The first 200 lines.
یادم بندازید که چجوری راضی شدیم خونی که ما رو زنده نگه میداره ، بدیم بره ؟
وقتی گرسنه بودیم "وندی" همهمون رو ثبت نام کرد
میدونست که اون موقع حواسمون نیست
قسم میخورم که اون از کلمات "بازی بینگو با اجرایِ مردهای زنپوش" استفاده کرد [بازیای شبیه به دَبِرنا که در اینجا شمارهها توسط مردهای زنپوش خوانده میشوند]
وگرنه من هیچوقت قبول نمیکردم
اگر از اینجا برم بیرون و یه اتوبوس بهم بزنه ...
و خون کافی در بدنم نداشته باشم که نجاتم بده چی ؟
اونوقت مستقیم با برانکارد برِت میگردونن اینجا و بدنت رو با خون من پُر میکنن
من بودم همچین پیشنهادی رو قبول نمیکردم
من واقعاً از سوزن متنفرم
به جز بوتاکس که واقعاً به دردِ آدم میخوره
چیزیت نمیشه
من هر شش ماه یه بار خون میدم
اصلاً ترس نداره
بعضی از این سوالها خیلی شخصی هستن
"آیا در سه ماه گذشته با شخصی رابطهی جنسی محافظت نشده داشتید ..."
- آخ جون ، من نمیتونم خون بدم ! - "که نمیشناختیدش ؟"
گندش بزنن ، میتونم خون بدم
ما باید افتخار کنیم که پاکیم و میتونیم این کار رو بکنیم
یه زمانی بود که هیچ کدوم از ما به خاطرِ سبک زندگیمون نمیتونستیم خون بدیم
پس بیاید قدرشناس باشیم و روحیهی بخشندگی از خودمون نشون بدیم
اوه ، گندش بزنن
مشکل چیه ؟ سوالِ شماره هشت ؟
"آیا در ازای رابطهی جنسی پول گرفتهاید ؟"
مصرف داروهای رقیق کنندهی خون رو شروع کردم ، نمیتونم خون بدم
صبر کن ، از اون داروها تو کیفت داری ؟ یه دونه بده به من
آه ، کاش من... مریض و تو بیمارستان بستری بودم ...
و یکی برام یه خرسِ ولنتاین با طرحِ قلب روی دِلِش برام میاورد
اوهوم
من که به خرس علاقهای ندارم ، مگه اینکه همراهش جواهرات داشته باشه
من و "ادام" هیچوقت ولنتاین رو خیلی بزرگش نمیکنیم
معمولاً ، تا وقتیکه "ادام" از بار میرسه خونه ...
من لباس زیرِ خوراکیم رو خوردم و خوابیدم
من که با "چیکن فِهیتا" و ...
و "دفتر خاطرات بریجت جونز" قرار دارم
خب ، "گری" و من یه مکالمهی تصویری جذّاب برنامه ریزی کردیم
"تمی" ، ممکنه قبل از قرارم برای درآوردن جوراب واریسَم به کمکت نیاز داشته باشم
عالیه ، من با "چیکن فِهیتا" و ...
"دفتر خاطرات بریجت جونز" و جوراب واریس قرار دارم
اوه ، "وندی" اونجاست
"وندی" داره یه مرد رو میبوسه
"وندی" داره یه مرد رو میبوسه
مثل اینکه قراره قبل از خون دادن غش کنم
ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian Bahador_1470@Yahoo. Com
Instagram : Bahador. Kazemian Telegram : Bahador_Kazemian
ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian Bahador_1470@Yahoo. Com
ببخشید که نمیتونم نوازشت کنم "گاس"
خون دادم
میدونی ، همیشه که نمیشه همهی توجهها به تو باشه ، میفهمی که
سلام
- خوبی ؟ - تمام صبح رو صرفِ نجات جونِ مردم کردم
فکر کردم فقط داشتی خون میدادی
هر خونی که نه
آ ب منفی ، کمیابترین گروه خونی
پرستار به گروه خونیم گفت "شامپاین خون"ها
آبمیوه برام بریز
فکر میکنی تا یکشنبه قُوای جسمانیت رو دوباره به دست میاری ؟
وای نه ، هنوزم که سعی نداری منو به کلیسا بکشونی ، هان ؟
من که نمیتونم شراب بخورم ...
و اون بیسکوییت هایی هم که سرو میکنن افتضاحه
یکشنبه ولنتاینه ...
و من برای یه شام رومانتیک میبرمت بیرون
بال مرغ تو دفتر کارِت تو مشروب فروشی نه ؟
نه ، رستورانی با ستارهی "میشِلِن" ، منوی غذا با شش بخش مختلف
پاشنه بلندترین کفش هات رو بپوش ، چون من به هر حال در حالت نشستهام
وای خدای من ، اولین قرار ولنتاینِمون
اگر انقدر ضعف نداشتم ، میبوسیدمت
- من میام پیشت - من تمام سعیم رو میکنم تا لبهامو غُنچه کنم
اوه ، آب پرتقال و "اوریوز"
الان یاد دورانِ پیش دبستانی افتادم
وقتی آدم همسرش رو میبوسه این چیزی نیست که دوست داشته باشه بیاد تو ذهنش
میدونی ، "بانی" ، بیشتر از 24 ساعت گذشته ...
پس الان دیگه میتونه اون رو دربیاری
اوه ، اون از وقتی که خون خیلی کمیابَم رو برای نجات آدمها دادم هنوز اونجاست ؟
تعجب کردی ؟ اون برچسب "من رأی دادم"ـش رو تا یه ماه نمیکَند
ذوق داشتم ، اولین بار بود که با اسم واقعی خودم رأی میدادم
اوه ، "وندی" اومد
این جالب خواهد بود ، سلام دختر
چه خبرها هست ؟ چه خبرها نیست ؟
اوه ، تازگیا موهام رو کوتاه کردم
خب ، در اصل کوتاه نکردم ، فقط یه کم مرتب کردم ، بهش میگن ...
موهات برای کسی مهم نیست ، اون مَرده کیه ؟
کدوم مرده ؟
دکتری که باهاش دکتر بازی میکردی
وقتی اومدیم خون بدیم ...
دیدیم که صورتِش رو کرده بودی تو حَلقِت
چرا از ما مخفیش کرده بودی ؟
اوه آره
یه جورایی با هم رابطه داریم
دیروز در مورد پُرزهای تویِ خُشک کُنِت کُلّی وِر زدی ...
اونوقت هیچی در مورد دکترِ لَب خوشگل نگفتی ؟
رابطهمون تازهست ، و من میترسیدم که شما سر به سرم بذارید
"وندی"... ما هیچوقت همچین کاری نمیکنیم
تا حالا درجه حرارت رو(تَب) چک نکرده ؟ و اگر چک کرده ، از چه راهی ؟
میتونه ارضاء تجویز کنه ؟
بهت توصیه میکنه که افقی بمونی ... (دراز بکشی یا بخوابی)
و مایعات فراوان استفاده کنی ؟ (منظور فقط خوردن نیست)
خیلی خب
بسه دیگه ، همهتون دست از سر "وندی" بردارید
احتمالاً به خاطر آمپولهای تقویتی که دکتر بهش میزنه خستهست
وقتی توئم میای تو بازی خیلی حال میده
خیلی خب ، هر چقدر میخواید اذیت کنید ، من و "آرماند" خوشحالیم
"آرماند" ؟
فامیلیش "دوشه"ـست ؟ (لغت فرانسوی به معنی دوش امّا در اینجا منظور باکلاس بودن اسم و فامیل طرف هست)
- اوه خدای من - چیه ؟
"گری" الان باهام بهم زد
- با پیامک ؟ - چی گفت ؟
ببخشید ، یه لحظه باید تنها باشم
بیچاره "مارجری"
فکر میکنید این یه نوعی از برقراری تعادل در عالم هستیه ؟
مثل اینکه "وندی" دوست پسر پیدا کرد بنابراین "مارجری" باید دوست پسر خودش رو از دست میداد ؟
این تنها توضیح قابل قبوله
آخخخ... لعنتی !
چی شد ؟
اوه ، داشتم به گوشیم نگاه میکردم و چون یه پیرزن احمقم ، خوردم زمین
اوه ، آخ... مچ دستم رو واقعاً داغون کردم
اوه ، باید ببریمت اورژانس
که برای "وندی" محلِ نُعوظ حساب میشه
نه ؟ پس گمون کنم شوخیها تموم شد
برو
عجیبه که احساس میکنم نوجوانها واقعاً من رو درک میکنن ؟
نه ، تو روحیهی جوونی داری ...
و رو "هری استایلز" هم بدجور کراش داری
- خبر خیلی بزرگی دارم - "مارجری" خوبه ؟
روحمم خبر نداره
یه کم تحقیق کردم و فهمیدم که دوست پسر "وندی" متخصص قلبه
پس به دوستم ، "جنا" زنگ زدم ...
که شوهر اون هم متخصص قلبه ...
تا ببینم آخرین اطلاعاتی که ازش داره چیه
اوه ، کارت خوب بود ، شرط میبندم از ایناست که از این مُدلهای کوچیکِ راه آهن و قطار داره یا موش خرما نگه میداره
ممنونم ، امّا عجله نکنید
- زن داره - چـی ؟!
- میدونم ، منم باورم نمیشد - فکر میکنید "وندی" میدونه ؟
"وندی" هیچوقت با یه مرد متأهل وارد رابطه نمیشه
- باید بهش بگیم - واقعاً باید بگیم ؟
هفتهی پیش ، چون رستوران سوپ تموم کرده بود ، "وندی" گریه کرد
البته که باید بگیم ، اون دوست ماست و برامون اهمیت داره
اما این قلبش رو میشکونه
اگر بهش نگیم... شش ماه دیگه ...
با اون یارو میره "پالم اسپرینگ"... [شهری در کالیفورنیا که به خاطر چشمههای آب گرم ، هتلهای شیک ، زمینهای گلف و... به عنوان مکانی تفریحی شناخته میشود]
و همسر یارو میفهمه و ماشین "وندی" رو آتیش میزنه
آخه کی همچین کاری میکنه ؟
همیشه یادم میره که زمان اون ماجراها هنوز شما باهام دوست نبودید
هیچوقت که واقعاً ماشین کسی رو آتیش نزدم
آتیش زدن ماشین سختتر اون چیزیه که فکرش رو بکنید
خیلی خب ، خب پس کی بهش میگه ؟
من نه ، من به اندازهی کافی گریهاش رو درآوردم
اطلاعات رو من به دست آوردم ، من نقش خودم رو انجام دادم
خب ، من نمیخوام بهش بگم
تازه تونستم کاری کنم که دیگه از من ترس نداشته باشه
بنابراین همه موافقیم ، اگر "مارجری" از این ...
عوارض مربوط به مچ دستِش نَمیره راضیش میکنیم که خودش به "وندی" بگه
نقشهی خوبیه
داره میاد ، هیس
اوه ، صورت من جوری شده که معلومه خیلی چیزها میدونه ؟
نه ، هرگز
- سلام بچهها - سلام
- سلام - ببین کی اومده
"مارجری" خوب میشه ، فقط یه شکستگی جزئیه
دارن دستش رو گچ میگیرن و بعدش میتونیم ببریمش خونه
- عالیه - محشره
پس نمیمیره
میدونید ، لازم نبود همهتون باهام بیاید خونه
خب ، من که اینجا زندگی میکنم ، پس من به هر حال داشتم میومدم
ما فقط میخوایم مطمئن بشیم که حالت خوبه
خوبم
دکتر گفت مچم خوب میشه
بله ، امّا همچنین درست قبل از ولنتاین با پیامک باهات بهم زدن
ممنون که یادم انداختی
همهی ما اینجاییم چون دوستت داریم و میخوایم کمک کنیم
- میخوای بهت بالش بدم ؟ - اگر بالش لازم داشته باشم ، خودم برمیدارم
دور و برتون رو نگاه کنید ، انگار یه "پیر وان" اینجا منفجر شده [فروشگاه مبلمان و لوازم خانگی که به دلیل همهگیری کووید-19 درخواست تعطیل کردن همهی فروشگاههای خود را داشت]
باشه ، بالش بی بالش
میخوای در مورد چیزی که با "گری" اتفاق افتاده صحبت کنی ؟
نه
- میخوای باهاش تماس بگیری ؟ - نه
خب ، من که میگم خوب شد که رفت ، به هر حال ما هیچوقت ازش خوشمون نمیومد
- "جیل" ! - چیه ؟
کی ازش خوشش نمیومد ؟
- همهمون - "جیل" !
چیه مگه ؟ فقط دارم واقعیت رو بهش میگم
و به عنوان کسی که اخیراً باهاش بهم زدن ...
میدونم چی داری میگذرونی ...
و فقط میخوام بگم ، مردها مزخرفن
امّا مخصوصاً "گری"
همهی مردها مزخرف نیستن
"ادام" عالیه ، 80٪ ، 85٪ مواقع عالیه
و منم یه مرد عالی دارم
چیه ؟
خب ، اگر یه کم وقت بهمون بدی با "مارجری" تنها باشیم ، اون بهت میگه
چی بهش بگم ؟
خیلی خب ، من میپرم جلوی گلوله
"آرماند" زن داره
متأسفم ، این باید داغون کننده باشه
اوه ، من میدونم که زن داره
- میدونی ؟ - آره
- واقعاً ؟ - ایده آل نیست ، اما من باهاش مشکلی ندارم
امّا تو هیچوقت اصول اخلاقی رو زیر پا نمیذاری
تو حتّی ذرت بو داده هم یواشکی نمیبری تو سینما ...
و من اینو میدونم چون ازت خواستم که این کارو بکنی
No comments yet. Be the first to leave one.