Mom

Mom

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Mom S08E10 720p HDTV x264-SYNCOPY
Mom S08E10 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Mom S08E10 480p HDTV x264-RMTeam
Mom S08E10 HDTV XviD-RMX
Mom S08E10 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Mom S08E10 HDTV x264-PHOENiX
A Commentary by Bahador18B
📌 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 📌

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
XviD
Published on: 2021-05-14
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫یادم بندازید که چجوری راضی شدیم ‫خونی که ما رو زنده نگه میداره ، بدیم بره ؟

‫وقتی گرسنه بودیم "وندی" ‫همه‌مون رو ثبت نام کرد

‫میدونست که اون موقع حواسمون نیست

‫قسم میخورم که اون از کلمات "بازی بینگو با اجرایِ ‫مردهای زنپوش" استفاده کرد [بازی‌ای شبیه به دَبِرنا که در ‫اینجا شماره‌ها توسط مردهای زنپوش خوانده میشوند]

‫وگرنه من هیچوقت قبول نمیکردم

‫اگر از اینجا برم بیرون و یه اتوبوس بهم بزنه ...

‫و خون کافی در بدنم نداشته باشم که نجاتم بده چی ؟

‫اونوقت مستقیم با برانکارد برِت میگردونن ‫اینجا و بدنت رو با خون من پُر میکنن

‫من بودم همچین پیشنهادی رو قبول نمیکردم

‫من واقعاً از سوزن متنفرم

‫به جز بوتاکس که واقعاً به دردِ آدم میخوره

‫چیزیت نمیشه

‫من هر شش ماه یه بار خون میدم

‫اصلاً ترس نداره

‫بعضی از این سوال‌ها خیلی شخصی هستن

‫"آیا در سه ماه گذشته با شخصی ‫رابطه‌ی جنسی محافظت نشده داشتید ..."

‫- آخ جون ، من نمیتونم خون بدم ! ‫- "که نمیشناختیدش ؟"

‫گندش بزنن ، میتونم خون بدم

‫ما باید افتخار کنیم که پاکیم ‫و میتونیم این کار رو بکنیم

‫یه زمانی بود که هیچ کدوم از ما به خاطرِ ‫سبک زندگی‌مون نمیتونستیم خون بدیم

‫پس بیاید قدرشناس باشیم و روحیه‌ی ‫بخشندگی از خودمون نشون بدیم

‫اوه ، گندش بزنن

‫مشکل چیه ؟ سوالِ شماره هشت ؟

‫"آیا در ازای رابطه‌ی جنسی پول گرفته‌‎اید ؟"

‫مصرف داروهای رقیق کننده‌ی ‫خون رو شروع کردم ، نمیتونم خون بدم

‫صبر کن ، از اون داروها تو ‫کیفت داری ؟ یه دونه بده به من

‫آه ، کاش من... مریض و تو بیمارستان بستری بودم ...

‫و یکی برام یه خرسِ ولنتاین با ‫طرحِ قلب روی دِلِش برام میاورد

‫اوهوم

‫من که به خرس علاقه‌ای ندارم ، مگه ‫اینکه همراهش جواهرات داشته باشه

‫من و "ادام" هیچوقت ولنتاین رو خیلی بزرگش نمیکنیم

‫معمولاً ، تا وقتیکه "ادام" از بار میرسه خونه ...

‫من لباس زیرِ خوراکیم رو خوردم و خوابیدم ‫

‫من که با "چیکن فِهیتا" و ... ‫

‫و "دفتر خاطرات بریجت جونز" قرار دارم ‫

‫خب ، "گری" و من یه مکالمه‌ی ‫تصویری جذّاب برنامه ریزی کردیم

‫"تمی" ، ممکنه قبل از قرارم برای درآوردن ‫جوراب واریسَم به کمکت نیاز داشته باشم

‫عالیه ، من با "چیکن فِهیتا" و ...

‫"دفتر خاطرات بریجت جونز" ‫و جوراب واریس قرار دارم

‫اوه ، "وندی" اونجاست

‫"وندی" داره یه مرد رو میبوسه

‫"وندی" داره یه مرد رو میبوسه

‫مثل اینکه قراره قبل از خون دادن غش کنم

‫ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian ‫Bahador_1470@Yahoo. Com

‫Instagram : Bahador. Kazemian ‫Telegram : Bahador_Kazemian

‫ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian ‫Bahador_1470@Yahoo. Com

‫ببخشید که نمیتونم نوازشت کنم "گاس"

‫خون دادم

‫میدونی ، همیشه که نمیشه همه‌ی ‫توجه‌ها به تو باشه ، میفهمی که

‫سلام

‫- خوبی ؟ ‫- تمام صبح رو صرفِ نجات جونِ مردم کردم

‫فکر کردم فقط داشتی خون میدادی

‫هر خونی که نه

‫آ ب منفی ، کمیاب‌‎ترین گروه خونی

‫پرستار به گروه خونیم گفت "شامپاین خون"ها

‫آبمیوه برام بریز

‫فکر میکنی تا یکشنبه قُوای ‫جسمانیت رو دوباره به دست میاری ؟

‫وای نه ، هنوزم که سعی نداری ‫منو به کلیسا بکشونی ، هان ؟

‫من که نمیتونم شراب بخورم ...

‫و اون بیسکوییت هایی هم ‫که سرو میکنن افتضاحه

‫یکشنبه ولنتاینه ...

‫و من برای یه شام رومانتیک میبرمت بیرون

‫بال مرغ تو دفتر کارِت تو مشروب فروشی نه ؟

‫نه ، رستورانی با ستاره‌ی "میشِلِن" ، ‫منوی غذا با شش بخش مختلف ‫

‫پاشنه بلندترین کفش هات رو بپوش ، ‫چون من به هر حال در حالت نشسته‌ام

‫وای خدای من ، اولین قرار ولنتاینِ‌مون

‫اگر انقدر ضعف نداشتم ، میبوسیدمت

‫- من میام پیشت ‫- من تمام سعیم رو میکنم تا لب‌هامو غُنچه کنم

‫اوه ، آب پرتقال و "اوریوز" ‫

‫الان یاد دورانِ پیش دبستانی افتادم

‫وقتی آدم همسرش رو میبوسه این چیزی ‫نیست که دوست داشته باشه بیاد تو ذهنش

‫میدونی ، "بانی" ، بیشتر از 24 ساعت گذشته ...

‫پس الان دیگه میتونه اون رو دربیاری

‫اوه ، اون از وقتی که خون خیلی کمیابَم رو ‫برای نجات آدم‌ها دادم هنوز اونجاست ؟

‫تعجب کردی ؟ اون برچسب "من ‫رأی دادم"ـش رو تا یه ماه نمیکَند

‫ذوق داشتم ، اولین بار بود که ‫با اسم واقعی خودم رأی میدادم

‫اوه ، "وندی" اومد

‫این جالب خواهد بود ، سلام دختر

‫چه خبرها هست ؟ چه خبرها نیست ؟

‫اوه ، تازگیا موهام رو کوتاه کردم

‫خب ، در اصل کوتاه نکردم ، فقط ‫یه کم مرتب کردم ، بهش میگن ...

‫موهات برای کسی مهم نیست ، اون مَرده کیه ؟

‫کدوم مرده ؟

‫دکتری که باهاش دکتر بازی میکردی

‫وقتی اومدیم خون بدیم ...

‫دیدیم که صورتِش رو کرده بودی تو حَلقِت

‫چرا از ما مخفیش کرده بودی ؟

‫اوه آره

‫یه جورایی با هم رابطه داریم

‫دیروز در مورد پُرزهای تویِ ‫خُشک کُنِت کُلّی وِر زدی ...

‫اونوقت هیچی در مورد دکترِ لَب خوشگل نگفتی ؟

‫رابطه‌مون تازه‌ست ، و من ‫میترسیدم که شما سر به سرم بذارید

‫"وندی"... ما هیچوقت همچین کاری نمیکنیم

‫تا حالا درجه حرارت رو(تَب) چک نکرده ؟ ‫و اگر چک کرده ، از چه راهی ؟

‫میتونه ارضاء تجویز کنه ؟

‫بهت توصیه میکنه که افقی بمونی ... ‫(دراز بکشی یا بخوابی)

‫و مایعات فراوان استفاده کنی ؟ ‫(منظور فقط خوردن نیست)

‫خیلی خب

‫بسه دیگه ، همه‌تون دست از سر "وندی" بردارید

‫احتمالاً به خاطر آمپول‌های تقویتی ‫که دکتر بهش میزنه خسته‌ست

‫وقتی توئم میای تو بازی خیلی حال میده

‫خیلی خب ، هر چقدر میخواید ‫اذیت کنید ، من و "آرماند" خوشحالیم

‫"آرماند" ؟

‫فامیلیش "دوشه"ـست ؟ ‫(لغت فرانسوی به معنی دوش امّا در اینجا ‫منظور باکلاس بودن اسم و فامیل طرف هست)

‫- اوه خدای من ‫- چیه ؟

‫"گری" الان باهام بهم زد

‫- با پیامک ؟ ‫- چی گفت ؟

‫ببخشید ، یه لحظه باید تنها باشم

‫بیچاره "مارجری"

‫فکر میکنید این یه نوعی از ‫برقراری تعادل در عالم هستیه ؟

‫مثل اینکه "وندی" دوست پسر پیدا کرد بنابراین ‫"مارجری" باید دوست پسر خودش رو از دست میداد ؟

‫این تنها توضیح قابل قبوله

‫آخخخ... لعنتی !

‫چی شد ؟

‫اوه ، داشتم به گوشیم نگاه میکردم ‫و چون یه پیرزن احمقم ، خوردم زمین

‫اوه ، آخ... مچ دستم رو واقعاً داغون کردم

‫اوه ، باید ببریمت اورژانس

‫که برای "وندی" محلِ نُعوظ حساب میشه

‫نه ؟ پس گمون کنم شوخی‌ها تموم شد

‫برو

‫عجیبه که احساس میکنم ‫نوجوان‌ها واقعاً من رو درک میکنن ؟

‫نه ، تو روحیه‌ی جوونی داری ...

‫و رو "هری استایلز" هم بدجور کراش داری ‫

‫- خبر خیلی بزرگی دارم ‫- "مارجری" خوبه ؟

‫روحمم خبر نداره

‫یه کم تحقیق کردم و فهمیدم که ‫دوست پسر "وندی" متخصص قلبه

‫پس به دوستم ، "جنا" زنگ زدم ...

‫که شوهر اون هم متخصص قلبه ...

‫تا ببینم آخرین اطلاعاتی که ازش داره چیه

‫اوه ، کارت خوب بود ، شرط میبندم از ایناست که از این مُدل‌های ‫کوچیکِ راه آهن و قطار داره یا موش خرما نگه میداره

‫ممنونم ، امّا عجله نکنید

‫- زن داره ‫- چـی ؟!

‫- میدونم ، منم باورم نمیشد ‫- فکر میکنید "وندی" میدونه ؟

‫"وندی" هیچوقت با یه ‫مرد متأهل وارد رابطه نمیشه

‫- باید بهش بگیم ‫- واقعاً باید بگیم ؟

‫هفته‌ی پیش ، چون رستوران ‫سوپ تموم کرده بود ، "وندی" گریه کرد

‫البته که باید بگیم ، اون دوست ‫ماست و برامون اهمیت داره

‫اما این قلبش رو میشکونه

‫اگر بهش نگیم... شش ماه دیگه ...

‫با اون یارو میره "پالم اسپرینگ"... ‫[شهری در کالیفورنیا که به خاطر چشمه‌های آب گرم ، هتل‌های ‫شیک ، زمین‌های گلف و... به عنوان مکانی تفریحی شناخته میشود]

‫و همسر یارو میفهمه و ‫ماشین "وندی" رو آتیش میزنه

‫آخه کی همچین کاری میکنه ؟

‫همیشه یادم میره که زمان اون ‫ماجراها هنوز شما باهام دوست نبودید

‫هیچوقت که واقعاً ماشین کسی رو آتیش نزدم

‫آتیش زدن ماشین سخت‌تر ‫اون چیزیه که فکرش رو بکنید

‫خیلی خب ، خب پس کی بهش میگه ؟

‫من نه ، من به اندازه‌ی کافی گریه‌اش رو درآوردم

‫اطلاعات رو من به دست آوردم ، ‫من نقش خودم رو انجام دادم

‫خب ، من نمیخوام بهش بگم

‫تازه تونستم کاری کنم که ‫دیگه از من ترس نداشته باشه

‫بنابراین همه موافقیم ، ‫اگر "مارجری" از این ...

‫عوارض مربوط به مچ دستِش نَمیره ‫راضیش میکنیم که خودش به "وندی" بگه

‫نقشه‌ی خوبیه

‫داره میاد ، هیس

‫اوه ، صورت من جوری شده ‫که معلومه خیلی چیزها میدونه ؟

‫نه ، هرگز

‫- سلام بچه‌ها ‫- سلام

‫- سلام ‫- ببین کی اومده

‫"مارجری" خوب میشه ، ‫فقط یه شکستگی جزئیه

‫دارن دستش رو گچ میگیرن ‫و بعدش میتونیم ببریمش خونه

‫- عالیه ‫- محشره

‫پس نمیمیره

‫میدونید ، لازم نبود همه‌تون باهام بیاید خونه

‫خب ، من که اینجا زندگی میکنم ، ‫پس من به هر حال داشتم میومدم

‫ما فقط میخوایم مطمئن بشیم که حالت خوبه

‫خوبم

‫دکتر گفت مچم خوب میشه

‫بله ، امّا همچنین درست قبل از ‫ولنتاین با پیامک باهات بهم زدن

‫ممنون که یادم انداختی

‫همه‌ی ما اینجاییم چون دوستت ‫داریم و میخوایم کمک کنیم

‫- میخوای بهت بالش بدم ؟ ‫- اگر بالش لازم داشته باشم ، خودم برمیدارم

‫دور و برتون رو نگاه کنید ، انگار یه "پیر وان" اینجا منفجر شده ‫[فروشگاه مبلمان و لوازم خانگی که به دلیل همه‌گیری کووید-19 ‫درخواست تعطیل کردن همه‌ی فروشگاه‌های خود را داشت]

‫باشه ، بالش بی بالش

‫میخوای در مورد چیزی که با ‫"گری" اتفاق افتاده صحبت کنی ؟

‫نه

‫- میخوای باهاش ​​تماس بگیری ؟ ‫- نه

‫خب ، من که میگم خوب شد که رفت ، ‫به هر حال ما هیچوقت ازش خوش‌مون نمیومد

‫- "جیل" ! ‫- چیه ؟

‫کی ازش خوشش نمیومد ؟

‫- همه‌مون ‫- "جیل" !

‫چیه مگه ؟ فقط دارم واقعیت رو بهش میگم

‫و به عنوان کسی که اخیراً باهاش بهم زدن ...

‫میدونم چی داری میگذرونی ...

‫و فقط میخوام بگم ، مردها مزخرفن

‫امّا مخصوصاً "گری"

‫همه‌ی مردها مزخرف نیستن

‫"ادام" عالیه ، 80٪ ، 85٪ مواقع عالیه

‫و منم یه مرد عالی دارم

‫چیه ؟

‫خب ، اگر یه کم وقت بهمون بدی با ‫"مارجری" تنها باشیم ، اون بهت میگه

‫چی بهش بگم ؟

‫خیلی خب ، من میپرم جلوی گلوله

‫"آرماند" زن داره

‫متأسفم ، این باید داغون کننده باشه

‫اوه ، من میدونم که زن داره

‫- میدونی ؟ ‫- آره

‫- واقعاً ؟ ‫- ایده آل نیست ، اما من باهاش مشکلی ندارم

‫امّا تو هیچوقت اصول اخلاقی رو زیر پا نمیذاری

‫تو حتّی ذرت بو داده ‫هم یواشکی نمیبری تو سینما ...

‫و من اینو میدونم چون ‫ازت خواستم که این کارو بکنی

More Farsi Persian subtitles for Mom

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left