The first 200 lines.
کرپ سوزت
و برای تو، کرپ سوزت به سبک کیتی اتو
یعنی چی؟
چیتوز توش ریختم که ترد شه. امم
کی فکرشو میکرد که پولدارترین بچه وستپورت
واسه بقیه غذا بپزه؟
این به خاطر منه
من رامکننده آدمای از خودراضیام. امم
اممم! محشره! منوی امشب چیه؟
من نمیتونم امشب شام درست کنم. بابام داره از شهر رد میشه
و منو میبره رستوران شز پیر
بهش گفتی درمورد برنامهات که بری مدرسه آشپزی؟
آره. خیلی برام هیجانزدهاس
شاید من اولین نفر از خانواده بردفورد باشم که پینه بندازم
امم
تمومش نمیکنی؟
یکم استرس دارم. امروز انتخابات شورای شهرئه
و فکر میکنم میتونم اینو ببرم
و تغییرات واقعی اینجا تو وستپورت ایجاد کنم
خب، تو سعی کردی منو تغییر بدی. اون چطور پیش رفت برات؟
حاضری، الیور؟ روز بزرگیه. امتحانای SAT
میترکونمشون
بین نمرات بالام، خط کمک نوجوانان و اون اپلیکیشن گیفتی که با ترور راه انداختم
واسه هاروارد حتمیام
مطمئنی خوبی؟ انگار داری دونه میریزی
این دونههای اعتماد به نفسه. و داری عرق میکنی
از هیجان! امم
بدون یه صبحونه خوب نمیشه امتحان داد
ممنون، ولی معدهام یکم ناراحته
اوه. میخوای بری یکم اسهال اعتماد به نفس بگیری؟
گرگ فکر میکنه میتونه وستپورت رو تغییر بده
ولی مردم این شهر عوض نمیشن
به جز دماغاشون. و سینههاشون
اوه، و پاهاشون
من رانهای داخلیم رو لیپوساکشن کردم
اونا اتوبان رسیدن به کشاله رانن
دکترم اینو میگه. اوه
اوه، واکر، اون خوشتیپه تو اون کت و شلوار خفن که اینجارو خوشگل کرده کیه؟
صبر کن، نمیشناسیش؟ اون دویل بردفورده
بابای کوپر؟ بچههای ما سالهاست بهترین دوستن
ولی من تا حالا حتی یه بارم ندیدمش
فکر میکنی با اون همه پول و اون قیافه خوب
باید یه عوضی باشه... و درست حدس میزنی
و همه براش دم تکون میدن چون اون پولدارترین مرد شهره
ولی من خودم پولدارم واسه همین تحت تأثیرم قرار نمیده
فکر کنم منتظره تا بشینه
چی؟ اوه. خیلی معذرت میخوام آقای بردفورد. صبر کنین. پاشو. پاشو
پاشو! پاشو! پاشو! پاشو! پاشو
برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو
ای وای
من عاشق کراواتتم
باید بری سلام کنی. نه؟
یعنی، ما عملاً با هم فامیلیم
اوه، ازش بپرس کی موهاشو درست میکنه
من نمیرم ازش بپرسم کی موهاشو درست میکنه
باشه
خب، من جزیره اون ور رو خریدم و اونجا جاییه که کارمندام سگها رو میبرن گردش
سلام. قصد مزاحمت نداشتم
اوه، من تو منطقه ممنوعه پارک کردم
میتونی قبض جریمه رو بذاری رو ماشین
من مسئول پارکبانی نیستم
من مادر الیورم
پسر شما تو خونه ما زندگی میکنه
آهان، درسته. کانی
بله، ممنون که مراقب کوپر بودین
اون عاشق خونه شماست. میگه مثل کمپ زدنه
باعث افتخارمه. خیلی به کوپر افتخار میکنم
اون واقعاً داره راهشو تو زندگی پیدا میکنه
نمیدونم چی رو باید پیدا کنه
کوپر میره هاروارد بعدش مدرسه تجارت
بعدشم میاد پیش من تو شرکت بردفورد اینداستریز و اگه سعی کنه شرکتو با تصاحب خصمانه ازم بگیره
نابودش میکنم
ولی ته دلم بهش افتخار میکنم
کوپر برنامه دیگهای نگفته؟
نه. هوم
ولی من عمدتاً از طریق برد باهاش حرف میزنم
بذار از برد بپرسم. برد؟
نه، دیگه برنامهای نیست
چه ببازیم چه ببریم، امروز به یه سنت دیرینه وستپورت میپیوندیم
کاندیداها همزمان اولین رأی رو میدن
به نشانه ادب متقابل
بهترین فرد پیروز شه
من بهترین فردم
و آبلین در صدره
تو اخیراً پیشرفتهای بزرگی داشتی
تو دفاع کردن از خودت ولی امروز روز انتخاباته
وقت بازیه
باید اون آدم قلدر درونت رو آزاد کنی
به اون نیاز داری که کمکت کنه اینو ببری
نه. میتونم با "آدم خوب" بودن برنده شم
تو واقعاً یه کون عالی داری
کاندیدای تو هیچ شانسی نداره
متاسفم خانوم. چرت و پرتات یکم ضعیفه
تو شبیه یه مد زودگذر تو یوتیوب میمونی که به خاطر فرار مالیاتی میره زندان
و بعدش بقیه عمرشو به جمع کردن استفراغ میگذرونه
تو پارک ترامپولین اسکای زون
دمش گرم، چقدر خوبه. من دقیقاً همین شکلیم
میخوای بریم سینما؟
چرا بریم سینما وقتی میتونیم خونه بمونیم
و بهترین فیلم تاریخ رو تماشا کنیم؟
فرانکلین، چند بار میتونیم فیلم «سوپدیش» رو ببینیم؟
دارم سعی میکنم بفهمم
فکر میکردم صد بار بود، اما هنوز دارم گوهرهای پنهان پیدا میکنم
تو بازی سالی فیلد
تایلور، حس میکنم با شوهرم توی یکنواختی افتادم
چی شده؟
مثل یه زن و شوهر پیر شدیم
خیلی زود، فقط قراره وقتمون رو بگذرونیم
بریم وقت دکتر همدیگه
فرانکلین تو رابطه خیلی راحت شده
و قدرتو نمیدونه
باید بهش نشون بدی که اگه میخواد تو رو داشته باشه
باید یه کم تلاش کنه
چطور؟
من و تریپ امشب میریم شهربازی
تو و فرانکلین هم بیاید و من بهت نشون میدم
چطور با یه پسر دیگه لاس بزنی و حسودیشو دربیاری
درست مثل کاری که سالی فیلد با کوین کلاین تو فیلم سوپدیش کرد
اه
باید دیگه اون فیلم مزخرف رو نبینم
کتابهای امتحان رو به بخش یک باز کنید، دستورالعملها رو بخونید و شروع کنید
موفق باشید
زمان شروع میشه... همین الان
خب. همه چی به این لحظه رسید
چقدر خوبه که پدرت صد در صد ازت حمایت میکنه
در مورد سرآشپز شدنت
اوه، آره. اون خیلی خوشحاله واسم
با اون جوری که تو در موردش حرف میزنی، فکر نمیکردم قبول کنه
ولی قبول کرد! برام دستور غذا میفرسته
مردم آدم رو غافلگیر میکنن
کاملاً درسته
مثلاً من امروز غافلگیر شدم وقتی بهش برخوردم
تو «استوارت و کینگستون»
اوه
بیشتر غافلگیر شدم وقتی شنیدم
که بهش نگفتی میخوای سرآشپز بشی
وای خدای من. تو که چیزی نگفتی، درسته؟
نه، این کار من نیست
این زندگی توئه، و هر کاری که بخوای میتونی باهاش بکنی
ممنون
به همین دلیله که امشب دعوتش کردم برای شام
که خودت بهش بگی
اون قیافهای که گرفتی
ارزش تمام سختیهای پدر و مادر بودن رو داره
تو به من دروغ گفتی
برات یه سالاد چیتوز درست میکنم تا جبران کنم
اصلاً برنامهات چیه؟
سادهست. به پدرم میگم دارم تو هاروارد درس میخونم
ولی در واقع میرم مدرسه آشپزی
فکر نمیکنی متوجه بشه که تو هاروارد نیستی؟
قضیه آدمای فوقثروتمند اینه که
بچههاشون رو نادیده میگیرن، قبضهاشون و لیست انتظار اهدا عضو رو
من میتونم تو یه ساعت ۱۵ تا کلیه دم درتون داشته باشم
تا حالا فکر کردی فقط بهش حقیقتو بگی؟
اون فقط منو ساکت میکرد
بذار یه رازی بهت بگم
تنها چیزی که همه پدر و مادرها میخوان اینه که بچههاشون خوشحال باشن
حتی منم میخوام الیور خوشحال باشه
تو نمیفهمی
هیچکس نمیتونه جلوی دویل بردفورد وایسه
نظرت در مورد این چیه؟
وقتی پدرت امشب میاد، تو شام رو بپز
بعد وقتی اون از من تعریف میکنه
تو بپر وسط و بهش بگو که همهش رو تو درست کردی
اون اینقدر شگفتزده میشه
که خودش پیشنهاد مدرسه آشپزی رو میده
آره
آره، این ممکنه جواب بده
باشه، باید یه منو آماده کنم
تو خونه فوا گرا داریم؟
ته کابینت یه کنسرو اسپم هست
باید دیگه میدونستم
بفرما، کوچولو
گواکو تاکو
یه ساله دنبال این بودم
خوش اومدی خونه، رفیق
این دیگه چه خبره؟
اگه به دخترت به اندازه کافی توجه نکنی
بالاخره یکی رو پیدا میکنه که این کارو میکنه
چی کار کنم؟ باید پیشقدم بشی
براش یه هدیه بخر. بهش نشون بده که اهمیت میدی
حدس میزنم میتونم یه چیز خوب از پیشخوان جوایز براش بگیرم
مگر اینکه بخوای تاکو رو به من بدی
نه! تو اونو برای من بردی. اون مال منه
ای بابا
خب معلوم شد اون آدمی که داشتم باهاش رقابت میکردم
کیوریتور خودم بود
و ۲۰ میلیون دلار بیشتر از چیزی که لازم بود خرج کردم
ولی شما که میدونید چطوره
بابا، اونا نمیدونن چطوره. تقریباً هیچکس نمیدونه
کوپر، چی داری میگی؟ حتماً که میدونیم
۹۰ اواخر دهه
گرگ تصادفی با بنزین سوپر باک ماشین رو پر کرد
آره، همینطوره. اِمهوم
بابا، بهتون گفتم آقای اوتو برای شورای شهر نامزد شده؟
نیم ساعت دیگه صندوقهای رأی بسته میشن
داره رقابت تنگاتنگی میشه
میدونید، یه تلفن کافیه، و مال شماست
میتونم یه سیاستمدار دیگه رو طرفدار خودم کنم
ممنون، ولی من اینو عادلانه و با لیاقت میبرم
No comments yet. Be the first to leave one.