Release info

Glorious Day E21 XviD HDTV H264 720p-iPOP-WITH-BarosG-LIMO-HANrel
A Commentary by StarTak
Saman76 ll Starmovie.xzn.ir

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
HD
Published on: 2014-10-12
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تهيه تنظيم و ترجمه ســـامــــان جلالــــي

قسمت بيست و يکم

ما

گفتي که ما قراره همديگه رو به مدت زيادي ببينيم درسته؟

منم ميخوام اينکارو کنم

سئو جائه يو

سئو جائه يو

ميتوني برادرم باشي؟

من واقعاً کلماتت رو نميفهم،ولي بهم بگو چرا يه دفعه اينطوري رفتار ميکني

تا بتونم بفهمم

من بعد از ديدن پدرم اومدم

پدرم مي شناسيش درسته؟

تو تو کلانتري ديدديش براي همين بايد بدوني اون چجور شخصيه

نميتونم ببينمش چون خيلي شرم آوره

من بيشتر از اونچه که به نظر مي ياد غرور دارم

اگه من اوپا ات بشم،شرم آور نيست؟

چرا

جئونگ دا جئونگ بابام

از آهجوسي خواست تا بهش پول بده

من خيلي احساس خجالت و شرم ميکنم که صورتشو ببينم

ولي ميدوني که کمي بهتره که به عنوان اوپاي مادرم بهش نگاه کنم

فکر کردن بهش به عنوان برادر مادرم تو همچين مواقعي

و فکر کردن راجبش به عنوان پدرم وقتي مي بينمت خنده داره

خنده دار نيست،خجالت آوره

نميخوام يه مردي ببينم که تا اين حد پيش رفته

چيزي هست که بايد به مامان بگم

من اول ميرم

صبر کن

سئو جائه يو گفتي که من اوپاتم

پس همينکارو بکن

اگه ميخواي انجامش بده،من اوپات ميشم

دا جئونگ کجاست؟

آره ميدونستم که تو فرستاديش

تو بچه رو خوب بزرگ کردي

اون کجاست؟

چطور بايد بدونم؟اون فقط بهم داد زد و رفت اون اسم دا جئونگ رو به عنوان منبع سرمايه قلمزده

مهم نيست که چقدر کم داشته باشم،تو نبايد اينکارو کني

من از مسئول مغازه ي کيک فروشي پول خواستم؟

اون يارو بهم گفت که بهم پول ميده

چي؟تو پول خواستي؟

تو آدمي؟

نمي تونستم بگيرمش چون مدير عامل هتل يا هرکي بردش

پول رو نگرفتم ولي بايد کمي پول بدم

چيکار بايد بکنم؟

بيا اينجا

اگه ميخواي منو ببيني،بهتره بياي،من ديگه از چيزي مثل تو نميترسم

اوه واقعاً؟

من واقعاً دارم ميرم بايد برم؟

سلام

سلام؟مادر دا ئه

هي

بله بابا

جايي ميخواي زنگ بزني؟

نه

بابا

دا جئونگ تو کارش خوبه درسته؟

وقتي تازه شروع کردم به خوندن،راجب چيزي که گفتي که اون بهتر از منه

صادق بودي؟دردم گرفت

اين درسته که اون بهتر از اونچه بود که تو بودي

بابا

حتي اگه اين درست باشه،چيش مهمه؟اون شغل داره

منم نميتونم ازش بپرسم که کارشو عوض کنه

تو اين قدر دا جئونگ رو دوست داري؟

اين يو چشم خوبي به يه زن نداره

سخته که دختري مثل اون رو پيدا کرد

اونجور خونواده اي مشکلي نداره؟

هي،مادر تنها هم به راحتي زندگي نميکنه

هي تو

تو حتي اونجور مادر تنهايي نداري

داري مثل سين ئه ميشي؟

چرا به خونواده ها نگاه ميکني؟

دا جئونگ

مامان

من درازتر از توام،اگه خسته اي

رو من تکيه بده

هان سونگ جئونگ چرا اون کارو کردي؟

اگه دفعه ي بعد دروغ بگي،تنهات نميذارم

ببخشيد

تقصير تو نيست

بذار به اوني و دا ئه بگيم

من بهشون ميگم،فقط يه روز بهم بده

فقط يه روز

نويسنده هان،واقعاً به هيچ مردي چشم نداري؟

از اين به بعد،وقتي اجازه دادم کسي رو ببين

کي اين قدر بزرگ شدي؟

تو هموني

هنوز خوشکلي

بريم خونه،گشنمه

گشنمه بريم،مامان

کجايي؟داري مشروب ميخوري؟

چطور يه زن ميتونه تو اين ساعت مشروب بخوره؟مي يام دنبالت،کجايي؟

دا اين،سن مهم نيست

بهم قول بده که 6 ماه منتظر مي موني

اين درست نيست،چطور ميتونه 6 ماه منتظر بمونه؟

درکت ميکنم

ولي يه زن تنها نبايد ديروق مشروب بخوره

اون با هي جو ــه

هي جو؟

تو با هي جو يي؟

هي هان دا اين،کجايي؟بهت گفتم که که هي جو رو نبيني

گوشي رو بهش بده

اين بچه،تو يه مردي،مرد،بهش بگو

بهم بگو کجايي

چي؟بچه کوچيک؟هي

آره بچه کوچيک

حتي اگه بگي کجاست هم نميتوني بياي تو

کوچيکا اجازه ندارن بيان اينجا

درسته،من ميخوام با هي جو ملاقات کنم چرا؟

اميدوارم قلبت منفجر بشه

چرا اين قدر با بچه بدي؟

يه مجازات براي دروغ گفتن به منه

شايد تو يو جي هو رو دوست داري؟

ديونه اي؟يه دبيرستاني

هي من بزرگا رو دوست دارم

يکي رو ميخوام که مثل پدر راحت باشه، که هرکاري بکنم بتونه منو ببخشه

فقط بخور و مزخرف نگو

دا اين

ميتونم مهمون خونت بشم؟

چي؟ فکر کنم بايد از خونه اي که الآن توشم بايد برم

زياد نيست،قبل از اينکه برم سربازي

پروفسور کانگ هم همينطوره اون رفته

و ما هم بايد زودتر بريم

کجا؟

نميدونم،اگه راجب اين حرف بزنم،بيشتر ناراحت ميشم

بخور زود بخور

فکر مي کردم که دوباره بهم زنگ ميزنه،ولي نزد

اون هيچ پشت کاري نداره

تو،اگه جي هو زنگت زد،بهش بگو که ما داريم ملاقات ميکنيم

باشه؟

بيا اينجا،بيا اينجا ولم کن،اون گفت که با هي جو ــه

بهتره زنگش نزني

هي براي همين فايده اي نداري

بايد همين حالا تمومش کني تا دا اين بي صبر بشه

اگه دوباره زنگش بزني،اخراجي

هيونگ،پس بايد چيکار کنم؟

اين روزا دکتر سئو مشغوله

ببين...موضوع اينه که

زنا دوست دخترت بهت خوب گوش ميکنه؟

بيا،بيا اينجا

بيا اينجا،بخاطر همين فايده اي نداري،بخاطر همين

آره،وقتي چيزي به دوس دخترم ميگم،مستقيم بهم گوش ميده،چيکار ميخواي بکني؟

به نرمي،به نرمي

ميتوني اونو فقط به عنوان يه برادر قبول کني؟

اين يو ايگو تو

بشين زود بشين

جائه يو چي؟

اون ديشب زود خوابيد

پس

چرا از همين حالا پوشيدي؟ ميخواي جايي بري؟

آره بايد زود برم چون کار زيادي دارم

حتي با اين وجود...الآن ساعت چنده؟

خوب،تو و بابابزرگ هميشه به همين زودي مي ريد سرکار

خيلي خسته کننده است،چيکار بايد بکنم؟بشين

حداقل قبل از اينکه بري يه لقمه بخور مشکلي نيست

ميرم اوه خداي

هي،معده ات ناراحت ميشه پس اگه وقت داشتي چيزي بخور

باشه همينکارو ميکنم ايگو

شرکتش بايد جايزه ي خاصي بهش بده

دا جئونگ

ببخشيد؟

وقتي برادرت رو مي بيني چرا سلام نميکني؟

سخت تلاش کن

برادرم چي گفت؟اوپا؟

اتفاقي بين شما دوتا افتاده درسته؟

دوباره ساعت 4 صبحه،دارم ديونه ميشم

ايگو تا کي بايد اينطوري باشه؟

صبحونه رو آماده کن و بفرستش

نيم ساعت پيش سفارش داده شده بود براي همين الآن فرستاده شده

واقعاً؟

کي اومدي اينجا؟

نيم ساعت شده؟

عمو کشيدگي ات هنوز اذيتت ميکنه؟

اتفاقي افتاد؟

هميشه کار زيادي هست

دروغ گفتم که ميرم سرکار

سعي ميکنم الآن کمي دروغ بگم

همشون گول خوردن،خوش گذشت

دليل تغيير چيه؟

اطرافت خواهرهاي کوچيکتر زيادي داري درسته؟

هي...بي مصرف از کجا من خواهر کوچيکتر دارم؟

ميدوني که زناي زيادي اطرافت هستن که بهت ميگن اوپا

چرا زنا اينکارو ميکنن؟

حرف زدن رو ادامه بده جئونگ دا جئونگ ازم خواست مثل برادرش باهاش باشم

کمي بيشتر

اون ميگه ميخواد منو به مدت زيادي ببينه براي همين

دقيقاً

اون داره سعي ميکنه رابطه ات رو منظم کنه

درهرصورت،زناي اون خونه خيلي قوي ان

بخاطر مشکل با بابا اوقات سختي دارن

پس بهتره مطرحش کنه و به تو تکيه کنه

هان سونگ جئونگ فکر ميکنه يه درخت صنوبر تنها و قوي يا همچين چيزيه

اون سعي ميکنه از پس مشکلاتش،به تنهايي بر بياد

من راجب جئونگ دا جئونگ حرف ميزنم

من اينو ميگم چون مادر و دختر يکي هستن

به نويسنده هان نگاه کن،حتي بعد از اينکه اون حادثه اتفاق افتاد يه بار بهم زنگ نزد

فقط فکر کردن راحبش منو عصباني ميکنه

اين خطرناکه چيه؟

من اينطوري با جئونگ دا جئونگ شروع کردم

عمو...امکان نداره

نه نه من نيستم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left