The first 200 lines.
یک تا سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
دو تا سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
یک تا سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
دو تا سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
امروز نیمهابریه و ۶۴ درجه.
و اما خبرهای دیگر،
شهردار کوچ قول داد پلیس بیشتری رو به خیابونها بفرسته
در حالی که آمار قتل در شهر سر به فلک کشیده.
سال گذشته شهر رکورد جدیدی ثبت کرد. -
هر چهار دقیقه یه جنایت.
ای بابا.
نصف شب یواشکی نیای اینجا تو ها.
هی، چه خبره؟ -فقط بگیر بخواب.
اون کیه؟
به تو ربطی نداره.
آها، راستی، تلویزیون تو تعمیرگاهه.
امروز بعدازظهر برو بیارش.
من باید برم سر کلاس.
من باید برم.
نذار مامانم رفتنتو ببینه.
بیا با هم کار کنیم، بیا با هم کار کنیم. باشه.
بهت میگم، واقعیت داشت.
من میگم همش چرت و پرته، درِد.
اسمش "خط ستاره سیاه" بود.
من واسه چی برم آفریقا؟
من از وست ایندیز اومدم، درست مثل تو.
نه بابا. ما آخرش اونجا رسیدیم.
ولی همهمون با کشتیهای بردهکشی اومدیم.
تصور کن اگه همه پلیسا،
همه سیاستمدارا
و همه تاجرا آدمای خودت بودن.
چی داری میگی؟
مارکوس گاروی.
من نمیتونم این مردو ببرم هارلم،
اونوقت میخواد برگرده آفریقا.
هی! هیچ کدومتون
اگه همینجوری گند بزنید، فارغالتحصیل نمیشید!
هی.
رفیقت هنوز ماشین میخره؟
آره. مثل همیشه.
فقط هرچیزی رو از خیابون بیار عقب. -باشه.
هی!
اون ماشین منه! کجا داری میری!
من این احمقو میکشم.
هی! صورتتو خورد میکنم!
هی، آنتوانت. بذار کمکت کنم.
هی، کالین. ممنونم.
آره. -مدتیه ندیدمت.
مادرت چطوره؟
خوبه. باید این تلویزیون رو براش تعمیر میکردم.
اوه. خب، سلام منو بهش برسون.
اوم، همینجا خوبه.
کاری از دستم برمیاد؟
یه بار با من بیرون میای؟
آنتوانت، تویی؟
کالین.
ممنون.
فردا؟
باید فکر کنم.
کالین وارنر؟ -هیچ کار خندهداری نکن!
مواظبش باش. خب، بریم. -وای، داری چیکار میکنی؟
ببرینش سمت ماشین! -بیا دیگه! -هی!
ولم کن، مرد. -دستبند بزن به این یارو.
داری چیکار میکنی؟
همیشه فکر میکنن میتونن قسر در برن.
باشه. خب بریم.
آروم و راحت.
خب.
تا آخرش تو.
ببین، بهترین کاری که میتونی بکنی
الان برای خودت
اینه که بهم بگی چی شده.
این قضیه همینجوری ول نمیشه.
وسط روز روشنِ کوفتی بود،
بابا به خدا!
پس بگو.
چرا به ماروین شلیک کردی؟
ببخشید؟ -بهت پول بدهکار بود؟
واسه همین بهش شلیک کردی؟
من به کسی شلیک نکردم.
ما یه شاهد عینی داریم که از روی عکس شناساییت کرده.
ببخشید آقا،
شما اشتباه کردید.
میدونی چه اتفاقی برات میفته
اگه شروع به همکاری نکنی؟
این یه اظهارنامهست
که درگیر بودنت رو تایید میکنه
در شلیک به ماروین گرنت.
همه چیز اینجا توسط یه شاهد عینی
تایید شده.
میفهمی یعنی چی؟
من اونو امضا نمیکنم.
من قاتل نیستم.
خیلی خب، بریم!
چه خوشگلی تو! - دستاتو...
عقب وایسا!
بریم. یالا.
کیسی، تلفن برای توئه.
لطفاً بگو بعداً بهشون زنگ میزنم.
راجع به کالینه.
گفتن کار واجبیه.
اسم زندانی چیه؟ -کالین وارنر.
باشه.
نه. درخواست وثیقهاش رد شده.
تا کی؟
تا بره پای محاکمه، مگه اینکه قاضی نظر دیگهای داشته باشه.
باشه، ممنون. -خواهش میکنم.
متاسفم، برادر.
خب، مادرم کجاست؟
مجبور شد بره سر کار.
یه کاری با رئیسش داشت.
حالت خوبه، مرد؟
اینجا اوضاع داغونه.
و هرچی میگم، هیچکس نمیخواد بهم گوش بده.
حتی مامان خودم.
رفقا، حقیقت بالاخره روشن میشه.
باشه؟
فقط تا شروع دادگاه دوام بیار.
این سفیدپوستا اون بیرون به اندازه کافی آدم کشتن.
هی، اونو رد کن بیاد!
ن-نگران اون تیراندازای فلتبوش هستی؟
شنیدم یه رفیق رو گرفتن
که هیچ ربطی بهش نداشت.
آره، مرد، اون آدما دارن اذیتشون میکنن.
هی! داری راجع به من حرف میزنی!
هی! خفه شید اونجا!
هی، اِ...
اون مرده رو شنیدی
که داشت درباره اون تیراندازیای فلتبوش حرف میزد؟
نه. -تو چی؟
شنیدم زنت دیروز اومده بود دیدنت.
هی، اِ...
یه نفر به اسم ماروین گرانت رو میشناسی؟
قبلاً تو ساختمون ما زندگی میکرد.
پلیس میگه من کشتمش.
میگن من بهش شلیک کردم.
اون به یه نفر به اسم اسپنگلر شلیک کرده بود
چند روز قبل از اینکه خودش کشته بشه.
پس پسرعموی اسپنگلر دنبال انتقام بود.
...هفت، هشت، نه.
دو تا سه، چهار،
پنج، شش، هفت، هشت...
الو.
این یه تماس با هزینه گیرندهست
از اداره اصلاح و تربیت.
هزینه رو قبول میکنید؟ -آره، قبول میکنم.
الو؟ -کالین: کیسی، گوش کن، یه نفر هست
به اسم آنتونی گیبسون که ماروین رو کشته.
یه نفر اینجاست که میدونه چی شده.
باید بری به اداره پلیس ناحیه ۶۷.
بهشون بگو این بنده خدا حاضره حرف بزنه.
باید برم. -باشه.
کی بود؟ -کالین بود.
درباره تیراندازی فهمیده بود.
باید برم اداره پلیس.
ببخشید.
من... من باید با یه کارآگاه صحبت کنم
در مورد قتل ماروین گرانت.
باید فردا برگردید.
الان کسی اینجا نیست. -نه، من اطلاعات دارم
درباره یه قتل.
نمیشه تا فردا صبر کنه.
دارم بهتون میگم الان کسی اینجا نیست.
...تساوی در مقام اول.
اون شماره کارتتونه؟
میخواید زنگ بزنید،
یا میخواید من شکایت ثبت کنم؟
من تا صبح وقت دارم مدارک رو پر کنم.
درست نیست، عزیزم؟ -دقیقا همینطوره.
چطوری؟ -چه خبر، جیمی؟
پس، بذارید درست متوجه بشم.
شما میگید این آنتونی تیرانداز بوده نه کالین؟
درسته.
پس کالین راننده بود؟ -نه.
کالین هیچ دخالتی نداشت.
کی بهت اینو گفت؟
چند نفر.
بعضیا؟
اونا نمیخوان با پلیس حرف بزنن.
اونا آدمای دخیل تو قضیه رو میشناسن.
کل محل
میدونه چی شده.
کل محل میدونه که شما آدم اشتباهی رو گرفتید.
خب، مگر اینکه کل محل بخواد شهادت بده،
دارید وقت منو تلف میکنید.
بریم.
کجا میری؟
برم از مغازه یه تیکه کیک بگیرم.
برای منم یکی بگیر.
خدا کنه سلول نباشه.
یالا! سر پستاتون! با شمارش خودتون!
این شماره پرونده ۷۴۴۲ است.
جناب قاضی، دادستانی قصد داره کالین وارنر رو محاکمه کنه
و آنتونی گیبسون رو با هم به اتهام قتل ماروین گرانت.
درخواست میکنم این پروندهها با هم ادغام بشن
تحت کیفرخواست اولیه.
درخواست پذیرفته شد.
تو همون کسی هستی که ماروین رو کشتی؟
این سوالا رو از من نپرس.
به تو ربطی نداره.
No comments yet. Be the first to leave one.