The first 200 lines.
آنچه گذشت
.اگه داری اینو میبینی ما توی هی ورلد آینده ی منو دچار انحراف کردیم
.نمیدونم که چه کسی یا کجا خواهم بود
!جان صبر کن مشر
استرا بدترین روح ها رو از جنهم به زمین آورده؟
!من نامیرا هستم
.اینو تمومش میکنم
داری سعی میکنی برگردی جهنم؟
.وقتی کار تکمیل شه برمیگردم
.خانم.بیرون کمین کرده بود گرفتیمش
.بنطر میاد این روزا زمانه سختیو داری میگذرونی
!که از جهنم دوربمونی جان
.خب،چی بگم من یه موجود خوش گذرونم
.ممکنه حتی بهش عادتم بکنی
.خیلی زود به اینجا ملحق میشی
چی میخوای؟
.یه ویسکی شسته و رفته،و یه استیک،خیلیم خوب
اوه،آره و تمام اون روح های که آزاد کردی
.بگو برگردن
.ببین،به اندازه کافیشرارت روی زمین وجود داره
.بدون اینکه تو به اون نفرین شده ها یه شانس دوباره بدی
.اون روح های نفرین شده دارن بهم پول میدن جان
.هر انسانی رو که بکشن یا فاسد کنن به من تعلق پیدا میکنه
و بعد از سالها تحت سلطه انجمن سه تایی بودن،
.مطمئنا خیلی حس خوبی داره که از یکی دیگه بالا برم
مشر؟ .جان
.کمکم کن
جان برای به مشکل انداختن دوستاش و بعد از مشکل در آوردن دوستاش .گزینه بهتریه
.چیزی که باید وقتی سرم جیغ جیغ کردی میدونستی
.مجبور نیستی این کارو کنی استرا
.من انجام دادن این کارو دوست دارم
.دیگه نه،لطفا
.استرا ببین،من اومدم این پایین برای یه گفتگوی دوستانه
.حالا،مجبور نیستیم دشمن باشین
.تو دشمنم نیستی جان
.تو یه قدم مهم برای پیشرفت منی
.من خودمو از صفر به صد رسوندم
.و بالاخره یه سری قدرت واقعی این اطراف دارم
.پس اگه میخوای متوقفم کنی
.باید منو بکشی
نه جدی،که چی بشه
.روح من به هرحال به این پایین تعلق داره
.جان
اون پایین چیشد؟
.یه نوشیدنی میخوام
سواله بعد ماموریتی نداریم؟
.یه بخشی از پروسشه
.بدو گیدیون
.پیامه لعنتیو دوباره پخش کن
شما هرچقدر بخواید میتونید با .من بد رفتاری کنید آقای هی وود
اما من بهتون اطمینان میدم .هیچ پیام سری وجود نداره
.که توی انباره حافظه من مخفی شده باشه
همه چیز خوبه دادا؟
.اوه،امم،آده
.فقط داشتم یه چیزو دوباره چک میکردم
یکم کمک؟
.فکر کنم دارم کم کم توهم میزنم
.میدونم چه خبره
میدونی؟
دوباره رفتی به انبار من؟
.داداش،اشکالینداره که
سارا داره تیمو جمع میکنه،زودباشید .ممنون
.و حقیقت اینه رفقا
.استرا و کلی شلوغ کاری منو درگیرکرده
.و نمیشه باهاش منطقی حرف زد
.پس یه راه حل دائمی تر برای توقفش میخوایم
وگرنه به طور نامحدود به .آزاد سازی روح ها ادامهمیده
.مطمئنا استرا میتونه تغییر کنه
هنوزم انسانه درسته؟
میگم یعنی،حتی یه استاد هنرهای سیاهم باید بدونه
که هنوز یه مقدار،خوبی درونش وجود داره
.فراموشش کن مردگنده
.استرا تشنه ی قدرته
.اون به انسانیتش رخنه کرده
خب،نیمه پر لیوان میگه که
.حداقل پیامد هاش اینبار تقصیر مانیست
هی،اون بالا
فرستادنشون به جهنم میتونه بدرد بخوره؟
.بنظر میاد استرا مستقیما برشون گردونه
.صحیح
.خب،پس تا وقتی یه راه حل دائمی تر پیدا کنیم
.توی سفینه میذاریمشون
.به یه آبدارخونه بزرگ تر احتیاج خواهیم داشت
هی،کاپتان
من معمولا آماده میشم و سراسیمه مشغولم
اما باید یه کوچولو برم بیام
.برای تولد پدرم،و نیتم باهام میاد
میام؟ میری؟
.خانوادم همیشه درمورد زندگیم ازم سوال میکنن
میتونه وانمود کنه یکی از .پروفسور های مدرسه بازرگانیمه
باورم نمیشه هنوز
.به خانوادت درباره کاری میکنی نگفتی
منظورت اینه که من یه ابر قهرمانه مسافر زمانم؟
که میراثی که متعلق به خانوادست رو دزدیده؟
.همم،باشه آره،بچسب به مدرسه تجاری
قبل اینکه بتونید بگید زلزله زمانی،برمیگردیم
.مروا نزن
.خیلی دیره،کاپتان
.یه زلزله زمانی جدید شناسایی شد
.روی عرشه نیازتون داریم
.مم
به چی نگاه میکنیم؟
.اه،مرکز رخداد زلزله زمانی
.توی لس انجلسه،سال ۱۹۴۷
.عصر طلایی هالیووده
و بیشترین میزان جرایم سازمان یافته
.عصر طلایی واقعی
...باشه بچه ها ما دوتا تیم میخوایم برای
.ببخشید عزیزم،فک کنم من جای تو وایسادم
.هی،اشکالی نداره عزیزم
.همونطور که ایوا داشت میگفت،دوتا تیم
ری،جان با من
میک،ایوا و کیو بی توی سفینه
حالا،بیاید انجامش بدیم
همم،میشنوی؟
.فقطدومین ماموریت رسمیم با افسانه هاست
.و از قبل با فوتبال بهم اعتماد شده
جدی؟
.کیوبی یعنی توی سفینه بمونی و کاری نکنی
،یا میتونه معنی بده که
.از سفیتع به تیم اطلاعات مورد نیازو بدی
گیدیون یه موقعیت جغرافیایی از
،شهر بهم بده لطفا
چه حسی داری؟ عالی؟
.فقط میخواستم از سفینه پیاده شم
.و ذهنمو خالی کنم
.بچه ها این ناتانیل هی ووده
.یکیاز پروفسور هامه
خوشومدی .ممنون
.اوه،ما هیچوقت یه پروفسور موقع شام نداشتیم
چی درس میدی؟
.اقتصاد پیشرفته
اقتصاد رفتاری ،هی بچه ها
خودتونو جمعو جور کنید .زی اینجاست
خب،پس من توی خونه مامان بابامم .و دارم تولد بابامو جشن میگیرم
.هرچی باشه،خونواده همه چیزه
صحبتش شد؛بنظر میاد ما امسال یه
.مهمان سورپرایزی داریم
برادرم،بهراد
سلام کن،بهراد
.سلام
.بهرحال بچه ها،من باید برم
کلی عشق برای ملیت زی،خدافظ
.اون کلیپو بزار اخر این فایل
.امشب بریدنو شروع میکنیم
.شما دوتا میتونید توی حمام خودتونو صفا بدید
.هی،فکر میکردم این قراره یه دیدار خونوادگی باشه
اوه،خانمی اینو میگه که
.چهلو هشت میلیون فالوئرشو دعوت کرده خونه
.پنجاه ویک میلیونه
.سعی کن بالا نگهش داری
زاری عزیزم،این فوق العاده نیست؟
برادرت یکی از پروفسور های مدرسشو آورده
زاری،نیت نیت،زاری
.سلام
.خودتی
.من ویدیو رو دیدم
.اوه ممنون بابت سابسکرایب
میدونی این طرفدارا هستن که واقعا
.کاری میکنن،تمام کاره سختت ارزششو داشته باشه
.چه عجیب غریبه
خواهرت همون زن سریه
.مربوط به پیان هولوگرامیه
...سری چی
.فکر میکردم داشتم توهم میزدم
اما گیدیون داشت حافظشو پاکسازی میکرد
.و یه پیام سری از خواهرت توش بود
.که بهم میگه پیداش کنم
و اون دلیلیه که من برگشتم(زنده شدم)
داری مشکل ذهنی پیدا میکنی؟
.نه دارم جدی میگم
یادته وقتی تاریخو تو هی ورلد دچار برامدگی کردیم؟
.خواهرت اون برامدگیه
.ردپای انرژی جادویی مارو به این اتاق کشوند
.یه ته مونده جهنمی اینجاست
.البته که هست
.باقی مانده یه آدم مرده
اوه،واو،عقب وایسا
.اوق
.بدنش توسط یخ جهنمی تجزیه شده
.این آتیش جهنمیه
.هرکس اینکارو باهاش کرده ازین دنیا نبوده
خب،به نطر میاد گوی خوان این کارو کرده
.به خشکی شانس
اه،بلیط اونجاست
.نزدیک تر نیا
.باشه،آروم باش میتونی اسلحه رو بذاری کنار
.ما اومدیم اینجا کمک کنیم
وب کجاست؟
اوه ما موور و هستیم،وب و موور
.با موور...وب کار میکنیم
.تو باید موور باشی
.البته که خودمم
.جانی مور
...سارا منشیمه و این یارو
.یه قیافه پلیس شکل داره
.اوه،ممنون
.گروهبان پالمر در خدمت شماست
.من مامور مخفیم
.به وب بگو وقتی برگشت باهام تماس بگیره
No comments yet. Be the first to leave one.