The first 200 lines.
اسم من بَری آلنه
و من سریع ترین انسان جهانم
برای جهان بیرون ... من یک دانشمند ِ پزشک قانونی ساده ام
ولی در خفا به کمک دوستانم در استارلبز
با جنایت مبارزه می کنم و سایر ِ فرا-انسان های مثل خودم رو پیدا می کنم
در تلاش برای متوقف کردن اسپیدستر ِ شیطانی ساویتار
من تصادفا به آینده پرتاب شدم
و دیدم اون زنی که عاشق هستم رو به قتل رسوند
ولی من نمیگذارم این اتفاق رخ بده
من قراره همه قدرتم رو به کار بگیرم که آینده رو عوض کنم
و من تنها کسی ام که اونقدر سریع هستم که بتونم نجاتش بدم
من "فلش" هستم
آنچه در فلش گذشت
سنگ کیمیا کلید همه چیز بوده
پس ما سنگ رو نابود می کنیم و ساویتار برای همیشه می ره
فقط یک کار میتونیم باهاش بکنیم
پرتش کنیم تو اسپیدفورس
باید هر کمکی ازم برمیاد رو انجام بدم
من اونی هستم که از مادر در حال مرگش هفته ها دوری کرد
من خیلی چیزا رو از دست دادم
ازت خوشم میاد جولیان ولی از قدرتام هم وحشت دارم
و کاری که میتونن با افرادِ نزدیک به من انجام بدن
من این قدرتا رو نخواستم
مثل تو که نخواستی توسط ساویتار استفاده بشی
من فکر می کنم باید بریم دور همی وحشت زده بمونیم
البته پس شد با هم
دیوونه کننده اس که تو این مدت کوتاه چقدر سریع شدم
و من میخوام که سریع تر بشی
من قرار نیست آیریس رو !از دست ساویتار نجات بدم. تو میدی
آیریس وست با من ازدواج می کنی؟
به سنترال سیتی خوش آمدید خانه ی فلش و کیدفلش
و والی رکورد خودشو شکست
اوه...بَری امروز خیلی بهش سخت گرفته
ببخشید؟ بَری؟ جانم؟
اوه بله به نظرم میتونه بَری باشه
یا میتونه مربی نابغه اش باشه که
که حضورش در این زمین فقط برای اینه که
عظمتی حماسی رو شیردوشی کنه
ممنونم از همه شما
میتونه بخاطر جسی هم باشه - چی؟-
بیخیال...والی نمیخاد از دوست دخترش شکست بخوره
همچنین تورو خدا از کلمه ی
شیر بعنوان فعل استفاده نکن دیگه نکن توروخدا
سرم داره گیج میره
بایدم گیج بره...والاس
باید توی این مسیر خسته و کوفته بشی
این قراره بازسازی ِ
استرسی باشه که قراره از
رویارویی نهایی ات با ساویتار بگیری
پس پیشنهاد میدم بزن تو دل سختی گل آلاله
شیردوشی از عظمت حماسی
آره...شوخی نکن
چرا کمی آروم تر پیش نمی ری مامان فداکار
بَری و جسی تو نقطه نهایی ان
حاضر باش
والی تو مسیر آخره
...زودباش
بچه ها؟- بیست و یک صدم ثانیه-
بیست و یک صدم
اونقدر سریع که آیریس رو از دست ساویتار نجات بدی
تو تونستی
تو تونستی- تو تونستی-
تو تونستی- تو تونستی-
تو خوبی؟
اوه آره آره
من فقط...خوشحالم
همه ما هستیم والی
همه خوشحالیم
جولیان سلام
اوه کیتلین ..حالت چطوره؟- حالت چطوره...این-
از فرودگاه مستقیم اومدی اینجا؟
اوه بله بله آه
بَری گفت باید یه چیزی بهم بگه اینجاست؟
خیلی زود میرسه مطمئنم
میشه ما؟- بله میشه-
میشه
ببینید کی رو پیدا کردم- سلام بچه ها-
اوه
چطورید؟- جولیان-
خوبه که دوباره همه تون رو می بینم
جسی فکر کردم مستقیم برمیگردی به زمین 2
راستش تصمیم گرفتم مدتی این اطراف بمونم
هی کسی میدونه چه خبره؟
من یک کوه کاغذبازی تو اداره دارم
نه نه منم نمی فهمم خواستم از شما بپرسم
اوه به خونه خوش اومدی جیمز
میتونم یه لیوان چای خوب برات دم کنم؟
و یک خوبشم برات درست می کنم
نیازی نیست سر راه رفتیم جیترز
برای همه یه چیزی گرفتیم شما بچه ها
فکر کردم باید کارات رو تموم می کردی؟
قراره
حاضری؟
کار خودته- بفرما-
خیلی خب شما دوتا چتونه؟
اِ میخوای بگی؟- اممم-
کار خودته
خیلی خب بریم تو کارش- اوهوم-
اِم
!نه
تبریک می گم.... چه هیجان انگیز
ممنوم مرسی
هی مرسی مرد- واو-
شما اینکارو کردین...این این بی نظیره
آفرین تبریک جو
بابا یه چیزی بگو لطفا
!دختر کوچولوی من
!!!تو تبدیل شدی به یک زن زیبا
تو با بهترین مردی که میشناسم ازدواج می کنی
ممنونم
شما هیچی جز خوشی بهم نمیدین
من خیلی براتون خوشحالم- خیلی خب-
عجب منظره زیبایی من دیگه طاقت ندارم
تبریک میگم- ممنون مرد-
مرسی- آره-
و بحث درباره ی
ساقدوش شدن
اینکارو می کنم...البته
وقتی بَری و من اولین بار هم رو دیدیم
اچ آر- منظورت اون بود-
خیلی خب...باشه
...من
باعث افتخارمه...بخدا
یعنی تا وقتی بتونم یک نفرو با خودم بیارم
چون میدونی من و جیپسی
میخوایم سالن رقص رو براتون بترکونیم
بَری
میتونم باهات حرف بزنم یه لحظه؟- آره آره-
حالا میخوام مطمئن باشم شنیدی که اونجا چی گفتم
نمیتونم از این خوشحال تر باشم
خیلی خب باشه
....پس
چرا اجازه ی منو نخواستی؟
یعنی من بهت داستان ِ
اجازه گرفتنم از بابای فرانسین رو گفتم
مثلا صد بار
حداقل صدبار و آره داستان عالی بود
ولی نکته اش رو نگرفتی؟
من...آره....من
نمیدونم...یهویی شد
میدونم میگی آره و خواستم غافلگیرت کنم
هی آلارم آتش سوزی نوع 3 در ساختمان راب
آتش نشانی داره تخلیه اش می کنه
جسی با حلقه سرگرمه فعلا
پس فقط خودم و خودتیم- خیلی خب-
منتظر چی هستی . برین- آره-
....والاس
والاس وست
....والی
چی چی؟
والی؟
هی
چه اتفاقی داره می افته؟ چی شده؟
کجا رفت؟
کی کجا رفت؟
اون کجاست؟
کی؟ کی کجاست؟
ساویتار
من خوبم
پس حالا ساویتار تو ذهنت هست
اوه پسر
هیچوقت متوقف نشده و نمی شه
چه مدته اینطوری هستی والی؟
نزدیک یک هفته - یک هفته -
والی چرا قبلا چیزی نگفتی؟
چون نمیدونستم این چی بوده
گفتم شاید فقط توی سرم باشه
میدونی نمیخواستم این قضیه رو به کسی نگم
این دقیقا همینکاری بود که کردی والی
پیش خودت و ساویتار نگه داشتی قضیه رو
و ما کاری از دستمون بر نمیاد
داریم درباره زندگی آیریس حرف می زنیم
آره میدونم خودم - میدونی والی؟ -
بله - خب خیلی خب -
تا الان...فقط دیدیش. درسته؟
آره . این اولین بار بود که فیزیکی شد قضیه
چی...اون اونجا نبوده
خب؟ تو باهاش نمی جنگیدی
اون ذهنت رو بهم ریخته بود
همش تو سرت بوده - منم تجربه اش رو داشتم -
بهش میگن بدبختی
خب چرا من یه اسکن مغزی روی والی انجام ندم
ببینم شاید تاثیرش مثل تسخیر شدن جولیان باشه؟
آره خوبه چرا اینکارو نکنیم
والی به هرحال نباید اینجا باشه
چی؟ - بَری! اون خودش میدونه گند زده -
قضیه این نیست. خب....این
اگه ساویتار مثل جولیان بخواد از والی استفاده کنه
از کجا مطمئن باشیم از توی والی جاسوسی ما رو نمی کنه؟
والی طرز کارش رو نمیدونیم
چطور بدونیم اون هرکاری می کنیم رو نمی بینه و نمی شنوه؟
ببین. تو اخراجی
اخراج؟ - ببخشید والی -
آره . به نظر متاسف نمیای
خیلی برو بچ شکر تو کلامتون
ما هنوز "4دوست" هستیم. نه؟
چی؟
شما تو این زمین همچین فیلمی ندارین؟
من باهاش حرف می زنم - آره برو سر عقلش بیار -
خیلی خب دیگه - خب حالا چی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.