The first 200 lines.
ام!بیدار شو، کارل. بیدار شو
کارل؟
چی شد؟
!کارل
تیمهای ترجمهی دیباموویز و وب سایت رسانه کوچک با افتخار تقدیم میکنند
آروم. آروم باش
سخت نگیر
چقدر مدت بیهوش بودم؟- حدود یه ساعت-
پیرانا کجاست؟
عجله نکن، پسرم عجله نکن
اون کجاست، بابا؟
نمیدونم. فکر کردم پیش توئه- چی؟-
صداتو برای من بم نکن خودت میدونی هنوز بزرگ نشدی
ببین، من وقت ندارم مودب باشم
وضعیت مرگ و زندگیه حالا بگو اون کجاست؟
حدود نیم ساعت بعد از تو رفت
یه چیزی در مورد رزرو جت در "تتربورو" و تماس گرفتن با مادرش گفت
سعی کرد با تو تماس بگیره ولی جواب ندادی
تو فقط یه وظیفه داشتی
من به خداوند خدمت میکنم
خداوند به ما قدرت اراده رو ارزانی داشته این بزرگترین نعمت اونه
دوستت وقتی از اون در خارج شد تصمیم گرفت از قدرت ارادهش استفاده کنه
تو به چه دردی میخوری، مرد؟
هر کاری از دستم برمیومد کردم گوش نداد
کله شق بود
باید پیداش کنم- باید استراحت کنی-
با یه دکتر تماس میگیرم- نه-
یه کم طول میکشه تا مثل قبل پرتاب کنی ولی بالاخره از پسش برمیای
کاپیتان، من دیگه به این چیزا کاری ندارم، فهمیدی؟ دست از سرم بردار
خب پس میخوای چیکار کنی؟ بری برای تیم"نیویورک لیبرتی" آزمون بدی؟
آره، شاید
میخوام به کارت برگردی کار همیشگیت رو انجام بدی
غافلگیر شدم
فکر میکردم میمی انقدر تو رو خوب روی انگشتش میچرخونه که جربزه نداری کاری انجام بدی
آره، توی اتاق نظارت انقدر بودم که متوجه بشم
چنگ قبل از اینکه شما دو تا بریزین رو هم منو برکنار کرد
دوستش دارم
اما قانون قانونه و منم قسم خوردم
دارم در هارلمز پارادایس" غیر رسمی به عنوان یه خبر رسان کار میکنم
غیر رسمی؟
اونوقت بخاطر مفرد کار کردن من داشتی پدرمو در میاوردی
مسئلهی حساسیه نمیخواستم امور سیاسی از مسیر منحرفمون کنه
اگر درست انجامش بدیم مرایا برای همیشه از بازی خارج میشه
جاسوست کیه؟- فعلا نمیتونم بهت بگم-
کاپیتان- خیلی نزدیک شدیم-
ولی یه عامل هست که نمیتونم کنترل کنم
لوک کیج
اون یه هم پیمانه، نه سربار
اگر پیرانا جونز انقدر برای جاماییکاییها و دار و دستهی مرایا مهمه
حتما یه چیزی میدونه
میخوام لوک سریعا اونو تحویل بده
لوک به حرف من گوش نمیده
لوک رو نزدیک یه کلیسا تنها دیدن
میتونم دستگیرش کنم ولی هر دومون خوب میدونیم دستبند نمیتونه مدت زیادی اونو کت بسته نگه داره
متاسفم، کاپیتان ولی من نمیتونم
دیگه کار به این کارا ندارم و به آرامش رسیدم
میدونی کجا پیدام کنی
پیرانا کجاست؟
هنوز پیش لوک کیجه؟
پیش بوشمستره؟
لعنتی حتی دیگه مسئلهی پولی هم نیست
من ریموند رو از زمانی که دبستانی بود میشناسم
اون وفاداره
داریم همه جا رو میگردیم
یکی داره خبرچینی میکنه
من از هیچی بیشتر از یه جاسوس کثیف بدم نمیاد
من همدست ریدنآور هستم
باید از سرهای روی نیزه حرف بزنم
بزنم زیر گریه چون قربانیام
اونوقت اون داره باهام در مورد پرت شدن تون از سقف
و چیزایی که نباید ازشون خبر داشته باشه حرف میزنه
روابط تنها چیزایین که اهمیت دارن
برای وفاداری خیلی ارزش قائلم
مادر بزرگم بخاطرش به موفقیت زیادی رسید
میدونی دیگه چی بهم یاد داد؟
زمانی که شک داری، فشار وارد کردن
...حقیقت رو بر ملا میکنه
هیس
من به خانوادهم وفادارم. ختم کلام
شما باید تصمیم بگیرید هنوز توی خانوادهم هستین یا نه
!پیرانا رو پیدا کنید. همین حالا
!منتظر چی وایسادین؟ !وقت طلاست
دیگه حرفی ندارم، هرنان
پس گوش کن
ترس همیشه انگیزه دهنده نیست
آدما رو با هم بیگانه میکنه
از "ماما میبل" بهتر باش
از کورنل بهتر باش
وگرنه همیشه باید پشت سرت رو بپایی
پولمون رو پس بگیر
اوه، خیالت تخت که پولمون رو میگیرم،عزیزم نگران نباش
پیرانا رو به خونه برمیگردونم
میرم دهن چند تا راستایی رو سرویس کنم
اونوقت همه چیز رو به راه میشه
میخوای بهش خبر بدم که اینجایی؟
یه لحظه
اینو توی یکی از جعبههای اهدایی قدیمی پیدا کردم
یه سوئتشرته
لباس محبوب توئه، نه؟
آره. پشت مغازهی سلمونی چند تا دارم
به نظرم بهتره بمونی
نه، به صلاحه در حرکت باشم
پسر جون، من دارم تمام تلاشمو میکنم
نگرانت میشم. من هنوز پدرتم
پدر" رو تعریف کن"
...پسر جون، حق نداری
چیه؟ فکر کردی میتونی منو بترسونی؟ فقط چون هیکل گنده کردی؟
نه، تو هنوز همون پسرک عصبانیای فقط ماهیچه زدی
و توام انقدر روت میشه که با من از راستی و صداقت حرف بزنی
تو یه آدم دو روی لعنتی هستی
توی منزل پرودگار به پدرت احترام بذار
عجب
حالا میخوای باهام در مورد احترام حرف بزنی؟ واقعا؟
پسر جون، برام مهم نیست چقدر گردن کلفت شدی شده برای زدن در کونت پاهامو میشکونم
دوست دارم تلاش کردنت رو ببینم
خیابونا صدام میزنن. عزت زیاد
همیشه صدا میزنن مجبور نیستی همیشه جواب بدی
اینم از همون پدری که میشناسمش
از آب خوشت میاد، رفیق؟ هان؟
شنا بلدی؟
آ خوبه ولی من دوستش ندارم
ولی از اسمت
(به نظر میاد از زندگی دریایی خوشت میاد. فیش (ماهی
فقط از تصویرش خوشم میاد
ماهی های کشندهای که متوجهی اومدنشون نمیشی
به نظرم توی کار شما بهتره که وال باشی
نیاز به اطلاعات دارم
کلمههای رمز
هر چیزی که متعلق به مرایا استوکسـه حالا باید مال من بشه
بعد انجام کارت
مال خودت میشه
نمیتونم اینکارو بکنم، داداش واقعا نمیتونم
هنوز صداقت حرفهایم رو دارم
خوبم میتونی
...هر اختلافی با مرایا دیلارد دارین
مرایا استوکس. مرایا... استوکس
حالا هر چی. من جزوی ازش نیستم خیلی خب؟
تو میتونی اوضاع رو درست کنی
راست و درست، مگه نه؟
آره
میدونی که لوک کیج داره دنبالم میاد، آره؟
فکر نکنم
نمیتونید لوک کیج رو بکشید
هیچکس نمیتونه لوک کیج رو بکشه
تندتر تایپ کن، مرد
وقتی خوشحال میشم که اون زن محبوس بشه
پشت میلههای زندان یا توی یه تابوت چوبی؟- برای من که فرقی نمیکنه کدوم-
چرا، میکنه
پیرانا رو میخوام- همهمون میخوایم. اون کلید همه چیزه-
پیرانا از مرایا دست کشید؟
به طور کامل
کنترل تمام متعلقات مرایا دست پیراناست
اون یه مکان جاساز زنده و متحرکه
اون به تمام ثروت و املاکش دسترسی داره؟
همه چیز. بهش وکالت داد تا معاملهی سهام مشکوکش رو ببنده
هر کسی اون کلیدها رو ه دست بیاره تاج و تخت رو پس میگیره
و بوشمستر میخواد پادشاه بشه
آخرین بار کجا پیرانا رو دیدی؟- چند ساعت پیش توی کلیسا-
دیگه اونجا نیست- پس باباتو قال گذاشت؟
هی. چیه؟
یه لوکاس دیگه با کلی موعظههای خطاب به تو؟
بیخیال بابا، ری چارلز میتونست حدسشو بزنه
ممکنه بوشمستر پیرانا رو گرفته باشه
اگر بمیره، تقصیر منه
نه، نیست ببین، پیرانا میدونست داره چیکار میکنه
اون پول رو برداشت. از خطراتش هم آگاه بود
کندس" پول رو برداشت" و کمک کرد برایمن پاپوش بدوزن
ولی بالاخره سر عقل اومد بلایی که سرش اومد سزاوارش نبود
فقط چون بعضیا کار اشتباهی انجام میدن دلیل نمیشه به کمک ما نیازی نداشته باشن
وقتمون داره تموم میشه- آره، به کی میگی؟-
...اون تاکسیهایی که استایلرزها رانندگی میکردن
بخشی از پلاکشون رو دیدم تا مکانی در بروکلین ردیابیش کردم
خب پس چرا گزارش ندادی؟
دوباره بلاتکلیفی، مگه نه؟
گوش کن، اگه از راه درست پیش بریم اهمیتی نداره
میدونی که هواتو داره، درسته؟
ولی برای شفاف سازی اینو بدون اون بیرون هر چی من گم همونه
دنال یه... وردست هم نمیگردم
از کجا معلوم تو وردست من نیستی؟
چون من میگم. این نمایش منه
یادت باشه اون افراد سلاح همر دارن
چیه، میخوای بگی توی ماشین بمونم؟
من اینو نگفتم
چیه، فکر میکنی با این دست از پسش بر نمیام؟
تو لازم نیست چیزی رو به من ثابت کنی، باشه؟- ولی باید یه چیزو به خودم ثابت کنم-
هی، ازت چند تا سوال داریم
...بیخیال مرد. نکن دیگه
عجب
داری باعث میشه در مورد وردست تجدید نظر کنم
اونو بده به من
!وای، نه
!دماغمو شکوندی
خب، پیرانا کجاست؟
انگار یه کاسهای زیر نیم کاسهست
شنیدی؟
لعنت
کورنل عادت داشت هر دفعه میومد همینکارو بکنه
دیگه نمیخوای فرار کنی؟
جواب تلفنت رو ندادم چون نیاز به زمان داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.