The first 200 lines.
، بنوش ، قلب من ? ?يو هو
ما مي دزديم و نابود مي کنيم ? ? و يک فرياد هم نمي زنيم
، بنوش ، قلب من ? ?يو هو
? يو هو ، يو هو ?
? يک زندگي دزد دريايي براي من ?
، ما با زور مي گيريم ، ما دله دزدي مي کنيم ? ? ما کش مي ريم و غارت مي کنيم
? بنوش ?
. آروم ، خانوم کوچولو
دزدهاي دريايي نفرين شده . توي اين آبها قايقراني مي کنند
. ما نمي خواهيم اونها رو به اينجا بکشونيم
. آقاي ¨ گيبس¨ ، اونجا چه خبره
. اون داره در مورد دزداي دريايي آواز مي خونه
شهر خوندن در مورد دزداي دريايي توي اين مه غليظ
ممکنه براي ما بدشانسي . بياره
. به حرف من گوش کنيد
. به حرفات رسيدگي مي کنند
. برو سر کارت
. بله ، معاون فرمانده
بودن يک زن توي کشتي . هم بدشانسي مياره
. حتي اگر کوچيک باشه
فکر مي کنم ديدن دزدان دريايي . مي تونه هيجان انگيز باشه
. ¨دوباره فکر کنيد ، خانم ¨سوان
پستي و شرارت تمام وجود . اون موجودات رو فراگرفته
من قصد دارم تمام کساني رو که ...زير پرچم غير مجاز دزدان دريايي هستند
يا کساني که نشان? دزد دريايي دارند ... . رو به آنچه که مستحقش هستند برسونم
. يک قطر? کوتاه و يک ايست ناگهاني
، ¨فرمانده ¨نورينتون ، من به علايق شما احترام مي ذارم
ولي من نگران ...تأثيرات اين قضيه
. بر روي دخترم هستم
. ¨عذر مي خواهم ، فرمانده ¨سوان
، در واقع . من مجذوب اين قضيه شدم
. بله . اين قضيه من رو دلواپس مي کنه
! ببينيد ! يک پسر ! يک پسر روي آبه
! يک نفر روي آبه
. ملوان هاي رو طناب . چنگه رو بندازيد
. اون رو به داخل بکشيد
. اون هنوز نفس مي کشه
. خداي من
اونجا چه اتفاقي افتاده ؟
. اون مخزن باروته
کشتي تجار خيلي مجهز . حرکت مي کنه
. يک سري حرفه اي اين کار رو کردند
. همه به همين فکر مي کنند . فقط مي خواستم همين رو بگم
. دزدان دريايي
. اين اصلاً نمي تونه دليل خوبي باشه . ممکنه يک تصادف باشه
. سريعاً کاپيتان رو بيدار کنيد
. بادبان ها رو در جهت باد بچرخونيد . کشتي رو حرکت بديد
اليزابت¨ ، مي خوام که تو ¨ . همراه اون پسر باشي
. مسئوليت اون به عهد? تو خواهد بود
. مراقب اون باش
. باشه
. ¨اسم من ¨ اليزابت سوانه
. ¨ويل ترنر¨
. ¨من از تو مراقبت مي کنم ، ¨ويل
. تو دزد دريايي هستي
اون چيزي گفت ؟
. ¨اسمش ¨ويليام ترنره . هم? چيزيه که تونستم بفهمم
. اون رو به پايين ببريد
اليزابت¨ ؟ ¨
حالت خوبه ؟
خودت رو مرتب کردي ؟
. بله
. بله
تا اين ساعت هنوز توي بستر هستي ؟
. اوه ، يک روز زيبا رو در پيش داريم
. يک هديه برات دارم
. اوه ، خيلي قشنگه
مگه نه ؟
مي تونم بپرسم مناسبت اين هديه براي چيه ؟
فکر مي کني براي هديه دان يک پدر به دخترش نياز به مناسبت هست ؟
...در واقع ، من
من آرزو داشتم که براي مراسم امروز . اين لباس رو توي تنت ببينم
مراسم ؟
مراسم ترفيع . ¨کاپيتان ¨نورينگتون
. مي شناسمش
، ¨افسر فرمانده ¨نورينگتون . قراره به اين سمت منسوب بشه
، يک جنتلمن واقعي اين طور فکر نمي کني ؟
. اون به تو علاقه داره ، مي دوني که
اليزابت¨ ؟ ¨ چطور به نظر مياد ؟
. سخت مي شه گفت
من گفته بودم که اين آخرين مد . در لندنه
خوب ، زن هاي توي لندن بايد ياد بگيرند . که چطور نفس نکشند
. قربان ، يک ملاقات کننده داريد
. قربان ، يک ملاقات کننده داريد
. ¨آقاي ¨ترنر
. خوشحالم که دوباره مي بينمتون
. روز بخير ، قربان
. من سفارش شما رو انجام دادم
. خوب
. لبه ها از استيل چند لايه درست شده
تزينات طلا بر روي . دسته هاي آن قرار گرفته
. اجازه مي ديد
. کاملاً متعادله
. کاملاً متعادله
زبانه تقريباً در . پهناي تيغه قرار داره
. جالبه . خيلي جالبه
. حالا ، حالا
افسر فرمانده ¨نورينگتون¨ از ديدن . اين شمشير خيلي خوشحال مي شه
احترامات من رو به . استادتون بفرستيد
. حتماً
هميشه يک صنعتگر از اينکه کارش مورد خشنودي . قرار بگيره خوشحال مي شه
، ¨اليزابت ¨ . تو بسيار خوب به نظر مي رسي
.¨ويل¨
. خوشحالم که مي بينمت
من ديشب يک خواب . در مورد تو ديدم
در مورد من ؟
بله ، منظورش کاملاً --تو بودي
. در مورد روزي که همديگه رو ديديم يادت هست ؟
چطور مي تون فراموش کنم ، خانم ¨سوان¨ ؟
چند مرتبه بايد به تو بگم که من رو ¨ اليزابت¨ صدا کن ؟
، اقلاً بيشتر از يک بار . خانم ¨سوان¨ ، مثل هميشه
حداقل اين پسر نزاکت رو . رعايت مي کنه
. ما ديگه واقعاً بايد بريم . بگير
. ¨روز بخير ، آقاي ¨ترنر
. زود باش بيا
. روز بخير
. ¨اليزابت ¨
. چي--هي
. تو ، وايسا
شما بايد يک شيلينگ براي . توقف قايقتون در جايگاه پرداخت کنيد
و من نياز دارم که . اسم شما رو بدونم
نظرت در مورد ، دو شلينگ چيه
و اونوقت اسم من رو فراموش مي کني ؟
، به ¨پورت رويال¨ خوش اومديد . ¨آقاي ¨اسيمت
! دو قدم به جلو
! عقب گرد
! پيش فنگ
اين جايگاه براي شهروند ها . ممنوعه
. من واقعاً متأسفم . نمي دونستم
، اگر کسي رو ديدم . اين خبر رو سريعاً بهش مي دم
، اگر کسي رو ديدم . اين خبر رو سريعاً بهش مي دم
خوب شما مي تونيد فکر کنيد . که چيزي نشنيديد
چطور ممکنه که دو نفر از آقايون ...جنتلمن و بلند بالايي
مثل شما رو دعوت نکرده باشن ؟...
کسي اينجا بايد باشه تا . از ورود بقيه به بخش ممنوع جلوگيري کنه
. اين هدف خيلي خوبيه ، يقيناً
ولي به نظر مي رسه ...کشتي اي شبيه اين
توي چنين جايي ... . اضافي باشه ، واقعاً
کشتي ¨دانتلس¨ از قوي ترين کشتي ها . در اين آبه
ولي هيچ کشتي اي نمي تونه . توي سرعت با ¨ اينترسپتر¨ رقابت کنه
. من در مورد يکي شنيدم
. به نظر مي رسه که خيلي سريعه . ¨قريب دست نيافتني¨
. ¨مرواريد سياه ¨
خوب ، در واقع اون کشتي واقعي نيست . که بخواهد با ¨ اينترسپتر¨ رقابت کنه
. مرواريد سياه¨ يک کشتي واقعيه ¨
. نه . نه ، اين طور نيست
. چرا ، همينطوره . من ديدمش
تو اون رو ديدي ؟
. بله
. تو اون رو ديدي
. بله ، ديدم
تو يک کشتي با ... بادبان هاي سياه رو ديدي
که خدمه کشتي اون نفرين شده هستند ... ...و توسط يک مرد شيطاني فرماندهي ميشه
که اون به کشتي وابسته شده ؟
. نه
. نه
ولي من يک کشتي با . بادبان هاي سياه رو ديدم
. اوه
هيچ کشتي با خدمه ...نفرين شده
و با فرماندهي شيطان صفت که ... ...که به کشتي وابسته است
، احتمال داره باديان سياه بوده باشه بنابر اين نمي تونه
کشتي ¨مرواريد سياه¨ ديگه اي... . وجود داشته باشه
اين چيزيه که مي خواهي بگي ؟
. نه
، مثل همون چيزي که بهت گفتم ...هيچ کشتي واقعي اي وجود نداره
. که بتونه با ¨ اينترسپتر¨ رقابت کنه ...
! هي
! تو
! از اونجا بيا بيرون
تو اجازه نداري که . اونجا باشي
. متأسفم . اين قايق خيلي زيباست
. کشتي
اسمت چيه ؟
. ¨اسميت ¨ . يا ¨ اسميتي¨ ، اگر مشکلي نيست
مقصود شما از اومدن به پروت رويال¨ چيه ، آقاي ¨اسميت¨ ؟¨
. بله . و بدون دروغ
. خوب ، پس ، اغراق مي کنم
من قصد دارم که يکي از ، اين کشتي ها رو هدايت کنم
، خدمه اي رو از ¨پورتوگا ¨ جمع کنم ، قاتل ، جاني ، غارتگر
و به بيان ديگه . دزدي کردن رو شروع کنم
و به بيان ديگه . دزدي کردن رو شروع کنم
. گفتم دروغ نگو - . فکر مي کنم داره راست مي گه -
، اگر حرفهاي که گفت راست باشه . اونها رو به ما نمي گفت
مگر اينکه شما نمي خواهيد حتي اگر حرفهاش راست باشه . اونها رو باور کنيد
مي تونم يک دقيقه از وقت شما رو بگيرم ؟
. ¨تو دوست داشتني شدي ، ¨ اليزابت
، عذر مي خواهم اگر به نظر رسمي ميام . ولي من بايداز روي عقل صحبت کنم
اين ترفيع ...اين اميد رو به من مي ده
که هنوز کارهاي... . باقي مونده اي رو انجام بدم
. ازدواج با يک زن خوب
شما به يک زن خوب . ¨مبدل شديد ، ¨ اليزابت
. نمي تونم نفس بکشم
. درسته ، من هم مقداري عصبي هستم
و بعد اونها من رو به عنوان . رئيسشون انتخاب کدند
اليزابت¨ ؟ ¨
اليزابت¨ ؟ ¨
. خداي من
! صخره ها
قربان ، فقط يک معجزه . مي تونه اون رو نجات بده
شما نمي خواهيد اون رو نجات بديد ؟ - . من نمي تونم شنا کنم -
No comments yet. Be the first to leave one.