The first 200 lines.
ترجمه از مـحـمـدعـلـی
.حداقل بذار بدونم کار کی بوده
« یک سال بعد »
.دختر باهوش
« نـشـانـه »
،میدونی
.میزهای دیگه تمیزه
.مجبور نیستی هر بار همینجا بشینی
.صبح بخیر
همون همیشگی؟
.آره. متشکرم
.باشه
.سفارش آمادهست
.خب، حداقل امروز گرمتره، آره
،خب
گفتم دخترم واسه تولدش چی میخواد؟
.بچه گربه میخواد
بچه گربه رو کجای دلم بذارم
اونم وقتی روزی ۱۲ ساعت دارم کار میکنم؟
،ببخشید این حرفها رو میزنم نمیخوام دل دخترمو بشکنم
و بهگمونم برادرش تو نگهداری ،گربه بتونه به کمک کنه
...اما تازگیا خیلی
.چیزی نیستها، مسئله احمقانهایه
دستش میندازن چون نمیتونه مرحله ده
...گیتکیپر رو رد کنه ...یه بازی ویدیوییـه
و همهاش بهش میگم دوستی که دست آدمو نگیره
.دوست نیست
.بچهها بدجنسان
،همیشه یه چیزی هست، لوییس .همیشه یه مسئلهای هست
الان غذاتو میارم، باشه؟
.باشه، ممنون
کتاب فکاهی دوست داری؟
.آره
.خب، فکر کنم اینو بپسندی
.باشه
.صبح بخیر
.اوه، صبح بخیر، لوییس .عذر میخوام
خب، به همین زودی کتابتو تموم کردی؟
.تموم شد
.با حرفات دلمو آب میکنی
.باعث افتخاره
.اوه، کاش بیست سال جوونتر بودم
.باشه، چهل سال کیو گول میزنم؟
بگذریم، کتاب بعدیو .واست آماده گذاشتم
.عالیه - .بفرمایید -
.ممنون
و میخواستم باهات چای بخورم
.اما کتریم روشن نمیشه
!اوه
.زنجبیل، یهکم میخک
.اوهوم
.شاید مال استانِ گوانگدونگ باشه .برگ چای کنیایی
.کارت عالیه
.خدای من دیدی که میگن
بعضی بوها خاطرات
.مربوط به زمان و مکان خاصی رو به یاد آدم میاره
.خب، من کنیا رفتم
.چقدر خوب بود
بگذریم، مشتاق بودم .باهات چای بخورم
.خب، ممکنه یهکم طول بکشه گیره داری؟
.آره. آره. بفرما
،آره، تو این شهر این مدل کتری گیرت نمیاد .چندجایی سر زدم
.خوبه
.بفرما
!اوه
.تو قهرمان منی
.به حساب مغازه
.ممنون
.و یادت نره ترکیب مخفیو بذاری
.یه مشروب بلوانی ۱۹۵۰ خیلی ویژه واست دارم
.به امید دیدار
.به امید دیدار
.سلام - !سلام -
.سلام، رفیق
.فایده نداره
.همه میشکنن
...یه بار دیگه سوال میپرسم، نیکلاس
.گرفتمت
.سلام
.صبح بخیر
.صبح بخیر
.خب، حق با تو بود
.خوب موقع گرفتیش
.آماده زایمانه
.آره
فکر نکنم بچههاش
.بیرون زنده میموندن
کافیه؟
.اکثرا بهشون سم میدن
.آره
بچههاشو نمیخوای؟
نه، ممنون. ولی اگه بتونی یکیشو واسه جنیس
.تو رستوران کار میکنه بذاری، عالی میشه
.حتما
.تا بعد
.تا بعد
،پسرم خیلی خوبه لازم نیست بهش بگم
.فلان کار رو بکن اما اِما؟
باید بزنم تو سرش
،تا به خودش زحمت بده حرفمو گوش بده .حواسش همیشهی خدا یه جای دیگهست
.ولی قلب مهربونی داره، هیچی تو دلش نیست
...ولی
.تمام تلاشمو میکنم
.یه چیزی واست دارم
چی؟
این رمزیـه که پسرت میتونه .مرحله ده رو رد کنه
گیتگیپر؟
.آره
،دیشب تو اینترنت میگشتم بقیه بچهها هم
.از این رمز استفاده میکنن
.خیلی مهربونی
اون کیه؟
.فکر کنم اسمش تونی باشه
.چند روزیه اینجا کار میکنه
.چیز زیادی ازش نمیدونم
چیز دیگه لازم نداری؟
.نه، ممنون
.دستت درد نکنه
.خواهش میکنم
...لوییس - .هی -
.یه مردی دنبالتـه
.اومد مغازه و عکست دستش بود
.اوه
.و از مردم پرسوجو میکرد
.نگفته بودی تحت تعقیبی
.به هرحال، گفتم شاید بخوای بدونی
.آره
...اوه، صبر کن
.اونه. اونجاست
.خدای من
کی هستی؟
.من دوایت لوگان هستم
.از طرف سازمان اومدم
.و از طرفِ الیاس کین پیام دارم
.خیلیخب، خفهشو و حرکت کن
.باشه. باشه
.خیلیخب، پیاده شو .برو تو طویله
کدوم شمارهی الیاسه؟
.گمشو
.زیر حرف ک دنبالش بگرد، عوضی
.جیبهاتو خالی کن
.راحت نیستم
.خالی کن
.بشین، رفیق
دوایت؟
اوه، اگه تا یه ساعت دیگه برگردم .مشکلی واسش پیش نمیاد
بهم اعتماد نداشتی؟
.من به هیچکس اعتماد ندارم
.خودت که میدومی
هنوز سیگار با تنباکو مالاوی میکشی؟
.آخریشه
،متاسفانه، آره .ولی ترک کردم
.عادت دشواریـه
.نه، عادت کثیفیـه
.لذتش نه
گفتم دمدم آخر، آخرین نفس زندگیم طعم شیرین و دلچسبی رو تجربه کنم
،که از بین ریههام میگذره .البته اگه فرصت باشه
شاید وقتش الان باشه؟
از کجا پیدام کردی؟
.برادر بزرگه همیشه حواسش هست، نیکلاس
از وقتی ناپدید شدی .سازمان وارسی میکرده
.قتلهایی رخ داده
.مداخله کردم تا ازت محافظت کنم
.بعنوان دوستت
دوستم؟
بعد از اتفاقی که افتاد، من تنها کسی بودم
.که اومد پیشت
.هنوز هم کنارتم
اکثر دوستهات بیشتر از دشمنهات .از خداشونه بمیری
.مونیکا گم شده
مونیکای تو؟
.آره
.مصمم بود ببینه کی پشت قتلهاست
.همیشه تو رو تحسین میکرد، نیکلاس
،تو این مسئله با من همنظره
.میخواد بدونه کار کیه
.بهش اخطار دادم خیلی خطرناکه
.مهارت زیادی داره
.اما مثل ما با تجربه نیست
.خیلی نزدیک شد و «اون» دزدیدش
کی؟
.کوئنتین
.دنبال سرنخی گرفته بود
چیزی دستش بود
مدرک محکمی بود که .کی واست پاپوش دوخته
.کی واسه همهمون پاپوش دوخته بود
خواستهای نداره؟
.هیچی
،اگه کوئنتین دزدیدش
.دختره مرده دیگه
.فکر نکنم
چرا اومدی سراغ من؟
سازمان چیکارهست؟
بعد اتفاقی که افتاد .سازمان از هم پاشیده
و چه خیری ازشون میرسه؟
تو تنها کسی هستی ...که هویت واقعیشو میدونه
.و میدونه کجا پیداش کنه
منو لو ندادی چون دوستیم
یا چون بهم احتیاج داری؟
.هر دو
No comments yet. Be the first to leave one.