Money as Debt

Money as Debt

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Money as Debt
A Commentary by Majid Amlashi
کاری از گروه بیداری اندیشه برای دانلود کامل مستند هم به لینک زیر مراجعه بفرمایید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28526.html

Tags

other
Published on: 2013-11-14
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 163 lines.

برخي از بزرگ ترين مردان تجارت و صنعت آمريکا، همواره از چيزي هراس دارند آنها مي دانند قدرتي سازمان يافته وجود دارد که بسيار درهم تنيده هست

و با هوشمندي و ظرافت تمام، همه چيز را تحت کنترل دارد آن ها مي دانند که بهتر است فراتر از حد خود در محکوم کردن اين قدرت سخن نگويند

هرگاه بانکي وام مي دهد، اعتباري جديد (سپرده‏اي جديد) و پولي جديد خلق مي شود

مراحلي که بانک ها از طريق آن پولي را خلق مي کنند، آن قدر ساده اند که ذهن آدمي به سادگي از کنارشان ميگذرد

به من اجازه دهيد پول يک کشور را کنترل و توزيع کنم و ديگر اهميت ندارد که چه کسي قوانين آن کشور را وضع کند

پول، عامل بدهي

بدهي

دو قدرت اسرارآميز بر زندگي ما مسلط اند عشق و پول

اينکه عشق چيست سؤاليـه که هميشه توي داستان‏ها ترانه‏ها، کتاب‏ها و فيلم‏هاي سينمايي و تلوزيوني مطرح بوده و هست

اما نميشه همين حرف را در مورد اين سئوال زد که پول چيست؟

تعجبي نداره که تئوري هاي پولي الهام بخش هيچ فيلم سينمايي قدرتمندي نبودن

و حتي در مدارسي که ما در آن ها درس خوانديم هم اشاره اي بهش نشده

براي بيش تر ما «سئوال پول از کجا مي آيد؟»، تصويري از چاپخانه و ضرابخانه ي چاپ اسکناس و ضرب سکه رو جلوي چشمانمون مجسم مي کنه

بيشتر ما باور داريم که پول به وسيله حکومت(دولت) خلق مي شود

درسته

ولي فقط از يک جهت

اون نمادهاي فلزي و کاغذي با ارزش ... که ما معمولا بعنوان پول مي‏شناسيم

در حقيقت، توسط يه آژانس دولت فدرال به اسم "ضراب‏خانه" توليد ميشه

اما بخش بسيار زيادي از پول ها توسط ضرابخانه ها توليد نميشه

هر روز بخش عظيمي از پول‏ها توسط شرکت هاي خصوصي‏اي بوجود مياد که ما اونا رو به اسم بانک مي‏شناسيم

اکثر ما باور داريم بانک ها پولي رو وام ميدن که از طرف سپرده گذاران گذاشته شده

تصورش سادست

ولي حقيقت نداره

بانک ها در واقع پولي را وام ميدن که خودشون خلق مي کنند

نه از درآمد بانک و نه از پول سپرده ها

بلکه مستقيما از پولي که وام گيرندگان متعهد به بازپرداخت اون مي شن

امضاي وام گيرنده روي اسناد وام، در واقع ... تعهدي براي بازپرداخت اصل پول و بهره اون به بانک ـه

مقدار پولي که وام گرفته شده به اضافه ي سودش

و يا از دست دادن خانه، خودرو، و هر چيز بارزشي که به عنوان وثيقه در گرو بانک گذاشته شده

و اين يک تعهد بزرگ از سوي وام گيرندگان هست

همين امضا چه الزامي را براي بانک به وجود مي آره؟

بانک در چشم به هم زدني مبلغ وام را حاضر مي کنه

و بلافاصله پول رو به حساب وام گيرنده پرداخت مي کنه

جالب نيست؟ به نظر غيرممکن نمياد؟

مطمئنا نمي تونه واقعيت داشته باشه ولي واقعيت داره

براي نشون دادن اين که اين معجزه بانکداري مدرن چگونه پديد اومده به اين داستان ساده توجه کنيد

ماجراي مرد زرگر

روزي روزگاري در زمان هاي دور تقريبا هر چيزي به عنوان پول به کار مي رفت

فقط لازم بود سبک و قابل حمل باشه و بيشتر مردم اطمينان پيدا کنن که

در مبادلات بعدي براي چيزهايي با همان ارزش واقعي مثل غذا، لباس و سرپناه مي تونن اون رو مبادله کنند

صدف ها، دانه هاي کاکائو، سنگ هاي زيبا و حتي پر پرندگان هم به عنوان پول به کار مي رفتن

طلا و نقره جذابيت داشتن و براي استفاده نرم و راحت بودن

در نتيجه در بعضي از تمدن ها افراد در کار با اين فلزات مهارت پيدا کردن

زرگرها با ساخت سکه هاي طلا

و استاندارد کردن و همسان سازيِ واحدهاي اين سکه ها و تضمين وزن و عيارشان تجارت رو به مراتب آسون تر کردن

زرگر براي محافظت از سکه هايش به يک گاوصندوق نياز داشت

خيلي زود همشهري هاش دَر مغازش رو زدن

تا جاي امني را براي نگهداري سکه ها و جواهراتشون ازش اجاره کنن

طولي نکشيد که زرگر تمام قفسه هاي گاوصندوق رو اجاره داد و از طريق اجاره ي گاوصندوق درآمد اندکي به دست آورد

سال ها گذشت و زرگر متوجه نکته ي هوشمندانه اي شد

سپرده گذاران به ندرت براي برداشتن اصل طلاي خودشون ميومدن و هرگز همگي در يک زمان، به سراغ طلاهاشون نميومدن

علتش اين بود که رسيد صادر شده از طرف زرگر براي طلاهاي به اَمانت گذاشته شده

به جاي خود طلا در بازار مبادله مي شد

حمل و مبادله اين پول يا رسيد کاغذي از سکه هاي سنگين بسيار راحت تر بود

به جاي شمردن دشوار تک تک سکه ها تعداد زيادي از اين رسيدها براي هر معامله به آسوني نوشته و صادر مي شدن

در اين ميان، زرگر کسب و کار ديگري نيز پيدا کرد

او شروع به قرض دادن سود حاصل از نگهداري طلاها کرد

و از آن جا که رسيد طلاها به راحتي به عنوان پول مورد قبول واقع مي شدن

قرض کنند گان پول نيز علاقه مند بودن که مبلغ قرض خودشون رو به جاي دريافت فلز واقعي به شکل همان رسيدهاي کاغذي دريافت کنن

با گسترش صنعت، مردم بيشتري هم از زرگر وام مي گرفتن

اين امر باعث شد که فکر و ايده ي بهتري به ذهن زرگر خطور کنه

اون مي دونست که تا اون موقع تنها تعداد اندکي از سپرده گذاراش طلاهاي خودشون رو برداشتن

پس زرگر فهميد که راحت مي تونه ... علاوه بر طلاهاي خودش

با استفاده از طلاهاي سپرده گذاراش به دادن وام به شکل رسيدهاي کاغذي بپردازه

تا وقتي وام ها بازپرداخت مي شدن سپرده گذاران ـش متوجه چيزي نمي شدن و آسيبي هم نمي ديدن

(و در اين زمان، زرگر (که يک بانک دار بود تا يک صنعتگر

سود به مراتب بيش تري رو بدست مي آورد نسبت به زماني که فقط طلاهاي خودش رو قرض مي داد

براي سال ها زرگر به صورت پنهاني از طريق وام دادن سپرده هاي ديگران و کسب سود درآمد خوبي به دست مي آورد

حالا بعنوان يه وام دهنده ي سرشناس، اون دائما از همشهري هاش ثروتمندتر مي شد و ثروت ـش رو به رخ ـشون مي کشيد

شک و ترديدها نسبت به اينکه اون داره پولِ سپرده گذارا رو خرج مي کنه، افزايش يافت

سپرده گذاران ـش جمع شدن و تهديد کردن در صورتيکه خودش نياد روشن کنه ثروت جديدش رو از کجا آورده طلاهاي خودشون رو ازش پس ميگيرن

برخلاف چيزيکه انتظار ميره، اين اتفاق به يه فاجعه براي زرگر تبديل نشد

به رغم فريبکاري ذاتي در نقشه ـَش فکر و ايدش واقعاً جواب داده بود

سپرده گذاران هيچ چي از دست نداده بودن طلاهاشون تماماَ صحيح و سالم تو گاو صندوق زرگر بود

اونا نه تنها طلاهاشون رو از زرگر پس نگرفتن

بلکه از زرگر (که حالا بانکدارشون بود) خواستن اونا رو هم تو بخشي از سودهاي حاصله شريک کنه

و اين آغــــــاز بانکداري بود

بانکدار سود اندکي رو بابت پول به امانت گرفته از افراد مي پرداخت و در همان حال آن پول را با بهره بالاتري وام مي داد

اين مبلغ مابه التفاوت، به عنوان هزينه ي فعاليت هاي بانک و درآمد بانک محسوب مي شد

منطق اين سيستم ساده بود

و روشي معقول براي محقق کردن تقاضا براي اعتبار به نظر مي رسيد

اگر چه اين شيوه اصلا روش کار بانک هاي امروزي نيست

زرگر يا بانکدار ما از درآمدي که بعد از تقسيم سود با سپرده گذاراش براش مي موند، راضي نبود

و با پخش شدن اروپايي ها تو سرتاسر دنيا تقاضا براي دريافت اعتبار هم سريع داشت زياد مي شد

اما به دليل کم بودن مقدار طلاهاي موجود در گاوصندوقش ميزان وام هاش محدود بودن

اونجا بود که فکر جسورانه تري به ذهنش رسيد

از اونجا که هيچ کس به جز خودش نمي دونست که واقعاً چي و به چه ميزان تو گاوصندوقش هست

مي تونست به ازاي طلاهايي که وجود نداشتن رسيد تقلبي صادر کنه و وام بده

تا وقتي دارنده هاي رسيدهاي تقلبي سراغ گاوصندوق نمي اومدن که طلاي واقعي بگيرن کي مي تونست متوجه اين کار بشه ؟

اين نقشه جديد، خوب جواب داد و بانکدار ما از طريق دريافت سود طلاهايي که هرگز وجود نداشتند

بسيار ثروتمند شد

اينکه بانکدار مي تونست از هيچي پول خلق کنه عجيب تر از اون بود که کسي باور کنه

پس تا مدت ها چنين چيزي حتي به ذهن مردم هم خطور نکرد

اما، همونطور که شما به خوبي مي تونيد تصور کنيد فکر شيطاني اختراع پول به ذهن بانکدار راه يافت

با گذشت زمان يه بار ديگه مقدار زياد وام هاي بانکدار و ثروت روزافزونش شک و ترديدها رو برانگيخت

بعضي از قرض کننده ها شروع کردن به گرفتن طلاي واقعي بجاي رسيدهاي کاغذي شايعات گسترش يافتن

يه دفعه سر و کله تعدادي از سپرده گذاراي ثروتمند پيدا شد که مي خواستن طلاهاشون رو پس بگيرن بازي تموم شده بودبازي تمام شده بود

سيلي از دارندگان رسيدهاي تقلبي تو خيابون و جلوي درهاي بسته بانک جاري شد

اما افسوس که بانکدار به ازاي رسيدهايي که به دست مردم داده بود طلا و نقره کافي در اختيار نداشت

«اين چيزي ـه که بهش ميگن «هجوم به بانک و هر بانکداري ازش وحشت داره

اين پديده «هجوم به بانک» بانک هاي خصوصي رو ورشکسته مي کنه و تعجبي نداره که

اعتماد عمومي نسبت به همه ي بانکدارها رو از بين ببره

واضحه که خلق پول از "هيچ"، غيرقانوني بوده

ولي حجم زيادِ اعتباري که بانکدارها مي پرداختن براي موفقيت توسعه اقتصادي اروپاييان ضروري شده بود

پس برعکس، کار خلق پول از "هيچ"، قانوني و ضابطه مند شد

بانکدارها موافقت کردن تا به مقدار محدود پول هاي خيالي که مي تونستن وام بدن، پايبند بمونن

اين مقدار محدود همچنان بسيار بيشتر از ارزش واقعي طلا و نقره موجود در گاوصندوق ها بود

اغلب اوقات در مقابل هر 1 دلار طلاي واقعي، 9 دلار خيالي وجود داشت

اين مقرارت از طريق بازرسي هاي عجيب با زور به اجرا در مي آمد

«همچنين مقرر شده بود که در موقع «هجوم به بانک

بانک هاي مرکزي از طريق تزريق اضطراري طلا از بانک هاي محلي حمايت کنن

تنها در صورت هجوم به تعداد زيادي از بانک ها به طور همزمان

حباب اعتبار بانک ها مي ترکيد و اين سيستم فرو مي پاشيد

نظام پولي جهان امروز

در طول سال ها، اين سيستم ذخيره اي کوچک و شبکه ي يکپارچه ـش شامل بانک هاي مورد حمايت يک بانک مرکزي بر نظام مالي جهان مسلط شدن

در همين حال بخشي از طلاي پشتوانه ي پول هاي وام داده شده

مرتباً به سمت بي ارزش شدن ميل مي کنه

ماهيت اصلي پول تغيير کرده

در گذشته، يک دلاري کاغذي در واقع رسيدي بود که فرد مي تونست با ارائه اون، مقداري معيني طلا يا نقره را بازپس بگيره

اما در حال حاضر، با يک دلار کاغذي يا ديجيتالي تنها ميشه يک دلار کاغذي يا ديجيتالي ديگه دريافت کرد

در گذشته، اعتبار بانکي ايجاد شده از طرف شخص فقط به صورت سفته ي شخصي وجود داشت که افراد مي تونستن از قبول اون خودداري کنن

درست همونطور که ما امروزه مي تونيم از قبول چک شخصي افراد خودداري کنيم

در حال حاضر، اعتبار بانکي ايجاد شده از طرف شخص بطور قانوني قابل تبديل به پول صادر شده ي رايجِ دولت

يعني دلار پني و پوند هست که برحسب عادت اينا رو بعنوان پول مي شناسيم

پول رايج پولي ـه که بر اساس حکم يا دستور دولت خلق مي شه ... و قوانين پول رايج تصريح مي کنه که شهروندان بايد اين پول رو

بعنوان قسطِ وام قبول کنن وگرنه دادگاه ها به تعهدات ـشون عمل نمي کنن

پس الآن سوال اينه که

اگه دولت ها و بانک ها هر دو مي تونن همينجوري پول به وجود بيارن در اينصورت چه مقدار پول وجود داره ؟

در گذشته، مقدار کل پول موجود محدود به مقدار واقعي و حقيقي کالاهايي بود که بعنوان پول مورد استفاده قرار مي گرفت

براي مثال، براي اينکه پول طلا يا نقره ي جديدي به وجود بياد

بايد طلا يا نقره ي بيشتري پيدا و از زمين استخراج مي شد

در حال حاضر، پول به معني واقعي کلمه از وام خلق مي شه هر وقت کسي از بانکي وام مي گيره، پول جديدي بوجود مياد

در نتيجه،‌ مقدار کل پولي که مي تونه خلق بشه فقط يه محدوده ي واقعي داره و اون ميزان کل وام هست

دولت ها از طريق اجراي قوانيني مشهور به کسري ذخائر مورد نياز

محدوده ي قانوني ديگه اي هم براي ايجاد پول جديد قرار دادن

کسري ذخائر مورد نياز، اساساً بطور قراردادي از کشوري به کشور ديگه و از زماني به زمان ديگه فرق مي کنه

اما در گذشته، لازم بود که بانک ها براي پشتيباني از ارزش هر 10 دلاري که به عنوان پول وامي خلق مي کردند

حداقل به اندازه ارزش 1 دلار طلاي واقعي در گاوصندوق داشته باشن

امروزه ديگه نسبت هاي ذخاير مورد نياز براي نسبت پول جديد بر اساس سپرده ي طلا صدق نمي کنه

بلکه صرفاً براي نسبت هاي پول جديد بر اساس پول موجود صدق مي کنه

امروزه اندوخته هاي يک بانک شامل دو چيزه

مقدار پول نقد منتشر شده از طرف دولت يا مقدار معادلي که بانک نزد بانک مرکزي به امانت گذاشته

بعلاوه ي مقدار پولِ بدهي که بانک از قبل در امانت خودش داره

... براي روشن کردن اين موضوع به روشي ساده

بياييد تصور کنيم که يک بانک تازه هم اکنون کار خودش رو آغاز کرده و هنوز هيچ سپرده گذاري نداره

هرچند که سرمايه گذران بانک سپرده اي به مبلغ يکصدو يازده هزار دلار و بيست سنت رو به صورت پول نقد

در بانک مرکزي سپرده گذاري کردن و نسبت مورد نياز پول نقد بانک به پول سپرده گذاري شده 9 به 1 هست

گام اول: درهاي بانک باز مي شن و بانک جديد به نخستين مشتري وام گيرنده خودش خوش آمد مي گه

اون مشتري به ده هزار دلار براي خريد يک خودرو دست دوم خوب نياز داره

با نسبت اندوخته ي 9:1، اين سپرده گذار جديد در بانک مرکزي که به عنوان "يک منبع پول" نيز محسوب مي شه

اجازه پيدا مي کنه قانوناً 9 برابر مقدار موجود يا 10 هزار دلار رو بر مبناي تعهدنامه وام مربوط به گيرنده ي وام رو در خواست کنه

اين 10 هزار دلار از جايي برداشته نميشه بلکه يک پول کاملاً جديده که صرفاً به عنوان اعتبار بانکي به حساب وام گيرنده گذاشته مي شه

سپس وام گيرنده بر اساس اون اعتبار بانکي يک چک مي کشه تا بتونه خودروي دست دومش رو بخره

گام دوم: فروشنده ي ماشين، اين 10 هزار دلار که به تازگي خلق شده رو به حساب بانکي خودش ميگذاره

بر خلاف منبع پول دولتي که در بانک مرکزي سپرده گذاري شده اين اعتبار پولي تازه ايجاد شده، نمي تونه از طريق نسبت اندوخته افزايش پيدا کنه

در عوض اين اعتبار از طريق نسبت اندوخته تقسيم و خرد مي شه

با نسبت اندوخته 9:1، يک وام جديد 9 هزار دلاري مي تونه بر اساس ده هزار دلار سپرده گذاري شده ايجاد بشه

گام سوم: اگر اون 9 هزار دلار هم از سوي يک فرد سومي در همون بانک به وجود آورنده آن يا يک بانک ديگه، سپرده گذاري بشه

اونوقت مبنايي قانوني براي صدور يک اعتبار بانکي سوم پديد مياد اين بار به مبلغ 8100 دلار

همچون عروسک هاي روسي که درون هر لايش يک عروسک کوچک تر وجود داره هر سپرده ي جديد نيز پتانسيل يک وام اندکي کم تر رو در درون خودش ذخيره داره

که به تعداد نامحدودي از وام هاي کوچک تر کاهش پيدا مي کنه

حالا اگه مبلغ وام ايجاد شده، در يک بانک سپرده گذاري نشه اين روند متوقف خواهد شد

اين قسمت غيرقابل پيش بيني مکانيسم خلق پوله

Money as Debt subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left