The first 200 lines.
.لطفا، لطفا .من دارم ميگم لطفا
.متاسفم، آقاي مانک، من تکون نمي خورم
.اين تحقيراميزه.منو ببين، اخرين نفر توي صفم
.آقاي مانک، اينجا فقط ما دو نفريم و تو دومي هستي
.از بين دو نفر.نفر دوم بين دو نفر.نفر آخري هم ميشه گفت
من تکون نمي خورم.جاي من درست بالاي شبکه حرارتيه. خيلي هم اينجا راحتم
.تو حتي از نمايش خوشت هم نمياد
.تو حتي نمي دوني "کريستين رپ" کيه
.من ميدونم اون کيه
اون يه بازيگر سريال قديمي تلويزيونه که رييسم باهاش درگيري ذهني داره
.من باهاش مشکل ندارم .من بطور قاطع باهاش کنار اومدم
.من...، من...، من باهاش راحتم
.باشه، من بهش وسواس فکري دارم
.اون سريال خيلي برام مهم بود
.روشنه
چهارشنبه ها ساعت هشت
"خانواده کوپر"
.انگاري اونها تنها دوستايي بودن که من داشتم
خب، حالا مي خواي چي بگي بهش؟
.مي خوام بگم: متشکرم
...کريستين، اينطرف- .از کتاب خوشم اومد-
بيست سال گذشته رو کجا بوديد؟- .درست همين جا بودم-
شما پسرا کجا بودين؟
ساعت 9:30 .ما بايد برسيم به کتابفروشي
کريستين، شما درباره يه تعداد از بازيگراي همکارت تو کتابت خيلي نا ملايم صحبت کردي
.درست همونطور که بوده گفتم
فکر مي کني اونها در قبال اين موضوع چه واکنشي خواهند داشت؟- .اونها باهاش کنار خواهند اومد-
.استيون دورن" بنظر خيلي عصبي بود"
.استيون دورن" ميتونه کتاب خودشو بنويسه"- .اون گفته شما بهتره حواست جمع باشه-
خب، شايد من بايد از يکي از شما پسرا بخوام ماشينمو برام روشن کنه
اوه صبر کن، احتياجي نيست.من از همينجا مي تونم روشنش کنم
مانک فصل هشتم اپيزود اول "سريال مورد علاقه آقاي مانک"
اون بيرون يه جنگله
بي نظمي و سردرگمي همه جاست
بنظر هيچکي اهميت نميده
خب، برا من مهمه هي، کي اينجا مسئوله؟
اون بيرون جنگله
سم تو هر هواييه که ما تنفس مي کنيم
هيچ مي دوني توي آبي که مي خوري چيه؟
خب، من مي دونم، و اون جا-ل-به
مردم فکر ميکنند من ديوونه ام چون هميشه نگرانم
اگه شما هم توجه کنيد نگران خواهيد شد
شماها هم بهتره توجه کنيد والا اين دنيايي که اين همه دوستش داريم
ممکنه بکشه شما رو
شايد الان در اشتباه باشم
ولي من اين طور فکر نمي کنم
چون اون بيرون جنگله
.اون بيرون جنگله
..."تو اپيزود"پارتي شبانه دخترا- ...ترک کردن پارتي شبانه دخترا" فصل چهار"-
اسم بهترين رفيق "جيني" چي بود؟- "برنا"-
بسيار خوب،کي مربي دزده بود؟
"وين جوليوس"
قيمت اولين ماشين "کتي کوپر" چقدر بود؟
.اون خيلي آسونه: صد دلار
اسم مدرسه اي که اونها توش بودن چي بود؟
"دبستان"تيتم- و سال تاسيسش کي بود؟-
!چه سالي؟
.زود باش، اون روي يه کتيبه سنگي کنار در جلويي بود
1928اون نصف امتياز گرفت
خب، چه رنگي بود تلفن
توي اتاق نشيمن؟
!رنگ؟
.زرد.من نمي دونم- .تو ظرف غذا رو ديدي-
.اون ظرف غذا رو نگاه مي کرد هيچ امتيازي نميگيره.امتيازها در چه وضعه؟
.نمي دونم تو مي خواي امتيازها چطوري باشه؟
.باشه، باشه، دور آخر .اين براي مسابقه است
نام پستچي چي بود
تو اپيزود "دوست مکاتبه اي"؟- "ديزي گرين"-
.اشتباهه!اون اشتباه مي کنه!من بردم
.اسمش "ديزي گرين" بود .من همينجا راهنماي اپيزودها همراهمه
.اسمش تو فصل دوم "ديزي گرين" بود
اون تو فصل پاياني ازدواج کرد، يادت اومد؟
"اسمش شد"ديزي
"يااله، "براکوويتز
"من نگفتم:"اسمش چي بود؟ "گفتم: "اسمش چي هست؟
.هست.هست.من گفتم:"هست".خودت شنيدي گفتم هست .مسابقه تموم شد.من بردم
اصلا تا حالا اين سريالو ديدي؟
برنامه خوبي بود.اسمش "خانواده کوپر" بود .تو کتابچه ات دنبالش بگرد
.اون کتابچه داره.اون داردش .تو کتابتو ببين.اون کتاب داره
،ميدوني چيه اقاي مانک .در حقيت من خوشحالم که اومديم اينجا
.واقعا هستم من هرگز شما رو نديده بودم
.اينقدر درباره چيزي هيجانزده بشين
اين سريال برات مهم بود؟- .آره، اون همه دارايي من بود-
،مهم نبود چقدر اتفاقهاي بد مي افتادند
،مي دونستم اگه ميتونستم خودمو برسونم سر ساعت هشت چهارشنبه،شب چهارشنبه
.همه اوضاع بر وفق مراد ميشد
،همه چيز با معنا و محسوس ميشد حداقل براي نيم ساعت
.اونها مثل خانواده ديگه من بودند
شوخيم گرفته؟ .خانواده ديگه همون خانواده واقعي من بودند
صبح بخير- خودشه؟-
اون همون کتابه؟ ميتونم، ميتونم بخرمش؟
.البته
،بقيه اش مال خودت.وايسا بينم بقيه اش چقدره؟
.مانعي نداره.بقيه اش برا خودت (کمک کردن به مردم(لذت دوباره بودن با "کوپر"ها -مترجم: ايهام دارد اين عبارت-
.من کپي اول رو گرفتم
اولين نفر- کنسل شد؟-
مثل اين که شماها نشنيده ايد
.تو اخبار پخش شد .يکي مي خواست بکشدش
اوه، خداي من اوه، خداي من
کاپيتان، کاپيتان، آيا اون، آيا اون سالمه؟
اوه، خداي من- .اون سالمه.تو ماشين نبود-
اون يه کنترل از راه دور داشت توي دسته کليداش براي روشن کردن اتوموبيل
همون چيز زندگيش رو نجات داد- .اوه، خدا رو شکر-
تو ميشناسيش؟
.يه جورايي، بزرگ شدنشو ديدم
بزرگ شدنشو ديدي؟
.تو تلويزيون- .آره، من حتي يه اپيزود رو هم از دست ندادم-
.من يه جورايي به سريال معتاد شده بودم
واقعا؟ .تصورش سخته
بمب با لوله گالوانيزه؟
کلاهک انفجاري الکتريکي وصل شده به ماده آتشزا.خيلي ساده، خيلي ابتدايي
هر کسي به اينترنت دسترسي داشته باشه ميتونه بسازدش
.يعني هر کسي ميتونست بسازدش غير از تو
.تعدادي نامه تهديدآميز پيدا کرديم
مي خواهيم يه بار ديگه مرورشون کنيم شايد اونچه ماموران اف بي آي قراره ببينند رو ببينيم
.خودشه- .آره، هست-
.بزرگتر شده
اوه، خداي من
اوه، خداي من
.اوه...خداي...من
چطوريه؟- .کثيفه-
تا حالا فکر مي کردم من بچه سرکشي بودم اينو ببين
ممکنه غلط چاپي باشه- اون غلط چاپي نيست.و اينو ببين-
فصل پنج
عاشق مردا اينجا يه ليسته
"ريکاردو مونتالبان" "دادلي مور"
چيچ، چانگ "چيچ و چانگ"
چرا کنار اسم "باب دنور" يه ستاره است؟اوه، خداي من
اين حتي بدترين بخشش هم نيست.ببين، صفحه هفتاد و سه
اصلا اين ممکنه؟
اين آقاي مانک رو خواهد کشت، اون بزرگترين طرفدارشه
ناتالي اونجاست.واقعا خودشه
باورم نميشه کسي خواسته باشه بکشدش
با وجود اون همه شادي که براي خيلي از افراد به ارمغان اورده
ما ميدونيم- .ما ليستو ديديم-
.ببخشيد، کريستين "دوشيزه "رپ".دوشيزه "کريستين رپ
.سلام، اره، اين مثل يه حادثه عجيبه
... من
من قراره تا ابد اينو حفظ کنم- چرا؟-
اين در واقع براش يه افتخاره باورتون بشه يا نه
"کتي کوپر" کاملا بزرگ شده
اين در واقع زمان مناسبي براي اشنا شدن نيست مطمئنم که مي فهميد
.بايد توضيح بدم.من آدريان مانک هستم .با پليس سان فرانسيسکو همکاري مي کنم
اين دليليه که من اينجام.من از اون ديوونه هاي
.طرفدار متعصب نيستم
خدايا، باورم نميشه که حقيقتا دارم با شما حرف مي زنم
من ناتالي تيگر هستم.دستيار آقاي مانک
تو چرا داري خودتو تميز مي کني؟- بعدا بهت ميگم-
چه احساسي داريد؟- احساس مي کنم خيلي خوشبختم-
.البته
و به حد مرگ ترسيدم- البته-
ببخشيد.من "کيم کيلي" هستم. مسئول تبليغات کريستين
ميشه برا چند لحظه ياهاتون صحبت کنم؟- البته-
...من فقط دارم ميرم
ببخشيد که شما رو نشناختم.البته اسمتون رو شنيدم
شما به خيليها کمک کرده ايد، اينطور نيست؟
من به حد مرگ ترسيده ام آقاي مانک
.کسي که اين کار رو کرده دست بردار نيست
.يه کسي براش نامه هايي فرستاده
مطالب وحشتناک، از وقتي که اون شروع به نوشتن کتابش کرده
آره، آره، کاپيتان بهشون اشاره کرد
پليس ميگه اينها کار يه طرفدار متعصبه، ما هم اينطور فکر مي کنيم ، ولي
بعد حادثه امروز، اون به يه محافظ شخصي نياز داره
محافظ شخصي، درسته
يکي که بتونيم بهش اعتماد کنيم ميدونم شما سرتون شلوغه
.من انجامش ميدم
.باشه
هفته اي هزار دلار، منصفانه است؟
اين يه قرارداده، ولي من نمي تونم همه اش رو يکجا پرداخت کنم
.نه، ما به شما پرداخت مي کنيم
.چه بهتر
.البته، خيلي خوشحالم که کمک کنم
.متشکرم
.کاملا آسوده شدم .حالا مي تونم نفس راحتي بکشم
بايد هر چه سريعتر به کريستين خبر بدم به محفل خانواده خوش اومديد
.من جزو خانواده هستم
.من جزو خانواده کلان هستم
جيني"، من نمي تونم البوم جديد "بيتلز" رو پيدا کنم"
.اسکامپ" برش داشته"
اون از "بيتلز" خوشش مياد سگمون يه هيپي شده
بايد مي فهميديم، چون از حموم کردن بدش مياد
اسکامپ، برگرد اينجا
دني"، "جيني"، قبلا بهتون گفته بودم"
تو خونه دوندگي نداريم، همينه که هست هر دو تا تون تنبيه ميشيد
"تو رئيس ما نيستي، "کتي
وقتي اينو پوشيده باشم، هستم
بيلي"، کجا داري ميري؟"- دستشويي-
اجازه ات کو؟
لازمه از مامان بگيري- اوه،گندش بزنن-
فقط ميتونم بگم که اون بهتره سريع بنويسدش
از کي تو براي گشت نگهباني انتخاب شدي؟
تو داشتي ديوونمون مي کردي - مثل يه ديکتاتور ديوونه هستي -
نه، من نيستم - چرا، تو هستي -
بذار حدس بزنم، شما هرگز حتي يه پخش مجدد رو نشده نبيني
چرا، تو هستي- پخش مجددها؟ -
داري بهم ميگي همه خطهاي ديالوگها رو حفظي؟
ولي حتي يه اپيزود رو هم تو اين 35 سال نديدي؟
.من ديوونه نيستم، فقط يه طرفدارم
بهتون افتخار مي کنم که مي خواستيد مردم توي خونه هاشون احساس امنيت و لذت داشته باشند
اين شغل منه.تو که نمي خواي من رو از شغلم جدا کني، مي خواي؟
No comments yet. Be the first to leave one.