El Sol del Membrillo AKA Quince Tree of the Sun

El Sol del Membrillo AKA Quince Tree of the Sun

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Sun of the Quince 1992 DVDRip
A Commentary by 141
ترجمه‌ی پیمان چهرازی

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2019-01-07
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.این فیلم با حمایت دفتر معماری «دیگر» ترجمه شده است

ترجمه‌ی پیمان چهرازی

مادرید، پاییز 1990

شنبه، 29 سپتامبر

اِمیلیُو

اِمیلیو ... سلام اِمیلیو

بیا تو اِمیلیو

نمی‌آی؟

آفتابِ درختِ بِه

با الهام از نقاشی‌های آنتونیو لُوپِز

یکشنبه، 30 سپتامبر

دوشنبه، 1 اُکتبر

این کیسه‌ها رُو هم باید بُرد

اگه زود تموم نکنیم، حقوق نمی‌گیریم

اگه ماسه نیارن کاری نمی‌تونیم بکنیم

.بریم

!خانم‌ها، صبح‌به‌خیر

!خِرت‌وُپِرت خریداریم، همه‌جور خِرت‌وُپِرت

!همه‌جور دورریختنی ... خریداریم

صبح‌به‌خیر، ماری اوضاع خوبه؟

سلام، خوب خوابیدی؟ - تخته‌های پلاستیکی تکون می‌خوردن -

اِمیلیو یه‌بَند پارس می‌کرد

سگ‌‌های بیرون هم پُشت‌بندش پارس می‌کردن. افتضاح

کارم تموم شده، دارم می‌رم کلاس انگلیسی

.روز اوّلمه

،اگه کسی زنگ زد .من سرِ ظهر بر می‌گردم

.می‌بینمت

سلام. دارین طبقه‌ بالا رُو خالی می‌کنین؟

صبح‌به‌خیر، مارکو - صبح‌به‌خیر، ماری

خیلی آشغال مونده؟ - یه‌کم

خوبه، بعد می‌بینمت - می‌بینمت

شوهرت راهی شده

راهیِ جنگی تو فرانسه

شوهرت راهی شده، راهیِ جنگی تو فرانسه

شمعی دست گرفته

دنبال یه دخترِ دورگه‌ی آب‌زیرکاه

ویرِ عشق

ویرِ عشق، ویرِ عشق

نذار عشق نیشت بزنه

«.چیز خوبی پیش نمی‌آد

به من نگاه کن و ببین من نیشِ سختی خوردم

ویرِ عشق

ویرِ عشق لِه‌ِش کنم بمیره

تو قصر شاهان

یه اسب چوبی‌ست

تو قصر شاهان

یه اسب چوبی‌ست یه اسب چوبیِ کوچیک

قَدّ دونه‌های شن‌های تو ساحل‌

عاشق تو هستم

قَدّ دونه‌های شن‌های تو ساحل

مَلات درست کن

با یه بغل

گُل سرخ و میخک

تو یه اِیوونِ سِویلی

خوشگل بودی لبخند می‌زدی

یه صبح زود

خیلی نقاش‌

اومد از مادرید

فرناندو، برو یه سری به بچه بزن

بکِشه تصویر این دوشیزه‌ی غم‌زده رُو

تو ناهار خوبی خوردی

نون‌های خیلی برشته

آب رودخونه

رفته

یه‌کم پیش، آفتاب از اون‌جا در اومد

ولی رفت پشت اون ابرها گم شد

روز خوبی نیست، نه؟

نمی‌تونی تصور کنی چقدر زیبا بود

میوه‌های طلایی

!واقعاً زیبا

آره، می‌دونم

فکر نکنم این فصل چندان به دردت بخوره

به‌هرحال سعی خودمُو می‌کنم

فکر کنم باید آفتاب رُو بکِشم

حتی الان هم زیبا به نظر می‌رسه فقط نگاه کن

این میوه زیبا نیست؟

چه‌قد دَووم می‌آره؟

این بدترین قسمت ماجراست، خیلی کم

شاید یکی دو ساعت اول صبح

نوری که من می‌خوام

بعدش، می‌افته روی اون برج

توی مدتی که روی خونه افتاده

قسمت بالای درخت‌ها روشنه

اون هم زیباست. عالیه

درخت تو سایه‌ها فرو رفته

به‌جز اون قسمت طلاییِ بالا

همه‌ی بِه‌ها

اون بِه اون‌جا، کل اون ناحیه

عالیه. اون هم خیلی خوبه

بعدش هم، نور از اون‌جا می‌آد

که درخت از پشت روشن می‌شه

ولی نور صبح

یه چیز خاصی داره. نور صبح زود

از همه طلایی‌تره

آفتاب میوه‌ها رُو زیبا می‌کنه

من هم با آفتاب می‌کِشمش

تا حالا روی درخت میوه توی آفتاب کار نکرد‌م

امروز چه‌طور بود؟ - خوب -

دستت رُو ببینم

خیلی بهتره، به‌نظرم بهتره

ورم‌اش خوابیده - کامل حرکت‌ش می‌دم، می‌بینی؟ -

دکتر چی گفت؟ - دکتر؟ -

گفت خیلی بهتره، نرمِشش بده

می‌دونی که، مثل همیشه

چند جلسه‌ی دیگه مونده؟ - چندتایی -

احتمالاً همه‌ی روزها رُو می‌رم

چند وقت طول می‌کشه؟ یه هفته، ده روز؟

یه‌کم بیشتر، فکر کنم ولی کلاً بهتره

فکر کنم همه‌ی روز‌ها رُو نرَم

منظورم اینه که الان خیلی بهترم

زیباست، نیست؟ - عالیه -

همینه

احتمالاً امروز صبح شروعش کرده

اون علامت‌ها چیه روی برگ‌ها؟

عجیبه، نیست؟

هیچ‌چی نمی‌شه فهمید

فردا با مترو می‌آیم

سریع‌تره

آره، از اتوبوس سریع‌تره

خُب، به اسپانیایی بگو

؟«Jesien»

پاییز

یانوس، به اسپانیایی بگو

«Zima»

تابستان

باز هم بگو

زِمِسان

یه چیزی شبیه این

زمستان

گرِگور، نوبت توئه

چی می‌گی؟ «Wiosna» به

بهار

اسپانیایی برای نوآموزان

وین، 1815

مِتِرنیخ مرد کاملاً قدرت‌مندی‌‌ست

...که قیصر فرانتسِ کاردان به او داده

امسال کار طراحیش رُو چطور شروع کرده؟

نگاه کن، درخت پُرِ علامته

همه‌جا پُره - بیچاره -

ببین چه خوشگله؟

خوبه، پس کُت رو می‌خوای

چطورم؟ - خوب -

فکرش رُو نکن - کفش‌ها تنگه -

عوض‌شون می‌کنم یه شماره بزرگ‌تر می‌گیرم

اگه می‌تونستیم یه کاری‌ش کنیم جا باز کنه - نمی‌خواد، یه شماره بزرگ‌تر می‌گیرم -

بزرگ‌تر؟ ولی خوشگلن، نه؟

دوست‌شون داری؟

بیا، داریم می‌ریم. درِش بیار

کفش‌ها خیلی کوچیکن؟

می‌شه گفت کوچیکن - می‌شه گفت؟‌ -

بشین درِشون بیار

عینکم ... نزدیک بود روش بشینم

بگیر

یه‌کم کثیف شدن، نه؟

بهتره تمیزشون کنیم

ما می‌ریم

بر می‌گردید سرِ کار - خب پس -

می‌بینیمت - خداحافظ -

رادیوی ملی اسپانیا اخبار

اتحاد جماهیر شوروی و اسرائیل

روابط دیپلماتیک خود را

که 23 سال پیش، در طی جنگ شش‌روزه قطع شده بود، از سر گرفتند

طبق توافقی که میان ادوارد شِوارناتزِه و دیوید لِوی برقرار شد

رئیس‌جمهور اسپانیا نسبت به وقایع خلیج اظهار بدبینی کرد

بااین‌حال، به‌عقیده‌ی گونزالس نباید از هیچ تلاشی

.برای مذاکره با عراق مضایقه کرد

صدام حسین در اظهاراتی گفت که از مذاکره استقبال می‌کند

بااین‌حال، او جنگ مقدس

با اَیادیِ بیگانه را، که پایگاه‌شان .در عربستان است، واجب دانست

فردا، دوم اُکتبر

آلمان شرقی به موجودیت فعلیِ خود خاتمه می‌دهد

ادارات رسمی در برلین مستقر می‌شوند

.پایتخت جدید آلمان

در هفته‌ی گذشته 33 نفر در تصادفات اتومبیل کشته شدند

.شانزده نفر هم به‌شدت مجروح شده‌اند

بیا اِمیلیو

سه‌شنبه، 2 اُکتبر

مواظب درخت باشین

فقط یه‌کم دیگه، یه‌کم دیگه

خوبه، خیلی خوب

دوشنبه، 8 اُکتبر

سه‌شنبه، 9 اُکتبر

چهارشنبه، 10 اُکتبر

ماری - اِنریکه، بیا تو -

سلام اِنریکه - سلام -

سخت مشغولین - به‌هم‌ریخته‌اس، نه؟ -

بیا تو

چطوری؟

خوبم، تو چطوری؟ - خیلی خوب -

اون‌جا رُو نگاه !پله‌ها

خوب شده

سفر چطور بود؟ - راستش -

اوقات مفیدی داشتم می‌خوندم

تنها وقتیه که می‌تونم بخونم

وقتی نقاشی می‌کنم خیلی خسته می‌شم

حتی نصف صفحه هم نمی‌تونم بخونم

حداقل این‌جوری

یک کتاب کامل می‌خونم

آنتونیو کجاست؟ - توی باغچه -

منتطرته

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left