The first 200 lines.
سلام بویل
میخوام یه رستوران خوب بهم معرفی کنی
تولد "مارکس"ـه ... و من میخوام یه کارِ
.خوب انجام بدم
اووه. میخوای کلاسیک باشه؟ رومانتیک باشه؟
یا غذاهاش خوشمزه باشه؟ - .آه، ولش کن -
.من ازین جور چیزا سردرمیآرم .دارید در مورد قرار داری حرف میزنید
:این کاریه که باید بکنی
،دعوتش کن به خونهات ،یه غذای حسابی از بیرون سفارش بده
،بریزش توی قابلمه .و جوری رفتار کن که انگار خودت پختی
.این ایده رو از "یاهو! انسرز*" گرفتم
.یارو! من قابلمه نمیخرم .زن و شوهر که نیستیم
خیلیخب میدونید وقت چیه؟
.چونکه لباس کلاهدار من میدونه
.اینو نگاه کن
.من با دو کلمه جوابت رو میدم
"درگ کویین"
"و "دیم سام
داری در مورد جمعهشبِ همین هفته حرف میزنی؟
.همه جا رزرو شده
فقط 72 ساعت وقت داریم و تازه داریم
تبادل نظر میکنیم؟
.باید برنامه رو عقب بندازی
."تولد رو نمیشه عقب انداخت "ایمی
،ولی، اگر نتونستی جایی رزرو کنی
همیشه میتونی بری خونه .و موهاش رو با شامپو بشوری
بسه دیگه .انقدر همیشه اینو پیشنهاد نده
.خب، همیشه رومانتیکه
*میتونید بری بالای ساختمون امپایر-استیت
.خیلی رومانتیکه
.اوهوم، شاید برم
.از اون بالا میتونی روی کل شهر بشاشی
!بیخیال !چی؟ بیخیال
تیوـیوُرلد» با افتخار تقدیم میکند»
ترجمه از: سعید Ozymandias
.بگیرش
.بگیرش
!یالا
.این دستگاه احمق یک دلاری من رو نمیگیره
اون نصفه یک دلاریه .که چسبوندیش به یک کوپن پیتزا
با این کوپن یه نون پنیری .به ارزش 2.5 دلار میشه گرفت
!اگه پول رو میگرفتی سود میکردی
،هی، گروهبان میشه یه دلار بهم قرض بدی؟
.نه. دیگه قرض بی قرض
.همین الآنشم کلی بهم بدهکاری
.بانک "تری" تعطیله
این اداها چیه؟ داری با کشتی یدککِش سفر میکنی؟
.پسر، من عاشق کشتی یدککِشم
!این کشتی یدککش نیست
!دارم گاوصندوق رو قفل میکنم
خیلیخب، باشه، مگه چقدر بهت بدهکارم؟
پنجاه، شصت دلار؟
.$2437
دلار؟
،صبر کن، معلومه که دلار چرا از این بخشش
تعجب کردم؟
.جیک، ممنون میشم اگه پولم رو پس بدی
خب، این احمقانهترین چیزیه .که یکی تاحالا بهم گفته
"این که "ممنون میشم پولم رو بهم پس بدی؟
.خوبه .پس شما هم شنیدید
من همیشه بهش بدهکار بودم
.و قبلاً براش اهمیتی نداشت
.یه چیزی شده
من همه کارام رو ول میکنم تا بفهمم
.چرا انقدر داره عجیب رفتار میکنه
.یا اینکه میتونی طلبش رو بهش بدی
."خندهدار بود، "رزا
.خندهدار بود
،سانتیاگو"، هروقت که تونستی" .اون پروندههارو بیار بهم بده
!رو چشمم، همکار !الان میام پیشتون
همکار"؟"
جریان چیه؟
این آرزوت بود؟
داری میمیری؟
بخاطر تنهاییه؟
من یه اشتباه توی یکی از پروندههای قدیمی کاپیتان پیدا کردم
و اون ازم خواست که .باهاش روی این پرونده کار کنم
.به عنوان همکار
.رابطهی ما داره به مرحلهی بعد میرسه
،از زیردستِ ناجور بودن .به همکار ناجور بودن
.این داستانِ جوجه اردک زشتِ واقعیه
،نظراتمون رو باهمدیگه در میون میذاریم
،وقتی که یه مجرم رو تحت نظر داریم ،باهم ساندیچ کثیف میخوریم
... با هم دیگه قهوه ی سوخته میخوریم
!سانیاگو
!گفتم الان، یعنی الان
.رو چشمم
دیدی؟ بی صبرانه منتظره .تا با من کار کنه
.معلومه که خیلی هیجان زده است
.سلام، تری
فکر کردم بیام یه سر بهت بزنم و بهت بگم که
.دارم میرم بانک
.درسته
میخوام پولت رو پس بدم .من چونکه رازت رو میدونم
چی داری میگی؟
.من راز ندارم
اوه، جداً؟
:حقیقت شماره یک
،بعد از سالها که بدهی من برات مهم نبود
الان به طرز عجیبی ازم خواستی که .پولت رو پس بدم
از این نتیجه میگیرم که یک هزینهی ناگهانی و
.غیرمنتظره برات پیش اومده
یا از اینکه صبر کنم تا خودت کارِ درست رو .انجام بدی، خسته شدم
.پذیرفته نیست
.صبر تو در برابر مسخرهبازیهای من بیپایانه
:حقیقت شماره دو
تو در دوهفتهی گذشته .دوبار وقت دندونپزشکی داشتی
.هیچ کس انقدر زیاد نمیره دندونپزشکی
.من هفت ساله که نرفتم
."تو باید بری دندونپزشکی، "جیک
.احتمالاً .دندونام همیشه درد میکنه
:حقیقت شماره سه
من واقعاً گفتن این حقیقت شماره فلان" رو دوست دارم"
.ازین ببعد همیشه همینجوری میگم
:حقیقت شماره چهار
.من اینو روی میز تو پیدا کردم
.یه فهرست اسمه
،"نتایل جفردز" ... "الکسا جفردز"
.اینا اسم پسر عموهای منه
!دروغه
.فقط یک نتیجه میشه گرفت
،"تو، "تری جفردز .داری بچه دار میشی
.اسمها، اسم بچههاست
دندونپزشک؟ .پزشک متخصص زایمان
.و پول رو واسه هزینهی بچه ها میخوای
.مثل پوشک
چی داری میگی پسر؟
.آره
.دیوونه شدی - .آره -
!لعنتی
کس دیگه ای هم میدونه؟
."نه، فقط تو و همسرت، و "کرش
.این اسمیه که فکر میکنم باید روی بچهات بذاری
.هم دخترونه است هم پسرونه
.گوش کن، جیک
.ما تازه فهمیدیم که "شارون" حامله است
.و خیلی زوده که بخوایم به کسی چیزی بگیم
.این یک رازه
میفهمی چی میگم؟ - .آره -
میفهمی؟
میفهمی چی میگم؟
.اوه، خیلی زود به درگیری فیزیکی رسید
."این قضیه بچه بازی نیست، "جیک
!جدی باش
ببین، قول میدم به کسی نمیگم، باشه؟
.لبهام رو میدوزم
خوبه
اصلاً وزن من رو حس میکنی؟
.نه
.انگار چندتا انگور توی دستمه
،خب، همکار .بیا ترتیب قضیه رو بدیم
،میگم بریم بیرون یه فنجون قهوه بخوریم
... یکم نظریههامون رو باهم در میون بذاریم
.پرونده رو حل کردم
... اوه
،پس میگم بریم بیرون یه فنجون قهوه بخوریم
... و تو میتونی بهم بگی که چی فهمیدی و
.نه، همینجا هم میتونیم این کارو بکنیم
،آتش سوزیها رو "ریچارد ویلکاکس" شروع کرده
همون مامور آتش نشانی که در هر سه آتش سوزی
.اولین نفر رسیده به محل آتشسوزی
،خب، حالا باید از آخر به اول برگردیم
... بفهمیم که چرا
،اون میخواسته ترفیع بگیره .واسه همین میخواسته خودش رو یه قهرمان نشون بده
.آره
چطوری این حرومزاده رو پیدا کنیم؟
... بعد از این همه سال، میدونی ممکنه
.یه مغازه داره
.آدرسش رو دارم
.خیلیخب
.من میتونم رانندگی کنم
.نه، تو نمیدونی که کجا میخوایم بریم
،ولی اگه میخوای یه فنجون قهوه بخوری
.یه شیرینیپزی قدیمی توی اون محله هست
قهوهاش افتضاحه
.ولی از اینکه منو یاد خاطرات گذشته میندازه لذت میبرم
.من عاشق قهوهی افتضاحم
بریم "ریچارد ویلکاکس"، اون لاتِ بیسروپا رو
،بندازیمش هلفدونی، آب خنک بخوره
.اون 86 سالشه
.یه لات، پیر هم که بشه بازهم لاتـه، قربان
.خدمت شما، گروهبان
.قسط اول از پولی که باید بهت بدم
.هزار و دویست دلار، فقط همین رو دارم
همچنین باید به این نکته توجه کنید که همهاش یک دلاریه
بخاطر اینکه یه عالمه اسکناس واسه .پُر کردن چمدون لازمه
.ممنون، پرالتا
میدونی، خیلی خوبه که بالاخره یک نفرو دارم
.که رازم رو باهاش در میون بذارم
!دارم بچه دار میشم، پسر
!آره .ما داریم بچه دار میشیم
گفتم "ما"، بخاطر اینکه من تو رو از عمل وازکتومی .منصرف کردم
،پس اگه من نبودم .تو دیگه آلت نداشتی
.تو هنوز نمیدونی وازکتومی چیه
،هی، پس گوش کن ،داشتم فکر میکردم
،حالا که ثابت کردم آدم خوش حسابی هستم
نظرت در مورد اینکه من پدرخوانده باشم چیه؟
نظرت در مورد این چیه؟
تو تا چهار هفته به کسی در مورد بچه چیزی نمیگی
.بعدش در مورد پدرخوانده بودن تو فکر میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.