The first 200 lines.
این یک سریال روانشناسی است تمام موارد و درمانها ساختگی است
با تمام وجود دوستت دارم سوهیون شی
دوستت دارم
هه ریم شی
هه ریم شی میتونی فردا 100 ربان روی درخت آویزون کنی و فریاد بزنی دوستت دارم؟
سومین مورد خیلی مسخره است
باید 100تا رُبان به یه درخت بزنی
و فریاد بزنی دوستت دارم
یه همچین چیزایی
نخونش اشتباهاً فرستادم
این همه مدت منو مثل یه سوژه آزمایش می دیدی
هه ریم شی اینو بده من سوءتفاهم شده
انگشتت هم به من نخوره
حقه بازِ حرومزاده
من بهش گفتم
نمیتونستم وایسم ببینم بیشتر ازاین بازیچه دست تو باشه
بهش گفتم سعی کنه قفل گاوصندوق اتاق تو رو باز کنه
منم به یوریم همه چیزُ گفتم متاسفم
فکر نکنم کار اشتباهی کردم
این آزمایش اشتباه بود از همون اولش
باید درست از هه ریم شی معذرت خواهی کنی
حتی اگه زانو بزنی و التماس کنی
چرا سرمون داد نمیزنه
هه ریم شی کجاست؟
صبح رفت بالا هنوز هم برنگشته پایین
آبجی گرسنه نیستی؟ برای اولین بارتو زندگیم آش درست کردم
دلت میخوای بچشی
آبجی بیدار شو
جوری رفتار میکنی انگار میخوای بمیری
گو هه ریم شی
هه ریم شی اشکالی نداره بیام داخل
فکر کردی کی هستی که دنبال خواهرم اومدی؟
هه ریم شی الان چیکار میکنه
خوابیده. چون هنوز صبحه حق اینو داره بخوابه
میرم داخل نگاه کنم
چطور جرئت میکنی بری تو؟
تقصیر توئه اون به این حال و روز افتاده
میدونم. میدونم چرا عصبانیه , اما
نمیتونم همینطوری ولش کنم
باید بزور هم شده بیدارش کنیم بهش غذا بدیم
فکر کردی اینکارا رو نکردم
حتی اگه بکنم هم باز مثل یه جسد خوابیده
چه غلطی با خواهرم کردی؟ ها؟
خانم یوریم --آروم باشید و
خودِ فلان فلان شده ات آروم باش حرومزاده
من بیدارم
خیلی زودِ
چرا صبح به این زودی بیدار شدم
جمعه ؟ دو روز خوابیده بودم؟
باید عقلمُ از دست داده باشم
قبولش میکنی؟
تمام چیزی که نیاز دارم تویی؟
هه ریم شی
میتونی فردا 100تا رُبان به یه درخت ببندی و فریاد بزنی دوستت دارم
خوب خوابیدی؟
بله
صبحونه خوردی؟ میخوای برات درست کنم
نه
- ...پس - ببخشید
بله
داداش
دکتر بائه امروز هم نیومده سر کار
الان چهار روز شده نباید بریم دیدنش؟
میخوای با من بیای؟
وقتی ببینمش چی میتونم بهش بگم ؟
چی میخوای بگی؟
میخوام ازش خواهش کنم برگرده به مرکز
باشه اون هم خوبه
سعی کن باهاش تماس بگیری بهش بگی ما اینجاییم
فکر میکنی اگه زنگ بزنم گوشی رو بر میداره؟
دکتر بائه اونجایین؟
دکتر
شماره مورد نظر در دسترس نیست
دکتر؟
برنمیداره
دکتر چویی من چند روز مرخصی میگیرم
خوب , هنوز مطمئن نیستم اگه برای چند روز باشه یا بیشتر
منو بخاطراین رفتن ناگهانی ببخشید لطفاً درک کنید
میدونستی دکتر بائه مریضه؟
مریضه؟ کجاش؟
سرطان داره سرطان تیروئید
وضعش خوب نیست فکر کنم خیلی پیشرفت کرده
چرا الان اینو به من میگی؟
درمانش چطوره؟ داره درمان میشه؟
میگه شده اما فکر نکنم راست گفته باشه
توی لیست آرزوهاش بهش اشاره کرده
فکر کنم میخواسته باقیِ عمرشُ جای عذاب کشیدن لذت ببره
الان که فکرشُ میکنم احتمالاً اینو هم توش نوشته بوده
گفته بود می خواد کنار ساحل آبیِ جزیره ججو قدم بزنه
دست در دست یه پسر باحال صدف جمع کنه
مطمئن نیستم تو پسر باحاله باشی فقط محض اطلاع گفتم
امروز میرم از اطرافیان رئیس کیم یکمی پرس و جو کنم
میتونم هر کار دیگه ای بکنم
اما دوست داشتم تو از منشی لی تحقیق کنی
از اونجا که مربوط به رئیس کیمه کمکم میکنی دیگه؟
ماشین منو بردار ! ایستگاه اتوبوس خیلی دوره
پس حداقل اون ماشینی که بهت دادمُ بردار
اون ماشین؟ ماشینی که میخواستی مرحله سومُ باهاش اجرا کنی؟
نیومدم چون دوستت دارم بخاطر رئیس لی اومدم
هنوزم نفهمیدی , چه احمق بزرگی هستی تو؟
باید یه قدمی اطراف خونه بزنید؟
بله. رئیس منو مسئولِ کارهای خانم یون وو کرده
مجبورم یکمی ازتون تحقیق کنم
چرا میخواستین منو ببینین؟
اگه میخواین اطلاعات مخفی رئیس که راز هستنُ
از من بیرون بکشی لبهای من قفل شدن
باهاتون تماس گرفتم چون نگراتون هستم , منشی لی
من...چرا؟
...اون سه تا جن گیری که بهش اشاره کردین بخاطر
اعضای خانواده رئیس بود
از کجا فهمیدین
ماری آنتوانت بهم گفت
مشکل الان ارواح اوناست که سرگردان هستن
بخاطر همین هم بود که رئیس اینقدر عجیب رفتار میکرد
چیکار کنم اگه همه اون ارواح به من وصل شده باشن؟
منشی لی اون ارواح شما رو اذیت نمیکنن
اونا فقط میخوان اتفاقی که براشون افتاده مشخص بشه
پسرِ رئیس چطور از دنیا رفت؟
رئیس اونو برخلاف خواسته اش برای ادامه تحصیل میفرسته انگلیس
رویاش این بود که گیتاریست یه گروه مستقل بشه
اما رئیس باهاش خیلی مخالف بود
مدرسه خیلی مقرراتی و سختگیری بود نتونست اونجا دووم بیاره
و خودکشی کرد
پس زنش چی؟
وقتی دید پسرش مُرده خیلی حالش بد شده بود
وقتی خبر خودکشیُ اونو شنید , الکلی شد
و توی بیمارستان بستری شده بود اما ...بالاخره اون هم
خودکشی کرد
بله
خواهر کوچیکتر رئیس هم همینطور بود
مجبورش کرد ازدواج کنه
شوهرش بی وفا بود و اون هم خیلی بهش سخت میگذشت
آخرش هم توی تصادف ماشین می میره
احساس خوبی ندارم که اینو میگم
مثل اینه که رئیس هر سه تاشونُ کشته
این اتفاقی بود که برای اون سه تا افتاد
مردم چه فکری درباره همه اینا میکردن؟
اونا فکر میکنن رئیس هر سه تاشونُ کشته
فکر نکنم مسئله واقعاً این باشه
گرچه اون احساساتشُ مخفی میکنه
رئیسی که من میشناختم همیشه یه آدم خونگرمی بود
-چطور مردی مثل اون
فقط مطمئن نیستم برای مشاوره بیاد
اینا عکسهایی که من گرفتم
بعداً که رئیسُ دیدی کمک میکنه
هه ریم شی
من با تو صادق بودم
چی میگی؟
من روی تو آزمایش میکردم اما خیلی دوستت داشتم
این واقعیته
حالا هر چی نمی خوام این حرفا رو بشنوم
هه ریم شی
نمیتونی ببینی چقدر تلاش میکنم بتونم تحمل کنم؟
دست از سرم بردار
دارم تلاش میکنم همه سوءتفاهمهایی که از من داریُ برطرف کنم
آره . من روی تو آزمایش کردم خیلی حریص بودم
اما همه چیز دروغ نبود
چی میگی؟
همه چیز از اولش دروغ بود
فرستادن دسته گلها گفتن این که دوستم داری
...و یه صفحه نمایش مخصوص برامون تهیه کردی
-این حقیقت نداره ! خیلی دلم میخواست دلداریت بدم
با من بازی نکن
فکر میکنی از کاری که میکردی خبر نداشتم
که برای آزمایشت با احساسات من بازی کنی؟
دارم میگم همه چیز دروغ نبود
من واقعاً دوستت داشتم ...اما
پس چرا روی من آزمایش کردی؟
باشه . تو از اون آدمایی که زندگیشونُ بخاطر یه آزمایش ریسک میکنن
من همون اول قلاب آزمایشتُ پیدا کردم
اما وقتی شک کرده بودم به من میگی
آزمایشُ متوقف کردی , و قراردادی که من امضا کرده بودمُ پاره میکنی
گقتی دیگه اون کارها رو نمیکنی
...اون
ولی در واقع همه چیزُ توی گاوصندوقت مخفی کرده بودی
تا آخرش منو فریب دادی
چطور گاوصنوقُ باز کردی هه ریم شی؟
متوجه شدی رمزش تاریخ تولدت بود؟
اگه احساسی بهت نداشتم چرا باید این رمز تولدتُ
برای گاوصندوق به این مهمی میذاشتم؟
ولی تا آخرش روی من آزمایش میکردی
...بارها میخواستم بیخیالش بشم اما
پس چرا نتونستی؟
بخاطر اون حرص و طمع لعنتیت
از خیلی قبل میدونستم سوژه یه آزمایشم
اما , میدونی چرا بهت نگفتم میدونم؟
چون امیدوار بودم نظرتُ عوض کنی
امیدوار بود همه چیزُ پاک کنی
میخواستم ازت بشنوم که بهم میگی متاسفم روی تو این آزمایشُ انجام دادم
اما تا آخرش بهم نگفتی
بعدش میخواستی اون کارها رو هم انجام بدم
خیلی زیاده روی کردی
وقتی برات اون ویدئو رو فرستادم میدونستم اون هم یکی از مراحله آزمایشه
امیدوار بودم بیخیالش بشی
چون...من خیلی خیلی میخواستم با تو خوب باشم
چطور تونستی ازم بخوای سومین مرحله رو بعد از اینکه اون ویدئو رو دیدی انجام بدم؟
اون...یه سوءتفاهم بود
-بعد از اینکه ویدئوت رو دیدم میخواستم کنسلش کنم که
ازم خواستی رُبان بزنم به درخت و عشقتُ اعتراف کنم
اونطور نبود هه ریم شی ---من واقعاً دوست
No comments yet. Be the first to leave one.