The first 200 lines.
و حالا شروع به دويدن ميکنن
طلوع سياتل اوله سايه ي ارغواني دومه
درست در ساعت 3:45 دقيقه بعداز ظهر شنبه
...در آخرين هفته ماه سپتامبر
شايد در ميان صدهزار نفر موجود در ميدان اسب دواني فقط ماروين انگر بود
که هيچ گونه احساس هيجاني در ششمين دوره اين مسابقات نداشت
...او در اين دوره از مسابقات کاملا بي علاقه بود
و يک خفّت هميشگي را براي قماربازي به بار آورد
با اين حال او در شرط بندي پنجمين دوره اين مسابقات 5 دلار روي هر اسب برنده شد
او البته ميدانست که اين سيستم بي همتاي شرط بندي
نتيجه محتمل آن شکست است
ولي اهميتي نداد
در نهايت او فکر کرد که با باختن 20 يا 30 دلار
در مقايسه با کل مبلغ زيادي از پول که در خطر است چه چيزي را از دست ميدهد؟
يه بطري جينگر(نوشابه غير الکلي گازدار) لطفا - چشم قربان الساعه ميارم خدمتتون
Favorite broke bad. اين مسابقه ي همست
- Lucky Arrow by a head. Purple Shadow between horses. - Could be.
5دلار برنده ميشوي در مقابل 5دلاربليط ورود به ميدان
Stopwatch is third by three quarters.
ساثرن استار، بعديه مين انترانس و استنلي کيج
- سرت خيلي شلوغه - آره
از تير يک چهارم عبور ميکنه خدنگ خوش يمن و سايه ارغواني
با کرونومتر سوم هستند
در قسمت آخر اين مسابقه، اين سايه ارغوانيه که از همه جلوتر زده
خدنگ خوش يمن دومه که يک چهارم عقب تره
کرونومتر به جلو حرکت ميکنه به اندازه يک و يک چهارم
بعد از اون ساثرن استار مين انترانس و استنلي کيج
صف سوم و ديلماي دوست داشتني
اون خدنگ خوش يمنه که بين اسب هاست سايه ارغواني يه سر جلوتره
و کرونومتر به سرعت حرکت ميکنه
خدنگ خوش يمن، سايه ارغواني و کرونومتر گردن به گردن با هم حرکت ميکنند
خدنگ خوش يمن، سايه ارغواني و کرونومتر
حالا کرونومتر جلو ميفته
کرونومتر يک سر جلو ميفته
سايه ارغواني با اختلاف يک سر دوم ميشه خدنگ خوش يمن با کمي فاصله سوم ميشه
و ساثرن استار چهارم ميشه
منتظر است تا نتيجه مسابقه بطور رسمي اعلام شود
او به گونه اي احساس ميکرد که انگار اثر زيادي روي نتيجه نهايي مسابقه داشته است
به عنوان يک تکه بزرگ پازل براي طرح نهايي از قبل مقدّر شده اش
فقط با افزودن تکه هاي گم شده ي پازل
would reveal whether the picture was as he guessed it would be.
The result of the fifth race is now declared official.
25دلار
About an hour earlier that same Saturday afternoon in September...
...در بخش ديگري از شهر
رندي کنان، مامور گشت کاراي شخصيش رو بايد انجوم ميداد
چه کلمه اي مناسبه؟
مثل هميشه ، جرات داشتن
.بعداَ ميبينمت
.عصر بخير، رندي اوضاع چطور بود؟
What's the use of kickin', Leo? You wouldn't believe it anyway.
.اوه. فکر کنم اونا خيلي خوب بودن
After all, a man drives a new car, lives in a fine apartment.
.که چي؟ من دوست دارم خوب زندگي کنم مشکلي داري؟
.نه نه، به هيچ وجه
تا زماني که نسبت به من وظيفتو ميدوني
.مطمئنم اون يه اشتباه سهوي بود
مطمئنم مردي در موقعيت تو ...عمداَ
طلبکاراشو به جون خودش نميندازه
.من ندارمش، لئو .ميدونم بايد داشته باشمش
منم همونقدر نگران پس دادن پولتم که تو نگران گرفتنشي ولي الان ندارم
خب، هممون گاهي دچار .محدوديت ميشيم
Suppose we make it a thousand? I'll rewrite the balance as a new loan.
.بهت يه فرصت اقتصادي ميدم، يه شروع دوباره
.گوش کن لئو، من ورشکسته ام .بي پول کامل
الان حتي نميتونم هزار سنت .هم بهت بدم
...اما اگه بتوني دو هفته اي صبر کني ممکنه رديف بشه
.با وثيقه ي درخور، البته
يعني ميگي، پول از کجا مياد؟ .نميتونم بهت بگم، لئو
تمام چيزي که ميتونم بهت بگم اينه که !اين يه معامله بسيار دلپذيره
و من خواهم تونست مثل يه ماشين !خودکار پول بريزم بيرون
- در دوهفته گفتي؟ بيشتر که نميشه؟ - شايد حتي زودتر
ميدوني يه همچين چيزي رو به تو وا نميذارم
نميتونم فراهمش کنم
.خوشحالم اينو ميگي، رندي خودمم ميخواستم بهش اشاره کنم
.پس قبوله؟ من طي دو هفته 2600 تا بهت ميدم
Plus $400... a total of 3,000.
با اضافش، البته
.مطمئنم رضايتبخش خواهد بود
- نميتونم بگم نه - ممنونم رندي
.مطمئن بودم از ديد من به قضيه نگاه ميکني
.کاملاَ مراقب خودت باش
.مراقب خودم هستم، قربان
.اين تخصّص منه
...در ساعت 7 عصر همان روز
جاني کلي طراحي نقشه رو آغاز کرد
هيچ يک از اين افراد در حالت عادي جنايتکار نبودند
همه آنها شغل دارند همه شان بصورت عادي و نجيب زندگي ميکنند
ولي همه آنها مشکلاتي دارند و همه شان خرده دزدي هايي داشته اند
حالا رفيقم آنگر رو فرض بگير کسي که صاحب اين آپارتمانه
اون پولشو ريخته تو کار و ازم خواسته اينجا بمونم
اون يه کتابداره
براي 10 سال با يه کمپاني کار کرده
ميدوني فِي؟ بزرگترين اشتباهي که قبلا کردم تلف کردن وقتم با کاراي خرده و کوچيک بوده
پنج سال اگر هيچي بهم ياد نداده باشه يچيزي رو خوب يادم داده
،هر موقعي که داري شانستو امتحان ميکني ...بايد مطمئن بشي که سود و منفعتش بيشتر از خطرشه
چون اونا ميتونن تو رو به ..همون سرعتي
که برا 10 دلار کنار ميذارن، برا يکار يه ميليون دلاري کنار بذارن
.مجبور نيستي اينا رو به من بگي جاني
ميدوني که هر جا بگي .باهات ميام
ميدوني که هميشه همينجوري بودم .از وقتي که بچه بوديم
...هميشه باورت داشتم هر چيزي که بهم ميگفتي رو
...اون پنج سالي که دور بودي، من ميدونستم برات سخت خواهد بود
منظورم اينه که زنداني شدن بايد چيز وحشتناکي باشه
يه چيزي رو ميدوني؟
...ممکنه خنده دار بياد، ولي
وقتي تموم اون سالها منتظرت بودم و ...با خودم تنها بودم
برام اينجوري نبود که تو زنداني باشي
.انگار من در حبس بودم
خب، به من نگاه کن
بعد از پنج سال اين اولين باريه که با هميم و من دارم باهات حرف ميزنم
اي بابا، خيلي خب. بهت قول ميدم همه چي درست ميشه
مطمئن شو که کار درستو ميکني، جاني من بدرد کس ديگه اي نميخورم
من خيلي زيبا نيستم، خيلي باهوش هم نيستم پس ديگه منو تنها نذار
آو، هيچ اتفاقي نميوفته
نه اينبار
خب من...فکر کنم الان بايد راحتت بذارم
ميدونم کلّي کار داري که ميخواي انجام بدي
کي دوباره ميبينمت؟
.شنبه شب با هم در هواپيما خواهيم بود
،ببين فِي، ازت ميخوام تا زماني که همه چي تموم بشه .خودتو خارج از اين ماجرا نگه داري
....اگه بتونم کمکي بکنم
.نه، هيچي .تو فقط بليط هواپيما رو رِزِرو کن
،و يادت باشه به دفتر بگو که داري ميري
بگو داري ازدواج ميکني، باشه؟
.نميخوام بگم خداحافظ
- اوه - سلام مارو، الان ذکر خيرت بود
- .هي جاني. هي خانم فِي - .سلام
- اميدوار بودم چيز خوبي باشه - آره
جاني داشت بهم ميگفت که شما .چه دوست فوق العاده اي بودين
- فِي ديگه داشت ميرفت، نه عزيزم؟ - Oh, don't rush off on my account. I...
- آه...اون قرارش داره دير ميشه - درسته
،حتما باهام تماس ميگيري درسته جاني؟
.آره. همون چيزي که بهت گفتمو انجام ميدم
- آقاي آنگر از ديدن مجدّدتون خوشحال شدم - ممنونم
- مراقب جاني باش - اوه، کاري نيست که واسه جاني نکنم
ميبينمت
نيم ساعت قبل از آن، تقريبا ساعت 6:30
Mike O'Reilly, متصدي مسير به خانه آمد
روثي، من اومدم
در ساعت 7:15 همان شب
George Peatty, صندوقدار مسير وارد آپارتمانش شد
- ## - سلام
سلام
- حالت خوبه؟ - خوبم
امروز يه جورايي مريض بودم همچنان درد تو شکمم احساس ميکنم
جورج، شايد يه سوراخ توش داشته باشي فکر نميکني اينطور باشه؟
سوراخ؟ چطور بايد يه سوراخ تو شکمم باشه؟
چطور يدونه تو سرت داري؟
.جورج، برام يه نوشيدني درست کن فکر کنم خودمم يه دردايي دارم ميگيرم
شر ي، نميشه من يه چيزي بگم و تو منو مسخره نکني بابتش؟
جورج، زود باش نوشيدني رو حاضر کن دردهام دارن بدتر ميشن
يه چيز قشنگي ديدم که امشب با قطار مياد خونه
.يه چيز خوب، يجورايي شيرين
يه مغازه آبنبات؟
.نه، نه مغازه آبنبات. نون شيرين
اونا آدم بودن
اون زوج درست روبروم نشسته بودن
دقيقا بگم، اونا جوون نبودن فکر کنم زنه در سن و سال تو بود
منظورت سالخوردست؟ با يه پا و يه انگشت توي قبر؟
ميخواي بشنوي يا نه؟ ميخواي يا نه، شري؟
.نميتونم صبر کنم .ادامه بده و هيجانم بده جورج
خب، بهرحال، همونطور که ميگم ...درست جلوم نشسته بودن
:و ميتونستم بشنوم که ميگفتن خب، بخشي از اون
دقيقا بگم اونا جوون نبودن و خيلي هم پير نبودن
گفتي تو سن من بود نه چيز ديگه
شايد اونموقع که گفتن داستانو شروع کردي بود ولي الان نه
بهرحال، اون بابا صداش ميکرد و اون يکي هم مامان صداش ميکرد
و نقطه اوج اين داستان هيجان انگيز؟ بخش اخلاقي؟ جمله اصلي، جورج؟
شري,فراموشش کن
فقط فکر کردم بهت بگم ولي بايد ميدونستم
اوه، ميدونم. ميخواي شرط ببندم که ميدونم؟ هفت به پنج بهت ميدم
تمومش کن، ممکنه شري؟
.خسته ام. خيلي احساس خوبي ندارم
تو ميخواي که پاپا صدات کنم، اينطور نيست جورج؟ و تو ميخواي منو مامان صدا کني؟
- خودت جوابا رو ميدوني - همينطور ادامه بده
...البته، اين ممکنه آخرين کلماتي باشه که در تمام عمرت خواهي گفت اما
سعي ميکنم به کم دردترين .شکل ممکن بکشمت
امشب بايد برم بيرون. فکر نکنم- خبري هم از شام باشه
البته که هست، عزيزم همه چيز خواهد بود
- استيک و مارچوبه و سيب زميني داريم - بويي برام نمياد
خب، طبيعيه چون تو خيلي باهاش فاصله داري
- خيلي فاصله دارم؟ - مسلما. تو که فکر نميکني من همشو آماده کردم، ميکني؟
(همش اون پايين تو مغازه منتظرته(بايد بخري
ممکنه يه چيزي رو بهم بگي، شري؟
.فقط يه چيزي رو بهم بگو
اصلاَ چرا با من ازدواج کردي؟
جورج وقتي يه مرد اين سوالو از زنش ميپرسه .خب يعني اون حرف ديگه اي واسه گفتن نداره، همين
چرا دربارش حرف بزنيم؟ Maybe it's all to the good in the long run.
تازه، اگه مردم سردرد نداشتن چه اتفاقي واسه صنعت آسپيرين سازي ميفتاد؟
تو عادت کردي منو دوست داشته باشي .خودت گفتي، بهرحال
تازه بنظرم يه نطق به ياد ماندني هم داشتي
Something about hitting it rich and having an apartment on Park Avenue...
و ماشيناي متفاوت واسه روزاي مختلف هفته
چيزايي که بهشون زياد اهميت نميدم
تا زماني که يه جانور بزرگ،خوش تيپ و باهوش مثل تو دارم
يه فرقي ميکرد، نميکرد؟ .اگه پول داشتم رو ميگم
تعريف تو از پول چيه، جورج؟
اگه در مورد دادن ...ده سنتي هاي روزولتت به من فکر ميکني
.منظورم پول زياده صدها هزار دلار
No comments yet. Be the first to leave one.