The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
چه منظره معرکه اي
در استوديوي ازتک در مکزيکو سيتي داريم
فکر نميکنم هيچ جايي در دنيا
جوي اين چنيني داشته باشه
امروز رسما اعلام ميکنم که
جام جهاني 1970بازگشايي شده
جام جهاني
بابام مي گفت
فوتبال مال کساييه که دل و جرأت دارن
پله مشهورترين فوتباليست
مردي بود که تمام چشمها
به پاهاي اون بود اميد جام جهاني برزيل به اون بستگي داشت
و هر دقيقه از روز اونو دنبال ميکردند
پله خودشو مخفي ميکرد
اين چهارمين جام جهاني پله است
اون بقدري ستايش ميشه که تقريبا توي خونه اش زنداني شده
تهديدهايي مربوط به آدم ربايي و حتي به قتل رسوندنش وجود داره
تمام چيزهايي که در اخبار گفته ميشد
که نميتونستم برگردم ...اندام خوبي نداشتم
شکل و فرم پله تا جايي افول کرده بود که
ديگه اون پله قديم نيست
...فشار زيادي داشت
ديگه وقت حرف زدن نيست
وقت مبارزه است
جام جهاني براي کشور اهميت داشت
اما در اون لحظه من نميخواستم پله باشم
ازش خوشم نميومد نميخواستمش
داشتم دعا ميکردم
خدايا، اين آخرين جام جهاني منه کمکم کن خودمو براي آخرين جام جهانيم آماده کنم
در اين لحظه، برزيليها به پله نياز دارن
برزيليها به پله نياز دارن
پله
پله بزرگ
پله
! پله
پله به خوبي گذشته هاش نيست
! پله
....::::ترجمه : پريسا يادکوري::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
برزيل، کشور منه
همه چيز منه
اين کشور منو به اين دنيا معرفي کرده
بزريل کشور خيلي جواني بود که خيلي شناخته شده نبود
پدربزرگ و مادربزرگمو به خاطر دارم هيزم ميفروختند
اسب و گاري داشتند
بيشتر اوقات، من سوار اسبها مي شدم وقتي حدود ده سالم بود
نميدونستم کشورهاي ديگه اي هم وجود دارند
فکر ميکردم برزيل زيباترين کشور دنياست
ما از هيچ در اومديم چيز زيادي نداشتيم
فقير بوديم اما هميشه ميتونستيم کار کنيم پدرم کار ميکرد
پدرم فوتباليست بود و اسم مستعارش دوندينهو بود
من به عنوان پسر دوندينهو شناخته شده بودم
رويام هميشه اين بود که مثل پدرم باشم
فکر ميکردم پدرم بهترين بازيکن دنياست
وقتي پله از مدرسه به خونه ميرسيد
هميشه با دوستاش توي خيابون در حال شوت کردن توپ بود
عاشق بازي بود
وقتي داخل خونه بود فاجعه به بار مياورد
هميشه کلي انرژي داشت
نقطه اي در حرفه پدرم هست
که آسيب ديد و باشگاهش دير بهش پول داد
و بنابراين پله فکر ميکرد بايد تو خونه کمک کنه
بنابراين شروع به کار کردن کرد
من کفشها رو برق مينداختم کفشها رو تميز ميکردم
تا به خانواده ام کمک کنم
فکر ميکردي که يک روز فوتباليست مشهوري بشي؟
نه
قوانيني که باهاشون بزرگ شدمو تا به امروز دارم
اين خانواده ام بود که اونها رو بهم داد
عليرغم تمام اتفاقاتي که توي زندگيم افتاد و حتي امروز هم ميفته
هيچ وقت فکر نميکنم از کسي بهترم
فکر ميکنم اين بخاطر قوانين و مقررات و تربيتيه که خانواده ام منو کرده
خدا رو شکر
اما وقتي پدرم فهميد که ميتونه بازي کنه ميتونه بازيکن بشه
اون خيلي تشويقش کرد
بعد به سانتوس رفت
من اولين کسي بودم که توي کلوپ فوتبال سانتوس با پله آشنا شدم
عادت داشتيم ببينيم که خيليها در مسابقات ويلا بلميرو قبول ميشن
اما کساني بودند که هيچ استعدادي نداشتند
و اون در اولين جلسه تمرين، استعداد فوق العاده اي از خودش نشون داد
اونقدر محکم باهام دست داد که فکر کردم
ميخوام طرف اون باشم نميخوام رقيبش باشم
با اين شخصيت از راه رسيد از هيچ چيز نميترسيد
يک بار اون وارد زمين شد
انگار سالهاست داره با ما بازي ميکنه
شانزده سالم بود
و با خودم ميگفتم واي، حالا من يک فوتباليست حرفه ايم
و بعد به جام جهاني 1958فرا خوانده شدم
از قبل يک ايده اي از فوتباليست بودنش داشتيم
وقتي براي تيم برزيل انتخاب شد
خيلي لذت برديم
من گفتم: واي، به سوئد ميريم
من قبلا هرگز برزيلو ترک نکرده بودم
فکر ميکرديم برزيل در اروپا خيلي شناخته شده است
اما نه، نبود
چندتا دختر سوئدي که اونجا بودند
پوستمو لمس کردند و من فکر کردم
چرا اين دختر تصور ميکنه اينطوري رنگ پوستم سفيد ميشه ؟
اگر رنگش از بين بره؟
اون به مالش ادامه داد و دستشو بررسي ميکرد
چون هرگز يک سياه پوست نديده بودند
کشور ما در جامعه فوتبال، شناخته شده نبود
ما محبوب يا يک همچين چيزي نبوديم
يک بچه لاغرو ديدم
که بايد احساس فشار انتخاب شدن براي بازي در جام جهانيو حس ميکرد
اما حس نکرد
اون دلگرم بود
روز يک چهارم نهايي در گوتنبرگ
بعضي از گزارشگران مينوشتند من بيش از حد جوانم
که تجربه ندارم
...پدرم هميشه بهم ميگفت
نگران نباش وقتي پا توي زمين ميگذاري اعتماد به نفس به دست مياري
چون توي زمين، همه چيز برابره و اين کلي قدرت بهم ميداد
توپ سمت پله ميره کنترل و شوتش ميکنه
پله براي برزيل گل ميزنه
پله که چنين نقش پر اهميتيو بازي کرده
هفده سالشه
بنابراين برزيل هميشه همين قدر به جام جهاني
نزديک و با اين حال دور بوده
1950 در اونها محبوب هاي داغي براي برنده شدن بودند
و به صورتي شورانگيز دو بر يک بر اوروگوئه پيروز شدند
در سال 1950 جام جهاني در برزيل برگزار شد
و ما بچه بوديم
وقتي مسابقات قهرماني در 1950در برزيل برگزار شد
بزرگترين اميد برزيل اين بود که کشور شناخته شده اي بشه
و از وضعيت اوليه که داشت دربياد
هيچ تلويزيوني وجود نداشت
بنابراين فقط اونهايي که توي استوديوم بودند مسابقه رو تماشا ميکردند
من يکي از اونها بودم
دويست هزار نفر در ماراکان بودند
برزيل متعهد شده بود
که تمام تلاشش را بکنه
تا از طريق فوتبال به عرصه جهاني پا بگذاره
دوستان برزيلي من تا چند دقيقه ديگه
شما قهرمانان دنيا ميشيد
ما روي قول خودمون ايستاديم و اين استوديومو ساختيم
حالا به وظيفتون عمل کنيد و براي ما جام جهانيو ببريد
بزريل در حمله است
توپ به دست فيارسا ميفته اون شوت ميکنه
بزريل گل ميزنه
همه جلوي راديو بودند و داشتند گوش ميدادن
همه داشتند در موردش حرف ميزدن
اون پيش گيگيا است... اون شيافينو رو پيدا ميکنه
اروگوئه گل ميزنه گل براي اروگوئه
اونها با هم برابر شدند
گيگيا سمت راسته به سمت گل برزيل حرکت ميکنه
اروگوئه گل دومشو ميزنه
اروگوئه دو بر يک برنده ميشه
تقريبا همه توي خيابانها بودند سکوت بود
اين يک تراژدي بود
بزرگترين شکست مليو نشون ميده
و هيچ تعجبي نداره که بعد از اين ...نلسون رودريگرز اصلاح کرد
اون اين شکستو به عنوان
بزرگترين نمونه گروه دورگه طبقه بندي کرد
منظوش اين بود که برزيليها
به نااميد کردن خودشون عادت داشتند
عالي بودن ديگرانو ستايش ميکردند
بقيه، خوبن ما بي ارزشيم
چون دورگه، سگ ولگرده
نميدونستم به پدرم چي بگم
چون داشت يک ريز گريه ميکرد
و بعد بهش گفتم نه نگران نباش، ناراحت نباش
جام جهانيو برات ميبرم
تا چند دقيقه ديگه برزيل در برابر سوئد
در فينال جام جهاني بازي ميکنه
و فينال جام جهاني 1958شروع ميشه
ليدهولم براي سوئد گل ميزنه
سوئد يک، برزيل صفر
سوئديها جلو هستند
بعد دوباره برزيل ميتونه مبارزه کنه؟
اين سواليه که همه ميخوام بهش جواب داده بشه
يک فاجعه ديگه قراره اتفاق بيفته؟
واوي پله رو پيدا ميکنه و پله شوت ميکنه
چه هدفي توسط پله قرار ميگيره
نيلتون سانتوس به پله پاس داد
پله کنترلش ميکنه
گلي باورنکردني رو پله ميزنه
اون اعجوبه اي بود
ما به اين قضيه مي خنديديم
بزرگترين فوتباليست تمام زمانها دوباره همونجا متولد شده بود
اين چيزي بود که اون بود
...اولاندو
پله به سمت زاگالو ميره
به پله پاس ميده
برزيل قهرمان دنيا ميشه
شبيه يک رويا بود
معرکه است، ميدوني؟
اون شب، من نخوابيدم
نخوابيدم چون ميخواستم بدونم مردم برزيل، خانوادم
از بازي خبر دارن
که به راديو گوش دادن؟
اونها ميدونستن اين گلها رو من زدم؟
صحنه رو ببين مردم به وجد اومدند
مردم دارن ميپرن! داد ميزنن و همهمه ميکنن
همه اونها اينجا هستند تا پيروزي برزيلو جشن بگيرن
و بازيکنان معرکمونو به خونه بدرقه کنن
مشخص ميشه که پله مرديه که
مسئله پيچيده دورگه بودن برزيليها رو حل ميکنه
از طريق اون، برزيليها ياد گرفتند که خودشونو دوست داشته باشن
No comments yet. Be the first to leave one.