The first 200 lines.
. " هي . . " بيلي
. امروز پنج شنبه اس . فردا برگرد
. نخيرم . . الان درواقع جمعه اس مرتيکه ي خسيس عوضي
! هي
. معتادهاي بي خاصيت
ميخواي منو ببري اون بيرون و بکُشيم ؟
! هي
!! هي
. . و اون عاجزهاي از ريخت افتاده
همونطور که داشتم ازجلوشون رَد ميشدم ؛ . اون سگ ها بهم پارس کردن
. با اين کارشون از کم و کاستي هايِ من کم ميکردن
. " معجزه "
. . من ؛ بهشتو بهتون ميدم
! و همينطور جهنمو . . .
! هي ؛ آقا
. ماشينم تو صحرا خراب شده
. بايد از تلفن استفاده کنم
. يک دلار آمريکا برات هزينه داره
. حتما
. تلفن ؛ داخله
. همه چي داخلِه
. همه چي اون توئه
تمام روياهاتون ؛ داخل اين چادر . به حقيقت مي پيوندند
. . انواع کارت بازي ؛ بازي " جان کوچولو " ؛
زانو بزنيد و . باد ملايمي که درحال وزيدنه رو احساس کنيد
هي برادر ؛ تلفن اينطرفا داري ؟
. ببخشيد
شما دخترا ؛ اون دختره اي که با . . ؟
. آره . . اونجاس
. ممنون
چيه ؟
. هي
چي ميخواي ؟
ببخشيد ؛ . قصد نداشتم بهتون خيره بشم
چرا ديگه . . بهم زل زدي ؛ اصلا پول دادي که . بياي بهم خيره بشي ؛ اما نمايش ديگه تموم شده
مگه کَري ؟
تو واقعي هستي ؟
تو چي فکر ميکني ؟
. خب . . به نظرم واقعي نيستي
. خيلي خب ؛ پس . گمشو پِي کارت
. هي ؛ هي ؛ عزيزم . خواهش ميکنم . . من گُم شدم
ببين ؛ اگه جيغ بزنم . . پنج تا مَرد با آچار چرخ ماشين
ميريزن اينجا و . . . ميگيرن لِه و لوردت ميکنن
. خواهش ميکنم اونکارو نکن
. من " نيت " هستم
. " نيت پول "
. تو شهر ترامپت ميزنم
ببين ؛ تمام شب بيدار بودم و . تو صحرا راه ميرفتم تا اينجا رسيدم
. . تنها چيزي که ميخوام يه نوشيدنيه
. و يه جايي که يه مدت بشينم تا نفسي تازه کنم
. هيچ دردِسري برات درست نميکنم
فقط يه جاييو ميخوام که بشينم و . . درمورد اينکه
. ميخوام چيکار کنم فکر کنم . . .
چه نوع موسيقي ايو مينوازي ؟
مگه چه فرقي ميکنه ؟
. موزيک واقعا زيبا
. يه نوشيدني
. من شراب " جين " مينوشم
. دختري که سليقه اش مثل خودمه
. اي لعنتي . . زندگي خيلي خوبه
يک ساعت پيش ؛ . يه مَردِ مُرده بودم
اما الان ؛ دارم با يه فرشته . شراب " جينِ " گرم ميخورم
پس . . تو کارناوال زندگي ميکني هان ؟
. از " چيپانس " تا " دورنگو " برنامه اجرا ميکنيم
." ميشه يه دور کامل ؛ به دورِ " مکزيک
تا حالا آمريکا هم بودي ؟
. نه ؛ قبلا هرگز اونجا نبودم
. اما انگليسيت خيلي خوبه
بخاطر " سمِ"ـه ؛ . . اون اهلِ " لندنِ"ـه ؛
و همينطورم فيلمهاي سينمايي که . . تو سينماهاي شهرهاي کوچک ديدم
اونجاها ؛ ملحفه ها رو برميدارن . . . . و به ديوار آويزون ميکنن
و شنبه شب ها . . . فيلم هاي قديمي رو نمايش ميدن
چند وقته فرشته اي ؟
. من فرشته نيستم
. زنِ پرنده اي هستم
. . نمي دونم . . من
نتونستم مثل اوناي ديگه به اندازه ي کافي چاق بشم يا . . . . ريش دربيارم و از مارها هم متنفر بودم پس
چيز ديگه اي نمونده بود که بخوام باهاش . . . تو سيرک نمايش بدم
. خب . . اون بال ها بهت ميان
. ممنون
. گرچه ديگه ازشون خسته شدم
از چي ؟ از بال هات ؟
. آره . . سنگينن
. . شونه ها و پشتمو اذيت ميکنن
. و . . ديگه ازشون خسته شدم . . .
واسه چي درشون نمياري ؟
چرا ؛ با درد و رنج زندگي ميکني ؟
. اگه بخواي کمکت ميکنم
. . موضوع اين نيست که . . خودم ميتونم بازشون کنم . . اين
. فکر کنم حالا ديگه بايد از اينجا بري
ميفهمي ؟
. . باشه . . گوش کن
. بابت لطفي که کردي و نوشيدني ممنون
داري برميگردي آمريکا ؟
. آهان
. . گوش کن
اگه يه وقت خواستي از اين کارناوال بري ؛ . . ميدوني
. ميتوني همراه من اينجا رو ترک کني . .
. نه . . نميتونم
. مراقب خودت باش
. از دستِ اين زن ها
تو ؛ دختر داري ؟
زن ها ؛ جونورن . . ؛ . منظورم اينه که . . هيولان
. من اون دخترو ؛ از تو آشغالا پيدا کردم
يه بچه ي خيس و گريون . که وسطِ آشغالا بود
. . و من از اون آشغال دوني کِشيدمش بيرون و
. بهش خونه دادم . . .
. . بال هاش
اونا واقعين ؟ . . .
ميدوني مرد ؛ من قبلا تا لبِ مرز اومدم ؛ . . اما قبلا هرگز اينطوري
. وارد محله هاي شهر و اينجور جاها نشده بودم
. ممنون
ميخواي " ليلي " منو بدزدي ؟
بخاطر اينه که اينجا اومدي ؟
همينطوره . . مگه نه ؟ ! پس خودت خواستي
. هي مرد ؛ نميدونم داري درمورد چي حرف ميزني
من نميخواستم هيچکيو بدزدم ؛ . . فقط
. . گوش کن . . من دخترِ تو رو نميخوام
. فقط ميخوام از اين ديوونه خونه گورمو گُم کنم . .
. يا مسيح
اصلا " ليليِ" من ؛ ميخواد کجا بره ؟
براي همچين دختري ؛ چي اون بيرون وجود داره ؟ . من خانواده اشم
. من ؛ دربرابر دنياي واقعي ازش محافظت کردم
گوش کن " سَم " ؛ ببينم ؛ ميتونم " سَم " صدات کنم ؟
. نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه . نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه
. حالا ديگه رازهاي ما رو ميدوني ؛ آقا
اگه اين حرف از دهنِت بپره که دختره واقعيه چي ؟
. اينکه بال هاش ؛ واقعين
گوش کن آقا ؛ موردي براي نگران بودن . وجود نداره
. من فقط ميخوام به راه خودم ادامه بدم و برم
گوش کن ؛ خانم ؛ من همچين با مارها . رفاقت ندارم
ازت ممنون ميشم اگه . . فقط ببريش و
! لعنت ! اي لعنتي
چه غلطي ميکني ؟
. . چند لحظه قبل از اينکه بميري
. آينده رو به وضوح هرچه تمامتر خواهي ديد
! هي . . سوارشو
. . پس . . بعداز اينکه " هپي " تو رو بکُشه
ميتونم کلکسيون صفحات گرامافونتو واسه خودم بردارم ؟
. . يا مسيح . . اين چه حرفيه " هرييِت " ؛
فکر کردي من اين حرفا رو . . از خودم درآوردم ؟
نه ؛ هي ؛ داستان اينه که . . چندتا سرخپوستِ سرگردان
آدمِ اين يارو " هپي " رو درست چندلحظه . . قبل از اينکه تو رو بکُشه ؛ با تير زدن و کُشتن
بعدش تمام شب ؛ . . . . تو صحرا با پاي پياده راه رفتي
بعدش ؛ چندتا از اين دَک و ديوونه هايي که . . تو کارناوال برنامه اجرا ميکنن اسيرت کردن
بعدش نزديک بوده که . . . . يه مار زنگي ده فوتي نيشت بزنه
و دستِ آخر هم يه دختر خوشگل و اسرارآميز . . . با ماشين پدرش مياد و نجاتِت ميده
داري از اين وضعيت لذت ميبري هان ؟
يا مسيح . . " نيت " ؛ تو با زنِ اون مرتيکه . سکس داشتي ؛ اينو ديگه همه ميدونن
نيت . . اونجايي ؟
داري به حرفام گوش ميدي ؟
يا مسيح ؛ . . گوش کن . . گوشي
هي گوش کن ؛ . . به " هپي " بگو
. يه جلسه واسه فردا بذاره که همديگه رو ببينيم
يه جلسه ؟
. "ظهر . . در " ليتل نيويورکر
يعني ازم ميخواي که همينطوري گوشيو بردارم . و به " هپي شنون " زنگ بزنم
آره . . به اون مرتيکه ي عوضي زنگ ميزني . . و بهش ميگي
! يا مسيح ! بهش ميگي يه ميليون دلار پول نقد بياره سر قرار
نيت " ؟ " نيت " ؟ "
هي بچه . . ميتونم يه لحظه اون دوربينو ازت قرض بگيرم ؟
. تو ديگه مُرده به حساب مياي
! لعنتي
ديدي ؟ ديدي ؟ . پرواز کردم . . اون کارو کردم .. پرواز کردم
. فکرشو نمي کردم بتوني پرواز کني
. بازم نميتونم . آخه خيلي بزرگم
. . وزنم زيادي واسه اين بال ها سنگينه
اما بعضي وقتا که بادِ موافق ميوزه ؛ . . . . بالها ؛ اينقدر قدرت دارن که
. وايسا . . بايد يه عکس ازت بگيرم
. . باشه . . اما از اين لباسا خوشم نمياد
بايد بعدا بندازيشون دور ؛ باشه ؟ . . .
. بخدا قسم ميخورم
. فقط همونجا وايسا
قول ميدي ؟
! قسم ميخورم
. به همين راحتي
. باورم نميشه
تو صحرا ؛ چه اتفاقي برات افتاد ؟
. يه مادربخطايي ميخواست بکُشتم
بخاطر يه زن ؟
ديگه چي ميتونه باشه ؟
عاشقش بودي ؟
. کاملا خير
. يه جوري غم انگيزه
تو چي ؟
. زندگي با ريتم سريع در کارناوال
. يه دختر خوشگل
. بايد مرداي زيادي چشماشون دنبالت باشه
چي شد که فرار کردي ؟
. ديگه وقتش رسيده بود که آشيانه رو ترک کنم
. پس ؛ وقتش رسيده بوده که آشيانه رو ترک کني
چطوره يه گاز از اون سيب بدي من بخورم ؟
فرمونو ميگيري ؟
تو کوچولوي خوشگلي هستي ؛ هان ؟
. ممنون
. بايد از پدر و مادرت تشکر کني
. خودم فرمونو دارم
ميشه سيبمو پس بدي ؟
. حموم کامل . دوتا تختخواب
. و تا ساعت 11 شب هم ميتونم براتون پيتزا بيارم
No comments yet. Be the first to leave one.