میکرده توی اون انبار پیرامون همون دستگیریا بوده
بذار همین امیدو داشته باشیم.چونکه اگر وقتی مخفی بوده اشتباهی کرده باشه،این پرونده حتی به دادگاه هم نمیره
اتاق مهمون طبقه بالا برات آماده شده
بچه ها خوبن؟ ملی کجاست؟
طبقه بالاس.دارم براش اسموتی درست میکنه؟
اون تصمیم گرفته که ورزشکارا کورنفلکس نمیخورن
درک نمیکنم.فکر میکردم که توی لندن داشته افسر آموزش میداده
منم همینطور - حتماً بهت گفتن چی شده؟آخه زنشی -
افسر رایان گیلیسپی توی اولین ساعات سه شنبه صبح توی انباری متروکه مرده پیدا شد
افسری توی مرکز نیست که تا الان اینو ندونه
چیزی که نمیدونین اینه که اون مامور مخفی بوده تا ما بتونیم
این 7 نفرو که دستگیر کردیم،دستگیر کنیم
حالا،حقیقیت از اینجا به بیرون نباید درز کنه
نه تا وقتی که مطمئن شیم صلاحیش به دادگاه میره
میخوام که بفهمید که میتونید هرجور شده این کارو انجام بدید
با اینحال،مهمه که محتاط باشیم
دفترچه ای نداشت که گزارششو بنویسه؟
هر چیزی که رئیس هپبارن مربوط به این قتل بدونه
به افسر کاپور واگذار میشه
باید هرچیزی که میتونی راجع به گیلیسپی پیدا کنیم
...مامان
اگر خواستی،بیا تو
بهتره جواب بدم
سلام،حالت خوبه؟
خوبه، فقط میخواستم ببیتم در چه حالی؟ بچهها چطورهان؟
باشه، از پرونده چه خبر؟ ماموری روی پرونده گذاشتن؟
No comments yet. Be the first to leave one.