The first 166 lines.
گورش بابا.
گورش بابا. آره. گورش بابا.
اینجوریه که کار و بار راه میفته، مرد.
یعنی، فقط یه دست لعنتی گلفه دیگه.
انگار داریم مشتریها رو میبریم کلوپ استریپتیز.
که دیگه حتی اون رو هم نمیتونیم انجام بدیم.
دقیقاً. از مهمونی کریسمس پارسال دیگه حتی اون کار رو هم نمیتونیم بکنیم.
فکر کنم چون باشگاه گلف اجازه نمیده زنها اونجا بازی کنن.
خب که چی؟
یعنی ما داریم جلسات با مشتریها رو بدون اون برگزار میکنیم.
ببین، اون باید فقط روی تموم کردن کثافتکاریهای خودش تمرکز کنه.
به جای اینکه ناله کنه که ما داریم ازش بهتر عمل میکنیم.
یا خدا. هی، اون رو ببین.
وای خدای من. اَه.
عزیزم، چرا یه کم وقار نداری؟
میدونی، دخترا اینجوری خودشون رو به خطر میاندازن.
اگه مواظب نباشه، یکی ازش سوءاستفاده میکنه.
مخصوصاً اینجور مردهایی که تو این باشگاهن.
یه جورایی داغه.
یه افتضاحِ جذابِ تمامعیار.
هی. بیا بریم با برایان حرف بزنیم.
فکر کنم اگه ما همه خیلی مودبانه ، ممکنه با این ایده موافق باشه.
یعنی، این دیگه خودش دعوتنامهست.
اوف، اون رو ببین.
میدونی، آدم فکر میکنه در اون سن دیگه باید یاد گرفته باشی، نه؟
دوستاش کجان اصلاً؟
همینجوری یه جایی در رفتن؟
ولش کردن اینجا افتاده تا هر کی خواست برش داره.
به نظر یه چالش میاد، پاول.
آره؟ شاید.
من میرم اونجا. اوه!
جری!
خدای من، نمیدونستم اینقدر جرأت داری. که ببینی حالش خوبه.
آره. معلومه. آره، حتماً.
برو دنبالش، مرد گنده. آره.
ما پشتتیم.
اوه، خدای من... هی.
خوبی؟
دنبال چی میگردی؟ گوشی.
اوهوم. اینجا نیست.
باید اینجا باشه. همین الان دستم بود.
اِم، فکر نمیکنی شاید تو دستشویی یا یه جایی گذاشتیش؟
نه.
حالت خوب میشه؟
اوه، آره.
چطوری میخوای بری خونه؟
اَپ... اَپِ ماشین.
آره. آره.
فکر کنم برای اون کار یه گوشی لازم داری.
اوه، نه. آره.
میدونم.
اوه، نه.
باشه، ببین، من خودم دارم میرم دیگه.
پس میتونم تو رو برسونم.
نه. اصلاً مشکلی نیست.
واقعاً. نه.
خب میخوای چیکار کنی؟ مشکلی نیست. بیا دیگه. مشکلی نیست.
بریم.
بفرمایید.
گرفتیش؟
باشه، فقط نرده رو بگیر.
آره؟ خوبی؟ اوه، خدای من.
بیا دیگه. همین الان ماشینمو شستم. حالش خوبه.
نه، نیستم.
ولی قرار نیست بالا بیارم.
فکر نکنم. نه؟
بفرمایید آقا. دیدی؟ اون... اون قرار نیست بالا بیاره.
هو-هو!
اِ.
آپارتمانم چند کوچه بالاتر از اینجاست.
دوست داری قبل از خواب یه نوشیدنی بخوری؟
اِم.
دقیقاً همینجاست. میخوای مثلاً یه دونه آبجو بخوری؟
آره. میشه به جاش ما رو ببری ۲۴۲ رالی درایو؟
دو تا کوچه اینورتره.
فقط آدرس رو تو اَپ وارد کن.
آدرس رو تو اَپ وارد کن.
لیکور کامکوات
بفرمایید، بانو.
هی، بابت دوستام تو بار معذرت میخوام.
اونا... اونا عوضین.
اشکالی نداره.
بفرمایید.
گرفتیش.
اینجا تنها زندگی میکنی؟
نه، ولی همخونهم مسافرته، پس نگران نباش.
آها. آره.
اه، چه حال بهمزنه.
تو خیلی خوشگلی.
میدونی چیه؟ اشکالی نداره من فقط... امم.
یه لکه کوچیک داری.
اونجاست، همینجا.
وای.
باید دراز بکشم.
اوه، آره، البته.
از این طرف بفرمایید.
خوابت نبره. چی؟
وای، چقدر خوشگلی.
صبر کن. هیس، هیس، هیس.
داری چیکار میکنی... اشکالی نداره. تو امنی.
داری چیکار میکنی... هی، اشکالی نداره.
تو امنی. هیس... داری چیکار میکنی؟
امم. وای خدا، بدنت.
داری چیکار میکنی؟
هان؟
داری چیکار میکنی؟
صبر کن.
داری چی...
هی.
هی. گفتم، داری چیکار میکنی؟
آبروریزی!
دیشب بهت خوش گذشت، عزیزم؟
رفت بالا، مستقیم! اینم از این!
بهتره یه قرص اورژانسی بگیری! اوه اوه!
چقدر، عزیزم؟ چقدر؟ گور باباش!
چی شده، عزیزم؟ چیه؟
جنبه شوخی نداری؟ بابا، خانم، چیه؟
بابا، چرا یه لبخند کوچیک بهمون نمیزنی، هان؟
زل نزن. به چی گُه زل زدی؟
بس کن. جنبه شوخی نداری؟
باشه. پس گور بابات.
دیشب متوجه نشدم کی اومدی.
همه چی روبراهه؟
تا دیر وقت سر کار بودم. هوم.
فکر کردم کافه ساعت ۹ بسته میشه.
باید موجودی میگرفتیم.
تو اونجا باید خیلی موجودی بگیری.
باید با مدیر صحبت کنی.
حتماً.
میدونی، من امروز با گراهام صحبت میکردم و اون میگه یه موقعیت شغلی
تو دفتر مرکزی باز شده.
و هول نکن،
ولی میخوام بدونی که برای اونجا تو رو پیشنهاد دادم.
سلام. می... چرا این کارو کردی؟
چون با اون قیافه غمگینت داری به اینجا گند میزنی.
ولی من اینجا رو دوست دارم. نه، دوست نداری.
نه، دوست ندارم، ولی تو رو دوست دارم.
و من دوست دارم... الو؟
در یه شغل که با مشتریها سر و کار داره.
عالیه. میشه یه ذره... نه.
کسی. با من اینجوری حرف نزن.
من خوبم. گیل، واقعاً.
جانی گفت هفته پیش تو رو تو "فالاوت" دیده.
گفت کاملاً مست و تنها بودی.
یکم نگران بود. میدونم به من ربطی نداره.
حتماً یه کس دیگه رو دیده. من هیچ وقت اونجا نبودم.
باشه.
من گیس بافتهات رو دوست دارم. - ممنون.
هی، یه نوشیدنی دیگه میخوای؟ - ام، فکر نکنم...
هی، بذار من برات بگیرم. وودکا کرنبری برای خانم، لطفا.
هی. چند سالته؟
ام... سنم کافیه، مگه نه؟
یه قهوه میتونم داشته باشم، لطفا؟
هومهوم.
شیر میخوای؟
چی؟
کاساندرا؟
آره. رایان
کوپر. تو دانشکده پزشکی فورست همکلاس بودیم.
سال دوم نورولوژی، کلاس دکتر حدید. آه. آره.
رایان. سلام.
خدایا. تو چرا اینجا کار میکنی؟
یا...
منظورم... بیادبی بود. من منظورم...
منظورت این نبود که، اینجا تو این کافه آشغال چی کار میکنم؟
آره. نه. من فقط منظورم این بود، خب، با توجه به اینکه...
No comments yet. Be the first to leave one.