The first 185 lines.
چه خبره؟ جریان چیه؟
...دستم
!خونسرد باش! خونسرد باش
آجین؟ اون الهه یه فرستاده؟
.شاید الهه کفگیرش خورده ته دیگ
...الهه؟ درسته
درست قبل از تلپورت !صدای اون الهۀ عوضی رو شنیدم
!توموئه! میو! شیکی
کسی صدای منو میشنوه؟ !جواب بدید
حواسش جای دیگه است؟
!خیلی بیخیالی
حتی با تقویت حفاظ کای هم .نمیتونم جلوی حملاتش رو کامل بگیرم
.آسیبم از چیزی که فکر میکردم بدتره
.الان تنها چیزی که دَم دست دارم، زِه کمونه
...اوه
پس یه چیزایی داری .که الهه تو رو اینجا فرستاده
ماهِ راهنما... شب دوازدهم
نکنه آجین نیستی بلکه یه کیمرا با بدن انسانی هستی؟
!من یه انسانم
تو کی هستی؟ چرا به من حمله کردی؟
با جادو مینویسه؟
.چه آدم عجیبی
یادم نمیاد کاری کرده باشم !که شما بخواید به من حمله کنید
شرمنده، ما طرف انسانها نیستیم .طرف شیاطینـیم
.به عبارت دیگه، ما با هم دشمنیم
منظورش چیه؟
.متوجه نمیشم
ساکت شدی؟
،به هرحال، ما با هم دشمنیم .طبیعیه وسط میدون جنگ با هم گپ نزنیم
میدون جنگ؟
...منظورت اینه که
...ارتش؟ نکنه که
!جنگ بین شیاطین و انسانها؟
!این یعنی من درگیر جنگ اونا شدم؟
.اون مانع پیشروی ارتش شیاطینه
.زیردست الهه رو سریع از بین ببر
.درسته، خودمم میخواستم همینکار رو کنم
.مجبورم به سرزمین میانبعدی فرار کنم
!نه، نمیتونم .ممکنه اینا رو بکشونم اونجا
.مجبورم برای خودم وقت و فضای کافی بخرم
اوه! این استراژی توئه؟
!بیاحتیاطی نکن
میتونم همگرایی انرژی جادویی رو .از طرفش حس میکنم
!فهمید... مهم نیست
!شلیک سریع برید آتش
!خیلی خب، الان بهترین فرصته !کای پنهان شدن
!دیوار؟! کی اینا رو کاشت؟
!دویدن خیلی سخته
!نزدیک بود، ها
!برای پاهام هم یه... محافظ
!بگیر
.چه تکنیک دردسرسازی
.از چیزی که فکر میکردم خیلی بهتره
!میتسوروگی، برام جای پا بساز
!خوب جرأتی دارن که منو تعقیب میکنن
!این یارو دیگه کیه؟
!ناپدید شد؟
...محافظم
!چیکار کنم؟
.خیلی حال داد
.اگه این کُت تنم نبود، دخلـم اومده بود
این خندۀ مضحک دیگه چیه؟
...با اینکه تکنیک مبارزهاش ضعیفه
.ولی تواناییهای پایهاش خیلی غیرطبیعیه
.به نظر میاد موهبت الهه رو دریافت کرده
...پس در این صورت
.موهبت الهی اون رو بی اثر کن
.حالا دیگه موهبت الهه از بین رفت
.خیلی خب، وقتشه که بمیری
!شوخیش هم قشنگ نیست
اونم وقتی که اصلاً .موهبتی از الهه دریافت نکردم
.اوه؟ واقعاً جالب شد
!ها؟
میتسوروگی، الان متوجه شدی چی گفت؟
سرخ پوش، منظورت چی بود موهبتی از الهه دریافت نکردی؟
اونم وقتی که در ستونی از نور طلایی الهه .خیلی پر زرقوبرق ظاهر شدی
!اتفاقاً منم میخوام اینو بدونم
به هرحال، من هیچ دلیلی !برای جنگیدن با شما ندارم
داری واسه زنده موندن بهانه میتراشی؟
.گوش کردن به حرفاش فایدهای نداره
پس حرف حساب حالیشون نمیشه، ها؟
هوی! مطمئنم که دوست نداری .بدون شانس معرفی خودت اینجا بمیری
.بهت اجازه میدم خودت رو معرفی کنی
...با اینکه قصد مردن ندارم
ولی توی همچین مواقعی نباید شما خودتون رو اول معرفی کنید؟
.بسیار خب
.سوفیا بولگا
اون یه زن معروفه .که با لقب "اژدها کش" شناخته میشه
.و منم لنسر هستم .البته بیشتر منو به اسم میتسوروگی میشناسن
!ها؟
...اینا همون قویترین ماجراجوی جهان
و اژدهای شکار شده نیستن که توی زتسویا شنیدم؟
خب، اسم تو چیه؟
.کوزونوها ماکوتو، یه تاجر معمولیام
یه تاجری؟ .چه دروغ تابلویی
...اگه تو یه تاجری
پس ما هم دو تا ماجراجوی عادی هستیم .که بنا به دلایلی تحت استخدام شیاطینیم
.و کسانی که قراره تو رو بکشن
...آها، که اینطور
.پس، خدانگهدار
.دارم میام
هرچند، حالا که موهبت الهه رو نداری .خیلی سریع تموم میشه
این شمایید که به خاطر گوش ندادن به من ...درمورد اینکه با الهه نیستم
!قراره دخلتون بیاد
!کای تقویت پنهان کردن
!آزادسازی جادو
!بگیرید که اومد
!هنوز تموم نشده
!کای تقویت بررسی
اونجایید، ها؟
وقتشه از سلاحی که دوارف .برام ساخته بودن استفاده کنم
فکر نمیکردم به این زودی .برام پیش بیاد که ازش استفاده کنم
!برخورد قطعی
!تیری که قطعاً به هدف میخوره
!داره میاد
.تلاشتون بیفایده است
!این دیگه چه قدرتیه؟
!اون که خیلی قویـتر شده
!امکان نداره
!میخوای بگی اون از طرف الهه نفرین شده؟
!سوفیا، قدرت شمشیر رو برگردون بهم
!برو
بعد از عنصر آتش !حالا داره از عنصر آب استفاده میکنه؟
!اما در برابر عنصر آب، من برتری دارم
!چی؟
با برخورد دو عنصر مشابه !همچین اتفاقی میوفته؟
!یعنی اون در عنصر آب به من برتری داره؟
!جفـتون با هم قندیل ببندید
!شاید بهتره از سر دو نصفت کنم
!بازم خوب واکنش نشون داد
!واقعاً که چیز خنده داری هستی
!چیز؟
!ها؟
...گندش بزنن
!یه حملۀ صعودی؟ گول حرکتش رو خوردم
شوخی میکنی، نه؟
!اِه
این دیگه چی بود؟
!سلاحهای دوارف، حرف ندارن
!تو... کاملاً خارج از منطقی
!ولم کن
!دستوپا بزنی خیلی خطرناکه، ها
لازم نیست اینقدر عجله کنی .الان ولت میکنم
!بای بای، کوزونوها
!بازم سقوط از آسمون؟
!مسیر سقوط هم که پر از تله است
!نه! هنوز فرصت دارم
تموم شد؟
.احتمالاً
خیلی خب، بیا به ارتش شیاطین .علامت پیشروی بدیم
!اینا رو به عنوان سوغاتی باخودتون ببرید
!بد شد
اینم از طرف من، برای تمام !این بازیهایی که سرم در آوردید
میتسوروگی، زندهای؟
.تقریباً
.تمام زرههام نابود شدن
.لختِ لخت شدم
.منم یکی از پاهام رو از دست دادم
اون یارو مُرده، مگه نه؟
.احتمالاً
ولی اون دیگه کی بود؟
کوزونوها، ها؟
،اگه زنده مونده باشه !هرطور شده پیداش میکنم و میکشمش
سقف اتاقم توی سرزمین میانبعدی؟
!این دیگه چه وضعیه؟
!دیدنشون واسه چشمام ضرر داره
...ها؟ زخمـم
!ارباب جوان
!ارباب جوان
.صبح بخیر
از طرف خبرچین همیشگیمونه؟
...نبرد برای دژ استلا
افرادی که به صورت معجزهآسا ...از اون فاجعه جون سالم به در بردن
...همه جا اینو دارن میگن
اونی که باعث انفجار شد .سومین فرستادۀ بزرگ الهه بوده
.یه ماجین در لباسی سرخ
میتسوروگی؟ یعنی اون فسقلی نمرده؟
.نه، همراه سوفیای اژدها کش بود
اشتباهاً فکر میکردن .من متحد ارتش انسانهام
احتمالاً الهه سعی داشت شما رو .به صورت اجباری درگیر جنگ با شیاطین کنه
برای همین از حلقۀ جادویی .برای انتقال شما به میدون جنگ استفاده کرد
همش تقصیر اون الهۀ عوضی بود، ها؟
چطور جرأت کردی !با ارباب جوان همچین کاری کنی؟
!نمیبخشمش! نمیبخشمش! نمیبخشمش! نمیبخشمش
...خونسرد باش
No comments yet. Be the first to leave one.