The first 190 lines.
منطقهی سرگرمی؟
!میدونی، همون منظورم رو میفهمی دیگه؟
...همون جایی که
ها؟ نمیدونین؟
!گوش کنین
!من خدام
...شما سه تا
!آشغالین
!این اولین چیزیه که باید توی مختون فرو کنین
!یادتون باشه
!اگه من بگم باید سگ بشین
!واق، واق، واق، واق
!اگه من گفتم باید میمون بشین
،قوز کنین و دستاتون رو بمالین هرچی من گفتم بگین چشم
!امر، امر شماست
!و مدام پاچههام رو بخارونین
!دست مریزاد اوزوی ساما
.آره
!و بذارین تکرار کنم
!من خدام
!این یارو کلاً طعتیله
میشه دقیقاً بگید خدای چی هستید؟
!باورم نمیشه
!سوال خوبیه
!پتانسیل خوبی داری
!ولی سوالش احمقانه است پتانسیل عنه؟
.خدای پرزرق و برقی
.من خدای جشنم
.چه اسکلی
.خدای اسکلیته .شکی توش نیست
!من هم شاه کوهستانم ...خوشوقتم
!خدای جشن
چی داری میگی؟
!خیلی چندشی
!نه! هردوتون لنگهی همین !مونگول
ها؟ چی گفتی نفله؟
!بس کن، اینوسکه
.چندش
!ولم کن، کونپوچیرو
.پس فقط از اونایی که همفاز خودشن بدش میاد
.خب، وقتی برای تلف کردن نداریم
.راه بیفتیم
.دنبالم بیاین
ها؟
غیب شد؟
!چه سریع! ببینین چقدر دور شده
!الان دیگه نقطه شده
.پس این قدرت خدای جشنه
.نه اون اوزوی تنگنه، یه هاشیرا
!باید بریم دنبالش !دنبالش
!لطفاً مراقب باشین
!مراقب باشین
!به سلامت
قسمت دوم (نهم)
نفوذ به منطقهی سرگرمی
.خب گوش کنین
.کاری نکنین تو چشم بیاین
.یادتون باشه فقط اینجاییم که معما رو حل کنیم
.هرکاری میکنین از گاری پیاده نشین
!هی، این کار رو نکن، زنیتسو
!اینوسکه
!برگردین اینجا
!بچههای بوگندو
!آروم بگیر، اینوسکه
!برگرد اینجا ببینم
!هی زردک، همونجاییکه هستی بمون
...این
.عین روز روشنه
.اینجا منطقهی سرگرمی یوشیواراست
.پر شده از غرور و امیال مردان و زنان
.شهری شبرو که عشق و نفرت توش جریان داره
پر زرقوبرقه، نه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
!پر شده از آدم
!راه رو باز کنین
!چی... آروم بگیر خره
هی! پسرهی کله زردی کجا رفت؟
چی؟
!تو، پسر زردپوش
چرا یه سری به ما نمیزنی؟
!آبنبات هم داریم
!زودباش دیگه! بیا اینجا
!اینجا پر از خانمهای زیباست
!خفه بمیر
!هنوز برات زوده
.خوب نگاه کنین
،اینجا روزها به خواب میره .و شبها میدرخشه و روشن میشه
مگان ایدئالی برای شیاطینه، مگه نه؟
زنهایی که تنفروش میشن اکثرشون .بهخاطر فقر و بدهی به اینجا فروخته شدهن
،در عوض بهشون غذا، لباس و سرپناه داده میشه
،و اگه بتونن پلههای ترقی رو طی کنن .شاید بتونن با یه مرد ثرپتمند قرارداد ببندن
.تنفروشها هم درجه و رتبه دارن .بالاترین درجه، اویران، کاملاً در یک سطح دیگه است
غیر از زیبایی که طبیعیه، باهوش هم هست و .توی تمام هنرهای سنتی استاده
.اون گل سرسبدیه که هر خاندان پول و زمان خرجش کرده
.زنی متمایزو خاص
که اینطور؟
.خیلیخب، گشت وگذار کافیه
.بریم
ویستریا
!شرمنده مزاحم میشیم
.حالا گوش کنین
وقتی به منطقهی سرگرمی نفوذ کردین .اول از همه دنبال عروس من بگردین
.من هم دنبال اطلاعاتی از شیاطین میگردم
!این دیگه ظالمانه است
ها؟
!ممنون میشم ما رو اسکل نکنی
چطور جرئت میکنی از زیردستهات برای !پیدا کردن عروس برای خودت استفاده کنی
ها؟ چطور همچین چیزی به فکرت رسید؟
!نخیر! باید حرفم رو بزنم
!زنیتسو
مطمئنم یه منگول عجیبالخلقه مثل تو عمراً !بتونه واسه خودش عروس پیدا کنه! ولی! بههرحال
،فقط چون دلت زن میخواد !دلیل نمیشه از شیطانکشها استفادهکنی
مگه مغز خروردی؟ دارم دربارهی زنم که به خیابان سرگرمی نفوذ کرده
!و سخت داره کار میکنه از شیاطین اطلاعات بدست بیاره حرف میزنم
نامههای معمولش دیگه ارسال نشدن برای همین خودم شخصاً وارد عمل شدم، گرفتی؟
.گمونم قوهی تخیل خوبی داری
!پسرهی بوگندو
اینها نامههایی هستن که از طریق .کلاغ کاسوگای ارسال شدن
.تعدادشون خیلی زیاده
حتماً خیلی وقته که توی ماموریته؟
.خب، من سه تا زن دارم
...سه تا
زن؟
...سـ سه تا؟ چرا تو... چرا تو
چرا تو باید سه تا داشته باشی؟
مشکلی داری؟
امم، همهشون توی نامهها تاکید کردن که .وقتی اومدی توی چشم نباشی
من هم همین رو گفتم، یادته؟
خب، دقیقاً قراره چیکار کنیم؟
.خب معلومه، تغییر قیافه میدین
.با اینکه خوشم نمیاد ولی مجبوریم
.هرسه تا زن من نینجاهای فوقالعادهای هستن. کونویچی
،مطمئن بودم اینجا جای خیلی خوبی برای شیاطینه
،ولی وقتی به عنوان مشتری رفتم .نتونستم چیزی ازشون به دست بیارم
.پس اونها رو بفرستم تا نزدیکتر از چیزی که یه مشتری میتونه بشن
،از اونجایی که تعداد خونهها رو به سه تا محدود کردم
.شما سه تا دنبال زنهای من میگردین و اطلاعات جمع میکنین
،سوما از خاندان توکیتو
،ماکیو از خاندان اوگیموتو
.و هیناتسورو از خاندان کیوگوکو
زنهات دیگه باید مرده باشن، مگه نه؟
.عذر میخوام
.وسایلی که خواسته بودید رو آوردم
.ممنون
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
...وای... این سه تا
دخترهای خانهداری هستن، نه؟
اینوکو
سومیکو
زنیکو
...نه، فکر نکنم که بتونیم
راهی نیستکه تجدید نظر کنید؟
،تحت نظر شما، بانو .مطمئنم مثل الماس خواهند درخشید
...متاسفم ولی
!خب،گمونم اگه کیشون رو قبول کنیم به جایی بر نخوره
.پس لطفاً یکی رو انتخاب کنید
.شرمنده بانو
!پس فکر کنم وسطیه رو برداریم
.به نظر حرفگوشکنتره
!قول میدم نهایت سعیم رو بکنم
سومیکو: استخدام شد
!شما به هیچ دردی نمیخورین
!به زور میتونم ردتون کنم
اصلاً حرفی با جناب عالی ندارم، میفهمی؟
از اینکه شکل دخترها کردمت ناراحتی؟
!گفتی هرکاری بگم میکنی
!لباس دخترونه پوشیدن به هیچجام نیست، اسکل
!بخاطر قیافهته
!من رو اسکل کردی؟
!ببینش! یه مرد تمام عیاری
!هی! اون طرف !کلی آدم جمع شدن
.آهان، اون گامبرداری اویرانه
.اون اویران کویناتسوی خانهی توکیتوئه
.اویران بلند مرتبه داره میره به دیدار مشتریش
پر زرق و برق نیست؟
همسر؟ نکنه اون همسرته؟
اون خوشگله، همسرته؟ !این دیگه زیادیه
!سهتا از اونا داری همهشون مثل اون خوشگلن؟
!اون همسرم نیست
.خیلی آروم راه میره
.توی کوه، درجا کشته میشه
...هی، آقا
.این دختر رو میبرم
اشکالی نداره؟
...پس تو
.مسئول خانهی اوگیموتو
اگه اون چشم خانهی اوگیموتو رو گرفته .که خیلی عالیه
ولی چرا یهو شانس بهم رو کرده؟
.بیخیال، چشم تیزی برای این چیزها دارم
No comments yet. Be the first to leave one.