The first 200 lines.
...آنچه گذشت
از این طرف
تو واقعی هستی؟
اسلحه رو بذار زمین
!نه
بچههای تیم میخوان امشب جشن بگیرن. تو هم میای؟
الکس سنش مناسب پارتی نیست
میخوام براتون یه نوشیدنی بیارم
باشه
آدرین دیده که چه اتفاقی افتاده
اون میگه که کار «جی» بوده
باید بریم داخل
!باید بریم
آدرین. داخل ماشین بمون
میخوای چیکار کنی؟
همسر و دخترم رو پیدا کنم
جات امنه
!داره میاد
!داره میاد
چی میبینی؟
چیزی نمیتونم ببینم
سعی کردم که بهشون اخطار بدم یه چیزی اون بیرون هست
اونا گوش نکردن
چی بود؟
،سگم رفت تو مه
و یه چیزی اون رو کشت
فکر میکنی کار یه جور حیوانه؟
طرز کشته شدن این مأمور که این رو نمیگه
کانر مُرده
شاید این...یه جور جنگافزار شیمایی مثل یه ابر اسیدی باشه؟
خب، تو یه سربازی. نباید تو بهتر بدونی؟
چیکار باید کنیم؟
.خانوادهی من تو بازارچه هستن باید برم پیششون
ببین،اونجا کلی غذا و آذوقه هست
فکر کردم گفتی که میخوای کمک کنی
آره ولی اون سوسکهای دهن گشاد چی
.که بهمون حمله میکنن
نمیخوام کسی رو مجبور کنم که کاری رو انجام بده
من میام
منم همینطور
...خب، منم اینجا تنها نمیمونم،پس
یه ماشین پلیس جلو در هست
بیاین کلیدش رو پیدا کنیم و گورمون رو از اینجا گم کنیم
کانر کجاست؟
.اون مُرده اون عوضی ما رو اینجا گذاشت
خانم ریوِن
...خانم ریوِن
این خون کیه؟
بله؟ - پدر -
افسر «چیف هیسل» اینجاست ...اون خیلی
بخاطر همسرم اینجاست؟
منظورت چیه؟
یه مردی تو مه بود
یهو سر و کلهش پیدا شد
به «بندیکت» شلیک کرد و بعدش به خودش هم شلیک کرد
نمیتونی چیزی اون بیرون ببینی، رفیق
دقیقاً روبهرو در ورودی
پلیسها کِی میان؟
میان. نگران نباش
...اگه میخواد - ممنون. حتماً -
یه خانمی اینجا هست که میدونه
ممنون
خانم کوپلند؟
،من «گاس بردلی» هستم .مدیر این بازارچه
کایل گفت که شما دیدین چه اتفاقی افتاده
خانم کارمدی رفت بیرون
ما صدای جیغشون رو شنیدیم
بعدش با سرعت خورد به پنجره
...فکش پاره شده بود و بعدش یه چیزی
.اونو کشید عقب
چی کشیدش عقب؟
نمیدونم
پسرش چی شد؟ اون هنوز اون بیرونه
با من بیا
این عجیبه که دلم میخواست منم میدیدمش؟
عجیب نیست، حال بههمزنه
باید بریم بیرون و دنبال پسرش بگردیم؟
هیشکی هیججا نمیره، راج نه تا موقعی که بدونیم اون بیرون امنه
میتونه کار یه خرس بوده باشه؟
من اون زن رو دیدم. کار خرس نبود
اگه بیاد داخل چیکار میخوایم کنیم؟
مطمئنم میشیم که نتونه بیاد داخل
!خیلیخب، همهگی گوش کنین
،قبل از اینکه بتونیم با نیروی انتظامی تماس برقرار کنیم
،اینجا میمونیم جایی که میدونیم امنه
،میخوایم درها رو قفل کنیم
که هرچی که اون بیرن هست نتونه بیاد داخل
.به کمک احتیاج دارم عجله کنین
دو تا کلید هست
ما میریم به طبقه پایینتر
باشه
من میتونم کمک کنم - باشه -
بیا با اون بریم
الکس
نمیتونم الان اینجا باشم
باشه
خانم ریون اون پشته
میگه که یکی همسرش رو کشته
و بعدش خودش رو هم کشته
همین الان؟
خدایا
نباید از اینجا بری بیرون؟
اون گفت خودش رو کشته؟
بسیارخب. پس ما همینجا میمونیم تا بدونیم که چه اتفاقی افتاده
امیدوار بودم که تو بدونی چه اتفاقی اون بیرون افتاده
نمیدونم ولی محض اطمینان که شاید یه دود سمی یا
.یه چیزی تو این مایهها نباشه، اینجا میمونیم
بهتره که تو جای امن بمونیم
نت، خیلی متأسفم
اشکالی نداره
خیلیخب
هی، دنبالم بیا. دنبالم بیا
ببین،بشین. بشین
داری چیکار میکنی؟
دارم دنبال کلید ماشین میگردم
اون مرد یه سری کلید پیدا کرد
من ترسیدم، باشه مثل بقیه
فکر میکنم...این به ترسم کمک کنه
خواهش میکنم بهش چیزی نگو
اگه بدونه اینجا ولم میکنه
من همیشه اونی بودم که تنهام میذارن
تو معتادی؟
کی ما رو از اون سلول آورد بیرون؟
تو فکر میکنی یه مفنگی میتونه از پس اون بربیاد؟
من واقعیت رو میخوام
...واقعیت اینه که
میخوام احساس بهتری نسبت به الانم داشته باشم
و تو میتونی درت رو بذاری اگه درک نمیکنی
...اگه این قراره مشکلساز بشه اون بیرون
مشکلساز نمیشه
مشکلساز نمیشه اگه بهم کمک کنی
نیاز دارم که بهم کمک کنی
اون لازم نیست که بدونه
ولی قرصها اینجا میمونن
فکر میکنی که درها رو ببندیم اینجا رو امن میکنه؟
چیزی نمیشه
چیزی نیست. مشکلی برامون پیش نمیاد
ممنون که با من اومدی
من «کیمی»هستم - ایو -
شاید اون میدونه چه اتفاقی افتاده
چی شده؟
،یکی از راهروها از مه پر شده
.و یه جسد دیگه داخلشه
خدایا
چه اتفاقی داره میافته؟
کجاست؟ کدوم راهرو؟
این یکی
اونجا بخش مدیریته
باید بشینیم و صبر کنیم؟
نباید الان پلیس اینجا باشه؟
شاید یه گزینه دیگه هم وجود داشته باشه
بعد از حادثهی یازده سپتامبر وزارت امنیت همهی فروشگاههای بزرگ رو
.به بیسیم تجهیز کرد
.ما یکی از اونا رو داریم تو دفتر حراسته
چی شده؟
دفتر حراست تو قسمت مدیریته
درست همونجایی که شما اون جسد رو پیدا کردین
خدایا
اسمش «تئو»ـه از قسمت حسابداری
چه اتفاقی داره میافته؟
یه جور عملیات تروریستیه؟
چرا داری به من نگاه میکنی؟
من یه مغازه کفشفروشی دارم
آره، خب هیچ وقت نمیدونی - !هی -
شاید این مه سمی باشه
یا یه جور گاز سمی یا چیزی باشه
سم نمیتونه بازوش رو تیکهپاره کنه
و الکس و من داخل اون مه بودیم
خب یه چیزی داخل اون مه هست
یه چیزی که از طریق یه پنجرهی باز، اومده داخل
چیزی اون تو دیدی؟
به نظر که خالی میاد
یکی میخواد بره داخلش؟
هرچیزی که اون رو کشته، میتونه هنوز اون داخل باشه؟
فروشگاه لوازم الکترونیکی یه هلیشات یا پهباد داره
بابا و من آخرین باری که اونجا بودیم، بهش نگاه کردیم
به نظر مشکلی نیست، ولی باید عجله کنیم،محض اطمینان
باشه؟
!موتور رو روشن کن
عجله کنین. داره غلیظتر میشه
!این دیگه چه کوفتیه
آمادهای؟
آره
،خدا کنه کار کنه
این تنها چیزی بود که تو فروشگاه بود
مواظب باش
چیزی نیست، بلدم چطور با این چیزها پرواز کنم
چیزی میبینی؟
!ساکت
بستهاست
جامون امنه
یکی دیگه از اون درها باز بود
بذار یه نگاه بندازم
به نظر خالی میاد
ولی یه سوراخ هست اونجا
بیرون رو نگاه کن
صبر کن
یا...کی نوشته؟
چیه؟ - چی میبینی؟ -
یه جنازه دیگهست
No comments yet. Be the first to leave one.