The Stand

The Stand

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Stand 2020 S01E09 1080p/720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
The Stand 2020 S01E09 1080p/720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Stand 2020 S01E09 iNTERNAL 1080p/720p WEB H264-KOGi
The Stand 2020 S01E09 1080p/720p WEB H264-GGWP
The Stand 2020 S01E09 HDR 2160p WEB H265-GGWP
The Stand 2020 S01E09 480p WEB x264-RMTeam
The Stand 2020 S01E09 720p WEB H264-CAKES
The Stand 2020 S01E09 720p HEVC x265-MeGusta
The Stand 2020 S01E09 WEB x264-PHOENiX
The Stand 2020 S01E09 WEBRip x264-ION10
A Commentary by Bahador18B
📌 𝑩𝒂𝒉𝒂𝒅𝒐𝒓 𝑲𝒂𝒛𝒆𝒎𝒊𝒂𝒏 📌

Tags

web
x264
720p
720
1080
HD
480p
480
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
Published on: 2021-02-11
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫دادگاهِ لعنتی رسمی‌ست

‫این تنها چیزیه که بر علیه شما داره ؟ ترس ؟

‫"لوید" ، به اون لعنتی شلیک کن

‫اینکه اون بدون ترس شما هیچی نیست

‫این احساس درستی نداره ، ‫یه چیزی درست نیست

‫نــه

‫مجازاتشون کنید ، مجازاتشون کنید

‫مجازاتشون کنید

‫بیاید جشن رو شروع کنیم

‫حرف آخری ندارین ؟

‫- من از هیچ شَرّی نمیترسم ‫- خفه شو

‫آتش رو برات آوردم

‫اون رفته

‫کی رفته ؟

‫"مرد تاریکی"

‫میتونی اونو ببینی ؟ میتونی... ‫میتونی "استو"رو ببینی "جو" ؟

‫"جو" ، بهم بگو ، میتونی ‫"استو"رو ببینی ؟ میتونی ...

‫اوه لعنت

‫کاش میتونستم بهت بگم همه‌ی ‫داستانها پایان خوشی دارن ...

‫حقیقت اینه که بیشتر داستانها ‫اصلاً به پایان نمیرسن

‫واقعاً نه

‫احساس میکنم هر روز ‫در حال پیشرفت هستیم

‫اما سوال اینه که به کجا میریم ...

‫و چقدر دیگه باید پیش ‫بریم تا به اونجا برسیم ؟

‫چقدر طول میکشه تا ما از بازسازی ‫به فقط زندگی کردن برگردیم ؟

‫و چقدر بعد از اون زمان میبره تا این ‫مکان برگرده به جوری که درست قبلاً بود ؟

‫گاهی وقتا احساس میشه "کاپیتان تریپز" ‫مثل زدنِ یه کلیدِ قطع و وصل بود

‫همه چیز جدیده ، فرصتی برای ‫انجامِ متفاوتِ همه‌ی‌ کارها

‫اما هر روز در این فکرم که... اینکارو خواهیم کرد ؟

‫این بار کار متفاوتی انجام خواهیم داد ؟

‫اصلاً حتی میتونیم ؟ ‫قادر به این کار هستیم ؟

‫که حرفهام رو به تو میرسونه

‫وقتی به این دنیا اومدی ، بی‌نقص بودی

‫سه کیلو و دویست گرم از همه چیزایی ...

‫که من هیچوقت نمیدونستم که همیشه میخواستم

‫همه مشروبهارو بیرون آوردن

‫تقریباً تمام مشروبهایی ‫که ذخیره کرده بودیم ...

‫برای نوشیدن به سلامتی تو ...

‫به آینده‌ای که تو نَویدبَخشِ اون بودی

‫یه جشن خیلی بزرگ بود

‫و بعد ...

‫دکتر "وِن" و من سعی ‫کردیم به همدیگه بگیم ...

‫احتمالاً فقط "خروسک" یا همچین چیزیه

‫حتی آنفولانزای معمولی ، هر چیزی غیر از اون

‫اما بعد ، گردنِت شروع به تورّم کرد

‫به محض اینکه مشخص شد ‫که تو "کاپیتان ترپیز" داری ...

‫همه‌ی ما اون سوال رو از خودمون پرسیدیم

‫7.3 میلیارد نفر "کاپیتان ترپیز" گرفتن

‫7.3 میلیارد نفر مردن

‫حتّی یه نفر هم بهبود پیدا نکرد

‫امیدی نبود

‫چطور میتونستیم بذاریم تو رنج بکشی ؟

‫من متنفرم که این فکر ‫اصلاً به ذهنم خطور کرد ...

‫اما حس میکنم مهمه که ‫بهت بگم به ذهنم خطور کرد

‫امّا راهی نبود ، فقط نمیتونستم

‫میدونم که "گلن" میگفت ‫این خودخواهانه بود ...

‫که بذارم برای حفظ وجدان ‫خودم تو رنج بکشی

‫شاید حق با اون میبود ، نمیدونم

‫هیچکس تا به حال نشنیده بود که کسی "کاپیتان ‫ترپیز" گرفته باشه و بهبود پیدا کرده باشه

‫هر کسی که دیده یا شنیده بودیم فقط ‫بدتر و بدتر شده بودن تا اینکه مرده بودن

‫حتّی وقتی که فهمیدم که ‫تورو دوباره سلامت داریم ...

‫بازم نمیتونستم اون تصویر رو فراموش کنم

‫تو اونجا بودی و با اون همه گهواره‌ی ‫خالی محاصره شده بودی

‫البته ، اونها خالی نخواهند موند

‫بچه‌ی "جن" و "تایلر کرتیس" ‫فقط ده هفته بعدِ تو به دنیا اومد

‫زودتر از موعِد به دنیا اومد

‫اما اصلاً "تریپز" نگرفت

‫اولین نوزادی که از دو پدر ‫و مادر ایمن به دنیا اومد

‫تا اینجاش که خوب بوده

‫شاید در نهایت هنوز امیدی برای ما باشه

‫خدایا ، آرزو داشتم میتونستی "استو"رو ببینی

‫مردم سعی میکنن منو وادار کنن ‫که دیده‌بان به "وگاس" بفرستم ...

‫ببینیم که میتونن بفهمن چه ‫اتفاقی برای آدمهایِ ما افتاده ...

‫چه اتفاقی برای "فلگ" افتاده ، چه چیزی ‫اون نورها در آسمان رو درست کرد

‫من دائم میگم : "نه ، خیلی خطرناکه ...

‫ما نمیتونیم از هیچ نیروی انسانی‌ای بگذریم"

‫امکانش هست که من فقط ‫نخوام جواب این سوالهارو بدونم ؟

‫منظورم اینه که چقدر منتظر میمونم ‫تا قبول کنم "استو" باید مرده باشه ؟

‫و چقدر زمان میبره تا ‫دیگه خوابِ اون رو نبینم ؟

‫هی ، نگاه کن... سلام ، سلام

‫اوه سلام ، زمانبندی‌تون بی‌نقصه

‫از تنهایی پایین اومدن از این پلهّ‌ها متنفرم

‫شماها برید ، خب ؟ ‫من... خودم رو میرسونم

‫ما... داریم میریم که به آماده‌سازی ‫برای امشب کمک کنیم

‫اوه ، آره

‫آره ، من... در حال حاضر خیلی ‫حالِ کنار مردم بودن رو ندارم

‫آره

‫خب ، من... امیدوارم که قصد ‫داشته باشی به مراسم بیای

‫میدونی ، مهمه که مردم تورو ببینن ...

‫که تو اونجا باشی ، میدونی ، هر دوی شما

‫آره

‫تو تنها ارتباطی هستی که ‫بقیه‌ی ما هنوز با "مادر" داریم

‫تا وقتی که بقیه برگردن

‫درسته

‫تا وقتی اونها برگردن

‫سلام ، من ...

‫تو واقعی هستی ؟

‫یه کم بعد دوباره ازم سوال کن

‫تام جون منو نجات داد "فرنی"

‫با "ابیگیل" آشنا شو

‫"ابیگیل"

‫سلام "اَبی" ، با باباییت آشنا شو

‫سلام دخترِه

‫سلام "ابیگیل"

‫ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian ‫Bahador_1470@Yahoo. Com

‫Instagram : Bahador.Kazemian ‫Telegram : Bahador_Kazemian

‫«در باربیکیویِ چهارم جولای به ما ملحق بشید» ‫

‫«بگذارید بچه‌ها به سمت من بیایند» ‫«انجیل ، متئو 19.14»

‫خیلی خب ، آره

‫اوه

‫بیاید سرعت رو کم کنیم مردم

‫اوه

‫من عاشق این آهنگم

‫برمیگردم

‫- مشکلی پیش اومده عزیزم ؟ ‫- نه

‫هیچی ، نمیدونم

‫شرط میبندم که میدونی

‫فکر میکنم فکر کنی من دیوونه‌ام

‫اوه... شک دارم

‫چرا امتحانَم نمیکنی ؟

‫من میخوام به "مین" ‫برگردم ، اقیانوس رو ببینم

‫منظورم اینه که "بولدر" ‫فوق العاده‌ست و اَمنِه ...

‫خب نه ...

‫امن‌تر از اون بیرون ، اینو میدونم

‫منظورم اینه که اینجا تمدّن وجود ‫داره و دوستایِ ما اینجا هستن ...

‫امّا فقط ...

‫احساس میشه ...

‫نمیدونم... در وسطِ چیزایی هستیم

‫میدونی ، در ماه "فوریه" ...

‫من همه رو با نام کوچیکِ‌شون میشناختم

‫بعد برفها آب شدن ، و 500 ‫نفر دیگه بهمون اضافه شد

‫حداقل 500 نفر

‫سه نفر در زندانَن

‫در حال حاضر فقط مستی و اِخلال و خرابکاری ...

‫اما دیر یا زود به چیزهای بدتر تبدیل میشه

‫- دزدی و ... ‫- قتل

‫منظورم اینه که نمیخوام ‫اینطوری فکر کنم امّا آره

‫اگر "مادر" بود به این میگفت همونِ "آدمِ" همیشگی

‫همیشه خودش رو نشون میده

‫داری چیزی که من فکر میکنم رو میگی ؟

‫سَرِ بچه‌ ریسک میکنی ؟

‫همه چیز ریسکِه

‫حتی الان ، با از بین رفتن "فلگ"

‫مجبور نیستیم بمونیم ، میتونیم برگردیم

‫آره ، میتونیم این کارو بکنیم

‫برگردیم و فقط... فقط ببینیم که مردم ‫چجوری دارن کارهارو پیش میبرن

‫در موردش فکر میکنی ؟

‫آره ، در موردش فکر میکنم

‫حالا تا اون زمان ، ممکنه این ‫رقص رو با شما داشته باشم ؟

‫خب ، کی میخوای بریم ؟

‫هوم ؟

‫واقعاً از تَهِ دل میگی ؟

‫خب من همه‌ی اون چیزارو آوردم ، مگه نه ؟

‫آره ، اینجا دیگه داره سر و ‫صدا زیاد میشه ، مگه نه ؟

‫منظورم اینه که هنوز مثل ‫"نیویورک" شلوغ نیست امّا ...

‫کی میخوای راه بیافتیم ؟

‫- به زودی ‫- آره ؟

‫در سریع‌ترین زمانِ ممکن

‫پس برگردیم به نقطه‌ی شروع

‫درسته تگزاس شرقی

‫برگردیم به نقطه‌ی شروع

‫من میرم

‫نوبت منه

‫قطعاً نوبت منه

‫برگردیا "استو"

‫برگردی "فرنی"

‫م.ا.ه ...

‫- و این... خونده میشه ... ‫- برمیگردیم

‫قول میدی ؟

‫- قول میدم ‫- هی "جو" ...

‫بیا اینجا رفیق

‫ازت میخوام که از مامان "لوسی" ‫برای من مراقبت کنی ، خب ؟

‫- باشه ‫- از همه‌ی مادرهات مراقبت میکنی ؟

‫میکنم

‫پسر خوبی باش ، یه بغل بهم بده

‫خیلی خب ، الان مرد دیگه توئی

‫خیلی خب

‫- میبینمت "جو"-مَرد ‫- خداحافظ

‫- خوب باش ‫- باشه

‫"استیو"

‫بله خداوند ، بله خداوند

‫خب ، جاده‌های دوّم یا حتی سوّم رو ‫به عنوان مسیر جایگزین یادت نره

‫مگه اینکه بخوای هر 15 دقیقه یه بار ‫ماشینهارو از سَرِ راهت بُکسِل کنی کنار

‫هی ، من در حال سفرِ تو جاده‌های ‫روستایی(فرعی) بزرگ شدم ...

‫و "فرنی" حدود هزار تا نقشه‌ی راه برداشته ...

‫و این ماشین یه تانکِه

‫آره هست ، ما چیزیمون نمیشه

‫- مشکلی برامون پیش نمیاد ‫- آره ، اون یه تانکِه واقعاً

‫"تام"

‫- دلم برات تنگ میشه ‫- خیلی خب

‫منم دلم برات تنگ میشه رفیق

‫- دوستت دارم رفیق ‫- دوستت دارم

‫خوب باش

‫این دیوونه‌وارترین چیزیه که تا حالا شنیدم

‫- شماها میتونید بمیرید ‫- هی مرد ...

‫همه‌ی ما هنوز اینجا هستیم ، هنوز زنده هستیم ...

‫بعد از فوقِ آنفولانزا و بعد از "فلگ"...

‫منظورم اینه که احتمالِ اون خیلی کمتر بود

‫این مثل آب خوردن میمونه

‫دوست‌تون دارم بچه‌ها

More Farsi Persian subtitles for The Stand

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left