The first 200 lines.
پاشو!
ابزارها رو بذارید تو کامیون.
یکییکی.
عجله کن!
اون طرف برای بازرسی بدنی.
عجله کنید!
چی؟
بجنب!
عجله کنید!
تو که تنها کسی نیستی غذا میخوری.
حواست باشه! ببخشید رفیق!
چی شده؟
همهتون چمباتمه بزنید!
عجله کنین!
برید اونور!
چمباتمه بزنید! پایین!
همه بیرون! چمباتمه بزنید!
پایین!
عجله کنید!
چمباتمه بزنید!
حتماً کْوُن رو پیدا کردن.
یکی فرار کرده، بیا شرط ببندیم.
کسی هست؟ با سیگارهاتون شرط ببندید.
آره!
یالا!
شرط چیه؟ چند روز بیرون میمونه قبل از اینکه گیر بیفته؟
شانس ۱ به ۱ برای ۱ روز.
و ۱ به ۲ برای ۲ روز و همینطور.
رکورد ۷ روزه.
اگه بیشتر از اون باشه چی؟
آره.
پس، ۱ به ۱۰.
قبوله!
برگرد!
برگرد اینجا!
بیا پایین!
بزنیدش!
هنوز داری فرار میکنی؟
چطور جرئت میکنی!
خواهش میکنم وایسید!
منو نزنید!
یالا، شرط ببندید!
گیر افتاد! اون از سرزمین اصلیه.
از کدوم بخش؟
ساخت و ساز.
نگران نباشید، به شرطبندی ادامه بدید.
ببینیم دستش رو میشکنن یا پاشو.
بیل
بیخیال، پاشو شکستن!
لعنتی! حال خرابکن!
مواظب حرف زدنت باش، بیل.
چیو چاو، ما هنوز میتونیم شرط ببندیم.
پای چپ یا پای راست؟
دو تا برای راست، سه تا برای چپ.
تو چی؟
انصاف داشته باش، رفیق!
داره زجر میکشه.
چرا اینقدر خوشحالی؟
چی گفتی؟ خودش خواست.
دهنتو ببند!
چرا؟ شلوغش نکن!
داری چیکار میکنی؟
تو منو نمیترسونی!
چمباتمه بزنید! پایین!
چمباتمه بزنید، ادا درنیارید!
برو به جهنم!
تکون بخور!
داری چیکار میکنی؟ پایین!
گفتم بیا پایین!
چمباتمه بزنید!
مرده؟
باز جرئت میکنی فرار کنی
پای دیگرت رو هم میشکنم.
شنیدی چی گفتم؟
چمباتمه بزن!
چمباتمه بزن!
آزادیمو از دست دادم.
برای غم و غصهام گریه میکنم.
اشتباه کردم.
آره، سرم یه مشکلی داره.
دیوونه شدی؟
یالا!
سلول مثل یخ سرده.
دارم میام... میام.
کی بهت گفت اونو ببری؟
همونجا بمون و از بارون لذت ببر!
بله، قربان!
بچهها، بریم پناه بگیریم.
باشه، یه سیگار بکشیم.
آتیش، قربان!
ممنون. نه ممنون، قربان!
رفیق، باید یه روز آفتابی رو انتخاب میکردی.
الان ما رو ببین.
خودتو به مردن بزن، رفیق.
خودتو به مردن بزن.
خودتو به مردن بزن تا همهمون بتونیم بریم!
خودتو به مردن بزن!
قربان، اون بیهوش شد!
چی؟ مرده؟
مرده؟
ببرینش بیمارستان
بله قربان!
یالا! پاشو!
مچ پام پیچ خورده
قربان، تقصیر من نبود. اون ادا درمیاورد
بهش بگو بیاد اینجا
شماره ۴۱۶۷۱، بیا اینجا!
رفیق، متأسفم، خودتی و خودت
عجله کن!
بله قربان!
بجنب!
مچ پام پیچ خورده
اون چینگِ
اسمتو شنیده بودم
تو از شرِ قبلی من خلاص شدی
به من بهونه دست نده
حسابت رو میرسم
شیفت بیمارستان برات زیادی آسونه
فردا برو بخش ساخت و ساز. بله قربان!
تو بمون
همه میتونن برن. بله قربان!
همه برگردن به سلولهاشون، به جز اون
وایستا!
عجله کن!
درست وایستا!
دو نفر دو نفر
بجنبید!
درست وایستید!
بجنبید!
درست وایستید!
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام
سلام به روی ماهت هنگکنگی!
ما دوست تو نیستیم
ببخشید! تقصیر من بود
ازم تشکر نمیشه
فقط میخواستم کمک کنم
قاتل زاو سر همین کارا دهن منو سرویس کرد
مامانم حسابی دعوام میکرد
مزخرفات نگو! کلهپوک!
ممنون که به رفیق من کمک کردی
قابلی نداشت، همه تو یه قایقیم
اسمت چیه؟
چانگ تینچینگ. فقط صدام کن چینگ
یه پک میخوای، لانگ؟ نه، ممنون
این چیه؟
استراحت میکنی؟
اگه سرنوشت باشه
غمگین نباش
خفه شو!
زبان ماندارینت افتضاحه!
مثل روح داری زوزه میکشی!
من تو سرزمین اصلی درس نخوندم
زبان ماندارین تو هم به همون اندازه مزخرفه
آره
اگه سرنوشت باشه
غمگین نباش
بر پرچم جمهوری
آبرویی آغشته به خون هست
آبرویی آغشته به خون
اگه حالت خوب نیست هم یه ذره بخور
فایربال، یه کم از مال من بخور. حتماً!
این عادلانه نیست
همهمون زندانی هستیم
ولی ما گیر کارای مزخرف افتادیم
هنگکنگیها کارای آسون رو میگیرن
واقعاً اونا برترن؟
ما نخبههای سرزمین اصلی هستیم
حالا، مثل سگ زندگی میکنیم
لانگ، باید یه باند راه بندازی
نیروی خودمون
اونقدرام بد نیست، سه وعده غذا در روز
بدتر از سرزمین اصلی نیست
فایربال، بذار اینجوری بگم
هنگکنگیها ما رو اذیت میکنن
پلیسا باهامون مثل آشغال رفتار میکنن
چون قدرتی نداریم
کسی نیست ازمون محافظت کنه
چت شده تو؟
چرا حرف نزدی؟
نشنیدی؟
لانگ، راسته؟
غذاتو بخور! بله!
لانگ، تو قبلاً کاپیتان بودی
رفقا ازت پیروی میکنن
اگه تو رهبرمون باشی بهتر میشه
لعنتی! هنگکنگیها اینجا کارهای نیستن
برو به جهنم!
مراقب ظرفم باش!
بشین، میشنوی چی میگم؟ بشین!
بشین!
بیا اینجا
اونا دارن میان این سمت! چی؟
این یه جنگ داخلیه
اهالی سرزمین اصلی دارن کتک میخورن
برو به جهنم!
آروم باش!
No comments yet. Be the first to leave one.