Release info

🌻 Its Okay to Not Be Okay All Ep sunflowermag site 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان مترجمان: سپیده؛ مانا؛ پریسا؛ هستی ؛ مارال و زهرا

Tags

TS
Published on: 2020-10-01
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!اشکالي نداره خوب نباشي

کفش هاي قرمز ِهانس کريستين اندرسن رو خوندي

بيمارستان روانپزشكي اوكي

گاهي اوقات كه بارون ميباره اين اتفاق ميُفته

شنيدم همه مخالف بودن كه اينجا بيمارستان ساخته بشه

چون زمينش قبلا قبرستون بوده

شايد بخاطر ارواحيه كه اينجا گير افتادن و عصبانين

شبايي كه شيفت توئه مراقب باش

به تيم تعميرات خبر ميدم

نترسه

بله، همه ي افراد تو اتاقا حالشون خوبه

فقط چراغهاي لابي و ميز پذيرش خاموش شدن

بله فهميدم

از لحظه اي که اون کفشها رو بپوشي

پاهاي تو خود به خود شروع به رقصيدن ميکنن

و تو هرگز نميتوني از رقصيدن دست برداري

يا کفشها رو در بياري

بعضي چيزها جدايي ناپذيرن مهم نيست چقدر براي جداييشون تلاش کني

...بالاخره

کفشهاي قرمزم رو پيدا کردم

...تو

چرا اينجايي؟

فکر ميکني چرا؟

اومدم چون دلم برات تنگ شده بود

=قسمت سوم= جادوگر خفته

من خيلي واضح گفته بودم كه نميخوام دوباره با تو برخوردي داشته باشم

تو گفتي اما من هرگز موافقت نكردم

چيكار ميكني؟

فقط به شدت جذب شدم

خوب بزرگ شدي

فقط بزرگ نشدي يه تكامل رو پشت سر گذاشتي

منو ميشناسي؟

ميخوام بهتر بشناسمت

كِي كارت تموم ميشه؟

با شكم خالي تا اينجا اومدم

همين الانشم دارم از گشنگي ميميرم

تو اين شهر كوچيك رستوران خوبي سراغ داري؟

از من چي ميخواي؟

ميدونم تا چيزي رو كه ميخواي بدست نياري، ول كن نيستي

خب بهم بگو چي ميخواي؟ چي؟

چيزي كه ميخوام بردارم و برم؟

بله، اگه اشكالي نداره

!تو

تو رو برميدارم و ميرم

مون كانگ ته چيزي كه ميخوام تويي

چرا من؟- چون نميتونم تو رو نخوام-

اما چرا؟- چون تو خيلي خوشگلي-

خب، ميدوني كه مثل كفش، لباس، ماشين

وقتي يه چيز خوشگل ببينم ميخوامش

و من بايد چيزي كه ميخوام رو داشته باشم

حالا يا با دادن هزينه ش يا با دزديدنش

يا فقط با زور گرفتنش

مهم نيست چي ميشه اونو مال خودم ميكنم

تو براي خواستن چيزها دليل مهمي نداري؟

خانوم كو مون يونگ

مدير ميخوان با سرپرست بيمار صحبت كنن

ماموريت بيمارستان اشكالي نداره خوب نباشي

بايد بمونيم ببينيم سرعت بهبوديش چطوره

اما عملكردهاي شناختيش از ابتدا هم ضعيف بوده

براي همين ممكنه با اين که دخترش هستيد شما رو نشناسه

ميتونيد اونجا بشينيد

نمیخوام

زماني كه اختلالات رواني با تومور مغزي همراه ميشه، مثل مورد پدر شما

درمان سخت ميشه

اما ما ميتونيم تاثيرات بيماري رو كم كنيم

شوخيت گرفته؟

حتي اگه يه پزشك افسانه اي مثل "هوآ تو" دوباره زنده بشه

اين كار غيرممكنه

حافظه ش رو كاملا از دست داده

اون همه چيز رو ميبينه و ميشنوه

و بدون هيچ دليلي ميترسه

درضمن دائم حرفايي ميزنه كه با عقل جور درنمياد

علائم بيماريش وحشتناكه، موظفم كه اينو بگم

اين علائمي كه ميگيد براي من نشون دهنده علائم آدماي تسخير شده ست

بايد جن گير استخدام كنم؟

نسخه اي كه من براش مينويسم خيلي بيشتر از

مراسم جن گيري يا طلسم براش مفيده

اون مرد هيچيش به اين نرفته، مگه نه؟

دختر پروفسور كو خيلي خوشگله

به نظرم چهره ش رو از مادر مرحومش به ارث برده

دخترش اينجاست؟

اون خوشگله؟ شبيه كدوم سلبريتيه؟

بازم مشروب خوردي؟

اگه بازم اين كار رو كني براي هميشه اينجا گير ميفُتي

نه، مشروب نخوردم

من جدي ام، اصلا مشروب نخوردم

بفرماييد

برنامه درماني گروه اوكي

اين ديگه چيه؟

همون نسخه ايه كه بهش اشاره كردم

برنامه درماني گروه بيمارستانيمونه

یه نگاه بندازيد

از آشپزي و هنر و موسيقي گرفته تا مديتيشن و باغباني

همه جور كلاسي رو اين برنامه پيشنهاد ميده

براي كمك به درمان بيماران طراحي شده

غير از كلاس ادبياتش

در روانپزشكي، تعادل خيلي مهمه

خب كه چي؟

ميتونيد هفته اي دوبار و هر بار

يك ساعت به ما كمك كنيد؟ ميتونه شامل خوندن و نوشتن باشه

مهم نيست كدوم باشه، فقط فكر كنيد داريد از مهارتهاتون در كار خوبي استفاده ميكنيد

لطفا يه كلاس آموزشي بذاريد خانوم كو

خب، قربان

آه، مهمترين بخش، شرايط و ضوابط استخدامه

هربار كه براي آموزش بياييد اينجا

ميتونيد پدرتون رو به مدت 30 دقيقه براي هواخوري ببريد

اوني كه بايد شرايط رو اعلام كنه من نبايد باشم؟

اين چيزيه كه من براي بيمار و سرپرستش تجويز ميكنم

بايد بگم كاملا بي اعصابه

شما كه فكر نميكنيد اون با اين مساله موافقت كرده؟

اخبار رو نديديد؟ تو تمام خبرا هست

با وجود تمام اين اتفاقات تا اينجا اومده

و اين به من ميگه كه اون اينجا دنبال كسي يا چيزيه

هِي، تو اينجايي

تو هم اونو ديدي؟ شنيدم كو مون يونگ اين طرفاست

خدايا، شنيدم فوق العاده جذابه

بايد زودتر ميومدم

فكر ميكني رفته؟- مگه مهمه؟ به تو ربطي نداره-

با اين ميخواي چيكار كني؟

مگه چيه؟

همشو همينجوري سَمبَل كردي

خودت گفتي ببُرم

تا بيمارا نتونن خودشون رو حلق آويز كنن

گفتم چند تا برش جزئي نه اينكه تيكه پاره شون كني

باشه، فهميدم اينقدرا هم ارزشي ندارن

اصلا يه جعبه ازش ميخرم

آدم رو رواني ميكني

كجا ميري؟

دستشويي

اگه ميترسي خانوم پارك غُر بزنه بيخيالش شو

بعدا برش ميگردونم

آره، بذارش براي بعد اول بريم يه چيزي بخوريم

چيه؟

تو نبايد بياي اينجا برو بيرون

اون پسره كه الان رفت گفت ميتونم تو رو اينجا پيدا كنم و خودش اجازه داد وارد بشم

برو بيرون- چرا؟-

فقط برو بيرون- ایش-

ولم كن

چيه؟ ميخواي وانمود كنيم همديگه رو نميشناسيم؟

اين چيزيه كه چهره ت داره به من ميگه

ممنون ميشم وانمود كنيم

باشه، سخت نيست

تو و كانگ ته از كِي همديگه رو ميشناسيد؟

چرا ميپرسي؟ نميتوني ناديده ش بگيری؟

يه چيزي هست كه هيچ وقت نفهميدم

چطور ميتوني يه رابطه رو فقط با يک كلمه تعريف كني؟

هر برخوردي كه با هم داشتيم به شدت افتضاح بوده

و فقط يه قدم از مرگ فاصله داشته

و هر بار كه با هم برخورد داشتيم همديگه رو متحير كرديم

اينجور اتفاقاتي كه يكي پس از ديگري افتاده

ما رو به اينجا رسونده

چطوري ميخواي رابطه ي ِما رو تعريف كني؟

اين ديگه خيلي كليشه اي ميشه اگه بگيم ما تقدير همديگه بوديم

مگه نه؟

سوار شو

گفتم سوار شو

كجايي؟

بعدا باهات تماس ميگيرم

الكي انرژيت رو حروم نكن سوار شو

بريم يه كم گوشت بخوريم گشنمه

خودت تنهايي برو من براي شام برنامه دارم

اوه، با سانگ ته اوپا

اين كه عاليه

ميتونيم هم گوشت بخوريم هم با هم آشنا بشيم كجا زندگي ميكني؟

حدس ميزنم تهديد کردن روشيه که تو معمولا کارهاتو باهاش پيش ميبري

اما هرگز رو من جواب نميده

داري نقش بازي ميکني که سخت بدست مياي؟

باشه، سرگرم کننده ست

بيا بفهميم که تو تسليم ميشي يا نه

باشه، باشه

به اون چشمهاي براقت نگاه کن

امروز بيخيالت ميشم

اما دفعه ي بعد نياي، ميدزدمت

اَه، لعنتي منو ترسوندي

خفه شو آهوي عوضي

خفه نميشي؟

شير آهوي سونگجين

شب خوبي داشته باشيد- ممنونم-

فکر کردم براي شام با اون قرار داشتي

نه، ما صميمي نيستيم

در ضمن شام هم يه وعده غذاست که ميتونم تو خونه بخورم

براي همين بايد با برادرم غذا بخورم

درسته

هِي، جه سو

باشه، من جلوي خونه م تو يخچال کوکا هست

آره

اوهوم

متولد اُجي گون شهر سونگجين

اين اصلا خوب نيست

آه، واقعا نبايد به اونجا ميرفت

کجا رفته؟

عمارت نفرين شده

يه عمارته که پدر مون يونگ ساخته

تا تولدش رو جشن بگيره

اون عمارت رو وسط يه جنگل خيلي دور ساخته

تا همسرش بتونه روي نوشتن تمرکز کنه

يه عمارت فانتزيه که جايزه بزرگ معماري رو هم برده

اما الان به يه ويرونه تبديل شده

شده يه خونه ي ارواح

اما اون ميتونست اونو بفروشه چرا اين همه مدت نفروخته؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left