The first 200 lines.
گپ دونگ
برای ها چه اتفاقی افتاد؟
به خاطرِ اونی که میدونین کیه...
پس باید با یه گلوله تو سرش زندگی کنه؟
اونی که باید تیر میخورد تویی
فکر میکنی من مجرمم؟
اینطور فکر میکنم
دیوانه شدی؟
برای چی درُ براش باز کردی؟
چطوره جنایتِ پنجم رو خودت انجام بدی؟
چرا باید اینکارو بکنم؟
وگرنه یه نفرِ دیگه میمیره
یکی اطرافِ تو
من یه بهونه ی خوب دارم
...نمیتونم برم چون
میترسم ریو برگرده...
سلام
کاملاً واضحه که لُبِ قدامیِ مغزم آسیب دیده
نمیتونم انگیزه های درونیمُ کنترل کنم
حالت خوب نیست، نه؟
چطور ممکنه خوب باشم؟
وقتی اینطوری بغلت کردم؟
...ولی
چرا جلومُ نمیگیری؟...
همیشه هلم میدادی کنار
اون خانومی که به دیگران شوکِ برقی میزد کجا رفته؟
اگه مریضی بهم بگو
ادای آدمای قوی رو درنیار
آره
تو چیزی درباره ی من میدونی؟
چی؟
...زنده موندن
چیزی نیست که به خاطرش شرمنده باشی...
...مثلِ پسرِ مظنون بودنه
اونم نباید شرمنده باشه...
میدونستی؟
شمِ پلیسیم بهم گفت
میدونستم چون از شاهد حرف زدی
ولی
...نمیخواستم ازت بپرسم
ولی درک نمیکنم...
برای چی شرمنده ای؟
برای امروز دیگه کافیه
چیه، آویزون؟
منم، ته اُه
چرا این تلفن دستِ توئه؟
...نگران نباش، حالش خوبه
فعلاً...
می کشمت
!اگه بهش دست بزنی، میکشمت
این دیگه به تو بستگی داره
یادت رفته بهت چی گفتم؟
...باید اینکارو بکنی
یا یه نفر میمیره...
یه نفر اطرافِ تو
فردا شب میتونم عکس های جنایتِ پنجمت رو ببینم، نه؟
...تلفن مشترک مورد نظر خاموش است
چی گفت؟
اتفاقی برای ما جی یول افتاده؟
لازم نیست بدونی فقط همینجا بمون
باشه؟
من پنجمین قربانیم، نه؟
چرا یه همچین فکری کردی؟
پنجمین قربانیِ پرونده ی قدیمی هم یه دختر دبیرستانی بود
اون لحظه ای که دیدمت همین فکرُ کردم
اه
اینجا جاییه که سرنوشتِ من تموم میشه
احساس میکنم با اینکه الان بمیرم مشکلی ندارم
بریم
میخوای کجا بمیرم؟
ها؟
بیا بریم برای کسی که قلبش شکسته قدم بزنیم
معلومه چتونه؟
چطور تونستین جفتشونُ گم کنین؟
چا، چطوریه که جفتشون دود شدن رفتن هوا؟
ریو برای ما نزدیکای ساعت 4 بعد از ظهر یه پیام فرستاده
...پانزده دقیقه ی بعدش
ما اینجا به ها زنگ زده...
بعدش تلفنش خاموش شده
دروبین های امنیتی چی؟
132تا شونُ چک کردیم
...اونا با هم نبودن
ولی فاصله ی بینشون کم شده...
...باید یه جایی این دور و برا همدیگه رو دیده باشن
سرِ راهِ خونه ی اُه ماریا...
موضوع رو عمومی کنیم؟
نباید صورتِ ریو رو توی تلویزیون نشون بدیم؟
چون مطمئنیم ما رو با خودش برده
موافقم
تو هم موافقی، نام؟
منم فکر میکنم این بهترین راهه
تو چی بچه؟
موافقم
برای دشمن کار میکنین، آره؟
همتون برای دشمن کار میکنین
...اگه
ریو همینُ بخواد چی؟
برای چی باید بخواد همه دنبالش بگردن؟
انقدر هوش نداری که به این فکر کنی؟
...اگه اونُ به عنوان مجرم معرفی کنیم و
...بعدش اون و ما جی یول بدون هیچ مشکلی پیدا بشن...
میدونین وکیل کوان و شرکت ته یون چه شری به پا میکنن؟
به خاطرِ سوء ظنِ نابه جا بهمون حمله میکنن
اونوقت میخواین با ریو چیکار کنین؟
اونوقت مجبور میشیم مظنونُ آزاد کنیم
حتی اگه این اتفاق بیفته، الان جونِ ما جی یول مهمتره
پس راهِ دیگه ای نداریم
بیاین فوری یه جستجوی عمومی راه بندازیم
و بعد ببینیم چه اتفاقی میفته
من درخواست پخششُ به تلویزیون میدم
چا
راستش منم با یانگ موافقم
...فکر میکنم ریو
یه نقشه ی دیگه کشیده... فکر میکنی نقشه اش چیه؟
بهمون بگو
!من
ریو به من گفت جنایتِ پنجمُ انجام بدم
اگه من اینکارو نکنم اونوقت ما جی یول به خطر میفته
دیوونه اس؟
تازه فهمیدی؟ فقط بهم بگین کجاست
منم باهاتون میام رئیس
...از وفاداریت ممنونم
ولی میخوام شخصاً بگیرمش...
فقط خودتُ بکشین کنار
کاری میکنم به دست و پا زدن بیفته
دوباره میخوای روش اسلحه بکشی؟
تو اجازه نداری از اسلحه استفاده کنی
تا حدِ مرگ میزنمش بعد میکِشم و با خود میارمش
ها مو یوم
زیاده روی نکن
مگه اینکه بخوای همونکاری رو بکنی که اون میخواد
ریو تو رو میخواد
دیوونگیِ تو رو
میخواد ببینه که سرتُ به باد میدی
ممکنه هدفِ اصلیش از دزدیدنِ ما جی یول همین باشه
کجا داریم میریم؟
یه جای قشنگ و آروم
من اونجا میمیرم؟
چرا فرار نمیکنی؟ ازم نمیترسی؟
تو فیلما قربانی ها همیشه موقعِ فرار میمیرن
فکر میکنی کم مونده نجات پیدا کنی
...بعد قاتل از یه گوشه ی تاریک پیداش میشه
...با یه چکش تو دستش و...
بنگ...
من که به هر حال میمیرم میخوام مرگم راحت باشه
واقعاً مریض روانی هستی؟
مریض روانی دیگه چیه؟
...اونایی که مردمُ بدون هیچ احساسی میکشن
...از اینجور آدما
...مریضهای روانی
انقدر ساده نیستن...
اون از مسیر 405 نمیره
اونجا دوربین امنیتی داره
!هی
داری چیکار میکنی؟ !بی خیال
اینجا خیلی قشنگه خطرناکه، بیا پایین
دیگه هیچوقت اینکارو نکن، باشه؟
باشه بریم
!همش تقصیرِ توئه
همه توی مدرسه فکر میکنن من یه دزدم
!انقدر خجالت میکشم که دلم میخواد سرمُ بذارم بمیرم
پس مرگُ انتخاب میکنی؟
آره !میتونم بمیرم
...اونوقت میتونی بهشون نشون بدی
که چقدر باحال و جذابی...
پس تو مسئولیتِ منُ به عهده بگیر
چی؟
چون تو نذاشتی من بمیرم
...اگه بازم یه دخترِ بد بشم
همش تقصیرِ توئه...
میخوای دستی که بهت غذا داده رو گاز بگیری؟
چرا باید مسئولیتُ تو رو قبول کنم؟
...چرا تو انقدر
زودباش
!مسئولیتمُ قبول کن
!باید مسئولیتمُ قبول کنی
بیدار شو
بیدار شو
داداش، بیدار شو
راهب، هنوزم خبری نشده؟
عمو سرش شلوغه
دارم درباره ی جی یول حرف میزنم
بهم قول داد باهام بازی کنه
همه ی اون چهار تا قتلُ تو انجام دادی؟
راهبِ دیوانه که اینطوری فکر میکنه
از اولشم بهم نزدیک شدی تا منُ بکشی؟
نه
گفتم فرار نمیکنم
میتونی حقیقتُ بهم بگی
محکم بگیر وگرنه میفتی و قبل از اینکه من بکشمت خودت میمیری
...تو واقعاً از مردن نمیترسی
محکم بگیر
...خواهش میکنم
بگیرش
هی
سر عقل بیا
لطفاً برو یکم بخواب
چشماشُ نگاه مثل یه بچه گریه میکنه
!بشورش
...میزم
No comments yet. Be the first to leave one.